Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
منطق بازار در مقابل منطق صف | مدرسه اقتصاد

Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

ترجمه


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

پاتوق دانشجو


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

جزوات


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
boxweb
گزارشی از جلسه کارگروه اقتصاد موسسه اشراق_1

منطق بازار در مقابل منطق صف

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۴۵ ۱۳۹۳/۰۵/۲۷

اگر هدف شما ایجاد حداکثر بهره وری اجتماعی باشد بازار آزاد شاید نتواند بهتر از صف هدف شما را برآوره کند،چون کسی که مایل است برای چیزی پول بپردازد معلوم نیست همان کسی باشد که بیشترین ارزش را برای آن قائل باشد.

“چیز هایی هستند که با پول نمی شود خرید.ولی این روز ها تعداد شان زیاد نیست.امروزه تقریبا هر چیزی خرید و فروش می شود.”

پیش تر گفته بودیم که گروه اقتصاد موسسه اشراق قصد دارد در چند جلسه به معرفی و هم خوانی کتاب “آنچه با پول نمی توان خرید اثری از سندل” بپردازد.

آنچه در ادامه آورده می شود بخش هایی از پیش گفتار و فصل یک این کتاب است که در جلسه گروه اقتصاد موسسه اشراق مورد نقد و بررسی قرار گرفت

این کتاب که دارای یک پیش گفتار و 5 فصل است و در 205 صفحه تنطیم شده است منعکس کننده بخش هایی از عقاید سندل نسبت به ارتباط اقتصاد بازار و مقوله اخلاق  است.

سندل در پیش گفتار 12 صفحه ای خود چکیده نگاه خود به مرز های اخلاقی بازار را به قلمی بسیار شیوا مطرح کرده است.در ابتدای این بخش به مثال هایی از جامعه آمریکا(ویا بهتر بگوییم هر جامعه ای که در آن اقتصاد بازار رسوخ کرده است)می آورد که در آنها تمام آنچه در دهه های قبل به عنوان مواردی بوده اند که قابل قیمت گذاری نبوده اند،اشاره دارد.مواردی همچون خرید و فروش سلول زندان بهتر،حق مهاجرت،پروانه شکار کرگدن سیاه و…

در ادامه هر یک از این مصادیق را به عنوان مثال هایی از کالایی شدن هنجار های زندگی عنوان می کند و مهلکترین تحول سه دهه گذشته را گسترش بازار ها وسرایت ارزش های بازاری به حوزه هایی از زندگی می داند که سنخیتی با آنها نداشته است.

114013812__04_341278cیکی از پرسش های مهمی که سندل در سراسر کتاب و بخصوص فصل یک درپی پاسح بدان است،دلیل نگرانی از قابل فروش بودن همه چیز است.

وی در پاسخ به این سوال دو علت را ریشه یابی می کند: یکی به علت نابرابری و دیگری به علت فساد.در توضیح علت نابرابری سندل می گوید”در جامعه ای که همه چیز اش برای فروش باشد،زندگی برای افراد بی بضاعت سخت تر می شود.در این جا نه فقط فاصله ی فقیر و غنی بیشتر شده،بلکه کالایی شدن همه چیز به پول اهمیت بیشتری بخشیده و نیش نابرابری را گزنده تر کرده است”

سندل در بیان علت دوم که آن را فساد نامیده است،به تسّریع همه جانبه نگاه بازاری به تمام شئون زندگی اشاره دارد و در ادامه به نکته ای اشاره دارد که“بازار فقط کالا پخش نمی کند بلکه نوع نگاه به کالا را هم پخش می کند”و همچنین سندل این باور که اقتصاددانان گمان می کنند بازار خنثی است را رد می کند.

سندل در این بخش از کتاب خود به نکاتی اشاره دارد که بیشتر از زبان اجتماع گرایان (communitarianism) شنیده می شود.به عنوان مثال وی هدف خود را پیدا کردن ارزش هایی برای تبیین و تثبیت جایگاه بازار و یا به بیان دیگر “ببینیم پول چخ چیز هایی را باید و نباید بتواند بخرد”عنوان می کند.

سندل در بیان عقاید خود نسبت به مرز های اخلاقی بازار،اقتصاد بازار را با جامعه بازاری تفکیک می کند و در تبیین این تفکیک می نویسد” اقتصاد بازار یک ابزار برای سامان دهی فعالیت های تولیدی است و ابزار مناسب و کارآمدی است ولی جامعه بازاری یک شیوه زندگی است که در آن ارزش های بازاری در هرجنبه از زندگی انسان رخنه کرده اند.

سندل در توضیح چرایی بازاندیشی در جایگاه بازار دو علت عمده را نام می برد یکی اعتبار تفکر بازاری،در حالی که ما فجایع بحران 2008 را هنوز هم درک می کنیم و دیگری هم پوچی در گفتمان عمومی ماست که نمود بیرونی آن را  طبل توخالی بودن سیاست ،اخلاق و… می داند.

سندل در ارائه یکی دیگر از عقاید خود در خصوص اقتصاد بازار به نکته ای در خصوص بی طرفی این نگاه اقتصادی و موضع نداشت با هیچ گونه ارزش و ائدولوژی می داند و عنوان می کند “یکی از جاذبه های بازار این است که در باره سلیقه هایی گه ارضا می کند قضاوت نمی کند در واقع بین خواسته های متعالی و خواسته های مبتذل فرق نمی گذارد و تنها چیزی که اقتصاد دان می پرسد قیمت مبادله است.داوری نکردن در مورد ارزش های برایمان گران تمام شده است و گفتمان عمومی ما را از اخلاق خالی کرده است”

سندل به عنوان نکته آخر در پیش گفتار کتاب اش بحث در مورد مرز های اخلاقی بازار را برای جلو گیری یکه تازی بازار لازم و ضروری می بیند و نبود اخلاق را صرفا در مشکلات بانک ها،بورس وال استریت و … نمی بیند بلکه عنوان می کند”چالش اخلاقی سیاسی که ما امروز با آن مواجهیم بسیار دامنه دار تر و در عین حال پیش پا افتاده تر است :باز اندیشی در نقش و نفوذ بازار در امور اجتماعی ما روابط انسانی و زندگی روزانه ی ما.”

نوبت شکنی عنوان فصل اول کتاب سندل است که به توضیح برخی از شکل های نفوذ پول به هنجار های جامعه،و تبدیل این هنجار ها به کالایی قابل مبادله می پردازد.

سندل در این فصل چندین مثال واقعی از کالایی شدن ارزش هایی سخن می گوید که پول به آرامی جای آن ارزش را گرفته است.برای مثال در ابتدا از از عنوان مسیر تندرو برای بیان مطلب خود استفاده می کند.در توضیح مسیر تندرو سندل عنوان می کند”شرکت های هواپیمایی برای مسافرانی که پول بیشتری در ازای هر بلیط آنها را از انتهای صف بازرسی به ابتدای صف انتقال می دهند”سندل در تبیین استدلال شرکت های هواپیمایی می گوید“آنها می گویند انتظار کمتر در صف بازرسی یک امتیاز رفاهی است که خرید و فروشش باید آزاد باشد”

در ادامه نیز سندل چند نمونه از این نوع به اصطلاح “دور زدن صف به همت پول دار بودن”را در این بخش می آورد و سعی دارد هشداری برای کالایی شدن ارزش ها و هنجار های جامعه داشته باشد.

خط لکسوس عنوان دیگری است که سندل به فروش خط های تندرو و خلوت برای عبور ماشین هایی که پول آن را پرداخت کرده باشند اطلاق داده است.در این جا هم سندل استدلال مخالفان این قبیل طرح ها را از زبان خود بیان می کند و می گوید“مسیر تندور باعث جلو افتادن پول دار ها و عقب افتادن بی پول ها می شود”

در مقابل هم سندل از قول اقتصاد دانان در تایید این جور طرح ها بیان می دارد که”از نظر اقتصاددان صف طولانی برای اجناس یا خدمات معنی اش اتلاف و کاهش بهره وری است. معنای صف این است که نظام قیمت گذاری نتوانسته خودش را با عرضه و تقاضا هماهنگ کند.”

در مثال و یا بهتر بگوییم شواهد بعدی که سندل در نشان دادن خطر پولی شدن هنجار های جامعه از آن یاد می کند“شغل نوبت گیری” است.

این اصطلاح شغل نوبت گیری را سندل در باره بلیط رایگان یک تئاتر در شهر و پرداخت پول برای ایستادن در نوبت صف برای تهیه بلیط استفاده می کند.این شغل هم اکنون تبدیل به یک کار و کاسبی پر سود برای شرکت هایی شده است که فعالیت آنان در خصوص نوبت گیری است. در نمونه قبیح تر از نوبت گیری،سندل به اجیر کردن افرادی برای ایستادن در صف اتاق های جلسات کنگره اشاره دارد.

در نمونه ای دیگر نویسنده به فروش نوبت های پزشکی در شهر پکن چین به علت ازدحام در بیمارستان های دولتی اشاره دارد.سندل در این بخش سوال مهمی را مطرح می کند مبنی بر این که “آیا بیمارانی که می توانند پول بیشتری بپردازد باید بتواند زودتر از خدمات درمانی بهرمند شوند؟”

در بخش نوبت فروشی بیمارستان ها که شاید از دیر باز تر رایج بوده است،سندل نمونه ی دیگری را در این بخش با عنوان پژشکان ملازم مطرح می کند.پزشک ملازم اصطلاحی است که در مورد پزشکانی که در ازای دریافت سالیانه مبلغی به صورت خصوصی به طبابت بیماران خود می پردازند و در هر لحظه ای (حضوری یا غیر حضوری) به بیماران خود خدمت ارائه می دهند.این طرح هم سعی دارد یک جوری به ثروتمندان اجازه دهد صف خدمات درمانی را دور بزند.

در نمونه هایی که سندل برای ما مثال می زند سعی دارد به جایگزینی منطق بازار به جای منطق صف اشاره داشته باشد.”جابجایی این منطق ها حکایت از دست درازی پول و بازار به ساحتی از زندگی که زمانی هنجار های غیر بازاری بر آن حاکم بوده است.”

منطق بازار در مقابل منطق صف از دو منظر دفاعیه ای را تنظیم کرده است: ابتدا از منظر آزادی های فردی،بدین معنی که مردم آزاد اند هر چه را خرید و فروش کنند.دلیل دوم بحث افزایش بهره وری است.سندل در تبیین این چگونگی افزایش بهره وری از قول منکیو می گوید”بازار آزاد به این هدف(حداکثر سازی بهره وری)از طریق تخصیص عرضه ی کالا به خریدارانی که بیشترین ارزش را روی آنها می گذارند کمک می کند.معیار سنجش بیشترین ارزش نیز،میزان تمایل افراد به پرداخت پول بیان شده است.”

109666-500x500در مقابل منطق بازار،منطق صف نیز دفاعیه ای را مطرح می کند مبنی بر این که پولی کردن چیز هایی که باید برای بدست آوردن آنها در صف ایستاد به ضرر کسانی است که کم بضاعت با بی بضاعت هستند.

منطق صف در مقابل استدلال افزایش بهروری کل این انتقاد را وارد می کند که“اگر هدف شما ایجاد حداکثر بهره وری اجتماعی باشد بازار آزاد شاید نتواند بهتر از صف هدف شما را برآوره کند،چون کسی که مایل است برای چیزی پول بپردازد معلوم نیست همان کسی باشد که بیشترین ارزش را برای آن قائل باشد.”

در واقع در منطق بازار به پولدار ها امکان بیشتر را می دهد و در منطق صف به کسانی که وقت آزاد بیشتری دارند.لذا دلیلی وجود ندارد پول بیشتر ملاک ارزش بیشتر باشد.

یکی از ایرادات اساسی منطق بازار در مقابل صف در بیان سندل،تنزل ارزش بعضی خیر ها به ارزش های کالایی.که این درواقع ایراد دوم و یا نگرانی دومی است که باید در مورد کالایی شدن همه چیز ما را به خود بیاورد.این مسئله در بیان ساده تر مسئله فساد است که در پیشگفتار مختصری به آن اشاره شد.سندل برای تبیین این بعد از نگرانی خود می نویسد”تبدیل دسترسی به کنگره به کالایی قابل خرید و فروش مایه وهن و ابتذال آن می شود.”

سندل در ادامه به تعریف خود از فساد که برگفته از مکتب اجتماع گرا هاست اقدام می ورزد و می نویسد“فساد فقط اختلاس و ارتشا نیست.تنزل شان دادن یک خیر،یک ادب اجتماعی،ارزش گذاری آن در رده ای پایین تر از رده ی شایسته اش هم یک فساد است.”

در صفحات آخر سندل به مقایسه ای بین منطق بازار و منطق صف دست می زند و سعی دارد هر کدام را در جایگاه خود مناسب و کارا بداند.در واقع سندل اضافه می کند که منطق صف در همه جا کاربرد ندارد منتهی حرف اصلی سندل عدم وجود یک اصل واحد صف یا پول در تخصص کالا هاست.

در پایان هم سندل گرایش بازار به گرفتن جای صف و دیگر شکل های غیر بازاری تخصیص خیر ها را هشدار می دهد و می نویسد “این نوع از رویکرد تخصیص خیر ها به قدری در زندگی مدرن رخنه کرده اند که به سختی متوجه آنها می شویم.”

مطالب مرتبط:

پرونده ای برای کتاب آنچه با پول نمی توان خرید

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب