ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

استفان مارگلین

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۴:۵۸ ۱۳۹۳/۰۶/۲۴

پروفسور مارگلین کسی است که تمامی مدارج اقتصاد نئوکلاسیک را تا انتها طی کرده است و آن گاه به این نتیجه رسیده است که این مکتب، بشریت را به جایی نمی‌رساند. او فرضیات مبنایی اقتصاد پیرامون انسان را به شدت به چالش می‌کشد.

استفان مارگلین[1] کیست؟

استفان در یک خانواده یهودی چپ گرا به دنیا آمد. او در سال 1959 و پس از طی کردن دوران دبیرستان، وارد دانشگاه هاروارد شد. استفان دانشجوی باهوش و فعالی بود و از همان ابتدا به عنوان یک دانشجوی نمونه‌ی اقتصاد که طبیعتا پیرو مکتب نئوکلاسیک بود به فعالیت‌‌های علمی پرداخت. او در همان مراحل مقدماتی تحصیل به عنوان دانشجوی برتر دانشکده‌ی اقتصاد انتخاب گردید. دکتر فرانک تامسون[2] استاد مارگلین چنین می‌نویسد:

” هنگامی که مارگلین  هنوز چند سالی بیشتر از تحصیل خود در هاروارد را نگذارانده بود، نگارش دو فصل از کتابی که حاصل مشارکت گروهی از اساتید و دانشجویان بود به او واگذارشد. دو فصلی که وی به رشته‌ی تحریر درآورد به نظر من بهترین فصول آن کتاب بودند.”

تلاش‌های علمی قابل توجه مارگلین در زمینه‌ی بسط نظریه‌ی نئوکلاسیک اقتصاد باعث شد تا وی در سال 1968 به عنوان استاد دانشگاه هاروارد برگزیده شود، بدین ترتیب وی یکی از جوانترین اساتید دانشگاه هاروارد از بدو تاسیس این دانشگاه محسوب می‌گردد. او یکی از بنیانگذاران انجمن جهانی اقتصاد و عضو جامعه بین المللی اقتصاد سنجی و شورای آینده پژوهی اقتصاد نیز می‌باشد.

مارگلین چندین سال بر روی ابعاد مختلف اقتصاد نئوکلاسیک کار نمود و در زمینه‌های مختلف از جمله مبانی تحلیل هزینه- فایده، سازماندهی تولید، ارتباط میان رشد درآمد با نحوه‌ی توزیع آن و فرآیند تعدیل‌های کلان اقتصادی، آثار علمی فاخری را از خود برجای گذارد. او در این زمان به عنوان یک اقتصاددان برجسته‌ی نئوکلاسیک شناخته شده بود. مارگلین علاوه بر دانشگاه هاروارد سابقه‌ی تدریس به عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌های ماساچوست، کونکوردینای مونترال و دانشگاه عالی هند را نیز در کارنامه‌ی خود دارد.

 جرقه‌های اعتراض

ذهن پویای مارگلین نخستین تناقضات در مکتب نئوکلاسیک را در سال 1974 شناسایی نمود. او در این سال در مقاله‌ی مهمی تحت عنوان «مدیران بنگاه‌های اقتصادی چه می‌کنند؟»[3] برخی از این تناقضات را عیان نمود. این مقاله در فضای بسته‌ی اقتصادی آن زمان سر و صدای زیادی به راه انداخت. مارگلین در قسمتی از آن مقاله چنین نوشت:

“مهم‌ترین دستاورد انقلاب صنعتی مربوط به فناوری نبود بلکه به سازماندهی عناصر موثر در تولید مربوط می‌شد. اما این سازماندهی جدید که در آن مدیر بنگاه اقتصادی هم حضور داشت چه ثمره‌ای برای اقتصاد داشت. رایج‌ترین پاسخی که معمولا به این پرسش داده می‌شود افزایش کارآیی است. مدیر بنگاه که گاه با کارآفرین نیز اشتباه گرفته می‌شود در نظام سرمایه‌داری کسی است که در شرایط اقتصادی مختلف با بالا و پایین بردن دستمزدها، کارگران را به انجام کار بیشتر یا کمتر ترغیب می‌کند و به این ترتیب موجبات تنظیم سطح تولید مطلوب را فراهم می‌آورد. اقتصاد سرمایه‌داری به این به اصطلاح تدبیر مدیر بنگاه، «افزایش کارائی» اطلاق می‌کند اما در حقیقت این نوع نگاه چیزی نیست جز پیامد فعالیت‌های رانت‌جویانه‌ی نظام سرمایه‌داری”.

مارگلین نسبت به کسانی که ابعاد هنجاری علم اقتصاد را کتمان می‌کنند به شدت منتقد و بلکه معترض است. او می‌گوید جنبه‌های ایدئولوژیک تاثیرگذار در علم اقتصاد را نمی‌توان نادیده گرفت و آن را علمی خالص و فارغ از ارزش‌ها دانست. مارگلین این طرز تفکر را در خوش‌بینانه‌ترین حالت، یک اشتباه راهبردی روش شناختی می‌داند و معتقد است اگر اندکی عینک خوش‌بینی از چشم دور کنیم این ادعای گزاف چیزی یک استثمار علمی و آکادمیک نیست.

 ورود جدی به عرصه‌ی نقد نئوکلاسیک

عمده‌ترین حوزه‌ی فعالیت پروفسور استفان مارگلین که تا به امروز نیز ادامه دارد تمرکز بر فرضیات مبنایی علم اقتصاد است؛ همان اصول موضوعه‌ای که اگرچه به ندرت و آن هم صرفا در کتب مقدمات اقتصاد درباره‌ی آن چیزهایی می‌شنویم اما شالوده‌ی علم اقتصاد امروزی بر این اصول بنا شده است.

مارگلین در سال 2008 کتابی را به رشته‌ی تحریر درآورد که این دغدغه‌های ذهنی وی را به تفصیل بروز می‌دهد. عنوان کتاب این است:

علم ثروت[4]

چگونه اندیشیدن شبیه یک اقتصاددان، جامعه را به نابودی می‌کشاند؟

این کتاب در حوزه‌ی نقد مبانی اقتصاد نئوکلاسیک، کتابی تاثیرگذار به شمار می‌آید. علم ثروت به دنبال اثبات این مدعا است که اولا آنچه امروز تحت عنوان علم اقتصاد می‌شناسیم مکتبی کاملا هنجاری و آمیخته با ارزش‌های ایدئولوژیک است و ثانیا ارزش‌هایی که علم اقتصاد را فرا گرفته است نه ارزش‌هایی انسانی و جهان‌شمول، بلکه کاملا مرتبط با فرهنگ و تاریخ غرب است.

جاناتان دربی شایر[5] نویسنده اقتصادی مشهور گاردین درباره‌ی کتاب علم ثروت مارگلین چنین می‌نویسد:

“مارگلین استاد دانشگاه هاروارد امریکا است اما وقتی کتاب علم ثروت او را مطالعه می‌کنی مجبور می‌شوی تا یک بار دیگر رزومه‌ی او را با دقت مرور کنی. آیا واقعا شخصی با این بنیش انتقادی می‌تواند استاد دانشگاه هاروارد یعنی یکی از مهم‌ترین مراکز آکادمیک توسعه نئو کلاسیک باشد؟ پروفسور مارگلین کسی است که تمامی مدارج اقتصاد نئوکلاسیک را تا انتها طی کرده است و آن گاه به این نتیجه رسیده است که این مکتب، بشریت را به جایی نمی‌رساند. او فرضیات مبنایی اقتصاد پیرامون انسان را به شدت به چالش می‌کشد. مارگلین معتقد است طرز نگاه غرب به انسان، که او را تنها به فکر منافع شخصی خویش می‌داند کاملا مخالف نگاه غیراقتصاددانان به بشر است. استفان مارگلین شواهد بسیاری ارائه می‌کند که انسان بسیاری از اوقات با انگیزه‌هایی فراتر از منفعت شخصی اقدام به فعالیت می‌کند.”

مارگلین از اینکه علم اقتصاد جریان غالب هنوز بر مبنای «اصل فرومایگان»[6] که 300 سال پیش و بدون هیچ توجیه علمی مطرح شده است بنا شده است بسیار متاسف است. بر مبنای اصل فرومایگان هر انسان در هر اقدام خویش فقط و فقط منفعت شخصی خود را لحاظ می‌کند و هیچ انگیزه دیگری نمی‌تواند او را به فعلی ترغیب نماید.

اندیشه‌های انتقادی مارگلین دردسرهای فراوانی نیز برای وی داشته است و او را از سوی مجامع آکادمیک و همکارانش تحت فشار گذاشته است اما مارگلین همچنان مصمم به ادامه‌ی مسیر است که با تمام وجودش به آن اعتقاد دارد. یکی از مهم‌ترین برنامه‌های پیش‌روی مارگلین مطابق اظهارات خودش، ارائه‌ی طرحی نو برای آموزش اقتصاد به ویژه در سطوح مقدماتی است.

آثار

پروفسور استفان مارگلین ده‌ها کتاب و مقاله را به رشته‌ی تحریر درآورده است که مهم‌ترین آنها به شرح ذیل هستند:

کتب     

-1Dismal Science: How Thinking Like An Economist Undermines Community, Harvard University Press, 2008

1- علم ثروت؛ چگونه اندیشیدن شبیه یک اقتصاددان، جامعه را به نابودی می‌کشاند؟

-2Growth, Distribution, and Prices, Harvard University Press, 1984

 2- رشد، توزیع و قیمت‌ها

-3Value and Price in the Labor-Surplus Economy, Oxford: Clarendon Press, 1976

3- ارزش و قیمت در یک اقتصاد مبتنی بر مازاد ارزش نیروی کار

-4Guidelines for Project Evaluation (with Partha Dasgupta and Amartya Sen), New York: United Nations Industrial Development Organization, 1972

4- رهنمودهایی برای ارزیابی پروژه

مقالات

Did the States Pocket the Obama-Stimulus Money? (I): Limits of Time-Series Analysis” (with Peter Spiegler), manuscript, 2013

  آیا ایالت‌های امریکا پول‌های محرک اقتصادی اوباما برای فرار از رکود را به جیب زده‌اند؟

What Should a Sustainable Economy Sustain? The case for a just economy (with Tariq Banuri), Development 56(1): 79–85, 2013

  یک اقتصاد پایدار باید به دنبال پایدارسازی چه چیز باشد؟

“Premises for a New Economy,” Great Transitions Initiative, Tellus Institute, January 2012

 فرضیات یک  اقتصاد جدید

“Development as Poison: Rethinking the Western Model of Modernity,” Harvard International Review, Spring, 2003: 70-75

  توسعه به مثابه زهر؛ تاملی دوباره بر مدل غربی مدرنیته

“Individualism and Scarcity,” in S Cullenberg and P K Pattanaik, Globalization, Culture, and the Limits of the Market: Essays in Economics and Philosophy, Oxford University Press, New Delhi,

 فردگرایی و کمیابی

“Economic Myths,” paper presented at Séminaire Hétérodoxie du MATISSE, Panthéon-

Sorbonne, University of Paris 1, April 2002.

   افسانه‌های اقتصادی

“John Kenneth Galbraith and the Myths of Economics,” in H Sasson (ed.), Between Friends: Perspectives on John Kenneth Galbraith, Houghton Mifflin, Boston, 1999

 جان کنت گالبرایت و افسانه‌های اقتصاد

“How the Economy is Constructed: On Scarcity and Desire,” in A Solimano (ed.) Social Inequality: Values, Growth, & the State, University of Michigan Press, Ann Arbor, 1998.

 اقتصاد بر چه مبنایی ساخته شده است؛ کمیابی و سلیقه

“Understanding Capitalism: Control vs Efficiency,” in Bo Gustafsson (ed.), Power and Economic Institutions, Edward Elgar, Aldershot, 1991

 فهم سرمایه داری؛ کنترل در مقابل کارایی

“Towards the Decolonization of the Mind,” in F. Apffel Marglin and S. Marglin (eds.),

Dominating Knowledge: Development, Culture, and Resistance, Clarendon Press, Oxford, 1990

 پیش به سوی زدودن استعمار از ذهن‌ها

“Lessons of the Golden Age,” in S. Marglin and J. Schor (eds.) The Golden Age of Capitalism: Reinterpreting the Postwar Experience, Clarendon Press, Oxford, 1990

 درس‌هایی از عصر طلایی

The Golden Age of Capitalism: Reinterpreting the Postwar Experience, Clarendon Press, Oxford 1990

  عصر طلایی سرمایه داری، تاملی دوباره بر تجربه پس از جنگ

“Investment and Accumulation,” in J. Eatwell, M. Milgate, and P. Newman, The New Palgrave: A Dictionary of Economics, v. 2, Macmillan, London and Basingstoke, 1987

 سرمایه و انباشت

“Growth, Distribution, and Inflation:  A Centennial Synthesis,” Cambridge Journal of Economics, June 1984, 8(2): 115-144

 رشد، توزیع و تورم؛ سنتزی از پس یک قرن

“The Wealth of Nations” (a review of I.M.D. Little’s Economic Development), New York Review, July 19, 1984

 ثروت ملل

“Knowledge and Power,” in F. Stephens (ed.), Firms, Organization and Labour, Macmillan, London, 1984

  دانش و قدرت

“What Do Bosses Do?” Review of Radical Political Economics, in two parts: Part I, Summer, 1974, Part II, Winter, 1975.

 مدیران بنگاه‌های اقتصادی چه می‌کنند؟

“Investment and Interest:  A Reformulation and Extension of Keynesian Theory,” Economic Journal, December 1970

 سرمایه و بهره؛ نگرشی دوباره بر شکل و ساختار نظریه کینز

“Information in Price and Command Systems of Planning,” in J. Margolis and H. Guitton Public Economics, Macmillan, London, 1969

 تورم در قیمت‌ها و نظامات فرماندهی در برنامه‌ریزی

“The Discount Rate in Public Investment Evaluation,” in The Discount Rate in Public Investment Evaluation, Conference Proceedings, Western Agricultural Economics Research Council, Denver, December, 1968

  نرخ تنزیل در ارزیابی پروژه‌های عمومی

“The Rate of Interest and the Value of Capital with Unlimited Supplies of Labor,” in Proceedings of the United Nations Symposium on Industrial Project Evaluation, Prague, October, 1965.

 نرخ بهره و ارزش سرمایه با عرضه نامحدود نیروی کار

“Towards a Revolution in Agriculture,” in Economic Weekly, Fifteenth Annual Number, Bombay, February, 1964

 پیش به سوی یک انقلاب در بخش کشاورزی

“The Opportunity Costs of Public Investment,” Quarterly Journal of Economics, May, 1963

 هزینه فرصت در سرمایه‌گذاری عمومی

 

پاورقی‌ها


[3] What Do Bosses Do?” Review of Radical Political Economics, in two parts: Part I, Summer, 1974, Part II, Winter, 1975.

[4] Dismal Science: How Thinking Like An Economist Undermines Community?

انتخاب عنوان کتاب انتخابی هوشمندانه است زیرا عنوان کتاب در معنای اصطلاحی به معنای علم ثروت است اما در معنای لغوی نیز به معنای علم ملال آور کاملا با مفهوم کتاب سازگار است

[5] Jonathan Derbyshire

[6] Knaves principle

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب