ما اگر نتوانیم اقتصاد مقاومتی را به زبان دانشگاهی اقتصاددانان و به زبان زنان خانه دار تعریف بکنیم، باخته ایم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مباحث کلاس دکتر «عادل پیغامی» در موسسه طلوع/3:

ما اگر نتوانیم اقتصاد مقاومتی را به زبان دانشگاهی اقتصاددانان و به زبان زنان خانه دار تعریف بکنیم، باخته ایم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۴۰ ۱۳۹۳/۰۶/۲

سوال اصلی ما این است که وجه غالب اقتصاد ما چیست؟ و چه باید باشد؟ اقتصاد مقاومتی در یک نگاه کارکردش این است که وجه غالب الگوهای ما، فکر ما و نگاه ما به اقتصاد، نیازهایش، آسیب شناسی هایش، راهکارهایش و آینده شناسی هایش را به ما بدهد و ما را تبدیل کند به یک برآیند جمعی عمومی، این لازمه هر نوع تغییر است.

«موسسه طلوع» که در سال 92 فعالیت علمی و آموزشی خود را آغاز کرد، در مدتی کوتاه به یکی پایگاه‌های مهم نیروهای انقلاب اسلامی به منظور ارائه مطالب تحلیلی و تبیین مسائل روز مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ پایگاهی که هم اکنون دارای یک هیات علمی قوی شامل اساتید و بزرگان حوزه‌های مختلف علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم اقتصادی است و به یک شبه دانشگاه انقلابی بدل شده است.

دکتر «عادل پیغامی»، عضو هيات علمي و معاون پژوهشی دانشگاه  امام صادق(ع) در دوره زمستانه کلاسهای آموزشی «به سوی تمدن اسلامی» موسسه طلوع، پیرامون «اقتصاد مقاومتی» سخنان و مباحث مبسوطی را بیان کردند که خلاصه این مباحث را در چند نوبت برای علاقه‌مندان منتشر خواهیم کرد.

 * عرض کردیم که به دنبال یک نسبت سنجی هستیم بین خودمان با مفهوم اقتصاد مقاومتی، طبیعتاً اگر هر کسی این نسبت سنجی را با آنچه که می فهمد، آنچه که در ذهن خودش نسبت به معانی کلمات دارد، شکل بدهد، هر چقدر این نسبت سنجی با گفتمان عمومی و برآیند جمعی شکل بگیرد و به یک زبان مشترک و مفاهمه عمومی برسد ما موفق هستیم در اجرا، چرا که نهایتاً سیاست های اقتصاد مقاومتی آن چیزی نخواهد بود که در کاغذ نوشته شده است، بلکه آن چیزی خواهد بود که من و شما در یک فرآیند عمومی خواهیم فهمید و عمل خواهیم کرد.

 * سوال اصلی ما این است که وجه غالب اقتصاد ما چیست؟ و چه باید باشد؟  اقتصاد مقاومتی در یک نگاه کارکردش این است که وجه غالب الگوهای ما، فکر ما و نگاه ما به اقتصاد، نیازهایش، آسیب شناسی هایش، راهکارهایش و آینده شناسی هایش را به ما بدهد و ما را تبدیل کند به یک برآیند جمعی عمومی، این لازمه هر نوع تغییر است.

 * در ابتدای دوران تفکر اقتصاد کلاسیک(زمان ریکاردو) در اواخر قرن هیجدهم، اوایل قرن نوزدهم، یک نامه نگاریی در بین دو خانواده متشخص انجام شده است، که یک خانمی به خانم دیگر می نویسد؛ “دوره و زمانه ای شده است که امروزه وقتی خانواده برای بچه هایشان می خواهند پرستار بگیرند، اولین سوالی که می پرسند این است که اقتصاد بلد هستی که به بچه های ما بیاموزی یا نه؟” این را در کتاب «تاریخ عقاید اقتصادی ژید و ریست» انتشارات دانشکاه تهران، ترجمه مرحوم سنجابی می توانید ببینید. و در همان کتاب می گوید؛ در آن دوره در کنار تئوری پردازی ها، جنبش های نرم افزاری دانشگاهی، فضای صنعت و فضای سیاست گذاری، یک لایه ی فرهنگی عمومی هم مشغول کار بوده است، خانم مارست، سی مجموعه داستان می نویسد، دوشیزه مارتینو ِ معروف، حلقات انواع داستان و رمان های کودکانه را می نویسد، که همه و همه سعی می کردند یک «گفتمان عمومی» از اقتصاد و الگوی اقتصادی را در بین آنها رائج کند. این نشان دهنده یک جریان عمیق فرهنگی است که نهایتاً می بینیم در قالب یک برآیند عمومی شکل می گیرد، یعنی حرف مسئول مملکتی، با نخبه دانشگاهی، با کارشناسی که در بدنه دولت مشغول کار است، با خانواده، یک هم نوائی دارد و یک حرکت مستقیم را نشان می دهد. ما هم در اقتصاد مقاومتی، نیازمند این مسئله هستیم.

* این یک سوال است که نقش رسانه ها، نقش عناصری که کارشان گفتمان سازی است، از آموزش و پرورش بگیرید تا سیزده، چهارده نوع رسانه دیگر واقعاً چه باید باشد؟

 * در جلسات قبلی ابتدا در سطح عقلانی گفتیم که «مقاومت چرا؟»، بعد گفتیم که این مفهوم در ادبیات علمی چه معنایی دارد. اگر این سوال به ذهن ما بیاید که این حرف علمی نیست و سیاست زدگی است، یک جریان دیگر می گوید این حرف علمی است اما غربی است! لذا ربطی به فضای بومی ندارد!

 * ما اگر نتوانیم اقتصاد مقاومتی را به زبان دانشگاهی اقتصاددانان و به زبان زن خانه دار تعریف بکنیم، باخته ایم، کما اینکه تا بحال خیلی از پروژه هائی که انقلاب اسلامی سعی کرده است که اجرا بکند دچار این تله ها شده است.

 * می خواهیم ببینیم که هویت اسلامی اقتصاد مقاومتی چیست؟ ، اقتصاد مقاومتی حداقل در دو لایه اسلامی و شیعی چارچوب مفهومی دارد، اولین این است که از نظر یک حوزوی، اقتصاد مقاومتی همان اقتصاد اسلامی است، هم در حوزه نقل و هم در حوزه عقل، چون اسلام متشکل از عقل و نقل است، کسی که به اسلام اعتقاد راسخ دارد، می گوید خداوند می فرماید؛ إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ (1)، من شما را به مسیری سوق می دهم که مستحکم ترین است، پس قرآن می گوید؛ من در عرصه ساحت اقتصادی هم شما را به سمتی سوق می دهم که اقوم است، کلید واژه هائی مثل «ثبات»، چند بار در قرآن ذکر شده است و قرآن می فرماید؛ آنچه که رنگ خدائی دارد با ثبات است.

* ثبات جزء چارچوب مفهومی اقتصاد مقاومتی قرار می گیرد، کلمه ای داریم «قیام»، قرآن می فرماید؛ این اموال را مایه قیام شما قرار داده ایم، می فرماید؛ وَ لا تُؤْتُوا السفَهَاءَ أَمْوَلَكُمُ (2)، چرا اموال را می گوید دست سفیهان (آنهائی که عقل شان رشد اقتصادی ندارد) ندهید، چون این اموال را مایه قیام شماست، یعنی قیام را در عرصه اقتصادی خداوند تعریف می کند. دوباره می فرماید؛ إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿3﴾…، در جائی دیگر می فرماید؛ اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِى السَّماء(4)، این کلید واژه ها را کنار هم که می گذاریم، این معنا را میدهد که؛ هر آنچه را که خداوند بعنوان شارع مقدس از باید ها و نباید ها و اخلاقیات به ما گفته است، اینها کارکرد «ثبات بخش و مقاومتی» دارد، پس اگر من تمامی احکام و باید و نبایدهای اقتصاد اسلامی را خوب بفهمم و خوب اجرا کنم، من باید مقاوم شده باشم، اگر نشده باشم حتماً یا بد فهمیدم یا بد عمل کرده ام و این نکته خیلی مهمی است.

* ما باید هرآنچه را که خدا خواسته اجرا کنم و اگر این جور شد مقاوم تر می شویم، حوزه های علمیه باید بیایند پای مسائل واقعی، مسئله واقعی این است که اقتصاد اسلامیِ مقاومت بخش که مسائل امروز جامعه ما را مدیریت کند، چیست؟

 * پس پایه ای از شکنندگی های ما ناشی از این است که احکام الهی را پیاده نکرده ایم، اگر امام حسین(ع) در خطبه منا و چند ماه بعد در خطبه عاشورا می فرماید که لقمه حرام چه شکنندگی را ایجاد می کند، چه تخریب هائی ایجاد می کند، این برای ما حجت است، یعنی اگر جائی فساد ایجاد شد و لقمه حرامی دارد گردش می کند، معتقدیم که ما را ضعیف و شکننده می کند!

 * ما حسب درجه ای که بتوانیم حق باشیم، مقاوم هستیم و هر چقدر که دچار بطلان و باطل بودن بشویم شکننده ایم، برای ما لقمه حرام مایه ی شکنندگی است، برای ما دروغگوئی مایه ی شکنندگی است، این را هم عقل ثابت می کند و هم نقل ثابت می کند.

 * عنصر «صبر» در رشد و پیشرفت اقتصادی موثر است.

 * من می گویم میزان ربا و ظلمی که صورت می گیرد در کشورهای اروپائی از کشور ما خیلی کمتر است، میزان ربای آنها 2تا 5 درصد است و میزان ربای ما منهای 17 تا 18 درصد است. قرآن می فرماید؛ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ(5) ، نه ظلم بکنید و نه مورد ظلم واقع بشوید، اگر هر کدام از این دو صورت بگیرد، یتخبطه الشیطان، و مشمول ربا می شود، من اگر بابت یک رابطه پولی 20 درصد به شما بدهم، ربا گرفته ام و اگر 20 درصد بدهم، ربا داده ام، در اقتصاد ایران من اگر پول بگذارم در بانک و 18 درصد بگیرم، در واقع منهای 12-13 درصد داده ام، چون من حالت Real را مدنظر می گیرم. در واقع اگر کسی پول خودش را در بانک بگذارد، با توجه به تورم قدرت خرید خوش را از دست می دهد.

 * من به عنوان کسی که اقتصاد خوانده، اقتصاد ایران را مقاوم و مستحکم می دانم، به دلائل مختلف، که بخشی از آن دلائل دینی و متافیزیکی دارد، استحکام اقتصادی ایران به لحاظ تنوع ژئوپلیتیکی و جغرافیایی طبیعی قابل قبول است. اصلاً کدام کشور دیگری می تواند همچون ایران تحریم های سی ساله را تحمل کند؟، ترکیه می تواند؟ مالزی می تواند؟ واقعاً نمی توانند!

 * در برخی از شاخص ها ما با ترکیه برابر هستیم، در برخی از شاخص ها هم از ترکیه عقبیم، اما در بسیاری شاخص ها جلو هستیم، ما به لحاظ شتاب رشد اقتصادی از ترکیه جلوتر هستیم، از لحاظ درآمد سرانه از ترکیه جلوتر هستیم، در رشد علمی و فناوری هم در برخی شاخص ها از ترکیه جلوتر هستیم و در برخی دیگر عقب هستیم، ولی واقعاً اقتصاد ایران یک اقتصاد مقاوم است و اقتصاد ترکیه یک اقتصاد پفکی! واقعاً تحریم بانک مرکزی را اقتصاد ترکیه نمی تواند تحمل کند.

 * من از طرف یونسکو مامور شدم که برای کشورهای آیسسکو در آذربایجان یک دوره فقر زادئی درس بدهم، وسط های کارگاه ها و اواخر کارگاه ها که بیکار می شدیم، بصورت جدی از ما سوال می کردند که آقا شما که از ایران آمده اید، واقعاً بانک مرکزی تان تحریم شده است؟! مگر ممکن است؟!، در هیچ یک از کتاب اقتصادی، در هیچ مقاله علمی، اسمی از تحریم بانک مرکزی برده نشده است، اصلاً معنای علمی ندارد تحریم بانک مرکزی، پس چطور ممکن است یک چنین حالتی؟!، اصلاٌ امکان ندارد ظرف یک هفته یک کشوری فروپاشی مطلق صورت می گیرد! ، می گفتند؛ یا کل این داستان دروغ است، یا شما دارید یک جوری با فضای بین الملل بازی می کنید. واقعیت همین است، هم آنها سودشان اقتضاء می کند و هم ما یاد گرفته ایم با بعضی از حیاط خلوت های مالی دنیا بازی کنیم، هزینه هم برای ما دارد ولی خوب جنگ است دیگر! در جنگ که حلوا تقسیم نمی کنند!

 * قیمت ها در اقتصاد بهترین تعریفش «فنر» است، برای همین باید اجازه بدهیم که قیمت ها کار بکنند.

 * ما از نزدیک به هزار دلار درآمد سرانه در اول انقلاب به سیزده هزار دلار رسیده ایم، البته اشکالاتی هم داشته ایم.

 * در اقتصاد ایران، ما در چهل سال گذشته حداکثر کاهش ارزش پول ملی در اقتصادمان این بوده که ما 500 برابر تضعیف پولی داشته ایم، یعنی هفت تومان ما شده است سه هزار و پانصد تومان!، این مفهوم دارد و مفهومش این است که اقتصاد ایران، اقتصاد نسبتاً با ثباتی بوده است، جزء در محدوده های زمانی مشخصی، ایرانیان نسبتاً توانسته اند آینده را پیش بینی کنند، من جزو مخالفین مدیریت ارزی کشور هستم یعنی در جای خودش به آن نمره خوبی نمی دهم، ولی در مقام مقایسه می گویم که ما اقتصاد ضعیفی نیستیم و بلکه اقتصاد مقاومی هستیم، ما از نزدیک به هزار دلار درآمد سرانه(در اول انقلاب) به سیزده هزار دلار درآمد سرانه رسیده ایم، اما این یک واقعیت اقتصادی است، کسی نمی تواند رد کند، آمارهای بانک جهانی این را نشان می دهد، اینقدر موضوع واضحی است که آقای کروگمن در کتاب درسی خودش، ایران را در فهرست کشورهای بالای یازده هزار دلار قرار داده است، البته اشکلاتی هم داشته ایم، اما با توجه به داشته هایمان و بهره وری مان خوب عمل کرده ایم. بالاخره ما هرچه هستیم قبول کنیم خوب و بدمان را، همه چیز را سیاه نبینیم.

* آمارها می گوید که در کشورهای موفق، به ازاء هر یک سال درسی که بچه ها در دبیرستان می خوانند، 17 درصد بهره وری آنها بطور متوسط افزایش پیدا می کند، ما بچه هایمان را آموزش و پرورش بهره ور بار نمی آورد، حالا غیر از اینکه بگوئیم احکام خدا و خمس و زکات و … را در وجود اینها می کارد یا نه، اسراف را درمان می کند یا نه؟، که جواب همه اینها منفی است، بلکه اینها را بهره ور اقتصادی با تعریف غربیش هم بار نمی آورد، اما با همه این کاستی ها، اینگونه هم نیست که ایرانیان 20 دقیقه در هر هشت ساعت کار می کنند و بزنیم توی سر خودمان! ، طبق آمار بهره وری آسیائی ما متوسط بهره وری مان(متوسط کارکنان دولتی و خصوصی) از 100 نمره ، 38 است، مالزی 34، چین 7، کره 47 است. قضییه آن بیست دقیقه هم این است که قبل از انقلاب، طبق تحقیق صورت گرفته در دوائر دولتی، بهره وری کارمندان، 20 دقیقه بوده و این موضوع سالیان متوالی، همین طور بر روی زبان مردم مانده است!

 * من از یک طرف می گویم؛ ما اینقدر کارگر ایرانی را سیاه نبینیم، به او هم تلقین نکنیم که تو کم کار هستی!، اگر به من هم شش بار بگویند کم کار هستی، واقعاً کم کار می شوم! ، این image را علیه خودمان نسازیم، از آن طرف هم می گویم؛ ما مترهایمان را درست کنیم، مثلاً ما سال ها درباره بیکاری(employment) صحبت می کنیم، اما درباره کم کاری (Underemployment) آمار نمی دهیم، خوب چرا؟! ، مترهایمان را درست کنیم و ببینیم که دقیقاً مشکل کجاست.

 * جمع بندی اینکه؛ اقتصاد ایران، اقتصادی است مقاوم، اما در درجه مقاومت آن در مقایسه با خیلی از کشورهای رقیب پائین است، درجه شکنندگی آن در بعضی از عرصه ها بالاست، در بعضی از عرصه ها، مثل عرصه کشاورزی هنوز که هنوز است، مشکل داریم، سیاست هایمان مشکل دارد، در بعد آینده شناسی اقتصادی مشکل داریم.

 پی نوشت ها:

1) سوره : الاسراء آیه : 9

2) سوره : نساء  آیه : 5

3) سوره : محمد  آیه : 7

4) سوره : ابراهیم  آیه : 24

5) سوره : بقرة آیه : 279

 مطالب مرتبط:

درس گفتار اقتصاد مقاومتی از زبان دکتر پیغامی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب