درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه هفتم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
فلسفه ریاضیات در اقتصاد + دانلود صوت

درس گفتار دکتر درخشان با موضوع فلسفه کاربرد ریاضیات در اقتصاد/جلسه هفتم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۰:۰۹ ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

والراس مرتبا از اصطلاحات اقتصاد ریاضی و اقتصاد علمی برای توضیح اقتصاد محض استفاده کرد. پدر والراس وقتی که وی 24 سال سن داشت به وی گفت که اقتصاد ریاضی مطالعه کند تا بتواند اقتصاد علمی را بنا کند. شاید والراس اولین کسی بود که مجرد سازی را در اقتصاد مطرح کرد.

در سال گذشته دکتر مسعود درخشان برای دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه امام صادق مبحثی را تحت عنوان فلسفه کاربرد ریاضیات مطرح کردند.در این سلسله درس گفتار به مباحثی همچون سیاست های پشت پرده  تعمیق ریاضیات در اقتصاد،فلسفه ریاضیات در اقتصاد و … می پردازد.

آنچه در ادامه می بینیم قسمت  هفتم این درس گفتار است:

اقتصاد ریاضی در ارتباط با مفهوم اقتصاد محض رشد کرد. نه اقتصاد ریاضی بدون مفهوم اقتصاد محض تعریف می شود و نه اقتصاد محض بدون مفهوم اقتصاد ریاضی تعریف می شود. به کمک این ترادف ما می توانیم محدودیت های اقتصاد ریاضی را در تحلیل اوضاع و احوال اقتصادی مشخص کنیم. در اینجا ماهیت اقتصاد سرمایه داری کلاسیک را مطرح می کنیم. در مقدمه ی کتاب جوونز آمده است «اقتصاد در تمام مطالعاتی که به مقادیر مربوط است باید به لحاظ محتوا شاخه ای از علوم ریاضی باشد زیرا با مقادیر سرو کار دارد». تئوری اقتصادی ای که بدین نحو بررسی شود شباهت نزدیکی با علم مکانیک دارد و قوانین مبادله در اقتصاد شبیه به تعادل اهرم ها است. ماهیت ثروت و ارزش با ملاحظه ی مقادیر بسیار کوچک درد و لذت است. این درست همان تئوری ایستا در مکانیک است که تئوری ایستا مبتنی بر تعادل مقادیر بسیار کوچک انرژی است. همچنین جوونز می گوید« واضح است که علم اقتصاد حتی اگر یک علم کامل نباشد یکی از شاخه های علوم ریاضی است».

به نظر جوونز حداقل سازی هزینه در ماکزیمم کردن مطلوبیت یک فرد هدف نهایی علم اقتصاد است. وی اولین کسی نبود که مفهوم حداقل سازی و ماکزیمم کردن را در اقتصاد معرفی کرد، زیرا کورنو در صفحه ی 44 کتابش اینگونه می گوید: « ما چیزی نمی گوییم جز این حرف را که هر کسی به دنبال این است که حداکثر ارزش ممکن را از کارش به دست آورد. از این دیدگاه تعریف جدید علم اقتصاد استفاده از منابع کمیاب برای حداکثر کردن مطلوبیت است.» اما به نظر ما این تعریف تامین همان حساب لذت و درد جوونز است. کنترل بهینه پیشرفته ترین روش برای رسیدن به این هدف است. از زمان جوونز ماهیت روش های عمومی در اقتصاد تقریبا بدون تغییر باقی مانده است. جوونز می گوید« این روش ما اینگونه است که یک شرایط خیلی ساده را برای توابع ریاضی فرض می کنیم که بتوانیم با کمک این فروض این توابع را تجربه کنیم. فقط با استفاده از استنباطات سمبولیک دلالت های ضمنی این شرایط را کشف می کنیم». اما فیشر می گوید « هر اقتصاددانی می کوشد تا روابط متقابل اقتصادی را به تصویر بکشد. ریاضیات چراغی است که باعث می شود آنچه قبلا دیده نمی شد، به صورت برجسته و روشن دیده شود».

این حرف فیشر نیز به حرف های کورنو اشاره می کند. زیرا کورنو می گوید«هدف استفاده از علائم ریاضی تسهیل بیان مطالب است و زمینه را برای توسعه های بیشتر فراهم کند و از مهمل گویی دوری کنیم». یک مقایسه ی ساده از تعریف کورنو با تعاریف جدید مشابه که توسط سردبیر مجله ی اقتصاد ریاضی گفته شده است نشان می دهد که هیچ تغییری در طی این 157 سال درباره ی هدف اقتصاد ریاضی به وجود نیامده است. زیرا «آلن» سر دبیر مجله ی اقتصاد ریاضی می گوید: « بیان ریاضی مفاهیم اقتصادی از اهمیت حیاتی در دانش اقتصاد برخوردار است. اینگونه بیان از مفاهیم نشان می دهد که آیا یک درک ناپخته ی اقتصادی یک مفهوم منسجمی دارد یا نه؟ به علاوه یک بیان ریاضی کامل از اندیشه ی اقتصادی مفاهیم جدید اقتصادی را مطرح می کند. هدف ما در این مجله این است که مفاهیم اساسی اقتصاد را به زبان استدلال رسمی ریاضی بیان کنیم».

اقتصاد ریاضی راه حلی برای اقتصاد سیاسی چند بعدی: از اوایل قرن 19 معلوم شد که دیدگاه های فلسفی و تاریخی به اقتصاد توسط برخی اقتصاددانان باعث سردرگمی آنها شد و تحت تاثیر رشد سریع علوم فیزیکی قرار گرفتند. جوونز می گوید« بحران اخیر علم اقتصاد ناشی از نگرش اشتباه ما به شاخه های مختلف علوم انسانی مثل فلسفه و تاریخ و جامعه شناسی و… است». والراس معتقد بود که باید دانش اقتصاد را جداسازی (تکه تکه) کنیم. از دیدگاه کورنو این جداسازی یعنی ساختن یک اقتصاد محض یا مثبت که باید جدا از سیستم سیاسی رشد کند. کورنو می گوید« من فقط معتقدم که تئوری را از سیستم ها جدا کنید. به علاوه باید ممکن شود که از زاویه ای کاملا تئوری موضوعی که توجه عامه به آن است یعنی زندگی اقتصادی جامعه را بررسی کنیم».

جوونز نیز می گوید«این گستردگی عظیم دانش اقتصاد را باید تکه تکه کنیم. ما باید جنبه های کاربردی را از تئوری های محض جدا کنیم. اگر اینطور تقسیم بندی را انجام دهیم، آنوقت رشته های مختلفی از اقتصاد را خواهیم داشت و سپس می توانیم هرقسمت را از دیدگاه تئوری فلسفی و تاریخی بررسی کنیم. موضوع می تواند سرمایه و کار باشد. در عین حال مسائل خیلی مهمتری مثل مصرف، تولید و توزیع ثروت هم قابل بررسی است»

تمیز گذاشتن بین آنالیز علمی و آنالیز ساده در والراس دیده می شود. والراس خود را مدیون کورنو می داند و می گوید« من قبول دارم که گاتن در مورد منحنی های مطلوبیت از ما جلوتر بود. همچنین قبول دارم که جوونز هم در مسئله ی ماکزیمم کردن مطلوبیت در رابطه ی مبادله از ما جلوتر بود. اما من از گاتن و جوونز الهام نگرفته ام بلکه من مدیون پدرم هستم که مبانی علم اقتصاد را در ذهن من جای داد و همچنین مدیون کورنو هستم که از حساب دیفرانسیل استفاده کرد.»

والراس مرتبا از اصطلاحات اقتصاد ریاضی و اقتصاد علمی برای توضیح اقتصاد محض استفاده کرد. پدر والراس وقتی که وی 24 سال سن داشت به وی گفت که اقتصاد ریاضی مطالعه کند تا بتواند اقتصاد علمی را بنا کند. شاید والراس اولین کسی بود که مجرد سازی را در اقتصاد مطرح کرد.

دانلود صوت جلسه هفتم 

مطالب مرتبط:

معرفی درس گفتار دکتر درخشان

جلسه اول جلسه دوم جلسه سوم جلسه چهارم جلسه پنجم جلسه ششم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب