ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
هر هفته با یک ترجمه_24/هنری ولت میر/حامد سعید صابر

توسعه و جهانی‌سازی اقتصاد به مثابه امپریالیسم(بخش سوم)

گروه ترجمه سایت مدرسه اقتصاد/حامد سعیدی صابر

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۴:۵۶ ۱۳۹۳/۰۶/۹

ارمغان نظام سرمایه داری برای جهان چیزی جز فقر و بی عدالتی نبوده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در دهه‌ی 1990 نزدیک به 40 درصد مردم جهان یعنی بیش از سه میلیارد نفر حتی توان تامین نیازهای اساسی خویش را نداشتند

هر دو فرآیند توسعه[۱] و جهانی‌سازی[۲] می‌بایست به مثابه امپریالیسم انگاشته شوند زیرا روی دیگر سکه‌ای هستند که به دنبال تثبیت و تداوم سلطه‌گری ایالات متحده امریکا بر کل جهان می‌باشد.

آنچه در ادامه آورده می شودبخش دوم مقاله ایست از  هنری ولت میر[۳]  که در پی آن است تا نگاهی متفاوت به ساختار برنامه‌ی بین المللی توسعه را هم از جنبه‌ی استراتژیک و نظری و هم از لحاظ عینی و عملی به مخاطبانش ارائه نماید.

 هنری ولت میر، عضو هیات علمی دانشکده جامعه شناسی و مطالعات توسعه‌ای بین المللی در دانشگاه سینت مری (مریم مقدس) ایالت نوا اسکوتیای کانادا است. تحقیقات وی بر روی برنامه‌های توسعه و جهانی سازی متمرکز است. دیگر زمینه‌های مطالعاتی مورد علاقه ولت میر عبارتند از: جنبش‌های اجتماعی نوین، اقتصاد سیاسی توسعه، شرکت‌های بزرگ چند ملیتی و توسعه منطقه‌‌ای.ولت میر یکی از بنیانگذاران شبکه مطالعات انتقادی پیرامون برنامه‌های توسعه (CSD) در سال ۲۰۰۶ است. از وی آثار متعددی بر جای مانده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

– امپریالیسم، بحران و نبرد طبقاتی – مطالعات انتقادی توسعه، ابزارهایی برای تحول – از امریکای لاتین چه چیز باقی مانده است؟ – شرکت‌های چند ملیتی در بوته آزمایش؛ آنچه مهم است فقط و فقط سرمایه گذاری خارجی است! – جهانی سازی بدون نقاب، امپریالیس در قرن ۲۱ میلادی – یک نظام در بحران؛ بازارهای آزاد سرمایه‌داری

ولت میر در این مقاله به موضوع جهانی‌سازی خواهد پرداخت و نشان خواهد داد که جهانی‌سازی چیزی نیست جز یک پوشش پر زر ورق برای تداوم سلطه‌ی امپریالیستی امریکا بر جهان.

هنری ولت میر همچنین موضوع مهم «امپریالیسم نوین» را مورد بحث قرارمی دهد؛ امپریالیسمی که اگر چه در ظاهر، پایه و اساس خویش را توان‌بخشی اقتصادی به کشورها از طریق کمک‌های اقتصادی، رونق تجارت و سرمایه‌گذاری و در نهایت جهانی‌سازی معرفی می‌کند اما در لایه‌های زیرین خود توسط نومحافظه‌کاران کاخ سفید مدیریت شده و پایه‌های اصلی فکری و اجرایی آن به قدرت سیاسی و نظامی کشورها و گروه‌ها باز می‌گردد.

این مقاله در نهایت نتیجه می‌گیرد که فضای امپریالیستی حاکم از همه‌ی ابزارها حتی گروه‌های مردم‌نهاد (NGOs) و دیگر نهادهای مدنی و اجتماعی به گونه‌ای بهره‌کشی می‌کند که بتواند جوش و خروش انقلابی[۴] بخش آسیب‌پذیر و تحت ظلم جوامع غربی را به نوعی خاموش کرده و یا لااقل تحت کنترل خود در آورد.

در بخش نخست مبانی توسعه و جهانی‌سازی و ارتباط آن با امپریالیسم را مورد بررسی قرار دادیم و به شکل جزئی‌تر وارد مقوله توسعه به مفهوم امپریالیستی آن شدیم. نگارنده فرآیندهای مربوط به برنامه‌های بین‌المللی توسعه را به پنج دوره زمانی تقیسم نموده و شرایط زمانی هر یک را مورد بررسی قرار می‌دهد. در بخش‌های اول و دوم این مقاله سه دوره نخست این تقسیم بندی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم. در این بخش دو دوره‌ی نهایی منتهی به عصر حاضر را مورد توجه قرار می‌دهیم و سپس با یک جمع‌بندی کوتاه مقاله را به پایان می‌بریم.

لازم به ذکر است این مقاله که در سه بخش به خوانندگان تقدیم شد،توسط حامید سعیدی صابر برای پایگاه مدرسه اقتصاد ترجمه ود تنظیم شده است.

د) امپریالیسم کمک‌های خارجی و بدهی

با آغاز بحران بدهی در کشورهای سرمایه‌دار، تامین کنندگان اعتبار کمک‌ها در پشت بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول پنهان شدند و جریان سرمایه تحت عنوان وام‌های دو جانبه و چند جانبه عملا قطع گردید. در دهه‌ی ۱۹۸۰ بیش از ۳۵ میلیارد دلار از برنامه‌ی کمک‌ به کشورهای در حال توسعه (به ویژه امریکای لاتین) به سمت بانک‌های تجاری که نزدیک به ورشکستگی بودند سرازیر گردید. فقدان این کمک‌ها در این دهه به حدی بود که در برخی متون این دوران به «دهه‌ی بدون توسعه» مشهور شده است. تا سال ۱۹۹۵ هیچ وام جدیدی از سوی نهادهای بین‌المللی و بانک‌های تجاری به کشورهای در حال توسعه اعطا نگردید، در حالی که در خلال این مدت بالغ بر ۸۰۰ میلیارد دیگر از سوی بانک جهانی برای کمک‌های آتی در اختیار این بانک‌ها و نهادها قرار گرفت (۱۹۹۹،Mosely)

 ساک فرناندز و نونژ[۴] (۲۰۰۱) اسناد مالی این خروج بسیار عظیم سرمایه از امریکای لاتین به سمت ایالات متحده امریکا و اروپای مرکزی به عنوان قلب امپریالیسم را در مجموعه‌ای تحسین برانگیز جمع‌آوری نموده‌اند. این رسوائی مالی ضربه‌ی بزرگی بر آبروی امپریالیسم وارد نمود. کشورهایی که ادعای نجات ملت‌های فقیر را داشتند تنها در خلال چند سال حجم گسترده‌ای از منابع مالی جهانی که برای کمک به توسعه‌ی کشورهای در حال توسعه اختصاص یافته بود را برای نجات خویش از بحران‌های گسترده ربودند. ابعاد این رسوائی در کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) در سال ۲۰۰۴ پیش از پیش روشن گردید و مشخص شد سرازیر شدن منابع مالی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای ذی نفوذ تنها به امریکای لاتین محدود نمی‌گردد بلکه تقریبا منابع همه‌ی کشورهای در حال توسعه در دهه‌ی ۱۹۸۰ به همین سرنوشت دجار گردیدند. مطابق گزارش UNCTAD، در این دوره‌ی زمانی بالغ بر ۲۴۰ میلیارد دلار از منابع کشورهای در حال توسعه به کشورهای گروه شمال (کشورهای توسعه یافته) اختصاص یافته است.

این تغییر نگرش سیاستی و مسائل پیرامونی آن حجم قابل توجهی از پژوهش‌ها و مطالعات را به ویژه در زمینه تحلیل اثرات اقتصادی اجتماعی به خود اختصاص داده‌است (برای نمونه ۱۹۹۷ Collier را مطالعه کنید). این مطالعات عمدتا بر روی «مدل نوین اقتصادی» یا به عبارت صریح‌تر «نئولیبرالیسم» متمرکز گردید‌ه‌اند و این مقوله را دکترینی توصیف نموده‌اند که با استیلای آن بر جهان، اقتصاد تمامی کشورها به سمت یک اقتصاد واحد جهانی پیش می‌روند.

 هـ) تغییر رویکرد؛ امپریالیسم در دوره‌ی جهانی سازی (۱۹۸۳-۲۰۰۳)

چنانکه اشاره شد کمک‌های خارجی (ODA) در ابتدا با هدف ارائه کمک‌های استراتژیک و جهت‌دار به برخی کشورها طراحی شده بود. در آن دوره این کمک‌ها به عنوان مهم‌ترین ابزار امپریالیسم برای خاموش نمودن گرایش‌های کمونیستی بود تا به این وسیله سلطه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا بر جهان را تدوام بخشد. استفاده از سازمان‌های مردم نهاد در جهت خاموش کردن انقلاب‌های ضد سرمایه‌داری کشورها، گوشه‌ای دیگر از برنامه طراحی شده‌ی غرب بود.

تاریخچه دخالت ایالات متحده‌ی امریکا در امریکای مرکزی که یکی از موفق‌ترین مناطق در طرح استیلای امریکا بر جهان در حال توسعه بود نشان می‌دهد که طرح‌های توسعه‌ای هرگز نتوانست پیشرفت چشم‌گیر و ماندگاری برای این کشورها به ارمغان آورد. اگر چه از نگاه استعماری همین که امریکا توانست مانع شکل‌گیری انقلابی شبیه انقلاب کوبا در منطقه شود دستاورد مهمی برای استعمارگران بود اما در عمل اتفاق مهمی برای اقتصاد کشورهای هدف به وقوع نپیوست.

اما در دهه‌ی ۱۹۸۰ فضای جدیدی بر کمک‌های بین‌المللی حاکم گردید زیرا اصلاحات سیاستی بر اساس جهانی ‌سازی و برنامه‌ی بازار آزاد، گفتمان جدید ابرقدرت‌ها برای تنظیم برنامه‌ی اقتصادی بود. در این فضا اگرچه برنامه‌ی توسعه‌ای به طور کامل متوقف نگردید اما به هر حال شکل آن دچار یک دگرگونی کلی شد. در این فضای جدید سازمان‌های بین‌المللی چه در اعطاء و چه در دریافت کمک‌ها حرف اول را می‌زدند و هدف‌گذاری نسل جدید کمک ها، ریشه کن نمودن فقر اعلام گردیده بود. سازمان‌های مردم نهاد در این برنامه‌ی جدید نیز نقش قابل توجهی داشتند و به عنوان بازوهای اجرائی امپریالیسم عمل می‌کردند.

و) کمک‌های خارجی به عنوان عواملی برای عقب‌گرد به گذشته

تا دهه‌ی۱۹۸۰، شکل غالب کمک‌ها، به صورت جریان بین‌المللی منابع به سمت کشورهای در حال توسعه بود. منطق این کمک‌ها نیز آن بود که کشورهای در حال توسعه هنوز ظرفیت کافی برای انباشت سرمایه در جهت تامین مالی توسعه‌ی کشورهای خودشان را نداشتند. در حقیقت این کمک‌های مالی به مثابه کاتالیزورهایی عمل می‌کردند که جریان توسعه در کشورهای هدف را تسهیل می‌نمودند و برای کاهش فقر و رشد اقتصادی  گام‌های مثبتی بر می‌داشتند.

 نیم قرن پس از شروع این برنامه، شکل و هدف این کمک‌ها کاملا تغییر نمود و کمک‌ها نه با هدف توسعه بلکه با هدف تغییر مسیر و بازگشت کشورها به قبل، جهت‌دهی و اعطاء می‌گردید. واقعیت آن است که  در این دوران برخی کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نه به علت برنامه‌های توسعه بلکه به واسطه‌ی برنامه‌ریزی دقیق و مناسب خویش پیشرفت‌های مناسبی را تجربه نمودند و نرخ رشد اقتصادی آنها بسیار بالاتر از حد انتظار بود. این کشورها و برخی کشورهای امریکای لاتین و کشورهای جنوب افریقا علیرغم عدم پذیرش نظام اقتصادی نئوالیبرال در مسیر توسعه‌ی واقعی قرار گرفته بودند.

111

نمودار شماره دو- مقایسه نحوه توزیع کمکهای بین المللی در مناطق مختلف جهان در دو بازه‌ی زمانی مختلف

این در حالی است که ارمغان نظام سرمایه داری برای جهان چیزی جز فقر و بی عدالتی نبود آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در دهه‌ی ۱۹۹۰ نزدیک به ۴۰ درصد مردم جهان یعنی بیش از سه میلیارد نفر حتی توان تامین نیازهای اساسی خویش را نداشتند و ۴/۱ میلیارد نفر با درآمدی کمتر از یک دلار روز خود را به شب می‌رساندند. اگرچه برخی از ابعاد این آمار فاجعه انگیز به ساختارهای استعماری اقتصاد کشورها بازمی‌گردد اما نظام سرمایه داری و به ویژه اصلاحات سیاستی مربوط به کمکهای مالی که کشورهای در حال توسعه ملزم به اجرای آنها بودند مهم‌ترین عامل این فقر و بی‌عدالتی محسوب می‌گردد. با این نگاه کمک‌های توسعه‌ای نه تنها کمکی به کشورهای هدف نکردند بلکه کاتالیزورهایی برای عقب‌گرد این کشورها به سمت فقر و فلاکت بوده‌اند.

نمودار شماره دو به خوبی نشان می‌دهد که ترس سردمداران امپریالیسم از رشد اقتصادی در منطقه آسیا، منجر به کاهش منابع بین المللی در این منطقه شده‌اند. این در حالی است که بسیاری از کشورهای آسیایی وضعیت فلاکت‌باری را از نظر شاخص‌های توسعه‌ی انسانی مطابق پژوهش مخیبر و ویس من (۲۰۰۱) در دوره‌ی ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ بیش از ۷۲ درصد از ۸۹ کشوری که امکان مطالعه آنها وجود داشته است یک کاهش حداقل ۵ درصدی را در درآمد سرانه‌ی خود تجریه نموده‌اند و این دستاورد مدل اقتصادی نوین سرمایه‌داری بازار آزاد و به عبارت دیگر امپریالیسم است.

 جمع بندی

هر دو پروژه همکاری بین المللی برای توسعه و جهانی سازی صرفا با هدف تامین منافع و اهداف سیاست خارجی ایالات متحده امریکا طراحی شده بود. بدون تردید نخستین روزهای پس از جنگ جهانی دوم تصمیمات حاصله در اجلاس برتن وودز نشان داد که نظم نوین جهانی به گونه‌ای شکل گرفته است که امریکا به هیچ کشور و نهادی حتی سازمان ملل متحد اجازه نخواهد داد تا یکه‌تازی خود در دنیای امپریالیستی جدید را دچار خدشه سازد. اما این وضعیت دوام چندانی نداشت بحران‌های پیاپی داخلی در امریکا و رشد اقتصادی بسیاری از کشورها به خصوص در شرق و جنوب شرق آسیا عاملی شد تا هیات حاکمه‌ی امریکا به ویژه نومحافظه کاران به فکر تغییر سیاست خویش بیفتند.

 این سیاست تحت عنوان جهانی سازی بود که هدف آن تبدیل اقتصادهای مجزا به یک اقتصاد واحد جهانی بود تا طی آن عقب ماندگی رشد اقتصادی امریکا از بسیاری از دیگر کشورها پنهان بماند. این تصمیم نیز اگرچه ضربه های مهلکی به اقتصاد جهانی زد اما اهداف مورد نظر ایالات متحده امریکا را تامین نکرد. جنگ افروزی ایالات متحده در امریکا و عراق با ادعای مبارره با تروریسم اما با هدف اصلی سلطه‌ی سیاسی و اقتصادی بر منطقه‌ی استراتژیک خاورمیانه و تسلط بر منابع نفتی، دیگر اقدام شکست خورده امریکا در جهت بازیابی سلطه‌ی خویش بر جهان بود؛ اقدامی که نشان از اوج استیصال ایالات متحده امریکا در برابر نظم جدید در حال شکل‌گیری جهان است.

دانلود pdf مقاله توسعه و جهانی‌سازی اقتصاد به مثابه امپریالیسم(بخش سوم)

مطالب مرتبط 

بخش نخست توسعه و جهانی‌سازی اقتصاد به مثابه امپریالیسم

بخش دوم توسعه و جهانی‌سازی اقتصاد به مثابه امپریالیسم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب