ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
هر هفته با یک ترجمه_26/کارل لوین /حامد سعید صابر

مروری بر بحران اقتصادی وال استریت بخش دوم؛جنبش اشغال وال استریت

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۰۸ ۱۳۹۳/۰۷/۲۹

بحران مالی سال 2007 نیز علت اصلی شکل‌گیری جنبش وال استریت نبوده است بلکه آنچه خشم مردم را برانگیخت آن بود که مردم دریافتند که ساز و کارهای سیاسی موجود توان و حتی اراده‌ای برای مقابله با عوامل شکل گیری بحران و التیام دردهای ناشی از پیامدهای بحران ندارند.

آنچه در ادامه آورده می شود یادداشتی است از کارل لوین سناتور آمریکایی که به بحران وال استریت در بعد اقتصادی توجه دارد.این یادداشت در دو قسمت توسط آقای سعیدی صابر برای سایت مدرسه اقتصاد ترجمه شده که قسمت اول آن با عنوان ریشه های بحران تقدیم خوانندگان شد.در ادامه قسمت دوم و پایانی این یادداشت را آورده ایم.

جنبش ضد وال استریت[1] عنوان یک جریان اعتراضی است که به صورت عینی از 17 سپتامبر 2011 در پارک زاکوتی[2] واقع در نزدیکی مهم‌ترین مرکز مالی ایالات متحده امریکا و بلکه جهان در وال استریت نیویورک آغاز گردیده است. این جنبش با توجه به ابعاد گسترده‌ای که داشت به زودی توانست در کانون توجهات بین‌المللی قرار گیرد و روز به روز در مسیر خود در جهت مبارزه با بی عدالتی اقتصادی و اجتماعی، افراد و گروه‌های بیشتری را با خود همراه نماید.

مهم‌ترین اولویت‌های جنبش علاوه بر مبارزه با بی‌عدالتی، ریشه کن نمودن فساد و به چالش کشیدن نفوذ بی حد و حصر و حریصانه‌ی شرکت‌های بزرگ بر تصمیمات دولت به ویژه در بخش مالی بود.

شعار جنبش اعتراضی این بود:

“ما 99 درصد از مردم هستیم.”

این شعار بر پایه‌ی بی‌عدالتی در توزیع درآمد و تخصیص ثروت انتخاب شده است که نشان می‌دهد میان یک درصد ثروتمند جامعه با 99 درصد دیگر آن، تبعیض‌ها و تفاوت‌های ناروای بسیاری وجود دارد. استراتژی جنبش برای دستیابی به اهداف خویش همراه نمودن آحاد مردم و به عبارتی حرکت بر مبنای پشتوانه‌ی افکار عمومی است. اما این جنبش صرفا به اهداف نرم‌افزاری توجه ندارد و هدف اصلی خود را انقلاب در ساختارهای حکومتی نظام سرمایه‌داری به ویژه در ایالات متحده امریکا معرفی نموده است.

نقطه‌ی آغازین جنبش

یک گروه ضد مصرف گرایی کانادایی تحت عنوان «کیل لان و میکا وایت»[3] در 17 سپتامبر 2011 نخستین پایه‌های اعتراضی جنبش اشغال وال استریت را بنا نمودند. این گروه وب سایت

OccupyWallstreet.org

را در همین دوران در شبکه جهانی اینترنت  بارگذاری نمود. این وب سایت هنوز هم مرجع خبری و تحلیلی جنبش به شمار می‌آید. در همین زمان، این گروه برای تعداد بسیار زیادی از کاربران با الهام از وقایع انقلاب مصر، ایمیلی تحت این عنوان ارسال می‌نمود:

“امریکایی‌ها هم باید در میدان التحریر خودشان جمع شوند.”

این گروه برای نخستین بار در جولای 2011 پیشنهاد اشغال مسالمت آمیز وال استریت را به هواداران جنبش ارائه نمود. آنها بدین ترتیب می‌خواستند اعتراض خود به نفوذ شرکت‌های ثروتمند در در فرآیند دموکراسی، عدم پیگیردهای قضایی برای مسببان  بحران مالی وال استریت و بی‌عدالتی فزاینده در توزیع درآمد و ثروت را به گوش همه‌ی مردم دنیا برسانند.

گروه دیگری که به صورت جدی وارد عرصه‌ی جنبش گردیدند گروهی موسوم به «مخالفان کاهش بودجه در نیویورک» (NYAB)[4] بودند. این گروه نیز به شکل سازماندهی شده فعالیت‌هایی را در جهت رساندن پیام جنبش به مردم جهان به ویژه ملت امریکا انجام دادند.

به هر حال اگرچه رسانه‌های وابسته به امپریالیسم از پوشش کامل اخبار جنبش سرباز می‌زدند اما بهره گیری صحیح از رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی منجر به گسترش موج اعتراضات گردید.

نکته‌ی جالب توجه اینجاست که مرکز اعتراضات پارک زاکوتی در خیابان منهتن است که این پارک دارای مالکیت خصوصی است، بنابراین پلیس طبق قوانین و حقوق مالکیت برای ورود و مداخله در آن از آزادی عمل کمتری برخوردار است اگرچه با وجود این محدودیت چندین بار درگیری‌های شدیدی میان پلیس و معترضان صورت پذیرفته است.

شعار جنبش نیز شعار بسیار هوشمندانه‌ای است؛ ما 99 درصد از مردم هستیم. این شعار حامل دو مفهوم است:

1- اعتراض به بی‌عدالتی در توزیع درآمد و ثروت در جامعه امریکا

2- فراگیر بودن جنبش اشغال ضد وال استریت

پل تیلور گزارشگر هافینگتون پست در گزارش جالبی به تحلیل این شعار پرداخته است. وی با برشمردن شعارهای حرکت‌های اعتراضی در امریکا، پس از شعار مخالفان جنگ با ویتنام، شعار جنبش ضد وال استریت را راهبردی‌ترین شعار اعتراضی در تاریخ حرکت‌های اعتراضی می‌داند. شعار معترضان به جنگ با ویتنام این بود:

“جهنم نه! ما نمی‌خواهیم به جهنم برویم!”

 مبارزه با بی‌عدالتی؛ محور جنبش

خط مقدم جبهه‌ی مبارزه با بی‌عدالتی در جنبش اشغال وال استریت مربوط به آرین داجیت داب و اتان کاپلان[5] دو تن از اساتید اقتصاد دانشگاه ماساچوست است. آنها در پژوهشی مستند به آمار و تحلیل‌های دقیق نشان داده‌اند که «بی‌عدالتی در امریکا طی 40 سال اخیر به شکل وحشتناکی افزایش یافته است». بنابراین به شکل طبیعی می‌توان انتظار داشت که سمت و سوی تحرکات اجتماعی به طرف مبارزه با بی‌عدالتی و توزیع مجدد ثروت و درآمد در جامعه امریکا باشد.

شیکی از تصاویر جالبی که در جنبش دست به دست می‌شود تصویر فوق است. عنوان این تصویر این چنین است: «اگر زمین‌های امریکا نیز همانند ثروت میان مردم تقسیم می‌شد.»

این تصویر نشان می‌دهد سهم یک درصد و ده درصد از طبقه‌های غنی امریکا از ثروت تا چه میزان متفاوت از 90 درصد مابقی مردم است. این همان تبعیض طبقاتی است که یکی از پایه‌های اصلی جنبش ضد وال استریت به شمار می‌آید.

از سوی دیگر برخی کارشناسان مسائل سیاسی و اجتماعی بر این اعتقادند که حتی بحران مالی سال 2007 نیز علت اصلی شکل‌گیری جنبش وال استریت نبود بلکه آنچه خشم و نفرت مردم را برانگیخت آن بود که مردم به روشنی دریافتند که ساز و کارهای سیاسی موجود توان و حتی اراده‌ای برای مقابله با عوامل شکل گیری بحران و التیام دردهای ناشی از پیامدهای بحران ندارند.

به هر حال امروز شبکه‌های اجتماعی مملو هستند از اخبار و عکس و فیلم مربوط به جنبش ضد وال استریت. حتی بازی‌های رایانه‌ای جنبش هم در اینترنت قابل دسترس هستند. کسی انتظار ندارد این جنبش در کوتاه مدت به اهدافش برسد اما یادمان باشد همیشه انقلاب‌های ماندگار از شکل‌گیری تا بلوغ و سپس به ثمر نشستن چند دهه‌ای زمان می‌خواهند. شاید امریکا باید خود را برای انقلابی بزرگ آماده کند.

دانلود فایل PDF بخش دوم بحران وال استریت

مطالب مرتبط:

بخش نخست یادداشت بحران وال استریت

 پاورقی‌ها



 [1] این جنبش تحت عناوین جنبش وال استریت، جنبش ضد وال استریت و جنبش اشغال وال استریت شناخته شده است. اما عنوان رایج آن در رسانه‌ها جنبش اشغال وال استریت است:

Occupy Wall Street (OWS)

[4] New Yorkers Against Budget Cuts (NYAB)

[5] Arindajit Dube and Ethan Kaplan

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب