ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عفاید اقتصادی دکتر درخشان جلسه دوازدهم

کتاب ثروت ملل و طرح اندیشه های آدام اسمیت اولین نقطه ی عطف تاریخ علم اقتصاد است

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۱۴ ۱۳۹۳/۰۹/۱۳

در دوران قرون وسطی اقتصاد اروپا بر مبنای فئودالیسم بود و نظام سیاسی و دینی و علیم هم با این امر متناسب بودند. قدرتمندی اقوام متکثر ، حاکمیت کلیسا و بی سوادی گسترده مجموعه ی نظام های اروپای قرون وسطی بود.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه دوازدهم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

کتاب ثروت ملل و طرح اندیشه های آدام اسمیت اولین نقطه ی عطف تاریخ علم اقتصاد است. در ادامه انقلاب صنعتی ، مارکس ، عکس العمل به مارکس ، کینز و جهانی شدن را می توان دیگر نقاط عطف علم اقتصاد دانست. از دیدگاه تحلیلی من رویداد های عینی و نیازها مسیر علم را تعیین می کنند. رویداد های عینی اقتصاد به تحول در نظام سیاسی می انجامد و این دو تحولات فرهنگی را در پی دارند و این سه با هم تمدن ها را می سازند.

در دوران قرون وسطی اقتصاد اروپا بر مبنای فئودالیسم بود و نظام سیاسی و دینی و علیم هم با این امر متناسب بودند. قدرتمندی اقوام متکثر ، حاکمیت کلیسا و بی سوادی گسترده مجموعه ی نظام های اروپای قرون وسطی بود.در این بین تکانه های تحولی رخ داد که مسیر اورپا را تغییر داد. این تکانه ها اتفاقات عینی غیر قابل پیش بینی بودند. توسعه ی اسلام تا مرز های جنوبی اروپا، جنگ های صلیبی و کشف قاره ی آمریکا اتفاقات بیرونی بود که در تعیین مسیر اروپا موثر بود. جنگ های صیلبی تحولات شگرفی در اروپا رقم زد. فروپاشی نظام اجتماعی قبلی ، ظهور تاجر سکولار غیر وابسته به کلیسا و رونق بنادر ایتالیا را در پی داشت. انقلاب دریانوردی به رشد تجارت و افزایش قدرت نظامی دریایی اروپا انجامید که مقدمات استعمار را فراهم کرد. بعد از رشد تجاری هم مقدمه انقلاب تجاری فراهم شد. مرکانتلیسم با توجه به این تحولات سر برآورد. همین تجار بریده از کلیسا بودند که مسیحیت را در اجتماع به انزوا بردند اتحاد کلیسا را شکستند. همه ی این تحولات انقلاب علمی را پیش برد و نگرش ها به جهان را تغییر داد. بشر در این دوران از قیود کلیسا آزاد شد و به کشف قانونمندی های حاکم بر جهان پرداخت. در همین مسیر فلسفه ی جدید از فلسفه ی ارسطویی جدا شد و جایگاه دین در عرصه ی تفکر محو گردید. دیدگاه علمی به جهان جبرگرایی علمی را تقویت کرد و دغدغه ی کشف قوانین حاکم بر جهان به علوم اجتماعی کشیده شد. دانشمندان علوم اجتماعی همیشه در مقابل دانشمندان علوم طبیعی احساس ضعف داشتند ، از همین رو یافته های خود را natural law خواندند. پس از 250 سال حاکمیت اندیشه های مرکانتلیستی نوبت به تکانه ای درونزا رسید تا مسیر اروپا را تغییر دهد و آن فشار آزادی طلبی بود. سیاست طولانی مدت تحدید واردات و تشویق صادرات آثار منفی در پی داشت که مخالفت تجار را برانگیخت و در همین مسیر بود که متفکرین شعار آزادی دادند ؛ البته در این بین تکانه های درونزای ذهنی هم به فکر متفکرین می رسید که از جمله ی انها استناد به حقوق طبیعی برای آزادی انسانی بود. در حقیقت این امر تکانه ی درونزای ذهنی بود که از واقعیت متاثر بود و نیازی واقعی را هدف داشت. البته گاهی اوقات تکانه های درونزای ذهنی از واقعیت متاثر نیستند ، مانند بحث های مطلوبیت که توسط کندیاک مطرح شد. از دیگر اندیشه هایی که بطور کلی از ذهنیت نشات گرفته بودند ؛ عقاید فیزویکراتها بود که البته مدت زیادی دوام نداشت و از بین رفت ؛ می توان عدم اتصال به واقعیت را دلیل مهم نحو زودهنگام این اندیشه ها دانست.

دانلود فایل صوتی

دانلود فایل تصویری

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم /

جلسه ششم/ جلسه هفتم / جلسه هشتم / جلسه نهم /جلسه دهم

جلسه یازدهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب