Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
می‌گویند علت افزایش تورم، افزایش نقدینگی است؛ این یک آدرس غلط است | مدرسه اقتصاد

Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

ترجمه


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

پاتوق دانشجو


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

جزوات


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
boxweb
درسگفتار اقتصاد مقاومتی دکتر عادل پیغامی/ بخش ششم

می‌گویند علت افزایش تورم، افزایش نقدینگی است؛ این یک آدرس غلط است

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۳۰ ۱۳۹۳/۰۶/۲

اگر نیازهای اساسی را به فضای تولید ببریم، «نهاده های مورد نیاز تولید»، «کالاهای استراتژیک» و «کالاهای واسطه ای استراتژیک» نیاز اساسی محسوب می شودند، ممکن است برای شرکت ایران خودور یک محصول و یک دانش، نیاز اساسی باشد و اگر تحریم بشود و تامین نشود، برای همین من نیازهای اساسی را تعمیم می دهم به همه «کالاهای استراتژیک» چه در حوزه خانوار و چه در حوزه غیر خانوار.

«موسسه طلوع» که در سال 92 فعالیت علمی و آموزشی خود را آغاز کرد، در مدتی کوتاه به یکی پایگاه‌های مهم نیروهای انقلاب اسلامی به منظور ارائه مطالب تحلیلی و تبیین مسائل روز مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ پایگاهی که هم اکنون دارای یک هیات علمی قوی شامل اساتید و بزرگان حوزه‌های مختلف علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم اقتصادی است و به یک شبه دانشگاه انقلابی بدل شده است.

دکتر «عادل پیغامی»، عضو هيات علمي و معاون پژوهشی دانشگاه  امام صادق(ع) در دوره زمستانه کلاسهای آموزشی «به سوی تمدن اسلامی» موسسه طلوع، پیرامون «اقتصاد مقاومتی» سخنان و مباحث مبسوطی را بیان کردند که خلاصه این مباحث را در چند نوبت برای علاقه‌مندان منتشر خواهیم کرد.

 اینکه می گویند علت افزایش تورم، افزایش نقدینگی است، یک آدرس غلط است. بخاطر این است که ما به مسئله های اصلی تورم توجه نکنیم.

* اصطلاح «برون گرا» که در سیاست های کلان اقتصاد مقاومتی آمده است یعنی اینکه؛ استفاده از همه فرصت های بیرونی و پیش رو بودن در استفاده از آنها. عده ای می گویند چرا در این سیاست ها گفته است؛ «درون زا و برون گرا»؟، من فکر می کنم این کلمه هوشمندانه انتخاب شده است، از جهتی بر زایندگی و درون زائی تاکید دارد و از طرف دیگر بر برون گرائی، یعنی حتماً نگاه بیرونی دارد و خودش را با بیرونی ها مقایسه می کند و می سنجد، چون می خواهد رقابت کند، حتماً از فرصت های بیرونی استفاده می کند، نمی خواهد خودش را منزوی کند، نمی خواهد پشت درهای بسته خودش را ببندد، اصلاً به این معنا نیست.

* حتی در شعار سال 1391 حضرت آقا فرمودند؛ «سال تولید ملی»، نمی گویند «تولید داخلی»، البته در مصرف خانوار به ما می گویند؛ «تولید داخلی» را مصرف کنیم، اما در سیاست گذاری به ما می گویند؛ «تولید ملی». یکی از دوستان ما در همان سال از مرکز مطالعات جهانی شدن نهاد ریاست جمهوری آمده بود و به من می گفت؛ امروز ما کارشناسان مرکز مطالعات جهانی شدن دور هم نشسته بودیم و گفتیم؛ خوب چون امسال شعار سال شده «سال تولید ملی»، پس ما که داریم «جهانی شدن و جهانی سازی» را دنبال می کنیم، ما دیگر بیکار هستیم و ما را در الویت ندیده اند!. من به ایشان گفتم؛ اتفاقاً این خیلی ساده است و بچه های لیسانس اقتصاد هم همه بلد هستند!، برو به آنها بگو؛ رهبری گفته است سال «تولید ملی»، تولید ملی یعنی؛ اتفاقاً تولیداتی که به اسم ایرانی و با عوامل و نهاده های تولید ایرانی در خارج از مرزها صورت می گیرد، مال ماست. پس ما باید مرز تولیداتمان را ببریم در آفریقا، ببریم در آفریقای جنوبی، ببریم در آمریکای لاتین، ببریم در هر جایی که ممکن است، سرمایه ایرانی باید برود در هر جایی که «بیشترین مولدیت» را داشته باشد و در آنجا بچرخد، «برون گرائی» یعنی این.

* در اولین بند از سیاست های کلان اقتصاد مقاومتی آمده است که؛

۱ – تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط.

* اولاً پایه ی اصلی رشد اقتصادی همه کشورهای پیشرفته، «طبقه متوسط شهری» بوده است، اگر این کشورها اشتباه کرده اند و ضعیف بوده اند، طبقه متوسط شهری بوده و اگر هم قوی بوده اند، طبقه متوسط شهری بوده اند. دهک هشت و نه و ده دهک بی فایده ای نیست، ولی دهک هشت و دهک نه و ده دهک عمدتاً سرمایه دار هستند، در اقتصادی های نوین اولاً سرمایه خارجی می تواند بیاید در کشورها و لذا به عنوان یک رقیب و یک هوو برای دهک های سرمایه دار عمل می کند، رقیب دومش خود سیستم بانکداری است، سیستم بانکداری می تواند خلق اعتبار کند، پس دیگر نگاه سنتی 300 سال پیش نداشته باشید که اگر ملاک و صاحب پول نباشد، ما ممکن است هیچ کاری نتوانیم بکنیم!

* روش های نوینی که به اسم سرمایه داری شراکتی یا مدل های شراکتی شناخته می شوند، مثل سهامی های عام، اساساً عمده ترین سرمایه را همین جمع سرمایه های کوچک می بینند، البته این عرایض من اصلاً مفهومش این نیست که دهک هشت، نه و ده را باید فراموش کرد. ولی اینکه چرا تاکید را می گذاریم بر روی طبقات کم درآمد و متوسط معنای اقتصادی دارد. شما در آمریکا و آلمان قرن نوزدهم هم که نکاه بکنید همیشه نقش طبقات متوسط در خود «تولید» مهم است، کارآئی و بهره وری سرمایه انسانی این طبقه متوسط مهم است. حضور طبقه متوسط در آموزش عالی مهم است.

* در حوزه مصرف هم مهم ترین بازار، طبقه متوسط شهری است. بیشترین مصرف را این طبقه دارد. هر کشوری این طبقه را نادیده بگیرد، دچار بحران اقتصادی می شود. بحران اقتصادی سال 1930 ناشی از این بود که طبقه متوسط شهری نادیده گرفته شده بود، برای همین حقوق کمتر به آنها دادند و نمی توانستند خرید کنند، برای همین کینز آمد و گفت؛ پول بدهید و بگذارید خرید کنند تا چرخ اقتصاد تان بچرخد.

اول؛ اقتصاد مردمی نیازمند مدلی از اقتصاد مردم سالار دینی

* اولاً طبقه کم درآمد واقعاً دارد اتلاف و اسراف می شود، یعنی زن خانه داری که نشسته در خانه و هیچ کاری بلد نیست، مرد کم درآمد کمیته امدادی که کاری بلد نیست، حتی بلد نیست که قالی ببافد، خوب این دارد اتلاف می شود. دوماً ما بحث عدالت را داریم که حتماً نیازمند این است که به دهک های یک، دو و سه توجه ویژه کنیم، هم به لحاظ اینکه اتلاف و اسراف نشوند و هم به لحاظ اینکه ما باید حداقل های کرامت انسانی را رعایت کنیم. پس اقتصاد مردمی نیازمند یک مدلی از اقتصاد مردم سالار دینی است که بتواند مردم را به مشارکت کامل و مثمر ثمر بیاورد.

دوم؛ خود اتکائی در تامین نیازهای اساسی جامعه

نیازهای اساسی (Basic needs) به کالاها و مصارفی می گویند که حداقل های معیشتی ما را سامان می دهد، البته مفهوم آن یک مفهوم پویا و Dynamic است. آن چیزی که در همه زمانها و مکانها ثابت است، همین خورد و خوراک و آب و حداقل هایی است که لازم داریم، ولی آن چیزی که پویاست و زمان هم گاهی وقت ها آن را دستخوش تغییر می کند، Basic needs  پنجاه سال قبل ما یک چیز بود و الان یک چیز دیگری است. قبلاً مثلاً دسترسی به آب سالم و بهداشت برای ما خیلی پائین تر بود، الان چه بسا استانداردهای آنها بالا رفته و چیزهای دیگری برای ما اولویت پیدا کرده است. ولی مباحثی همچون؛ ثبت نام دانش آموزان در مدارس، دسترسی به آب سالم، بهداشت و درمان، مرگ و میر نوزادان و … اینها نیازهای اساسی است که هر جامعه ای دارد و باید به آن توجه کرد.

اگر نیازهای اساسی را به فضای تولید ببریم، «نهاده های مورد نیاز تولید»، «کالاهای استراتژیک» و «کالاهای واسطه ای استراتژیک» نیاز اساسی محسوب می شودند، ممکن است برای شرکت ایران خودور یک محصول و یک دانش، نیاز اساسی باشد و اگر تحریم بشود و تامین نشود، برای همین من نیازهای اساسی را تعمیم می دهم به همه «کالاهای استراتژیک» چه در حوزه خانوار و چه در حوزه غیر خانوار.

و خود اتکائی یعنی این بخش از کار را به کسی واگذار نمی توانیم بکنیم، بلکه خوداتکاء باید باشیم. در اینجا وقتی بحث از تئوری های استراتژیک در اقتصاد مطرح مشود، دیگر «مزیت نسبی» هم کنار می رود!، مزیت نسبی برای ما خیلی خیلی مهم است، جزء اصول است. حتماً باید رعایت بشود، اما در حوزه کالاهای استراتژیک دیگر مطرح نیست.

خوداتکائی در کالاهای استراتژیک

اینکه تصور کنیم، یک کالای استراتژیک را می شود از یک جای دیگری با نصف قیمت بخریم، تصور غلطی است. در کالاهای استراتژیک حتی اگر با سه چهار برابر قیمت هم شده، باید  «خوداتکاء» باشیم.  همه اقتصاددانان دنیا تائید می کنند که دیگر در اینجا «ملاحضات هزینه ای» نداشته باشید، چون اقتصاددانان بر خلاف تصور رایج که علیه ما حرف های زیادی می زنند و می گویند که اقتصاددانان فقط پول را می فهمند، اینها از فرهنگ، سیاست و منافع اجتماعی چیزی نمی دانند (و حال آنکه اینگونه نیست، چرا که همه اقتصاددانان دنیا در همه مکاتب شرق و غرب، حتماً و حتماً منافع اجتماعی و منافع سیاسی را در تصمیم گیری های اقتصادی وارد می کنند) اصلاً اینگونه نیست که اقتصاددان فقط دلار و پول را ببیند!. حتی ما مفاهیمی داریم مثل بحث «صرفه های خارجی»، که چیزهایی را می بینیم که بقیه نمی بینند.

* خود اتکائی در تامین نیازهای اساسی جامعه

«مزیت های نسبی» دو دسته اند، یک دسته آنهائی هستند که «بالقوه» داریم و باید «بالفعل» کنیم، یک دسته آنهائی هستند که باید «خلق»شان کنیم. معمولاً در گفتمان ها و گفتگوها به مزیت های نسبی موجود توجه می شود و به خلق مزیت های نسبی توجه نمی شود. گاهی اوقات ما کالای استراتژیک را از آن جهت استراتژیک می دانیم و حتی ممکن است خودمان، خودمان را تحریم کنیم نسبت به کالای بیرونی، تا خلق مزیت درونی صورت بگیرد. یعنی می گوئیم ما پنج سال صنایع نوزاد و بخش هائی که به لحاظ اقتصادی نوزاد محسوب می شود، اینها را یک دوره ای شدیداً حمایت می کنیم و اسمش را می گذاریم صنایع نوزاد (Infant industry) . منتها صنایع نوزاد مدت زمانی دارد، یعنی نمی شود بعضی از صنایع ما بعد از چهل سال هنوز نوزاد محسوب بشوند! پیر شده و دندان هایش ریخته است و هنوز قنداقی است!

اما کالای استراتژیک فرهنگی، سیاسی همیشه داریم، شما ببینید برای ژاپنی ها، برنج همیشه یک کالای استراتژیک سنتیِ ساختاریِ فرهنگی محسوب می شود. دامداری در آمریکا از قرن هیجدهم بعنوان یک کالای استراتژیک است. آقای کروگمن در کتاب اقتصاد بین الملل خود، کاریکاتوری از یک گاو را کشیده است که در first class هواپیما نشسته است! و زیر آن نوشته؛ اگر میزان حمایت هائی که از گاوها، دامداری و دامپروری ها در آمریکا می شود، می خواستیم دلاری اش را محاسبه کنیم، تمام گاوهای آمریکا را می شد، چهار دور با first class دور کره زمین چرخاند!. یعنی اینقدر آمریکا حمایت می کند و پول خرج می کند در این زمینه. لذا حمایت گرائی در یک جا خوب است و در جای دیگر بد است.

* اتفاقاٌ ما می گوئیم در کالاهای استراتژیک حتماً رانت ایجاد می شود، چون وقتی شما می خواهید یک کالائی را با سه برابر قیمت در داخل تولید کنید. یعنی رانت. منتها این که این رانت در بین عموم مردم پخش می شود یا به دست گروه خاصی می رسد؟ این موضوع دوم است.

ما یک «خلق مزیت» داریم و یک «توزیع و تخصیص مزیت»، یک «خلق رانت» داریم و یک «توزیع و تخصیص رانت».

* آدرس غلط اقتصادی برای تورم

* گاهی وقت ها عده ای با «خلق ها» مخالف هستند، مثلاً می خواهد با بانک ها مخالفت کند، می گوید باید جلوی خلق اعتبار بان کها را گرفت!، چرا باید بگیریم؟، می گوید؛ جلوی افزایش حجم نقدینگی را بگیریم!. اشتباه است! ما مشکل مان افزایش حجم نقدینگی نیست. اتفاقاً اقتصاد ایران نسبت به حجم اقتصادش، یک سوم متوسط جهانی نقدینگی دارد (یعنی حجم نقدینگی تقسیم بر GDP در ایران 34-35% است و متوسط جهانی 110% است، ژاپن 220 % است). ما نقدینگی مان خیلی خیلی کم است به نسبت جهانی. اینکه آدرس می دهند و می گویند که علت افزایش تورم، افزایش نقدینگی است، این یک آدرس غلط است. بخاطر این است که ما به مسئله های اصلی تورم توجه نکنیم. من چون گرایش اصلی ام مالیات-پول است، می گویم؛ مشکل «نظام مکانیسم انتشار پول است»، Transmission Mechanism پول مشکل دارد. اتفاقاً باید به بانک ها اجازه بدهیم که بیش از این خلق اعتبار کنند. منتها این خلق اعتبار را دست چه کسی بدهند و کجا واریز کنند؟ آن مهم است. الان کم اعتبار خلق می شود و همان میزان کم هم در جای بدی می رود.

* در مقام تمثیل، اقتصاد ایران الان مثل بدنی است که این خون ریزی داخلی و کم خونی دارد. منِ جراح را آورده اند بالای سر این مریض و می گویند که درمانش کن. حال اگر من خون تزریق کنم، این مریض بیشتر خون ریزی داخلی می کند و می میرد!، اگر هم خون تزریق نکنم از بی خونی می میرد! خوب باید چه کار کنم؟!. سریعاً باید خون ریزی داخلی اش را ببندم و سریعاً خون تزریق کنم. تا وقتی که خونریزی داخلی بسته نشده باز هم باید خون تزریق کنم که نمیرد!. خون را مثال بگیرید از نقدینگی. اقتصاد کشور ما نقدینگی اش بسیار کم است. بطوریکه واحدهای تولیدی ما از کمبود نقدینگی دچار اشکال هستند. از طرفی دیگر خون ریزی داخلی دارد. یعنی همان حد نقدینگی کم هم درست نمی چرخد. بجای اینکه باعث مولدیت بشود و مریض ا سرچا کند، دارد خون ریزی داخلی می کند!

 ادامه دارد…

 مطالب مرتبط:

درس گفتار اقتصاد مقاومتی از زبان دکتر پیغامی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب