درخشانِ همیشه استاد | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
گزارشی از کلاس تاریخ عقاید دکتر درخشان

درخشانِ همیشه استاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۱۲ ۱۳۹۳/۰۸/۳

تقریبا یک ماه از کلاس دکتر درخشان می گذرد. تنها نکته ملال آور کلاس ، درد های ناگهانی استاد است که در میان درس چشمان استاد را می بندد و لب هایش را بر هم می فشارد. کلاس با همان شور و شوق روز اول در جریان است.

آنچه در ادامه می آوریم گزارشی ایست از کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که در ترم جاری(93-94) در دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی(ره).این متن توسط حمید رضا عظیمی نیا در ویلاگ آبتشگون منتشر شده است.

* روز اول انتخاب واحد نام استاد مشخص نبود و نوشته بودند : “استاد اعلام نشده” ما هم مانند تمام درس هایی که مدرکمان در گروی پاس شدنشان هست درس مربوطه را انتخاب کردیم ، به هر استادی راضی بودیم چون اهمیتی چندانی برای درس قائل نبودیم ، فقط می خواستیم از شر درس ” تاریخ عقاید اقتصادی” راحت شویم.

* هفته ی اول دانشگاه تقش ، لق است و دانشجو و استاد دست در دست همدیگر دیر می آیند و نمی آیند. از طرفی می دانستیم که ممکن است بسیاری از دروس به حد نصاب نرسند و حذف شوند ؛ برای همین مدام دنبال بودیم که درسمان حذف می شود یا نه ، اگر حذف شود چه درسی را جایگزین کنیم؟

* رفتم آموزش برای سرک کشیدن به حذفی ها و دروس بدون استاد ، با اینکه یک هفته از سال تحصیلی دانشجویی و دو هفته از سال تحصیلی اعلامی دانشگاه گذشته بود ، هنوز استاد درس تاریخ عقاید مان مشخص نبود. روی میز بزرگ اداره آموزش که کمی از میز جلسات شوراهای عالی کوچک تر بود، کاغذی برنامه ریزی دروس و اساتید پهن بود ، دانشجو هایی هم که منتظر به راه افتادن کارشان بودند چشم می گرداندند درون کاغذ تا از عدم حذف کلاسشان مطمئن شوند. چشم من هم گردش سیری در خانه های جدول کرد و جزئیات تمام دروس را در آورد تا اینکه رسید به درس تاریخ عقاید اقتصادی. نگاهم که به اسم استاد افتاد یادم رفت با آموزش چه کار داشتم و فقط می خواستم از بچه ها مژدگانی بگیرم و بگویم درس تاریخ عقاید را دکتر درخشان ارائه داده… .

*خبر کسالت حال دکتر درخشان بد جوری ذوقمان را زد ، مخصوصا اینکه تاخیر دو هفته ای ایشان در تشکیل کلاس بازار شایعات را داغ کرده بود ، شایعاتی مانند اینکه دکتر درخشان به دلیل کسالت و عمل جراحی کلاس را حذف کرده.

* کاملا نا امید شده بودیم. حس کسی را داشتیم که یکبار شانس درب خانه اش را زده و فرار کرده ، آمده بودیم لب درب و شانس را نیافته بودیم ، فقط صدای درش را شنیده بودیم. اما به قول یکی از بچه ها همین خیال هم شیرین بود ، خیال درس داشتن با دکتر درخشان.

* بعد از دوهفته خبر ترخیص دکتر درخشان و تشکیل قطعی کلاس موجی از مسرت را بین بچه ها انداخت ، به قول یکی از بچه ها، دانشگاه علامه با همین یک درس حق را بر ما تمام کرد! جالب اینکه در سلف و حیاط و دفتر تشکل ها و حتی در بعضی کلاس ها هم صحبت ارائه درس تاریخ عقاید اقتصادی برای اولین بار در دانشگاه علامه توسط دکتر درخشان بود. اکثر اساتید استقبال می کردند و به ما می گفتند از این فرصت استفاده کنید ، ممکن است تا آخر عمرتان چنین کلاسی را تجربه نکنید.

* بالاخره روز موعود فرا رسید و اولین جلسه کلاس تشکیل شد. دکتر درخشان با دو عصای زیر بغل وارد کلاس شدند اما این دلیل نشد دوبار تخته را پر نکنند! کلاس پر شده بود. از بچه های ترم اولی و ورودی جدید کارشناسی که نمی دانند اقتصاد را با س بنویسند یا ص ، تا دانشجویان دکتری دانشگاه های دیگر حضور داشتند. با اینکه منابع درسی کاملا مشخص بود و همه می دانستند صوت کلاس را بعد از یک هفته با بهترین کیفیت می توانند از سایت مدرسه اقتصاد دانلود کنند اما میز دکتر درخشان پر بود از موبایل و ضبط کننده ی صدا.(وسائل ضبط کننده ی کلاس دکتر درخشان از آدم های حاضر در بعضی کلاس ها بیشتر بود!) صندلی ها کفاف حاضرین را نداد ، روی زمین ، جلوی درب و پشت پنجره گزینه های بعدی بود که باید برای استفاده از کلاس انتخاب می شدند. خدا را شکر که روشنایی کلاس بوسیله ی مهتابی تامین می شد وگرنه اگر لامپ آویزان داشتیم شاید… .

* به شخصه فکر می کردم شوق بچه ها به خاطر “اسم” دکتر درخشان است و بعد از چند جلسه این شور و شوق می خوابد و “بت” مسعود درخشان برای بچه می شکند ، مخصوصا اینکه به دلیل تبلیغات خود بچه ها بین همدیگر، انتظارات زیادی از این کلاس شکل گرفته و اگر درس و روش استاد عالی نباشد ، قطعا دانشجوها ذوق مرگ می شوند.

* تقریبا یک ماه از کلاس دکتر درخشان می گذرد. تنها نکته ملال آور کلاس ، درد های ناگهانی استاد است که در میان درس چشمان استاد را می بندد و لب هایش را بر هم می فشارد. کلاس با همان شور و شوق روز اول در جریان است. هر روز به جمع مستمعین آزاد اضافه می شود. دانشجو هایی که تا ترم قبل کتاب درسی شان هم به زور می خواندند امروز کتاب ثروت ملل اسمیت و سرمایه مارکس می خوانند و بین منابع انگلیسی زبان در پی اندیشه ی اقتصادی سن توماس (متفکر مسیحی قرن 12) هستند. همان دانشجویانی که 10 دقیقه قبل از پایان دیگر کلاس ها ندای “خسته نباشید” شان بلند است در این کلاس به 20 دقیقه اضافه درس دادن هم راضی نمی شوند و تنها چیزی که از کلاس بیرونشان می کند خستگی دکتر درخشان است. اینکه کلاس قبل از حضور استاد پر می شود هم دیگر عادی شده و یادمان می رود کلاس های دیگر را با 15 دقیقه تاخیر شروع می کنیم!

* دکتر درخشان روز اول هدفش از تشکیل کلاس تاریخ عقاید اقتصادی برای دانشجویان کارشناسی را چنین بیان کردند : تربیت چند اقتصاددان…

[با وجود کسالت و عمل جراحی ، دکتر درخشان به کمک صندلی از سکون در کلاس درس اجتناب دارند]

*قابل توجه تمام کسانی که توهم ضد سرمایه داری بودن دارند و سخنرانی های آبکی کسی را گوش می کنند که فهمی از اقتصاد ندارد ، استماع کلاس های دکتر درخشان قطعا آنها را از عالم هپروت به روی زمین می آورد. روی زمین بودن و نگاه به آسمان داشتن خیلی بهتر از در عالم خیال و توهم سیر کردن است.

مطالب مرتبط:

درس گفتار دکتر درخشان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب