پاسخ آدام اسمیت به روسو | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مروری بر کتاب مزایا و مشکلات جامعه تجاری

پاسخ آدام اسمیت به روسو

ترجمان

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۰:۳۰ ۱۳۹۳/۰۸/۸

کتاب مزایا و مشکلات جامعۀ تجاری، موضوع مشکلات سرمایه‌داری لیبرال را با توجه به نظرات دو نفر از مهمترین متفکران قرن هجدهم میلادی بررسی می‌کند.

مزایا و مشکلات جامعۀ تجاری، دنیس راسموسن، ترجمه شیرین سادات صفوی، انتشارات دنیای اقتصاد، 1393، 254 صفحه.

The Problems and Promise of Commercial Society/ Dennis C. Rasmussen/ Penn State University Press (March 10, 2009)/ 208 pages

کتاب مزایا و مشکلات جامعۀ تجاری، موضوع مشکلات سرمایه‌داری لیبرال را با توجه به نظرات دو نفر از مهمترین متفکران قرن هجدهم میلادی بررسی می‌کند. مشکلات سرمایه‌داری لیبرال یکی از بحث برانگیزترین موضوعات جهان است. نتیجۀ این مباحثات هم به دریافت ما از جهان و هم به طرح‌مان برای بهبودی جهان شکل می‌دهد و می‌گوید چطور باید با مشکلات دنیای درحال توسعه مقابله کنیم.

راسموسن به جای عبارات آشنای لیبرالیسم یا سرمایه‌داری از اصطلاح «جامعۀ تجاری» استفاده کرده است. چون از آن دو واژه قبل از قرن نوزدهم استفاده نمی‌شد، استفاده از آن‌ها برای بیان نظرات آدام اسمیت و روسوی قرن هجدهمی منطقی نیست. دیدگاه‌اسمیت و روسو، که دو نفر از مهمترین متفکران قرن هجدهم بودند، باهم خیلی متفاوت بود. روسو (1778-1712) شاید مشهورترین منتقد در اروپای زمان خود بود. نقد روسو به جامعۀ تجاری یکی از اولین انتقادهای فلسفی از این نوع جامعه بود و حتی امروز هم از جامع‌ترین انتقادها نسبت به جامعۀ تجاری است. اسمیت (1723- 1790) هم به همراه هیوم دو متفکر برتر اسکاتلند بودند. واژۀ جامعۀ تجاری در ادبیات اسمیت کاربرد داشته است. چرا که به نظر او هر انسانی در جامعه با دیگر انسان‌ها مبادلاتی دارد، پس به بیانی او تاجر است و جامعه در نهایت به جایی می‌رسد که آن را جامعۀ تجاری می‌نامیم. جامعۀ تجاری از نظر اسمیت جایی است که در آن تقسیم کار گسترده وجود داشته باشد، در آن سطح بالایی از استقلال و حمایت از حقوق مالکیت را ببینیم و تحرک اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی و شغلی بالایی داشته باشد. آرای آدام اسمیت در تصویر کردن جامعۀ مدرن باعث شد تا تصوراتش تبدیل به نسخۀ تجویزی برای نسل‌های متمادی بعد از خودش شود. به طوری که شاید بتوان گفت تاریخ اقتصاد در دویست سال گذشته چیزی جز چند پانوشت بر افکار اسمیت نیست.

فیلسوفان در قرن هجدهم جامعه‌ای را ترجیح می‌دادند که مانند انگلستان آن زمان، بیشترین قابلیت را برای بهره‌برداری از مالکیت افراد داشته باشد، فضا و جمعیتش زیاد باشد، تقسیم کار در آن بسیار گسترده باشد، درجۀ بالایی از استقلال متقابل در آن ببینیم و تحرکش هم زیاد باشد. به نظر آن‌ها می‌شد از خودخواهی افراد برای

اسمیت علاوه بر نشان دادن مزایای جامعۀ تجاری بر مشکلات آن نیز تأکید می‌کند. پس بررسی افکار او از یک سو، منتقدان امروزی جامعۀ تجاری را به درستی راهنمایی می‌کند تا او را به نادیده گرفتن نواقص آن جامعه متهم نکنند و از سوی دیگر، به مدافعان جامعۀ تجاری می‌گوید که نباید این مشکلات را نادیده بگیرند.

نفع مشترک همه استفاده کرد. به بیان مندویل «شرور شخصی» را می‌توان به «منافع جمعی» تبدیل کرد. البته به شرط آن‌که نهادهایی برای هدایت آن‌ها ایجاد کنیم. اما روسو می‌گفت علایق دیگران همواره در تضاد با یکدیگر است، برای همین نمی‌توان خودخواهی را به راحتی کنترل و قابل استفاده کرد.

نتیجه‌گیری کلی این کتاب بررسی کلی شخصیت اسمیت است. نویسنده نشان می‌دهد که آرای اسمیت به جای آن که کلی و نظری باشد، عمل‌گرایانه است. اسمیت علاوه بر نشان دادن مزایای جامعۀ تجاری بر مشکلات آن نیز تأکید می‌کند. پس بررسی افکار او از یک سو، منتقدان امروزی جامعۀ تجاری را به درستی راهنمایی می‌کند تا او را به نادیده گرفتن نواقص آن جامعه متهم نکنند و از سوی دیگر، به مدافعان جامعۀ تجاری می‌گوید که نباید این مشکلات را نادیده بگیرند.

n00006819-tکتاب پنج فصل دارد. در فصل اول با عنوان «دیدگاه ناراضی روسو نسبت به جامعۀ تجاری»، راسموسن سه نقد اصلی روسو نسبت به جامعۀ تجاری را مطرح می‌کند. او نقد اول را «تقسیم کار» نامیده است. به نظر روسو افراد در اثر تقسیم کار دسته بندی می‌شوند و وحدت شخصیتی اندکی دارند. همچنین تخصص گرایی بیش از حد جهل به دنبال می‌آورد. روسو قبول دارد که تقسیم کار باعث متخصص شدن افراد می‌شود و در نتیجه بهره‌وری و تولیدشان بالا می‌رود، اما می‌گوید افزایش ثروتی که از این طریق به دست می‌آوریم چنان نابرابرانه بین افراد توزیع می‌شود که فقر و بدبختی بیشتری به دنبال دارد.

در نقد دوم، «امپراتوری عقیده»، روسو وابستگی افراد جامعۀ تجاری به عقاید دیگران را نقد می‌کند که منجر به خودنمایی، ریا و فساد می‌شود. به نظر روسو، نگرانی بیش از حد دربارۀ نظر دیگران دلیل اصلی تمایز انسان بدوی از انسان مدرن است. چرا که انسان بدوی همواره با خودش زندگی می‌کند، اما انسان مدرن خارج از خودش. او فقط می‌داند چطور طبق نظر دیگران زندگی کند. روسو می‌گوید، ثروتمندان از تجملات برای به چشم آمدن مصرف‌شان استفاده می‌کنند. آن‌ها فقط وقتی از چیزی لذت می‌برند که دیگران از آن محروم باشند.

در نقد «در جستجوی بدبختی» روسو می‌گوید تملکی که جامعۀ تجاری برای افراد به ارمغان می‌آورد باعث می‌شود تا آن‌ها عمر خود را صرف جستجوی خوشبختیِ فراتر از دسترس‌شان کنند. روسو با اندوه می‌نویسد: «این دیوانگی موجودی فانی چون انسان است که حالی را که از آن مطمئن است کنار می‌گذارد و دائم به آیندۀ دوری چشم دارد که به ندرت از راه می‌رسد». (ص. 61) خوشبختی را باید به جای تلاش و مالکیت، در آرامش و تعادل و قناعت یافت.

در واقع نوشته‌های روسو راهی برای فرار از مشکلات جامعۀ متمدن پیش روی ما می‌گذارد. با درنظر گرفتن این موارد، می‌بینیم انتقادهای روسو از جامعۀ مدرن، یکی از جامع‌ترین آن‌هاست. حتی اگر راهکارهایی که برای حل مشکل ارائه کرده است عملی نباشند، ولی خود انتقادهایش به قوت خود باقی می‌مانند. روسو تا حدی همۀ جدی‌ترین انتقادهای امروزی از جامعۀ تجاری را پیش‌بینی کرده بود.

عنوان فصل دوم «موافقت اسمیت با نقد روسو» است. راسموسن در این فصل میزان موافقت اسمیت با نقد روسو را بررسی می‌کند. این دو متفکر با این که در یک دوره زندگی می‌کردند ولی با هم ارتباط و مکاتبه‌ای نداشتند. گرچه آشنایی اسمیت با بسیاری از متفکران برجستۀ اروپا نشان از آگاهی او نسبت به آرای روسو دارد. نزدیک‌ترین دوست اسمیت، دیوید هیوم، حلقۀ ارتباط این دو نفر بود. خوب است بدانیم اسمیت به نوشته‌های روسو احترام زیادی می‌گذاشته است.

اسمیت مستقیماً با انتقادات روسو از جامعۀ تجاری پاسخ می‌دهد. حتی گاهی تعابیر مشابهی را به کار می‌برد. این مطلب نشان می‌دهد که آثار روسو بر افکار اسمیت تأثیر داشته است. اسمیت هم مانند روسو معتقد است دولت از سوی ثروتمندان برای حفظ ثروت‌شان ایجاد شده است. او می‌پذیرد که افزایش تولید نابرابری را در جامعه از بین نمی‌برد. اسمیت می‌گوید «هرجا اموال زیادی وجود داشته باشد نابرابری هم زیادتر خواهد بود، چون در مقابل یک انسان بسیار ثروتمند حداقل پانصد فقیر باید وجود داشته باشد و رفاه تعداد محدود به معنای سختی جمعیت زیاد است» (ثروت ملل، 709-710).

اما موافقت اسمیت با روسو در انتقاد دومش نسبت به جامعۀ تجاری کمتر است. نگرانی اسمیت نسبت به اعمال غیراخلاقی و فریب‌کاری تنها محدود به گروه‌های مرفه جامعه است. بر خلاف مندویل، روسو ذات بشر را خیر می‌دانست. به نظر روسو در جامعۀ تجاری به دلیل تأکید زیاد بر ثروت نیازهای افراد بسیار گسترش یافته است. به همین دلیل انسان‌ها در جستجوی بدبختی تلاش می‌کنند. اما اسمیت نسبت به تعریف روسو از طبیعت انسان نقد دارد. اسمیت جستجو و طلب ثروت را مایۀ خوشبختی نمی‌داند. اما به تمایل شدید انسان‌ها برای ثروت‌اندوزی اذعان دارد.

البته همین میزان موافقت اسمیت با انتقادات روسو خارق‌العاده است. محققان اگرچه دیگر اسمیت را به عنوان کاپیتالیستی تمام عیار معرفی نمی‌کنند، اما تعداد کمی از آن‌ها از میزان موافقت او با چالش‌های علیه جامعۀ تجاری آگاه‌اند. اسمیت پذیرفت که تقسیم کار لزوماً باعث نابرابری‌های بیشتر می‌شود و افراد را ضعیف و جاهل می‌کند. او حتی بیشتر از روسو از نابودی روحیۀ شهروندی ابراز نگرانی کرده‌ است. اما اسمیت در نهایت بدون هیچ تردیدی به دفاع از جامعۀ تجاری پرداخته است. فصل سه و چهار کتاب علت این مسأله را بررسی می‌کند.

فصل سوم «دهقان اروپایی و انسان معقول» نام دارد. به نظر اسمیت انتقاد تقسیم کار و امپراتوری عقیدۀ روسو خیلی متقاعدکننده نیستند. تقریباً دفاع اسمیت از جامعۀ تجاری بر مقایسۀ آن با جوامع پیشین مبتنی است. یکی از دلایلی که اسمیت نظام آزادی طبیعی را بر نظام مرکانتالیستی ترجیح می‌داد این بود که صنعت در خدمت منافع ثروتمندان و قدرتمندان است و مرکانتالیسم آن را تشویق می‌کند. برعکس هرچه برای فقرا مفید باشد نادیده گرفته و نابود می‌شود. اثرات منفی تقسیم کار بر کارگران و ایجاد ضعف و جهل در آن‌ها در اثر تخصصی شدن وظایف، مهمترین انتقاد اسمیت نسبت به جامعۀ تجاری است. اما او نشان داد که دولت با آموزش و تا اندازه‌ای تربیت نظامی می‌تواند از این معضل جلوگیری کند. اسمیت تقسیم کار را مهم‌ترین منشأ تولید رفاه در جامعه می‌داند و برای همین با وجود اذعان به اثرات منفی تقسیم کار، از آن دفاع می‌کند. به نظر اسمیت تقسیم کار علی رغم اثرات جانبی منفی، با رشد نجومی تولید باعث بهتر شدن وضع فقرا نسبت به قبل خواهد شد.

اسمیت در فصل ششم کتابِ «نظریۀ احساسات اخلاقی» انسان معقول را به تصویر می‌کشد. او در پاسخ روسو می‌گوید انسان معقول از توانایی‌هایش نه برای تأثیرگذاری بر دیگران، بلکه برای شخص خودش بهره‌ می‌برد و شهرتش را ناشی از استعدادهای شخصی‌اش می‌داند نه لطف دیگران. باید تأکید کنیم که بحث اسمیت این نیست که جامعۀ تجاری به خودی خود خوب است، بلکه او نفع این نوع جامعه را در قیاس با سایر جوامع نشان می‌دهد. بر خلاف قرائت‌های معمول از اسمیت، او نمی‌گوید که هماهنگی منافع در جامعه خود به خود رخ می‌دهد. یا این که پرهیز از دخالت دولت برای رسیدن به اقتصاد بازاری مفید است. بلکه برعکس، به نظر اسمیت فقط زمانی منافع شخصی با هم هماهنگ می‌شوند که از طریق بازار با هم هماهنگ شوند و این هماهنگی نیازمند قوانین، زیربناها و محرک‌های ضروری و مناسب است. اسمیت به تشدید خودنمایی و مصرف بیش از حد در جامعۀ تجاری اذعان دارد. اسمیت بر عکس روسو نگرانی افراد نسبت به نظر دیگران راجع به خود را موجب بروز رفتار اخلاقی در فرد می‌داند. این امر باعث ارتقای استاندارد رفتارهای اجتماعی می‌شود.

فصل چهارم با نام «پیشرفت و خوشبختی» ادامۀ دفاعیات اسمیت از جامعۀ تجاری را مطرح می‌کند. حرف آخر اسمیت دربارۀ جامعۀ تجاری آن است که این جامعه نظم سیاسی بهتری برقرار می‌کند. گرچه همیشه تجارت منجر به ایجاد دولت ترکیبی نخواهد شد، اما از ضروریات تشکیل چنین دولتی است. تجارت گسترده آزادی و امنیت بیشتری می‌آورد، چون کاهش قدرت ثروتمندان وابستگی فردی را کاهش می‌دهد و باعث توسعۀ حکومت قانون و اجرای مؤثرتر عدالت خواهد شد. ثمرۀ آزادی و امنیت پاسخ معمای اصلی افکار اسمیت است. به نظر اسمیت گرچه جامعۀ تجاری از کمال فاصلۀ زیادی دارد اما سایر اشکال جامعه حتی از آن هم ناقص‌تر‌اند. او به جای ادعای خوب یا بد بودن جامعۀ تجاری، این سؤال را می‌پرسد: «در مقایسه با چی؟». در واقع بر خلاف ادعای مدافعان و منتقدان اسمیت، او هواخواه بازار آزاد نیست. دفاع او از بازار آزاد واقع‌بینانه و محتاطانه است، نه بنیادگریانه و اعتقادی. پیش‌فرض‌های متعصبانه باعث سوءتعبیر از افکار اسمیت شده‌اند.

به نظر می‌رسد با توجه به شواهد تاریخی موجود، این ادعای اسمیت که جوامع تجاری اخلاقیات انسان معقول مانند صداقت و همکاری را در افراد تشویق می‌کنند تاحدی صحیح باشد. گرچه باید پذیرفت که این اخلاقیات تجاری محدودیت‌هایی هم دارند. چون رقابت بازاری نیازمند هیچ‌گونه خیرخواهی فراگیر و همگانی نیست و چنین چیزی را هم تشویق نمی‌کند.

راسموسن در فصل پنجم آرای اسمیت را جمع‌بندی می‌کند. به نظر نویسنده به طور خلاصه هم در زمان اسمیت و هم در قرن بیست و یکم، به این نتیجۀ منطقی می‌رسیم که جامعۀ تجاری نسبت به مدل‌های تاریخی گذشته ترجیح دارد. ولی این مسأله نباید باعث خشنودی در دنیای کنونی باشد. چرا که یک سوم مردم جهان از فقر و سرکوب وحشتناک رنج می‌برند و این مهم‌ترین چالشی است که جامعۀ تجاری با آن روبرو است. واقع‌گرایی محتاطانۀ اسمیت از مهم‌ترین درس‌هایی است که منتقدِ امروزی جامعۀ تجاری باید از اسمیت بیاموزد. ما به ندرت وقتی از جامعۀ خود صحبت می‌کنیم از خود می‌پرسیم: «در مقایسه با چی؟».

بسیار از طرفداران امروزی اسمیت تنها آن اسمیتی را به یاد می‌آورند که با دخالت دولت در اقتصاد مخالف بود. اما فراموش کرده‌اند که اسمیت مخالف حرص و طمع ثروتمندان و قدرتمندان بود و دائم بر ضرورت وجود دولت متمرکز و قدرتمند تأکید داشت. جامعۀ تجاری به جز نسبت به مراحل قبلی جوامع، بدترین نوع جامعه محسوب می‌شود. همان‌طور که نوشته‌های اسمیت به ما یادآوری می‌کنند، زمانی می‌توانیم مشکلات جامعۀ تجاری را حل کنیم که از همۀ قابلیت ‌هایش بهره ببریم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب