ما ایرانی ها به تاریخ و منابع زیر زمینی مان خوشیم/پیشرفت و شکل گیی علم نیازمند زمینه های عینی است/دکارت معتقد بود که عقل انسان باید جایگزین کتاب مقدس شود | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی جلسه ششم

ما ایرانی ها به تاریخ و منابع زیر زمینی مان خوشیم/پیشرفت و شکل گیی علم نیازمند زمینه های عینی است/دکارت معتقد بود که عقل انسان باید جایگزین کتاب مقدس شود

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۲۹ ۱۳۹۳/۰۸/۳

متاسفانه ما ایرانیان نه تنها احساس ضعف نمی کنیم بلکه با تاریخ و منابع زیر زمینی مان خوشیم و به خودمان افتخار می کنیم و از هیچ چیز نگران نیستیم. همین عدم احساس نگرانی حدود 700 سال پیش هم در مسلمین بوجود آمد. مسلمانان در اوج قدرت و ثروت بودند و دغدغه ی پیشرفتشان از بین رفت و همین امر آنها را به قهقرا برد.

طبق اعلام گذشته پایگاه مدرسه اقتصاد قصد دارد کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر مسعود درخشان که به تازگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برگزار شده است،به صورت کامل پوشش دهد.

آنچه پیشرو دارید جلسه ششم کلاس درس تاریخ عقاید اقتصادی دکتر درخشان است.

 مدت طولانی جنگ های صلیبی هزینه ی هنگفتی را به فئودال ها تحمیل کرد گه ساختار اجتماعی و اقتصادی گذشته را تضعیف کرد. علاوه بر این جنگ های صلیبی به رونق تجارت و آشنایی اروپاییان با جهان منجر شد. در این هنگام اروپاییان دیدند که برای ورود به تجارت جهانی نه پولی دارند و نه کالایی. معادن طلا و نقره اروپا فقیر بود که به کمبود نقدینگی منجر شد. کمبود کلایی و نقدینگی اروپا در مقابل مسلمانان موجب بوجود آمدن احساس ضعف در اروپاییان شد که همین احساس ضعف به عامل رشد و ترقی اروپا انجامید. متاسفانه ما ایرانیان نه تنها احساس ضعف نمی کنیم بلکه با تاریخ و منابع زیر زمینی مان خوشیم و به خودمان افتخار می کنیم و از هیچ چیز نگران نیستیم. همین عدم احساس نگرانی حدود 700 سال پیش هم در مسلمین بوجود آمد. مسلمانان در اوج قدرت و ثروت بودند و دغدغه ی پیشرفتشان از بین رفت و همین امر آنها را به قهقرا برد. در همین دروان اروپا احساس نگرانی کرد و فهمید هیچ چیز ندارد و همین مولفه آنها را در معرض ریسک قرار داد. احساس ریسک هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی موجب رشد می شود. احساس ریسک اروپاییان آنها را به تجارت و دریانوردی سوق داد و تا آمریکا برد.

ما در زمانی هستیم که هنوز آدام اسمیتی نیامده و نظریه پردازی نکرده ولی در همین دوران باید پایه های تفکر اسمیت را جست و جو کرد. معمولا تحولات تاریخی سیر اندیشمندان را را تعیین می کند. امروزه حجم زیادی از پیشرفت های علم نه در دانشگاه ها بلکه در شرکت های تجاری صورت می گیرد و این از تقدم “عینیت” بر “ذهنیت” حکایت دارد. بسیاری از اختراعات نه بر اساس علوم پایه بلکه بر اساس نیازهای زمان بوجود آمدند.

حال ببینیم در همین دوران در کشور های اسلامی مخصوصا ایران چه می گذرد.

سلسله ی صفویه از سال 1500 تا 1736 حکومت کرد. شاه اسماعیل صفوی موسس سلسله صفویه از سال 1501 تا 1524 حکومت داشت. او قصد داشت حکومت شیعی را تشکیل دهد از همین رو از علمای شیعه لبنانی دعوت کرد به ایران بیایند. در همین دوران حوزه ی علمیه عراق رو به ضعف نهاد و ایران به مرکز تشیع تبدیل شد. در زمان صفویه جایگاه شیخ الاسلامی ایجاد شد و اولین کسی که این مقام را بدست گرفت محقق کرکی بود. شیخ الاسلام توسط شاه مشخص می شد و شیخ الاسلام هم شاه را جانشین امام معرفی می کرد که این روابط دو سویه به برخی مشکلات سیاسی انجامید. شاه اسماعیل با مارتین لوتر هم عصر بود. در حقیقت دورانی که در ایران ما در حال شکل دادن جریان دینی بودیم در مسیحیت شکاف دینی رخ داد.

شاه طهماسب(حکومت از 1524 تا 1576) معاصر با سه شخصیت مهم اروپایی بود؛ کپرنیک ، ماکیاول و کالوین. کپرنیک علم نجوم را متحول کرد و نظم علمی قدیم را به هم زد. ماکیاول تفکر سیاسی جدیدی را ارائه داد و گفت اصل در حکومت ، حفظ قدرت سیاسی است نه اجرای تعالیم مسیح ، حاکم باید طبق قانون جنگل عمل کند. کالوین هم پس از لوتر ادامه دهنده ی تحول دینی بود.

شاه عباس (حکومت از 1587 تا 1629) معاصر با بیکن ، هاروی (کاشف گردش خون) ، پاسکال ، گالیله و… بود، و این یعنی تحولاتی شگرف در علم ، پزشکی ، فلسفه ، نجوم و… . علاوه بر اینها منکرتین هم در همین عصر رساله ای در باب اقتصاد سیاسی نوشت که به اعتقاد عده ای اولین نوشته در این موضوع است. برای مقایسه ی شرایط و روند ایران و اروپا در این دوران خوب است بدانیم در زمانی که در اروپا علم به سرعت در حال پیشرفت و دگرگونی بود شیخ بهایی کتاب کنز الحساب را نوشت که در حد ریاضیات اول دبیرستان است!

علاوه بر تحولات علمی تحولات تجاری هم در همین دوران شکل گرفت که از آنها می توان به تاسیس سه شرکت هند شرقی در هلند ، انگلیس و فرانسه اشاره کرد که به تجارت با شرق مشغول بودند. شاه سلطان حسین پس از شکست از محمود افغان از شرکت هند شرقی وام گرفت تا غارت خزانه اش را جبران کند. شکسپیر که قله ی ادبیات اروپاست هم عصر شاه عباس بود.

 دوران شاه صفی دوم (حکومت از 1666 تا 1694) معاصر بود با ظهور اندیشمندان مهمی در اروپا مانند جان لاک ، نیوتون، لایبنیتس و… . جامعه ی سلطنتی انگلی در همین دوران تشکیل شد که نیوتون در زمان ریاست این نهاد برای ساخت قطب نما جایزه تعیین کرد که حکایت از محوریت مسائل عینی در پیشبرد امور ذهنی دارد. او ساخت قطب نما را به حل معادلات ریاضی ترجیح داد. افول همه جانبه ایران نسبت به اروپا در این دوران کاملا مشهود است. حتی در زمینه های معماری بناهای اروپایی نسبت به بناهای ایرانی فنی تر بودند و بناهای ایرانی فقط جذابیت های ظاهری و تزئینی داشتند.

پس از جنگ های صلیبی دو عامل به شکل گفتن دولت –ملت ها انجامید ؛ ضعف فئودالیسم و افزایش قدرت پادشاهان و جنگ های داخلی بین خود اقوام اروپایی آن روز و ملل اروپایی امروز. جالب اینکه شخصیتی مانند لایبنیتس که در ریاضیات  محض فعالیت می کرد به مدت چهار سال در دربار کشور های اروپایی در رفت و آمد بود و اروپاییان را به اتحاد علیه عثمانی تشویق می کرد.

قبلا هم متذکر شده ایم که پیشرفت و شکل گیی علم نیازمند زمینه های عینی است. از عوامل عینی که به رشد علوم مخالف با اندیشه های کلیسا منجر شد تقابل زورمندان و ثروتمندان با کلیسا بود.

از کارهای مهم گالیله جدا کردن فیزیک از الاهیات بود. جمله ی معروف او مبین این حقیقت است. او می گوید : حقیقت طبیعت چیزی نیست که بر عیسی مسیح وحی شد. برای درک حقیقت باید ریاضی دانست درحالی که کتاب مقدس خالی از ریاضی است.

از دیگر متفکرین مهم این عصر دکارت بود. او معتقد بود که عقل انسان باید جایگزین کتاب مقدس شود.  دکارت و بیکن معتقد بودند که فلسفه باید استدلال محور باشد نه الاهیات محور ، تا جایی که بین گفت حتی در وجود خدا هم باید شک کرد.

فایل سوالات جلسه ششم

دانلود صوت جلسه ششم

دانلود فایل تصویری جلسه ششم

مطالب مرتبط:

جلسه اولجلسه دوم / جلسه سومجلسه چهارم / جلسه پنجم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب