ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
گزارشی از بانک نوین توسعه (NDB)

پایان امپراطوری صندوق بین المللی پول

گروه ترجمه سایت مدرسه اقتصاد/حامد سعیدی صابر

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۳:۵۸ ۱۳۹۳/۰۶/۱۵

امروزه امپراطوری صندوق بین المللی پول در حال شکسته شدن است. چند کشور نوظهور اقتصادی از جمله چین، روسیه، هند و برزیل با درک سیاست‌های مهلک و امپریالیستی صندوق، تصمیم مهمی را اتخاد نمودند.

آشنایی با صندوق بین‌المللی پول (IMF

پس از جنگ جهانی دوم، سمت و سوی تحرکات بین‌المللی به طرف ایجاد نهادهای بین‌المللی پیش رفت. تشکیل بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول حاصل همین دوران بود. در سال 1944 در کنفرانس معروف برتن وودز[2] طرح تشکیل صندوق بین‌المللی پول مطرح گردیده و به تصویب رسید. اساسنامه‌ی این صندوق در سال 1945 به امضای 29 کشور رسید و پس از دو سال در سال 1947 عملیات اجرایی و مالی آن به شکل رسمی آغاز گردید.

مهم ترین اهداف تشکیل صندوق به شرح ذیل اعلام گردید:

– نظارت مداوم بر سیاست‌های اقتصادی کشورهای عضو و کشورهای دریافت کننده تسهیلات

– اجرای قوانین بین المللی مصوب در زمینه سیاست‌های مرتبط با مبادلات ارزی

– ارتقاء سطح تعاملات و همکاری‌های پولی بین المللی در جهت رفع مشکلات

– اعطای تسهیلات مالی ضروری به کشورهای متقاضی در جهت رفع مشکل تراز پرداخت‌ها

– ارتقاء سطح بین المللی ثبات ارزی

– ارائه کمک‌های فنی مطلوب به کشورهای متقاضی

– ارائه تسهیلات به کشورها در جهت پیوستن به سیستم استاندارد تجارت جهانی

اما در عمل بسیاری از این اهداف محقق نگردید.

IMF تحت سیطره امپریالیسم

 یکی از مهم‌ترین ایرادات وارد بر ساختار صندوق بین المللی پول حاکمیت اصل هر دلار یک رای به جای اصل هر دولت یک رای است. به عبارت دیگر در این ساختار کشورهای ثروتمند نقش اصلی را در تدوین سیاستهای صندوق ایفا می‌کنند. بدیهی است که دراین ساختار همواره کشورهای به اصطلاح پیشرفته در صدد حفظ فاصله خود از کشورهای در حال توسعه هستند و تدوین سیاست‌ها نیز از این منظر صورت می‌پذیرد.

سیستمی که از بدو تاسیس صندوق بر مناسبات آن حاکم بوده است سیتم استاندارد مبادله طلا [3]بود. در این سیستم برای هر ارز معادلی از طلا در نظر گرفته شده بود که هر کشور می‌بایست معادل این نرخ برابری و میزان ارز انتشار یافته خود، طلا در اختیار داشته باشد تا چنانچه سایر کشورها در مقابل ارز هر کشور درخواست دریافت معادل مصوب طلا را داشتند آن کشور بدون هیچ شرطی این تبدیل را انجام دهد. امریکا با توجه به قدرت حاصل از غلبه در جنگ جهانی دوم یک امتیاز ویژه در این زمینه برای خود قائل شد.

این مزیت از این قرار بود که ایالات متحده امریکا می‌توانست کسری قابل توجه تراز پرداخت‌های خود را به صورت اسناد اعتباری پرداخت کند. اسناد یادشده مورد قبول کشورهای دیگر قرار می‌گرفت و بخشی از ذخایر بین‌المللی کشورها را تشکیل می‌داد. در واقع کشورهای دیگر تلاش می‌کردند که کاهش ارزش دلار را، که حاصل چاپ بدون پشتوانه‌ی آن بود، جبران نمایند و این امر فرصتی بسیار مناسب برای آمریکا به شمار می‌رفت.

 اما این سیستم مشکلاتی را نیز برای کشور آمریکا در بر داشت، از جمله اینکه این کشور نمی‌توانست کسری به‌وجودآمده در تراز پرداخت‌هایش را با تغییر ارزش دلار جبران کند، زیرا ارزش مبادله‌ای دلار به طلا قفل شده بود و قابل تغییر نبود. حجم زیاد چاپ دلار بدون پشتوانه‌ی آمریکا باعث شد تا در دهه‌ی شصت، بی­اعتمادی به دلار امریکا بر اکثر کشورهای عضو حاکم گردد.

در سال 1967، نظام پولی «برتون وودز» نخستین نشانه‌های بحران را تجربه نمود. ورود رقبایی جدی به نام ژاپن و اروپای غربی به جرگه رقیبان امریکا و نیز ضعف ایالات متحده ناشی از جنگ ویتنام رخدادهای مهم این دوران به شمار می‌روند. تحت تأثیر عوامل فوق، اطمینان خاطر جامعه‌ی جهانی به دلار متزلزل گردید؛ به نحوی که تعدادی از کشورها از بانک مرکزی آمریکا خواستند تا بر اساس ضوابط نظام «برتون وودز»، دلار آن‌ها را به طلا تبدیل کند.

 این روند برای چند سال ادامه یافت و در سال 1971 با تقاضای بریتانیا برای تبدیل سه بیلیون دلار از ذخیره‌ی ارزی خود به طلا، به مرحله‌ی بحرانی رسید. در اثر این بحران در آگوست 1971، دولت نیکسون برخلام تمامی تعهدات بین المللی و با استفاده از اصل «قلدری»، رابطه‌ی ثابت دلار با طلا را به حالت تعلیق درآورد و دلار را شناور کرد. این اقدام عملاً به نظام «برتون وودز» پایان داد.

از سوی دیگر صندوق بین المللی پول پذیرش تقاضای وام به کشورهای متقاضی را منوط به پذیرش شرط‌های این نهاد در تغییر سیاست های اقتصادی می‌نماید. این سیاست‌ها متاسفانه غالبا کلیشه‌ای و متناسب با شرایط غرب می‌باشد و عمدتا در سایر کشورها موجب تشدید بحران‌های اقتصادی می‌گردد.

کارشناسان اقتصادی یکی از شاخص‌ترین پیامدهای اجرای سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول را بحران اقتصادی جنوب شرقی آسیا در سال‌های 1997  تا 1998 می‌دانند. سیاست‌های پیشنهادی اقتصادی این صندوق با همکاری بانک جهانی باعث شد این کشورها با بحران اقتصادی شدیدی روبرو شوند. توصیه‌های آنها از جمله برچیدن حمایت‌ها از مردم فقیر و متوسط، حذف یارانه‌ها، افزایش و آزاد سازی قیمت‌ها و بسیاری موارد دیگر باعث این بحران اقتصادی شد و تنها کشوری که توانست از این بحران بیرون بیاید و کمترین تأثیر را بپذیرد مالزی بود، چون برنامه‌های توصیه شده اقتصادی صندوق بین‌المللی پول را اجرا نکرده بود.

به این ترتیب و بر پایه‌ی این وقایع و شواهد، چند دهه است که اعتماد جامعه جهانی از صندوق بین المللی پول سلب شده است اما چون این نهاد تنها سازمان موجود در جهت اعطای تسهیلات است بسیاری از کشورها همچنان مجبور به تعامل با این صندوق هستند.

e910a63844df7022c9b194d39b2686bf-brics-launches-100-billion-new-development-bankپایان امپراطوری IMF

اما امروزه این امپراطوری صندوق بین المللی پول در حال شکسته شدن است. چند کشور نوظهور اقتصادی از جمله چین، روسیه، هند و برزیل با درک سیاست‌های مهلک و امپریالیستی صندوق، تصمیم مهمی را اتخاد نمودند. مطابق آمارهای موجود میزان منابع این چند کشور که برای اعطای وام به کشورهای در حال توسعه در اختیار صندوق بین‌المللی پول بود بالغ بر 75 میلیارد دلار بود. قاعدتا اعطای تسهیلات از محل این اعتبارات تابع مقررات و شروط صندوق بود. در همین راستا در سال 2012 طی جلسات متعددی تاسیس یک نهاد مالی تحت عنوان «بانک جدید توسعه»(NDB)[4] به تصویب رسید.  اگرچه فرآیند تشکیل این بانک با توجه به چالش‌هایی نظیرسهم هر یک از اعضا و نیز محل استقرار بانک مقداری کند گردید اما به هرحال در سال 2013 در اجلاس سنت پترزبورگ اعضا درباره سهم مالی اولیه هاز از کشورها در به توافق رسیدند. این سهم‌بندی به این قرار بود:

– چین؛ 41 میلیارد دلار

– برزیل، هند و روسیه؛ هریک 18 میلیارد دلار

– افریقای جنوبی ؛ 5 میلیارد دلار

بنابراین چین که بزرگترین ذخایر ارزی جهان را در اختیار دارد با تقبل سهم بیشتر از منابع مالی نقش مهم و تاثیرگذارتری نسبت به سایر کشورهای برای خود ایجاد نمود. از سوی دیگر محل استقرار بانک جدید توسعه نیز در خاک چین تعیین گردید, بنابراین گام‌های جدی در جهت تاسیس یک نهاد مالی قدرتمند با منابعی بالغ بر 100 میلیارد دلار برداشته شد.

نکته مورد تاکید هیات موسس این بانک آن بود که منابع این صندوق علاوه بر اعضا می‌بایست در اختیار کشورهایی قرار گیرد که در برنامه‌های توسعه‌ای امریکا و اروپا به واسطه‌ی شرایط غیر منطقی IMF وغرب از کمک‌های توسعه‌ای محروم مانده‌اند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که NDB یک نهاد انحصاری در اختیار کشورهای یاد شده نیست بلکه تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد امکان مشارکت در این بانک را دارند، حتی هیات موسس این نهاد بین المللی از تمامی کشورهایی که قصد اخذ وام از این بانک را ندارند به صورت رسمی دعوت به عمل آورده است تا با سهامداری در این بانک، در تصمیمات این نهاد نقش‌آفرینی نمایند.

اگرچه هنوز نمی‌توان در مورد نحوه عملکرد این نهاد جدید قضاوت معقولی ارائه نمود اما نفس شکل‌گیری این نهاد و احساس خطر IMF در مورد شکسته‌شدن هیمنه تاریخی‌اش، گامی مثبت و تاثیر گذار در تعاملات بین المللی اقتصادی به شمار می‌آید.

منابع:

C.P. Chandrasekhar, How Significant is the BRICS New Development Bank, August 22, 2014, Economic and Political Weekly.

– Powell, Anita. “BRICS Leaders Optimistic About New Development Bank”. Voice of America. Retrieved 27 March 2013.

 – “Indian media: Brics bank ‘a step in right direction'”. BBC. 16 July 2014. Retrieved 20 July 14.

– ستاری، الهام، آیا صندوق بین‌المللی پول نهادی برای جلوگیری از بحران اقتصادی است؟، مرکز تحلیلی برهان، 1392.

– صفری، محمد، صندوق بین المللی پول و اقتصاد مقاومتی، پایگاه اندیشه بسیج، 1393.

 پاورقی‌ها

[1] International Monetary Fund

[2] Bretton Woods

[3] gold standard (monetary system)

[4] New Development Bank

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب