درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه پانزدهم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
فلسفه ریاضیات در اقتصاد + دانلود صوت

درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه پانزدهم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۱:۱۲ ۱۳۹۳/۰۷/۳

متخصص اقتصاد ریاضی یک مدل را خطی می داند اما متخصص اقتصادسنجی معتقد است آن مدل غیر خطی است یا متخصص اقتصاد ریاضی یک توزیع را نرمال می داند اما متخصص اقتصادسنجی آن مدل را غیرنرمال می داند.

در سال گذشته دکتر مسعود درخشان برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه امام صادق مبحثی را تحت عنوان فلسفه کاربرد ریاضیات مطرح کردند.در این سلسله درس گفتار به مباحثی همچون سیاست های پشت پرده  تعمیق ریاضیات در اقتصاد،فلسفه ریاضیات در اقتصاد و … می پردازد.

 آنچه در ادامه می بینیم قسمت  شانزدهم این درس گفتار است:

 مسیر ناهموار برای توفیق برنامه ی هماهنگ تحقیقاتی:

برنامه هماهنگ تحقیقاتی که توسط کمیسیون« کاولز» توصیه شده بود و در انجمن اقتصاد سنجی بحث شد یک ابزار بسیار موثری برای تحقق این هدف به شمار می رفت. بررسی تحقیقات انجام شده در طول 75 سال گذشته بیانگر این است که شکاف بین ریاضیات و بیان آماری مسائل اقتصاد واقعی بسیار عمیق است. این مسئله به طور طبیعی در حوزه ی روابط متقابل تئوری و مشاهده قرار می گیرد. مسئله ی ما در این مبحث که هنوز هم مورد توجه دیگران قرار نگرفته است ماهیت تفاوت های اساسی بین اقتصاد ریاضی و اقتصادسنجی در ساختن مدل هایی برای آنالیز مسائل واقعی اقتصاد است.

مسائل فلسفی بحث انگیز در نظریه پردازی اقتصادی در حوزه ی رابطه ی متقابل تئوری و مشاهده بحث می شود. از یک مسئله که کمتر مورد بحث قرار گرفته شروع می کنیم و این که بگوییم تئوری اقتصادی اساسا یک مجموعه ی هماهنگی از استدلالات است که این دانش قبلی ما را درباره ی یک مسئله ی اقتصادی سازماندهی می کند. هدف برنامه ی هماهنگ تحقیقاتی این است که بین نظریه و اندازه گیری که ضرورتا لازمه ی آن تایید این تئوری ها توسط آمار و مشاهدات بود، وحدت ایجاد کند. بهترین روش تحقق این هدف این است که یک مدل ریاضی طراحی کنیم که آن مدل ریاضی مفاهیم نظری را با اجزای قابل مشاهده مرتبط کند. اینجا است که اقتصاد ریاضی با اقتصادسنجی رابطه پیدا می کند. 75 سال کوشش های زیادی برای تحقق این هدف انجام شده است اما تاریخ نشان می دهد که این مشاهده و پیوند ناهماهنگ هستند. از نگاه ما مسئله ای که در زمینه ی این هدف نهفته است، تقسیم بندی سنتی است که بین اقتصاددانان ریاضی و اقتصاددانان سنجی در ساختن مدل های تجربی صورت گرفته است. اقتصاددانان ریاضی انتظار دارند که مدل ریاضی بنویسند و اقتصاددانان سنجی پارامترهای آنها را تخمین بزنند و پارامترهای تخمین زده برای پیش بینی مدل های درونزا مورد استفاده قرار می گیرد،البته آن دسته از متغیرهای درونزا که مورد توجه سیاست گذاران بود. این وظیفه که تئوری را در مقابل مشاهدات قرار دهند با تخمین و پیش بینی به پایان نمی رسد بلکه باید نظریات را تست و ارزیابی کند. به بیان دیگر تئوری های اقتصاد ریاضی، روش های آماری و مشاهدات ضرورتا باید در یک مدل تجربی به هم پیوند داده شوند. این مسائل مربوط به یکپارچه سازی تئوری و آمار و ریاضی یک مشکل اساسی در توسعه ی یک پیوند نزدیک بین اقتصاد ریاضی و اقتصادسنجی به وجود آورده است. معمولا مدل های اقتصادی را متخصصان اقتصاد ریاضی بیان می کنند. متخصص اقتصاد ریاضی مثل ارو و ساموئلسون به دنبال معیار جنرالیتی و کوهیرنس مدل هستند که با چه دقت و جامعیتی مدل را بیان می کند و اینکه این مدل چگونه گذشته را تفسیر و چگونه آینده را پیش بینی می کند. متخصص اقتصادسنجی به روش های آماری و پردازش اطلاعات مرتبط است و مدل های اقتصادی را با قدرت آنها در تفسیر مشاهدات تاریخی ارزیابی می کند. وظیفه ی اصلی اقتصادسنجی این است که این مدل اقتصاد ریاضی را به یک مدل تجربی تبدیل کند و بتواند تخمین بزند تا جایی که مدل های اقتصادسنجی با مدل های ریاضی ناسازگارند این اختلاف نظر بین اقتصاد ریاضی و اقتصادسنجی مرتبا افزایش می یابد. خیلی از این اختلاف نظرها را نمی توان حذف کرد و بعضی از این اختلاف نظرها با دقت در ماهیتشان قابل حل هستند.

اما منصفانه است اگر اقتصادسنجی دانان بگویند که مدلهای نظری اقتصادی در حالت عمومی خود به درد تجربه نمی خورند. بنابراین متخصصان اقتصادسنجی باید به دنبال توصیف مدلی باشند که در آن متغیرهای توزیعی جدیدی قرار دهند، به معادلات رفتاری شکل ریاضی بدهند و بررسی کنند که جمله ی اختلال نرمال یا پواسن باشد، ساختار وقفه ی زمانی چگونه باشد، توابع هدف از چه نوع باشند و…

 اختلاف نظرها اینجا ظاهر می شود. مثلا متخصص اقتصاد ریاضی یک مدل را خطی می داند اما متخصص اقتصادسنجی معتقد است آن مدل غیر خطی است یا متخصص اقتصاد ریاضی یک توزیع را نرمال می داند اما متخصص اقتصادسنجی آن مدل را غیرنرمال می داند.این مشکلات از دیدگاه آماری آزمون صحت یک مدل اقتصاد سنجی را بسیار مشکل می کند. فرض کنید یک مدل اقتصادسنجی رد شود. آیا رد این مدل ناشی از عدم سازگاری ذاتی مدل ریاضی اولیه ای است که متخصص اقتصاد ریاضی طرح کرده است یا ناشی از فروضی است که متخصص اقتصاد سنجی ارائه کرده است؟ اعداد اقتصادی بانک مرکزی که توسط متخصص اقتصاد سنجی برای تخمین پارامترها مورد استفاده قرار می گیرد یک منشا اختلاف نظر بین متخصصان اقتصاد سنجی و متخصصان اقتصاد ریاضی است. به غیر از مواردی که مشاهده ی مستقیم امکان پذیر است مثل قیمت در بازارهای مالی، بیشتر آمارها برای مقاصد اداری و تجاری است نه برای اینکه مدل هایی که متخصصان اقتصاد ریاضی تولید می کنند را تغذیه ی آماری کند.

دانلود صوت جلسه پانزدهم

 مطالب مرتبط:

معرفی درس گفتار دکتر درخشان

جلسه اول جلسه دوم جلسه سوم جلسه چهارم جلسه پنجم جلسه ششم جلسه هفتم  جلسه هشتم جلسه نهم  جلسه دهم جلسه یازدهم  جلسه دوازدهم جلسه سیزدهم جلسه چهاردهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب