درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه هجدهم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
فلسفه ریاضیات در اقتصاد + دانلود صوت

درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه هجدهم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۳:۵۶ ۱۳۹۳/۰۷/۳

ماهیت مسائل اقتصادی ای که حل آن مسائل مستلزم به کار گیری تئوری های کنترل بهینه است، محدودیت های به کار گیری کنترل بهینه را نیز تعیین می کند. هر گاه حل یک مسئله ی اقتصادی مشوق یک پژوهشگر است تا یک روش راضی مناسبی را کشف کند، نتایج مفیدی را می توان انتظار داشت، اما برعکس این قضیه صحیح نیست.

در سال گذشته دکتر مسعود درخشان برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه امام صادق مبحثی را تحت عنوان فلسفه کاربرد ریاضیات مطرح کردند.در این سلسله درس گفتار به مباحثی همچون سیاست های پشت پرده  تعمیق ریاضیات در اقتصاد،فلسفه ریاضیات در اقتصاد و … می پردازد.

آنچه در ادامه می بینیم قسمت هجدهم این درس گفتار است:

ماهیت مسائل اقتصادی ای که حل آن مسائل مستلزم به کار گیری تئوری های کنترل بهینه است، محدودیت های به کار گیری کنترل بهینه را نیز تعیین می کند. هر گاه حل یک مسئله ی اقتصادی مشوق یک پژوهشگر است تا یک روش راضی مناسبی را کشف کند، نتایج مفیدی را می  توان انتظار داشت، اما برعکس این قضیه صحیح نیست. حتی کنترل بهینه ی مهندسی هم در دهه ی 50 رشد کرد چون نیاز علوم فضایی آمریکا و شوروی بود. توانایی و پتانسیل کنترل بهینه که برای کنترل های اتوماتیک سیستم های فیزیکی رشد کرده است، نشان دهنده ی محدودیت کاربرد کنترل بهینه در اقتصاد است. زیرا برای سیستم های فیزیکی طراحی شده است. اگر ما مطالعات در این حوزه را به دو گروه تقسیم کنیم، کنترل بهینه در ریاضات و کنترل بهینه در مهندسی، دستاورد های بالقوه ی اقتصادی از کنترل بهینه در ریاضیات بیشتر تاثیر می پذیرد. حتی اقتصادهای برنامه ریزی متمرکز که به لحاظ تئوری به کنترل های اقتصادی موکد قائل هستند، نمی توانند به کنترل های اتوماتیک تکیه کنند. زیرا نظام اقتصادی با سیستم فیزیکی تفاوت دارد. بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه نشان می دهد که به  کار گیری دیدگاه مهندسی در کنترل بهینه که هدف آن اتوماتیک کردن آن است «فیدبک» نام دارد. دهه های 60 و70 دهه های پر کاربرد به کار گیری تئوری های کنترل بهینه در مدل های رشد و مدل های اقتصادسنجی بود. در خلال این دو دهه تعداد مقالاتی که در زمینه ی کاربرد اقتصادی کنترل بهینه در مجلات مهندسی چاپ شدند 347 مقاله بود و در مجلات اقتصادی نیز تعداد 400 مقاله به چاپ رسید. این مجلات در طول آن 20 سال تعداد زیادی از این مقالات را چاپ می کردند اما امروزه خیلی به این مقالات نمی پردازند. علاوه بر این یک مطالعه ی دقیق از مقالات منتشره نشان می دد که مجله ای به نام « مجله ی اقتصادی و پویا ی کنترل» مهمترین مجله ی اقتصادی است که در این زمینه مقالاتی چاپ کرده است. اولین شماره ی این مجله ی در فوریه 1979 منتشر شد. این اولین مجله ی تخصصی در این زمینه بود و مقالات چاپ شده در طول 10 سال اولیه ی چاپ این مجله نشان می دهد که مقالات بیشتر تئوری بودند و کوششی نداشتند که به لحاظ اقتصادسنجی این مسیر ها را محاسبه کنند و به دنبال ویژگی های ریاضی این مسیرها بودند. پس آنچه که مایه ی قوت کنترل تئوری بود به ضعف آن در کاربرد اقتصادیش تبدیل شد. دلیل آن هم تفاوت ماهوی دو نظام اقتصادی و نظام فیزیکی بود.

منطق تجرید: در این بخش مارشال این خطر را به اقتصاددانان یادآور می شود که یک نگرش نامتوازن به بکارگیری ریاضیات در اقتصاد داشته باشند. به این دلیل که آن عناصر اقتصادی ای بیشتر مورد توجه اقتصاددانان قرار می گیرد که اقتصاددانان راحت تر بتوانند آنها را به زبان ریاضی بیان کنند. اما توصیه ی مارشال مبهم است و نمی تواند مبنایی برای ارتقای دقت در نظریه پردازی اقصاد شود. در اینجا این سوال مطرح می شود که اقتصاددان باید چه کاری انجام دهد تا خودش را از این خطر حفظ کند؟ به بیانی دیگر اگر بکارگیری تئوری مهندسی کنترل به علت تفاوت مبنایی بین سیستم های اقتصادی و فیزیکی امیدوار کننده نبود تا از آن استفاده کنیم، چرا تئوری های ریاضی کنترل برای سیستم های اجتماعی و خصوصا سیستم های اقتصادی توسعه پیدا نکرده است؟ اگر این کاستی وجود دارد، تا چه میزان به این مربوط می شود که ریاضی دانان به مفاهیم اجتماعی و علوم ساده آشنایی نداشتند و یا متخصصان علوم اجتماعی ریاضی دانان خوبی نبودند؟ فرضیه ی ما این است که منطق مجرد سازی در متدولوژی نظریه پردازی اقتصادی نقش اصلی را ایفا می کند. برای اینکه ما خودمان را با مسائل متدولوژی درگیر نکنیم که از حوصله ی این بحث خارج است ، بحث خود را به یک بیان دیالستیک محدود می کنیم. بدون اینکه وارد این بحث شویم که استدلال ریاضی چیست، می توان به راحتی دید که ساختار های ریاضیات یک سیستم استدلال منطقی است که مبتنی بر مفاهیم مجرد است. هیچ مفهومی در اقتصاد نیست که بتوان آنرا به کمک ریاضیات بیان کرد بدون اینکه آنرا مجرد کنیم و سپس در دستگاه دیفرانسیل قرار داده و یک نتیجه ی منطقی از آن بگیریم. چون داده های اقتصادی به دستگاه ریاضی مجرد است نتایج هم مجرد است. تحت چه شرایطی یک نفر می تواند با استفاده از استدلال ریاضی به نتایج مفیدی برسد؟ برای پاسخ به این سوال فرض می کنیم که ارزش یک نتیجه به قدرت توضیحی آن بستگی دارد و همچنین بتواند یک مفهوم تئوری دیگری را توضیح دهد. بررسی مطالعات کلاسیک اقتصاد ریاضی نشان می دهد که اهداف نهایی آنها این بود که سازو کار و دینامیک اقتصاد محض را بفهمند. ولی با وجود این آنها در پیشرفت های غیر محدود در اقتصاد ریاضی محض موفقیت بیشتری داشتند. اگر شخصی به توسعه های غیر مقید در اقتصاد ریاضی معتقد باشد، در اینصورت یک سیر و سفر نظری زیبای بدون انتها در اقتصاد ریاضی داریم که ربطی به مسائل اقتصاد جدید ندارد. بررسی مقالاتی که در حوزه ی اقتصاد ریاضی چاپ شده است این حقیقت را نشان می دهد. متدولوژی ای که در مجرد سازی مفاهیم از واقعیات اقتصادی به کار می گیریم مهمترین مسئله است. یک سیستم واقعی اقتصاد نمی تواند جدای از سیاست، تاریخ و… مطالعه شود. کوشش کورنو، جوونز و والراس در تاسیس اقتصاد ریاضی که مستقل از سیستم های دیگر باشد، اولین گام غلط در فرایند مجرد سازی است. ریشه ی این بدبختی در روش غلط مجرد سازی است. روش مجرد سازی آنها چیزی جز تکه تکه کردن یک اقتصاد سیاسی چند وجهی نبود. جوونز می گوید«محتمل نیست که نتایج حاصل از رفتار یک بعد جدا شده از یک اقتصاد سیاسی چند وجهی بتواند رفتار آن سیستم را در کل بیان کند. نتایج حاصل در یک اقتصاد ریاضی یک بعدی در همان حوزه معتبر است و برای یک اقتصاد واقعی چند وجهی نمی تواند نتیجه دهد».

دانلود صوت جلسه هجدهم

مطالب مرتبط:

معرفی درس گفتار دکتر درخشان

جلسه اول جلسه دوم جلسه سوم جلسه چهارم جلسه پنجم جلسه ششم جلسه هفتم  جلسه هشتم جلسه نهم  جلسه دهم جلسه یازدهم  جلسه دوازدهم جلسه سیزدهم جلسه چهاردهم جلسه پانزدهم جلسه شانزدهم جلسه هفدهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب