دانشمندان علوم طبیعی به تغییر مسیر فلاسفه منجر شدند/تعالیم اسکولاستیک کلیسا؛ مشکل اصلی محوریت یافتن تجارت/سود محوری جامعه، 300 سال قبل تر از اسمیت مطرح شده بود | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عفاید اقتصادی دکتر درخشان جلسه هفتم

دانشمندان علوم طبیعی به تغییر مسیر فلاسفه منجر شدند/تعالیم اسکولاستیک کلیسا؛ مشکل اصلی محوریت یافتن تجارت/سود محوری جامعه، 300 سال قبل تر از اسمیت مطرح شده بود

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۱:۰۸ ۱۳۹۳/۰۸/۸

از دیگر متفکرین تاثیر گذار در دوران رنسانس کولبر وزیر مالی لویی 15 در فرانسه بود. او شرکت تجاری هند شرقی فرانسه را تاسیس کرد و سعی داشت فرانسه در تجارت با شرق از رقبایش عقب نماند.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه هفتم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

اندیشه های کپرنیک دیدگاه ها را به هیات بطلمیوسی تغییر داد و مردم فهمیدند جهانی آن چیزی که قبلا فکر می کردند، نیست. در زمان نیوتون هم ثابت شد که گردش ماه به دور زمین حت اثیر جاذبه است. پیشرفت های علمی آن برهه زمانی با کتاب مقدس منافات داشت. ریشه ی این روند حوادث ، تحولات عینی بود. کشفیات دانشمندان علوم طبیعی به تغییر مسیر فلاسفه منجر شد. در همین دوره بود که بیکن عنوان داشت که تنها وسیله ی معرفت حس و عقل است و این مبتنی بر تحولات عینی بود. با اینکه مباحث فراوانی بین فلاسفه در گرفته بود اما هنوز دیدگاه عموم جامعه تغییر اساسی نکرده بود. اینکه تاثیر فلاسفه به عموم مردم منتقل شود نیاز به زمان دارد. پس از تحولات فکر و فلسفه ، در دوران روشنگری مفاهیم فلسفی توسط روشنفکران به عموم مردم منتقل شد. از مهمترین آنها می توان منتسکیو (فوت در 1747 ، معاصر نادر شاه ، مولف کتاب روح القوانین) ، دیدرو (فوت در 1772) ، روسو (مولف امیل ، فوت در 1762) و ولتر (فو در 1764 ، معاصر با کریمخان زند ، مولف دیکشنری فلسفی) را نام برد. تاثیر روشنفکران در جامعه ایجاد تحرک و انتقال تفکرات فیلسوفان بود. حرکت روشنفکران در جامعه و تغییر مسیر فکر اجتماع هم پدیده ای تحت تاثیر امور عینی بود. در سال 1500 جریان حاکم اروپا تجارت بود. در تاریخ آمده در سال 1500 هشتاد صرافی در فلورانس وجود داشت که همین ها زمینه ی ایجاد شرکت های سهامی شدند. آنچه در مسیر محوریت تجارت مشکل زا بود ، تعالیم اسکولاستیک کلیسا بود. بحث اینکه اگر کسب سود محور باشد ، جامعه به هدف خود می رسد از زمانی شایع شد که تجارت محوریت گرفت در حالی که ما این سخنان را به نام اسمیت می شناسیم ، ولی در واقع این سخنان 300 قبل از اسمیت مطرح شدند. محور ودن سود تاجر به تراز تجاری مثبت کشور منجر شد و خزانه ی حاکم را زرین کرد و این معنی منفعت حاکم از این جریان و این تفکر است و این تفکر با تعالیم کلیسا در تضاد بود. همین روند تضاد ها بود که منجر به ظهور لوتر و کالوین شد تا موانع دینی تجارت و کسب سود برداشته شود. پس از دورانی تکیه ی اقتدار حکومت ها از کلیسا به خزانه های پر از طلا و نقره جا به جا شد. این تحولات حمایت نظام سیاسی از فلاسفه ی تئوریزه کننده جدایی دین از سیاست را برانگیخت و همین امر به جدایی متفکرین از فضای اسکولاستیک انجامید. اقتصاد و اقتصاددانان از این روند مستثنی نبودند و در این دوران جدایی اقتصاد از دین و اخلاق ظهور می کند. به نظر من ریشه ی بحران های نظام سرمایه داری در همین سکولاریسم و جدایی از دین و اخلاق نهفته است.

از فلاسفه سیاسی که در رود تفکر آن دوران نقش ایفا کرد ، منکرتین بود. او هم عصر شاه عباس بود. او یک سرباز و ماجراجوی تجاری بود. علاوه بر اینها دوئل باز و نمایش نامه نویس هم بود! در یکی از دوئل ها مرتکب قتل شد و به انگلستان فرار کرد. بعدها بخاطر نمایش نامه ای که به پادشاه فرانسه تقدیم کرده بود مورد عفو قرار گرفت. او در سال 1615 کتابی تحت عنوان اقتصاد سیاسی نوشت. او همیشه از نظر تفکر خود را مدیون “ژان بودن” می دانست. ژان بودن تلاش هایی در راستای اتحاد مذاهب و دین شناسی طبیعی داشت. او اولین کسی بود که نظریه مقداری پول را مطرح ساخت و افزایش قیمت ها را ناشی از ورود حجم بالای طلا و نقره از امریکای لاتین ارزیابی کرد.

از دیگر متفکرین مهم آن دوران “توماس من” بود. او انگلیسی بود و کتابی با عنوان “گفت و گویی پیرامون تجارت از انگلیس به هند شرقی” تالیف کرد. او معتقد بود که تفکر اقتصادی از تفکر سیاسی جدا نیست و اقتصاددانان هم از سیاستمداران جدا نیستند. علاوه بر اینها او تراز مثبت پرداخت ها را به عنوان نکته ای مثبت ارزیابی می کرد.

از دیگر متفکرین تاثیر گذار در دوران رنسانس کولبر وزیر مالی لویی 15 در فرانسه بود. او شرکت تجاری هند شرقی فرانسه را تاسیس کرد و سعی داشت فرانسه در تجارت با شرق از رقبایش عقب نماند. از همین رو سیاست های تشویق صادرات و تحدید واردات را اجرا کرد که از این طریق به تراز پرداخت مثبت و قدرت سیاسی برسد. این سیاست ها سرانجام به جنگ های فرانسه و انگلستان منجر شد.

تفکر محور بودن تراز مثبت تجاری ملزوماتی داشت از جمله کاهش مصرف داخلی به منظور افزایش صادرات و کاهش دستمزد ها برای ارزان سازی کالاها و تسخیر بازار ها. اما این روند بازی با جمع صفر است و نتیجه ی ان ب افزایش اختلاف طبقاتی و احساس فشار مردم از سوی تجار منجر شد. علاوه بر اینها وقتی همه ی کشور ها این سیاست را پیش بردند همه بر سر راه تجارت موانعی قرار دادند که این امر به نارضایتی تجار و اختلافات آنها با پادشاهان منجر شد ، زیرا آنها خواستار آزادی اقتصادی برای گسترش منافعشان بودند ولی پادشاهان از گسترش تجارت ممانعت می کردند. این روند به به مخالفت صاحبان سرمایه با سیاست های مرکانتلیستی انجامید و ندای آزادی خواهی را بلند کرد. تفکر تقدس آزادی از همین جا نشات گرفت و پس از این بود که فلاسفه ی منادی آزادی مورد حمایت قرار گرفتند. حمایت فلاسفه از آزادی هم متاثر از وقایع عینی و تغییرات اجتماعی بود. پایان دوران مرکانتلیسم در ایران با پایان دوره نادرشاه افشار مصادف بود .

فایل سوالات جلسه هفتم

دانلود صوت جلسه هفتم

دانلود فایل تصویری جلسه هفتم

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم /جلسه ششم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب