نبود عدالت در انتخاب تماشاچی برای تیم ملی فوتبال | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
محمد رضا فرهادی پور در دگردیسی مشغولیت ها

نبود عدالت در انتخاب تماشاچی برای تیم ملی فوتبال

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۰۳:۳۷ ۱۳۹۳/۰۴/۳۰

معیار انتخاب تماشاچی و حامی برای تیم ملی چیست؟ اگر ملاک ایرانی بودن است و هواداری از تیم ملی، میلیون­ها نفر ایرانی شایستگی بهره­مندی از فرصت حضور در برزیل برای حمایت از تیم ملی فوتبال را دارند.

هفتۀ گذشته در کلاس درس کلیات علم اقتصاد با این پرسش مواجه شدم که آیا اعزام گروهی از بازیگران سینما و تلویزیون و ورزشکاران برای تماشای بازی­های تیم ملی فوتبال و حمایت از بازیکنان به برزیل کاری عادلانه است یا خیر؟ این پرسش مبتنی­بر این فرض است که تأمین مالی این سفر با بودجۀ عمومی صورت گرفته است. من دقیقاً از نحوۀ تأمین مالی سفر بازیگران و ورزشکاران خبر ندارم، اما بیایید فرض کنیم که هزینه این سفرها با بودجۀ عمومی یا بودجۀ یک سازمان دولتی تأمین مالی شده باشد؟

معیار انتخاب تماشاچی و حامی برای تیم ملی چیست؟ اگر ملاک ایرانی بودن است و هواداری از تیم ملی، میلیون­ها نفر ایرانی شایستگی بهره­مندی از فرصت حضور در برزیل برای حمایت از تیم ملی فوتبال را دارند. چرا نباید یک بخت آزمایی با شانس مساوی برای همۀ ۷۶ میلیون نفر ایرانی برگزار شود تا همه افراد از شانسی برابر برای حضور در برزیل و لذت بردن از تماشای بازی­های فوتبال در برزیل برخوردار شوند؟

حالا فرض کنیم معیاری برای انتخاب و اعزام افراد به برزیل افراد وجود داشته است؟ این معیار باید چه باشد؟ بگذارید از زاویه نگاه ارسطو به موضوع بپردازیم. ارسطو مثالی دارد که در این مورد می­تواند آموزنده و یاری رسان باشد.  فرض کنید ما فلوت توزیع می‌کنیم؟ چه کسی باید بهترین فلوت را بگیرد؟ پاسخ ارسطو این است: بهترین نوازندگان فلوت. در مورد زدن فلوت، شایستگی عبارت است از توانایی خوب زدن آن. قائل شدن تبعیض براساس هر معیار دیگری مانند ثروت یا نجابت خانوادگی یا زیبایی فیزیکی یا شانس (بخت­آزمایی) نادرست است. نکتة ارسطو این است که در توزیع فلوت‌ها، ما به‌طور کلی نباید در جست‌وجوی ثروتمندترین یا زیباترین یا حتی بهترین فرد باشیم، بلکه باید در جست‌وجوی بهترین نوازندة فلوت باشیم.

حالا بر همین اساس باید بپرسیم بهترین تماشاچی و حامی درون ورزشگاهی برای تیم ملی کیست؟ معیار شایستگی در خصوص بهترین تماشاچی بودن از نگاه فوتبالیست­ها یعنی کسی که خوب بوق بزند، تهییج کند، فریاد بزند و کری بخواند. سوال: آیا بازیگران سینما و تلویزیون خوب بوق می زنند؟ آیا آنها توان تهییج بازیکنان فوتبال را مانند یک لیدر تماشاچیان دارند؟ آیا آنها خوب در ورزشگاه فریاد می ­زنند و برای دفاع از تیم ملی شعار می دهند؟ آیا اگر قرار باشد فردی را برای حضور در یک فستیوال فیلم بفرستند، اگر فردی غیرسینمایی اعزام شود، صدای اعتراض بازیگران سینما به گوش نخواهد رسید؟ دلیل این اعتراض هم این است که در چنین اعزامی، معیار شایستگی برای انتخاب نماینده در فستیوال فیلم رعایت نشده است. اعتراض وقتی شدیدتر می شود که یک لیدر فوتبال به چنین فستیوالی اعزام شود!

پاسخ به این سوالات تاحدی دشوار است و نیازمند شناخت شخصیت های بازیگران تلویزیون و سینما است. اما به گمانم بسیاری از تماشاچیان حرفه ای فوتبال معیارهای فوق را بیش از بازیکنان فوتبال و بر این اساس شایستگی حضور در برزیل را هم داشته اند. درواقع، انتخاب این گروه برای تماشای بازی های تیم ملی فوتبال در برزیل، معیار تماشاچی خوب بودن را زیر سوال برده است و شاید نوعی ضدانگیزش باشد.

این یادداشت را برای یکی از روزنامه ها نوشتم، اما نمی دانم چاپ شد یا نه.

 

۲ دیدگاه