هابز، اولین جرقه های فرد گرایی را زده است/اگر در اقتصاد اسلامی بخواهیم تضاد های اسمیت با اسلام را حل کنیم ساده اندیشی کرده ایم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی جلسه هشتم

هابز، اولین جرقه های فرد گرایی را زده است/اگر در اقتصاد اسلامی بخواهیم تضاد های اسمیت با اسلام را حل کنیم ساده اندیشی کرده ایم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۱۷ ۱۳۹۳/۰۸/۱۱

از متفکرین مهم تاریخ غرب جدید توماس هابز( متولد 1588 و متوفی 1679) بود. او شاگرد بیکن بود. او نه یک ساینتیست بلکه یک متفکر اجتماعی بود. او از طرفی معاصر با انقلاب انگلیس و از طرفی معاصر با شاه عباس بود. تلاش او در مبارزه با افکار اسکولاستیکی و کلیسایی بود.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه هشتم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

سیر بحثی که تا امروز دنبال کردیم ما را به این نتیجه گیری می رساند که تغییرات عینی به تحول در ساختار های اجتماعی می انجامد. تحول ساختار های اجتماعی نیز به تغییر دیدگاه ها و اندیشه های فلسفی ، اقتصادی ، سیاسی و تحولات علمی می انجامد و همین تحولات اندیشه و علم ساختار های اجتماعی را تغییر می دهد و ساختار های اجتماعی تغییرات عینی را به دنبال دارد و این روند ادامه دار است. آنچه تا امروز نتیجه ی بحث ها شده این است که تغییرات عینیت و تحولات علمی بر تغییر اندیشه ها مقدم بوده است. اگر این نظر در جلسه ی اول گفته می شد برای شما قابل قبول نبود اما امروز شما را به فکر و تامل وا می دارد.

در مرحله ی تغییر دیدگاه ها اندیشه های مستقل شکل می گیرد و وارد چرخه می شود. این فرایند “تفکر” است. جریان تفکر عمری به درازای تاریخ بشری دارد و همیشه همین روند تفکر را پیش برده است. کسانی که این روند را مدون کرده اند ، بوجود آورنده ی آن نبوده اند. مانند آدام اسمیت که بوجود آورنده تفکر اقتصادی نبود و فقط تحولات اندیشه ای قبل از خود را مدون کرد. کسی که چگونگی شکل گیری جریان تفکر را بخوبی توضیح و تشریح کرد ، هگل بود.

فرآیند شکل گیری ذهنیت در جریان عینیت ها هم در آثار مارکس بخوبی نمایش داده شده است. از همین رو مارکس شروع کننده ی ماتریالیسم بود و هگل شروع کننده ی ایده آلیسم. البته این دو اشتباهاتی هم داشته اند که اشتباهاتشان ناشی از گمان فیلسوف بودن بود. فیلسوف با امور ذهنی سرو کار دارد و از واقعیت جدا می شود و مارکس و هگل هم وقتی فیلسوف شدند و از واقعیت فاصله گرفتند به خطا رفتند.

موتور محرکه تمدن ها “علوم” اند و فلسفه این روند تفسیر می کند و نقشه راه می دهد.

بیکن تحت تاثیر پیشرفت های دانشمندان علوم طبیعی بود و انقلاب علمی بر نظرات او تاثیر گذار بود. کانال تاثیر انقلاب علمی بر روابط انسانی و اجتماعی ، فلاسفه و روشنفکران بودند.

از متفکرین مهم تاریخ غرب جدید توماس هابز( متولد 1588 و متوفی 1679) بود. او شاگرد بیکن بود. او نه یک ساینتیست بلکه یک متفکر اجتماعی بود.  او از طرفی معاصر با انقلاب انگلیس و از طرفی معاصر با شاه عباس بود. تلاش او در مبارزه با افکار اسکولاستیکی و کلیسایی بود. در حقیقت او در اتحاد شکل گرفته بین دانشمندان علوم طبیعی ، اصحاب تجارت و حکومت و فلاسفه علیه کلیسا نقش مهمی ایفا کرد. این اتحاد بعد از انقلاب دریانوردی و تجاری شکل گرفت.

هابز در 40 سالگی به ریاضی روی آورد اما پیشرفتی نکرد برای همین در 50 سالگی به فلسفه رفت. او در کتاب لویاتان ( leviathan)  که نام اژدهایی در تورات است ، به بررسی نظام حکومتی پرداخت. او همچنین کتاب دیگری بنام اهل شهر تالیف کرد. دیدگاه غالب آن دوران تفکر تجربی و عقلانی بود که این رواج تحت اثیر دانشمندان علوم طبیعی بود. استدلالاتی که او در فلسفه مطرح کرد ف استدلالات مادی بود ، از همین رو او عنوان کرد که امور غیر مادی ربطی به فلسفه ندارند و باید به حوزه ی دین و ایمان بروند. همین طرز تفکر باعث شد بسیای از امور به مثابه ی شیء دیده شوند و بر مدار حس و تجربه گردش کنند ؛ مانند سیست ، اخلاق ،ریاضیات ، زندگی اجتماعی و… .

تحت تاثیر همین دیدگاه تجربی هابز مباحثی را در اخلاق و سیاست و رفتار انسانی مطرح کرد از جمله اینکه :

* حسن و قبح وجود ندارد و محور همه چیز سود و زیان افراد است. (امور عینی در اخلاق)

* ریشه ی رفتار های انسانی خود خواهی مبتنی بر تجربه است. در نتیجه دینداری انسان ها به ترسشان از کیفر و عذاب مرتبط است. علاوه بر این دلسوزی انسان ها هم از رنجش خودشان است نه محنت دیگران.

* اساس اخلاق سود و زیان است و اساس سیاست برتری جستن بر دیگری

از آموزه های هابز این نتیجه بدست آمد که انسان اساس موجود اجتماعی نیست بلکه رفتار های او فردی و خودخواهانه است. از همین جا اولین جرقه های فرد گرایی (individualism) زده شد.   دیدگاه های او در اجتماع به این نتیجه منجر شد که در جامعه هرکسی نیروی بیستری داشته باشد پیروز است و این حق طبیعی افراد است زیرا انسان ها گرگ اند و دشمن یگدیگر. این امر امنیت عمومی را به خطر می اندازد ، پس باید قانونی وجود داشته باشد که همگان بدان احترام بگذارند و قدرتی بالاتر از همه اجرای آن را ضمانت کند و امنیت را به زور برقرار سازد. از آنجا که در دیگاه هابز بنیان اخلاق بر سود و زیان است ، در نتیجه بنیان سیاست هم بر زور و استبداد قرار گرفت. هابز فرد گرایی را بوجود نیاورد بلکه حاصل تلاش ده ها فیلسوف قبل از خودش را تدوین و تشریح کرد. آدام اسمیت هم صد سال بعد در کتاب انگیزههای اخلاقی همین صحبت های هابز را تکرار می کند و عنوان می دارد که خوب بودن افراد از منفعت شخصی شان نشات می گیرد و موتور محرکه ی اجتماع نفع شخصی است. اندیشه های اسمیت حاصل چند قرن تحولات عینی و تلاش های ذهنی است ، اینکه بخواهیم در اقتصاد اسلامی اسمیت تضاد های اسمیت با اسلام را حل کنیم ساده اندیشانه است.

اما در این دوران در ایران چه خبر بود؟

مهمترین متفکر این روزهای ایران ملاصدرا (1572-1640) بود. او در خانواده ای بسیار ثروتمند متولد شد. او شاگرد میرداماد و شیخ بهایی بود. روحیه ی لطیفی داشت و از علمای درباری فراری بود. در 30 سالگی به یکی از روستاهای اطراف قم فرار می کند و عمر خود را در زهد و تقوا می گذارند. دیدگاه او فلسفه در این خلاصه می شد که چقدر باید پاک شد تا به حقایق الهی دست یافت. او در نظریه ی خود تحت عنوان حکمت متعالیه بحث حرکت جوهری را مطرح می کند. تا قبل از او ارسطو و ابن سینا حرکت را در 4 مولفه می دیدند ؛ کم ، کیف ، وضع ، عین ؛ اما ملاصدرا حرکت را در جوهر می دید و معتقد بود حرکت از درون می جوشد. بحث ملاصدرا مانند بحث های قرن 12 قرون وسطی بود که چند ملائکه سر سوزن جا می شوند؟ در زمانی که هابز با دیدگاه های خود در دنیای خارج جریان آفرین بود ملاصدرا در روستاهای دور به بحث حرکت جوهری مشغول بود. اگر ملاصدرا را از تاریخ حذف چه اتفاقی می افتد؟ شاید بتوان گفت اتفاق خاصی نمی افتد ، اما مباحث مطرح شده توسط هابز در سیر تحولات بسیار موثر بود.

صوت جلسه هشتم

فایل سوالات جلسه هشتم

دانلود فایل تصویری جلسه هشتم

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم /

جلسه ششم/ جلسه هفتم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب