Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
کودکان کره‌ای در تابلوی مدارس‌ در سال‌های 1960 نام کسانی را که جنس خارجی می‌خریدند، می‌نوشتند و جلویش حک می‌کردند: خائن به میهن! | مدرسه اقتصاد

Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

ترجمه


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

پاتوق دانشجو


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

جزوات


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
boxweb
مباحث کلاس دکتر «عادل پیغامی» در موسسه طلوع/4:

کودکان کره‌ای در تابلوی مدارس‌ در سال‌های 1960 نام کسانی را که جنس خارجی می‌خریدند، می‌نوشتند و جلویش حک می‌کردند: خائن به میهن!

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۴۹ ۱۳۹۳/۰۶/۲

اقتصاد فقط « بانک، مالیات، سازمان برنامه و … » نیست، آموزش و پرورش هم هست و آموزش و پرورش باید بچه های ما را «کارآفرین» بار بیاورد، رسانه ها هم هستند، نمایش نامه نویس ها و شعرنویس ها هم هستند، و اینها حلقه های مفقوده در اقتصاد ایران هستند.

«موسسه طلوع» که در سال 92 فعالیت علمی و آموزشی خود را آغاز کرد، در مدتی کوتاه به یکی پایگاه‌های مهم نیروهای انقلاب اسلامی به منظور ارائه مطالب تحلیلی و تبیین مسائل روز مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ پایگاهی که هم اکنون دارای یک هیات علمی قوی شامل اساتید و بزرگان حوزه‌های مختلف علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم اقتصادی است و به یک شبه دانشگاه انقلابی بدل شده است.

دکتر «عادل پیغامی»، عضو هيات علمي و معاون پژوهشی دانشگاه  امام صادق(ع) در دوره زمستانه کلاسهای آموزشی «به سوی تمدن اسلامی» موسسه طلوع، پیرامون «اقتصاد مقاومتی» سخنان و مباحث مبسوطی را بیان کردند که خلاصه این مباحث را در چند نوبت برای علاقه‌مندان منتشر خواهیم کرد.

 الگوی اسلامی ایرانی یعنی همان وجهه شیعی مسیر پیشرفتی که باید آن را طی کنیم

ما در جلسه اول لایه عقلی اقتصاد مقاومتی را بررسی کردیم بعد به لایه های آکادمیک و علمی به روز در دنیا و نظریات جدید و شاخص های جدید اتحادیه اروپا و کشورهای غربی در خصوص اقتصادهایی که در برابر شکنندگیها و بحرانها مقاومم و تاب آور هستند پرداختیم و در جلسه گذشته نیز از منظر و نگاه اسلام با هر مذهبی به مقوله اقتصاد مقاومتی پرداختیم. جا دارد از منظر تشییع نیز به تبیین این مفهوم بپردازیم.

ما چند سال است از عبارت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت صحبت کرده ایم، اسلامی ایرانی، یعنی شیعی، عمده وجهش شیعی بودن آن است. برخی فکر میکنند این حرفها تجمیع بین ناسیونالیسم و اسلام است در حالیکه بدلایلی با یک زبان دیگر  تاکیدی است بر نگاه شیعی به الگوی پیشرفت، آبادانی و عدالت است.

 کلمه مقاومت برای ما یک «مفهوم» است، فهم دقیق این مفهوم این است که هم لایه عقلی، هم علمی، هم اسلامی عمومی، هم شیعی آن را دقیق ببینیم، اگر نبینیم باز هم ناقص هستیم، چه کارشناسی که در سازمان برنامه نشسته است، چه دانشجویی که دارد در دانشگاه درس می خواند، چه زن خانه داری که در خانه نشسته است، وقتی «اقتصاد مقاومتی» را از زبان رهبری برای «انقلاب اسلامی» می شنود، باید هر چهار مفهوم «عقلی، علمی، اسلامی عمومی و شیعی» در ذهن او بیاید.

برای ادبیات شیعی کلمه «مقاومت» یک کلمه رمز است،

برای ادبیات شیعی کلمه «مقاومت» یک کلمه رمز است، ما نیروی مردمی مان که پای کار جنگ و دفاع مقدس آمد، اسمش را گذاشتیم؛ «نیروی مقاومت بسیج»، قبل از انقلاب امام موسی صدر در لبنان نیرو ساخت و اسمش را گذاشت؛ « افواج المقاومة اللبنانية امل»، الان به حزب الله لبنان می گویند؛ «نیروی مقاومت»، کلمه «مقاومت» برای ما حداقل در گفتمان سیاسی ایدئولوژی چهل سال اخیر برای انقلاب اسلامی یک مفهومی دارد.

بعضی ها سوال می کنند که چرا گفته شده است اقتصاد مقاومتی؟

می گویند این سیاست ها را که نگاه می کنیم هر لفظ دیگری هم می توانست انتخاب کند، الفاظی همچون؛ اقتصاد مطلوب، اقتصاد ایران 1410، …، چرا اقتصاد مقاومتی گفتیم؟

به نظر من برای اینکه ما می خواهیم هر «چهار لایه» را با هم داشته باشیم، ما نمی خواهیم فقط علمی، عقلی و ملی فکر بکنیم، ما می خواهیم که واقعاً حلال و حرام ها در ذهن مردم برجسته بشود و به عمق باورها و اعتقادات مردم در طول تاریخشان متصل بشود ، برای همین ما باید هر چهار لایه را بازخوانی بکنیم.

با نامگذاری سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی مدام به ارتباط حماسه و اقتصاد فکر میکردم/ آنچه در وجود ما برای یک تحول بزرگ اقتصادی کم است «روح حماسی» است

وقتی مقام معظم رهبری سال 92 را سال «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی» نامگذاری کردند، من به دنبال «مفهوم حماسه» و ارتباط آن با اقتصاد می گشتم . معادل انگلیسی هم که بطور کامل گویای عظمت کلمه حماسه باشد برای آن پیدا نمیکردم. مداوم ذهنم مشغول به این بود که اقتصاد چه ارتباطی میتواند با حماسه داشته باشد ؟ به چارچوب مفهومی «حماسه» مدام فکر میکردم .

 با پسرم یک بار وقتی داشتیم در بزرگراه همت میرفتیم در بزرگراه تبلیغ یک برنج را با نام ایرانی زده بودند . پسرم قبلاً در خانه شنیده بود که من در مکالمه‌ای می گفتم اینها برنج های خارجی را وارد می کنند و بسته بندی می کنند و به اسم برنج ایرانی عرضه می کنند!

گفت: بابا، این مگه ننوشته برنج …!، گفتم: بله ، گفت: مگه این خارجی نیست؟ گفتم؛ بله، با یک حالت روحی که چشم هایش پر اشک شد و لرزید و با یک حالت غیرتی گفت؛ اگه خارجیه پس چرا توی خیابون های ما نشونش میدن؟!؟

حالا من این بچه را یک جوری آرام کردم، ولی گفتم؛ اگه ما ایرانی ها اینجور غیرتمند بودیم، یک جور دیگری بود اوضاع!

این همان روح حماسی است. آنچه که در وجود ما برای یک تحول بزرگ اقتصادی کم است، «روح حماسی» است. اقتصاد مقاومتی یعنی همین پیوند حماسه و اقتصاد …

راحت جنس خارجی میخریم و جوانانمان را بیکار میکنیم و برای جوانان کشورهای دیگر اشتغال ایجاد میکنیم ، جنس بد به ما می دهند می پذیریم، جنس با کیفیت تولید نمیکنیم عرقی روی تولید ایرانی و ارتقا کیفیتش نداریم و در برابر دشمنی که می خواهد ما را تحریم کند و به زانو درآورد خموده و سست برخورد میکنیم .

کودکان کره ای در سالهای 1960 نام کسانی را که جنس خارجی میخریدند حتی یک شکلات، مینوشتند و جلویش حک میکردند: خائن به میهن !!

کتابی را اخیراً ما ترجمه کرده ایم به اسم «نیکوکاران بدکار»، نوشته آقای چانگ، استاد اقتصاد توسعه دانشگاه کمبیرج انگلستان، آقای چانگ خودش کره ای الاصل است، این کتاب بسیار خواندنی است.

می گوید؛ ما در سال 1960 بچه راهنمایی بودیم، کره در ابتدای پیشرفت خود بود، زمانی که شرکت سامسونگ تنها یک شرکت کوچک خرید و فروش الیاف بود، می گوید در مدارس به ما گفتند دولت ارز کم دارد، و ارز باید نگهداری بشود برای انتقال تکنولوژی های پیشرفته در کشور، به ما در مدارس راهنمایی گفتند؛ هر جا در خانه فامیل تان رفتید و دیدید که حتی یک شکلات خارجی دارند بدانید این خائن به میهن است، بیائید و اسم او را بعنوان خائن در تابلو مدرسه بزنید!

 می گفت من البته یادم نمی آید که اسم کسی را به تابلو مدرسه زده باشم، اما بارها می رفتیم به خانه فامیل و اگر می دیدم که شکلات خارجی دارند، آرام در دلم می گفتم؛ خائن به میهن! خائن به میهن!

آیا دانش آموزان ما در مدارس و آموزش و پرورشمان اینگونه بار می‌آیند که خبردار شوند که «تحریم بانک مرکزی یعنی لگد گذاشتن با پوتین بر روی گلو»/ چرا بچه های ما وابستگی و عرق و تعلق به اقتصاد ایران ندارد؟

خوب این روح حماسی است دیگر، تزریق می شود به دانش آموز که بفهمد کشورش الان در فشار است!، خوب حالا آیا دانش آموزهای ما اینگونه بار می آیند، آیا خبردار می شوند که «تحریم بانک مرکزی یعنی لگد گذاشتن با پوتین بر روی گلو»؟

 اینقدر فشار زیاد است!، این را می فهمند؟ نه! ، در بهترین مدارس ما، اول سال می گویند؛ پاک کن خارجی، مداد خارجی!  و بچه هم این را می پذیرد!

چرا بچه های ما وابستگی و عرق و تعلق به اقتصاد ایران ندارد؟، من اتفاقاً می گویم که ما مشکل اول مان اقتصاد اسلامی نیست، ولی میهن دوستی است، ما میهن دوستی را فراموش کرده ایم، ما باید بچه هایمان را حسابی میهن دوست بار بیاورم، همانی که مقام معظم رهبری می گویند؛ «ایرانی اسلامی» و این مفهوم را تزریق می کنند.

چرا زنان و مادران این سرزمین سر بزنگاه تاریخ فرزندان و همسران خود و دویست هزار شهید را تقدیم کردند ولی در عرصه جهاد اقتصادی بدلیل ضعف من جای حضور حماسیشان خالیست 

 این کره سال 1960 بود، کره جنوبی در سال 2000 با صندوق بین المللی پول یک دعوا و اختلافی پیدا می کند و یک سری بدهی بار می آورد، زنان کره ای در یک جنبش اجتماعی بزرگ کلی طلا جمع می کنند، به نحوی که بدهی کره با صندوق بین المللی پول پاس می شود! مفهوم این کار در اقتصاد، «پایداری یاsolidarity» است، پیوستگی اجتماعی است، که زن خانه دار می آید پای مسائل کلان کشورش.

زن خانه دار ما چرا نمی آید؟، چرا اوایل انقلاب و در دفاع مقدس آمدند؟ در دفاع مقدس سیصدهزار شهید دادیم، چند درصد از مادران این شهدا باسواد بودند و فهم اجتماعی اکادمیک داشتند؟

خیلی هاشان بی سواد و کم سواد بودند، ولی سر بزنگاه فهمیدند که باید شوهرشان و فرزندشان را بفرستند و تحمل کنند، چرا؟، چون این انقلاب و این کشور لازم دارد، چرا در عرصه اقتصادی ما این فهم را به مردم تزریق نکرده ایم و نمی کنیم؟ اینها سوالات ماست.

اقتصاد فقط «بانک، مالیات، سازمان برنامه و … » نیست، آموزش و پرورش هم هست ، رسانه ها هم هستند، نمایش نامه نویس ها و شعرنویس ها هم هستند، و اینها حلقه های مفقوده در اقتصاد ایران هستند

اقتصاد مثل هر پدیده ای، چند وجهی است، اقتصاد ما یک بخش های تاریخی دارد، یک بخش های فرهنگی و رسانه ای دارد، واقعیت این است که اقتصاد ایران از زمان قاجار به این طرف، به آن میزان کتابی که مثلاً در قرن هیجدهم برای اقتصادشان نوشتند، در زمان قاجار نوشته نشد! .

شما ببیند اولین کتاب هایی را که برای معرفی اقتصاد ایران نوشته شده است، را ببینیم چه کسانی نوشته اند؟کتاب «گنج شایگان» توسط مرحوم جمال زاده که به سفارش آلمانی ها نوشته شده است و یک جور معرفی اقتصاد ایران برای منافع آلمانی هاست، کتاب «معرفی اقتصاد ایران» نوشته چارلز ایسوی را داریم که باز هم ایرانی نیستند، اساساً ما می بینیم که نخبگان ما از 200 سال پیش به این طرف، برای اقتصاد ایران کتاب تولید نکرده اند.

اقتصاد فقط « بانک، مالیات، سازمان برنامه و … » نیست، آموزش و پرورش هم هست و آموزش و پرورش باید بچه های ما را «کارآفرین» بار بیاورد، رسانه ها هم هستند، نمایش نامه نویس ها و شعرنویس ها هم هستند، و اینها حلقه های مفقوده در اقتصاد ایران هستند. بچه من کجا باید حماسی بار بیاید؟ آیا شعر حماسی داریم برای او؟ آهنگ حماسی داریم برای او؟ تصویرسازی های انیمشینی داریم برای او و اقتصاد ایران را برای او ترسیم کنیم؟!.

و اقتصاد مقاومتی یعنی همه این ظرفیتها بایست به میدان خلق یک حماسه بزرگ اقتصادی بیاید ….

 ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

درس گفتار اقتصاد مقاومتی از زبان دکتر پیغامی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب