ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عفاید اقتصادی دکتر درخشان جلسه دهم

سرمایه داری اسلامی پارادوکس ناشدنی است/ویژگی تمدن فعلی غرب این است که پیوستگی خود با گذشته اش را پیدا کرده است

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۰۵ ۱۳۹۳/۰۹/۱

ویژگی تمدن فعلی غرب این است که پیوستگی خود با گذشته اش را پیدا کرده و حتی سعی می کند چنین پیوستگی را بسازد ، مثلا سعی می کنند ریشه ی نظرات امروز را در اندیشه های سن توماس پیدا کنند. همین امر به پویایی نظام علم و تمدن می انجامد. اما ما از گذشته ی خود جدا شده ایم و نتوانسته ایم پیوستگی را رعایت کنیم.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه دهم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

هر تمدن و حرکت تاریخی تحت تاثیر نظام های مختلفی پیش می رود. نظام های سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، دینی ، ایدئولوژیک. این نظام های به مثابه ی نیروهایی هستند که حرکت ها را ساماندهی می کنند و به اجتماع نیرو وارد می کنند. این نیرو ها می توانند متقابل یا همسو باشند. مثلا در دوران رنسانس نظام سیاسی و اقتصادی همجهت بودند و در عین حال به نظام دینی فشار وارد می کردند و از بر نظام علمی هم تاثیر مثبت داشتند. در همین تحولات نظام ایدئولوژیک از نظام علمی تاثیر پذیرف و ارزش های جامعه تغییر کرد. منظور من از نظام ایدئولوژیک فرهنگ ، باورها ، جهان بینی ، طرز تلقی از جهان امروز و آینده است. تمام این تحولات متقابل و همسو به جدایی اقتصاد از اخلاق انجامید و ثروت را بجای اخلاق محور اقتصاد قرار داد.  این تعیین کنندگی امروزه به جایی رسیده که نه تنها اقتصاد بلکه سیاست هم بر مبنای ثروت حرکت می کند و صاحبان شرکت های چند ملیتی نتایج انتخابات ها را تعیین می کنند. در دوران مرکانتلیسم هم این نظام ها بودند که کلیسا را به انزوا کشاندند در حالی که در تمدن اسلامی تعاملات نظام ها به گونه ای دیگر بود. از این رو در نظام های غرب جدید سرمایه داری متولد شد اما در نظام های جهان اسلام سرمایه داری متولد نشد و از همین رو سرمایه داری اسلامی پارادوکس ناشدنی است.

نظام های مختلف اجتماعی بر مبنای اهداف خود به نهادسازی و بسط نهاد های همسو با خود مبادرت می کنند. اما این اهداف از کجا تعیین می شود؟ در غرب جدید اقتصاد تعیین کننده ی اهداف است. در تمدن اسلامی هم دین تعیین کننده ی اهداف بود ، اما چه دینی؟ دینی که توسط سلاطین غاصب ولایت پشتیبانی می شد و از آنها حمایت می کرد. عموم فلاسفه هم توجیه گر این نظام های اجتماعی بوده اند. اینکه توماس هابز nutral law را توجیه کرد و مشیت الهی نامید از همین جاست. اما عده ای در جهان اسلام سعی می کنند nutral law را با فطرت الهی یکی بگیرند که به نظر من اشتباه است زیرا ریشه ی این مفهوم دینی نیست و در جهت اهداف دینی ارائه نشده است. همین nutral law در آینده زیربنای دست نامرئی اسمیت شد.

در سال 1662 جامعه سلطنتی علوم انگلیس تحت عنوان “royal society for improving nutral knowledge” تشکیل شد. همینطور که می بینیم عنوان طبیعت در نام این انجمن آمده که تایید کننده ی دیدگاه متاثر از دانشمندان علوم طبیعی است. این نهاد های علمی متناسب با اهداف نظام های اجتماعی تشکیل شدند و با نظام های اجتماعی بصورت هم افزا کار کردند اما ما در خیال کردیم با تقلید کورکورانه از نهاد های نظام های اجتماعی دیگر پیشرفت می کنیم. دارالفنون ایران در سال 1851 تشکیل شد در حالی دانشگاه MIT در سال 1857 تاسیس شد ولی الان دارالفنون پیشتاز نسبت به MIT در سطح یک دبیرستان سطح پایین است!

در چنین شرایطی که نظام های اجتماعی کارا نیستند و توانایی نهاد سازی و پیشرفت ندارند نوابغ نقشی نمی توانند ایفا کنند و مانند یک ستاره درخشان می آیند و می روند. ملاصدرا نابغه بود اما چون نظام اجتماعی نابغه ساز نبود ملاصدرا نتوانست تاثیری داشته باشد. نظام پویای اجتماعی توانایی تربیت نابغه دارد. اما چند قرن قبل با بررسی غیاث الدین جمید کاشانی می بینیم که او تک ستاره نبود. علم غیاث الدین جمشید ادامه مسیری بود که گذشتگان طی کرده بودند. غیاث الدین از دل یک نظام نخبه پرور بیرون آمد و از همین رو تاثیر گذار بود.

ویژگی تمدن فعلی غرب این است که پیوستگی خود با گذشته اش را پیدا کرده و حتی سعی می کند چنین پیوستگی را بسازد ، مثلا سعی می کنند ریشه ی نظرات امروز را در اندیشه های سن توماس پیدا کنند. همین امر به پویایی نظام علم و تمدن می انجامد. اما ما از گذشته ی خود جدا شده ایم و نتوانسته ایم پیوستگی را رعایت کنیم.

در فضای تمدن اسلامی ، در دوران صفویه سیاست از فقاهت جدا شد و در همین دوران هم نفوذ امپریالیسم در ایران شدت گرفت. امپریالیسم در ایران ابتدا دربار را نشانه گرفت. پس از مدتی هم تکیه حکومت ها از علمای دینی به قدرت های خارجی تغییر کرد. خارجی ها در ایران برای بقای خود به دو مولفه نیاز داشتند ؛ یکی از بین بردن سیستم تجارت مرتبط با دین و خلق یک بورژوازی وابسته ، و دیگری از بین بردن سیستم کشاورزی که در اصلاحات ارضی به حد اعلا رسید. من به نقل از آقای علی محمد موحد از محققین نفت ایران می گویم که انگلیس از استقلال شهر های کوچک و روستا ها مطلع بود و برنامه ای داشت برای ایجاد وابستگی همه گانی. در اصلاحات ارضی دیدیم که کشاورز مستقل شهر نشین شد و از پول نفت ارتزاق کرد. از نکاتی که به موفقیت های امپریالیسم در ایران منجر شد ف کتمان نقش آنها در مشکلات ایران بوده است. انها همیشه سعی نموده اند خود را در مشکلات ایران بی تقصیر جلوه بدهند در حالی که اینگونه نیست.

دانلود صوت جلسه دهم

دانلود فایل تصویری جلسه دهم

 

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم /

جلسه ششم/ جلسه هفتم / جلسه هشتم / جلسه نهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب