ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عفاید اقتصادی دکتر درخشان جلسه یازدهم

فیزیوکراتها در نظام سیاسی معتقد بودند که اگر رییس از مردم باشد، خلاف قوانین طبیعت است/از نظر فیزیوکراتها عنصر حیاتبخش اقتصاد کشاورزی بود

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۲۸ ۱۳۹۳/۰۹/۱۲

از نظر فیزیوکراتها عنصر حیاتبخش اقتصاد کشاورزی بود که دارای (net product) محصول خالص بود و می توانست چرخ اقتصاد را به گردش دربیاورد و دیگر بخش های اقتصاد مانند تجارت و صنعت عقیم اند و محصول ویژه تولید نمی کنند.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه یازدهم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

فلسفه ی جبرگرایی علمی که جبر علم را بر همه چیز حتی اجتماع حاکم میدانست از پیشرفت های علوم طبیعی نشات گرفت. اینکه پیروان این دیدگاه علمی بودن را به معنای طبیعی بودن و فیزیکی بودن فرض کردند هم به دلیل تاثیر از علوم طبیعی بود. همین تاثیر دیدگاه های علوم اجتماعی را بصورت بنیانی تغییر داد. البته این جریان حدود 200 تا 300 سال بطول انجامید. از اشکالات عدم وجود دید تاریخی ساده انگاری است و اینکه ما سیر تحولات و مسیر طی شده توسط جریانات فهم نمی شود. مثلا یک عده می گویند چون آمریکا در این روزگار قوی ست پس باید ما از آنها پیروی کنیم ؛ در حالی که این گروه از تحولات اجتماعی غافل اند. شروع سیر تمدن امروزی اروپا به جنگ های صلیبی بر می گردد که بافت اجتماعی و سیاسی تغییر کرد و نگرش های مذهبی را متحول کرد. جنگ های صلیبی هم به دلیل آزار و اذیت مسیحیان توسط سلجوقی ها بود که موجب فتوای پاپ علیه سگ های رانده شده ی خدا (مسلمانان) شد. این فتوا در شرایطی بود که احساسات دینی بسیار قوی بود و serfها بصورت انبوه و با خانواده به جهاد رفتند در حالی که نمی دانستند بیت المقدس کجاست! وسایل حمل و نقل هم وجود نداشت و این سیل جمعیت پیاده به سمت بیت المقدس به راه افتادند. در دور اول هزاران نفر در راه مردند و از ناچاری به بردگی رفتند. پس از این تجربه ی ناکام جنگجویان به جنگ وارد شدند و به مرور زمان و در طی قرونی که جنگ های صلیبی در جریان بود طبقه ی جنگاوران قدرتمند شدند. در حقیقت انگیزه ی دینی آزادی بیت المقدس نقطه شروع تمدن جدید و رشد شد اما همین تمدن جدید علیه دین و مسیحیت برخواست و 200 سال بعد در جریان پروتستانتیسم شکافی بین کلیسا بوجود آمد و اتحاد دینی مسیحیت از بین رفت. بطور کلی جایگاه بیت المقدس در تحولات تاریخی بسیار مهم بوده ، بنظر من امروز هم بحران فلسطین تاریخ را تغییر خواهد داد و به سقوط نظام آمریکا و نظم سیاسی جهان خواهد انجامید ، البته این امری است که شاید 100 سال دیگر مشاهده شود.

برگردیم به فیزیوکراتها ؛ به مرور زمان اصطلاحات رایج بشر عوض شد و natural law به natural order تغییر پیدا کرد. فیزیوکراتها مبنا را بر قدرت طبیعت قرار دادند و معتقد بودند این قدرت زیر بنای نظم است. یک عده در اینجا اشتباه می کنند و گمان می کنند فطرت قرآن همین نظم طبیعت است ؛ درحالی که عقاید فیزیوکراتها ریشه در کشفیات علوم تجربی داشت. دکتر کنه که سردمدار فیزیوکراتها بود از نظریه ی گردش خون متاثر شد و تابلوی اقتصادی(1758) را نوشت.

از نظر فیزیوکراتها عنصر حیاتبخش اقتصاد کشاورزی بود که دارای (net product) محصول خالص بود و می توانست چرخ اقتصاد را به گردش دربیاورد و دیگر بخش های اقتصاد مانند تجارت و صنعت عقیم اند و محصول ویژه تولید نمی کنند. صنعت همان محصول کشاورزی را تغییر شکل می دهد و تجارت همان را مبادله و معامله می کند و همه ی اینها به کشاورزی وابسته اند. از همین نتیجه گیری آنها اعلام کردند فقط بخش کشاورزی باید مالیات بپردازد و بقیه ی بخش ها به دلیل عقیم بودن از مالیات معاف اند. آنها نرخ بهره را هم مختص وام کشاورزی به دلیل تولید ارزش در مسیر کشاورزی دانستند. از نظر آنها جامعه به سه طبقه تقسیم می شود و محصول ویژه تولید شده در کشاورزی بین این سه طبقه تقسیم و مبادله می شود. این سه طبقه عبارت اند از : کشاورزان ، صنعتگران و بازرگانان ، مالکان و حکمرانان. فیزیوکراتها از طریق نفوذ به حاکمیت سیاسی توانستند ایده های خود را اجرایی کنند.

آنها به قدرت طبیعت معتقد بودند و بیان داشتند که تعادل های در طبیعت وجود دارد که باید توسط بشر کشف شود. آنها این امر را همان نظم طبیعی منطبق با مشیت الهی دانستند و معتقد بودند این نظم با رجوع به وجدان هر انسان بر او کشف می شود. فیزیوکراتها عنوان داشتند که آزادی تجارت با نظم طبیعی حاکم بر جهان منطبق است. اینجا مصداقی از همان استدلال است که عنوان داشتیم فلاسفه به دنبال توجیه وضع موجود هستند. این عقاید فیزیوکراتها در زمانی شکل می گیرد که فشار 250 ساله ی مرکانتلیسم میل به تجارت آزاد را بوجود آورده بود.

فیزیوکراتها در نظام سیاسی معتقد بودند که اگر رییس از مردم باشد ، خلاف قوانین طبیعت است زیرا منافع مردم محدود است و منافع آنها با هم تطابق ندارند. از نظر آنها حکومت ایده آل باید از قوانین طبیعت حراست کند. دکتر کنه معتقد بود که قوانین توسط انسان ها نوشته نمی شود بلکه انسان باید به کشف قوانین طبیعت روی بیاورد ؛ از همین رو او با نوشتن قانون اساسی هم مخالف بود. از آنجا که منافع اجتماع متفرق است و به عدالت نمی انجامد باید حاکمیتی قوی و برتر برای نیل به نظام ساده ی طبیعی تشکیل گردد که بهترین مصداق برای آن سلطنت پادشاه فعال ما یشاء است. فقط پادشاه خودکامه می تواند طبق خیر و صلاح مردم سیاستگذاری کند. فیزیوکراتها حتی پارلمان را هم قبول نداشتند و برای انتخاب پادشاه معتقد به مکانیزم موروثی بودند. آنها معتقد بودند نظام سلطنتی موروثی همان نظام طبیعی است.

اشکالات مهمی که به فیزیوکراتها گرفته می شود در دو مورد مهم خلاصه می شود ؛ یکی مادی انگاشتن طبیعت و انسان و دیگری ارائه تصویری ذهنی که با واقعیت تطابقی ندارد.

از دیگر متفکرین هم عصر فیزیوکراتها باید کندیاک را نام برد. او برای اولین بار بحث ارزش (value) را مطرح کرد و عنوان داشت مطلوبیت ناشی از روابط انسانی و کالاست. این مطلوبیت به احتیاج ما و مقدار کالای موجود در اجتماع بستگی دارد. او نتیجه گرفت که تجارت و صنعت عقیم نیستند زیرا مایه مطلوبیت اند و تولید ارزش دارند. او در سال 1776 کتاب تجارت و حکومت و روابط متقابل را تالیف کرد. او فیزیوکرات نبود اما با مرکانتلیسم ها مخالفت داشت. مطرح کردن مطلوبیت بحثی ذهنی بود که در دوران خودش مورد استقبال قرار نگرفت اما حدود 100 سال بعد این بحث توسط والراس مطرح شد که به انزوای اندیشه های مارکس انجامید. در زمان خود کندیاک مغیر ارزش “کار” بود و از همین مجرا والراس مارکس را مورد انتقاد قرار داد.

دانلود صوت جلسه یازدهم

دانلود فایل تصویری جلسه یازدهم

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم /

جلسه ششم/ جلسه هفتم / جلسه هشتم / جلسه نهم 

جلسه دهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب