درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه هفدهم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مکتب کلاسیک+دانلود صوت

درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه هفدهم

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۰:۲۸ ۱۳۹۳/۰۶/۲۲

دکتر پیغامی شهریور سال 91 کلاس درسی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی در دانکشده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) برگزار کرده اند.در این کلاس به مباحثی پرداخته اند که شاید در کمتر کلاسی با این عنوان اشاره شده باشد.

خلاصه ای از آنچه دکتر پیغامی در جلسه هفدهم مطرح کردند:

مکتب کلاسیک

اقتصادانان کلاسیک دو دسته اند: خوش بینان و بدبینان. یکی از اصول اندیشه های آدام اسمیت خوش بینی به کارکرد بنیان های طبیعی اقتصادی بود. اما در مقابل بد بینانی بودند که اعتقاد داشتند قوانین طبیعی یا قوانین الهی که باید نظم را برقرار کنند وجود دارند اما مشروط به اینکه انسان ها باید آنها را دریابند و پیروی کنند و از آنها استفاده کنند. یکی از بدبینان معروف «مالتوس» بود. مالتوس کسی بود که واقع نگری اش از اسمیت بیشتر بود و در تاریخ مشاهده می کند که جمعیت با قانون تصاعد هندسی ولی کشاورزی با قانون تصاعد حسابی افزایش می یابد. به طور کلی بدبینان معتقد بودند که برخلاف نگاه خوش بینان، بنیادهای طبیعی به ویژه نفع شخصی منافع عمومی را به وجود نمی آورند.

مالتوس اساسا یک نجیب زاده ی روستایی بود و با فلاسفه ی زمان خود مثل دیوید هیوم ارتباط داشته است. مالتوس 20 سال بعد از اسمیت کتابی با عنوان « تحقیق درباره ی اصل جمعیت و تأثیر آن در پیشرفت آینده ی جامعه » منتشر می کند اما نام خود را به عنوان مؤلف در این کتاب نمی آورد. وی در این کتاب به نوعی مردم نگاری می کند. یعنی اگر کتاب اسمیت درباره ی علل ثروتمندی ملل بود، مالتوس با مردم نگاری ای که از جامعه ی فرانسه ی آن زمان می کند گویا تحقیقی درباره ی علل فقر ملل می نویسد.

مالتوس به افزایش جمعیت به نوعی بدبینانه نگاه می کند و معتقد است که اگر در دراز مدت نرخ رشد جمعیت با تصاعد هندسی و نرخ رشد کشاورزی با تصاعد حسابی رشد کند، جنگ برای غذا و خوراک بین ملت ها به وجود می آید. اما در مقابل خوش بینانی همزمان با مالتوس وجود داشتند. مثلا «میراوو» توصیه می کند که باید جمعیت افزایش یابد. «گادوین» که یک خوش بین افراطی بوده در سال 1793 کتابی با عنوان «عدالت سیاسی» می نویسد. گادوین به نوعی آنارشیست بوده و می گوید «هر حکومتی حتی بهترین آنها شر است». گادوین درباره افزایش جمعیت هم می گوید« نیروی خرد انسانی همانطور که بر میل سودپرستی چیره می شود غریزه ی جنسی را هم مهار خواهد کرد»

«کوندورسه» نیز که یک خوش بین محسوب می شود می گوید که «این جامعه ی بشری به سوی نیک بختی و قدرت بی انتهای دانش است که اگر مرگ را به کلی از بین نبرد لااقل آن را به طور نامحدودی عقب خواهد راند»

مالتوس نیز در پاسخ به خوش بینی اقتصاددانان خوش بین می گوید«طبیعت در انسان غریزه ای قرار داده است که اگر به حال خود گذاشته شود او را به گرسنگی و فقر و فساد سوق می دهد و همین امر که همه جوامع بشر از آن رنج می برند بدون آنکه دلیل آن را بدانند کلید تاریخ همه ی اجتماعات و فقر و مسائل آنان است (اشاره به غریزه ی جنسی و سودپرستی)»

مالتوس قانون بازدهی نزولی را ارائه می کند. وی به خوبی نشان می دهد که چگونه عدم کفایت تغذیه هزار فساد به دنبال دارد. مرگ و میر شدید در نوزادان و مرگ های پیشرس کارگران در پی برقراری تعادل بین جمعیت و مواد غذایی هستند. جامعه ی دینی و اخلاقی و مطلوب مالتوس جامعه ی کشیشان است. مالتوس می گوید «خودداری از تأهل توأم با عفت، این است آن الزام اخلاقی ای که من می خواهم. منظور من از جلوگیری اخلاقی خودداری ای است که مرد در مورد تأهل از روی احتیاط بر خود تحمیل می کند و در آن مدت رفتار او کاملا و مطلقا مطابق عفت و اخلاق است.» مالتوس می خواهد اولا خارج از روابط زناشویی از هر نوع رابطه ی جنسی خودداری سود، ثانیا مرد اختیار همسر و تشکیل خانواده را عقب بیندازد تا وقتی به سن و وضعی برسد که بتواند مسئولیت یک خانواده را کاملا عهده دار شود.

در طول تاریخ بشر مسئله جمعیت امری مهم و قابل بحث بوده است. در گذشته از افراد برای اقدامات نظامی ولی امروزه بیشتر در امور اقتصادی و نیروی کار استفاده می شود. بنابراین کنترل و مدیریت جمعیت همیشه از مباحث بحث برانگیز اقتصاد محسوب می شده. اما تاریخ اندیشه های اقتصادی به مقوله ی خانواده بی توجهی زیادی کرده ولی مالتوس به خانواده توجه می کند و این از قوت های وی محسوب می شود. اما مالتوس در پیش بینی های خود به تکنولوژی فیزیکی و اجتماعی توجه نکرده بود و همین امر باعث شد که پیش بینی وی درباره ی رشد جمعیت و کشاورزی به وقوع نپیوندد. مخاطبان توصیه های مالتوس در مورد کنترل جمعیت و جلوگیری از تشکیل خانواده بیشتر فقرا بودند تا ثروتمندان.

ریکاردو

 ریکاردو در سال 1772 در شهر لندن از یک خانواده ی یهودی هلندی به دنیا آمد. پدرش دلال بود و از همان سنین کودکی ریکاردو را با تجارت و صرافی و بانکداری آشنا کرد. ریکاردو به سبب ازدواجش مذهب اجدادی را ترک می کند و وارد دلالی بورس می شود. وی در مدت کمی ثروت هنگفتی به دست می آورد. در زمان کودکی ریکاردو فرانسه با انگلیس در حال جنگ بود و پول انگلستان تنزل ارزش پیدا کرد. ریکاردو نخستین کتاب خود را در سال 1810 تحت عنوان «گرانی قیمت شمش ها، علت تنزل ارزش اسکناس» می نویسد و در سال 1817 کتاب «اصول علم اقتصاد» خود را منتشر می کند. وی در سال 1821 باشگاه دانش اقتصاد را تأسیس کرد و در مورد حمایت از کشاورزان مقاله نوشت و در سن 51 سالگی فوت کرد.

کلاسیک ها بعد از ریکاردو به دو شاخه تقسیم می شوند و دو تفسیر از عقاید ریکاردو برداشت می کنند. یک تفسیر به «مارکس» و یک تفسیر به «جان استوارت میل» و جریان لیبرال دموکراسی منجر می شود. ریکاردو جزء اقتصاددانان کلاسیک محسوب می شود. وی روش علمی را در اقتصاد پایه گذاری می کند، مکتب واقع بینی دارد، به مشروعیت مالکیت تأکید می کند و نظریه ی ارزش را ارائه می کند. ریکاردو معتقد است که فقط یک بانک باید ناشر اسکناس باشد و سایر بانک ها از آن اسکناس دریافت کنند. در تجارت بین المللی باز هم نظریه ی مزیت نسبی را ارائه می کند.

 دانلود صوت جلسه هفدهم

دیگر جلسات درس گفتار دکتر پیغامی

جلسه اول  جلسه دوم  جلسه سوم  جلسه چهارم  جلسه پنجم  جلسه ششم جلسه هفتم  جلسه هشتم جلسه نهم جلسه دهم  جلسه یازدهم  جلسه دوزادهم  جلسه سیزدهم  جلسه چهاردهم  جلسه پانزدهم جلسه شانزدهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب