تفاوت نظام اقتصاد سنتی و نظام اقتصاد سرمایه‌داری | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
دکتر هادی آجیلی تبیین می کند:

تفاوت نظام اقتصاد سنتی و نظام اقتصاد سرمایه‌داری

موسسه سدید

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۰۱:۱۵ ۱۳۹۳/۰۴/۸

در واقع انسان در این نظام جدید طوری پیش می رود که همیشه تشنه ی مسائل مادی و رفاهی دنیا است، همواره چیزی وجود دارد که او نداشته باشد و این امر، حدی ندارد و مرزی در نظام سرمایه داری وجود ندارد که در آنجا انسان قناعت کند و بیشتر از آن نیازی نداشته نباشد.

 متن پیش رو بخشی از جزوه تاریخ سرمایه داری و اقتصاد غربی است که  با موضوع  تفاوت نظام اقتصاد سنتی و نظام اقتصاد سرمایه‌داری برگرفته از سخنرانی دکتر هادی آجیلی درباره ی بررسی مولفه های اقتصاد غربی و تاثیر آن در ایجاد تمدن غربی  از سلسله جلسات سطح یک یازدهمین دوره ی آموزشی تربیتی «والعصر» می باشد که در تابستان ۱۳۸۹ برگزار شده است و پس از پیاده سازی و ویرایش در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.

یادداشت شفاهی دکتر آجیلی:

گاهی انسان برای مصرف و رفع نیاز تولید می ­کند که این سیستم، اقتصاد سنتی است و پیش از این‌که اقتصاد سرمایه‌داری وارد یک منطقه بشود، سیستم اقتصادی این بوده است. سیستم تولید اقتصاد سنتی این­گونه است که به عنوان مثال، یک فرد می­ رود ماهی می­ گیرد که تا ظهر ماهی بخورد یا این‌که ماهی می­ گیرد و آن را به همسایة خود که زمین گندم داشته است می ­دهد تا گندم بگیرد؛ یعنی به اندازه ­ای گندم می­ گیرد که بتواند نان درست کند و تولید، برای رفع نیاز است. یا برای مثال، شخصی زمین دارد و در یک گوشه از آن سیب‌زمینی، در یک گوشه پیاز و در یک گوشه کدو می­ کارد. اگر در آن زمین گوجه‌فرنگی به عمل نمی ­آید و در زمین همسایه به عمل می­ آید، آن شخص به همسایة خود کدو می­ دهد و در عوض آن گوجه می­ گیرد و اگر چیزی نداشت، به اندازة نیازش سکه می­ دهد.

در این‌جا تولید برای رفع نیاز و مصرف است و فرد، بیش از اندازة نیازش تولید ندارد. در واقع دلیلی نمی­ بیند که بیش از مقدار نیاز تولید کند. به عنوان مثال شخصی که آهنگر است یا نعل اسب می­سازد، ممکن است در روز برآورد کند و ببیند که ده مشتری دارد و به اندازه ی همان ده مشتری، نعل اسب تولید کند؛ نه این‌که انبار نعل اسب به راه بیندازد و تولید انبوه کند. اکنون نیز اقتصاد روستایی همین‌طور است و تولید افراد برای رفع نیاز است. اقتصاد روستایی به معنای جایی است که نظام سرمایه ­داری وارد آن‌جا نشده باشد، افراد به دنبال راه ­اندازی کارخانه و انبارکردن جنس نباشند و در واقع هدف از تولید، مصرف و رفع نیاز باشد.

اقتصاد سرمایه­ داری این‌طور نیست بلکه مبنای آن، تولید برای درآمدزایی و سود است. یک مثال واقعی، کارخانة نساجی است که زمانی که در انگلستان انقلاب صنعتی آغاز شد و پس از آن به تدریج به سایر مناطق اروپا نیز کشیده شد، مبنای اول صنعت، نساجی بود. حال شخصی که کارخانة نساجی دارد، تنها برای خود و خانواده ­اش پارچه تولید نمی­ کند؛ بلکه تولید انبوه می­ کند تا به فروش برساند. کسی به او سفارش نداده است تا برای او پارچه تولید کند زیرا پیش از این، تولید برای رفع نیاز و بسته به سفارش بوده است. به عنوان مثال به شخصی که آهنگر است سفارش داده می­ شود تا یک نعل اسب بسازد و او آن نعل اسب را می­ سازد، می­ فروشد و سکه ­اش را می­ گیرد، اما این‌جا تولید برای فروش است.

این تولید، تفکر متفاوتی هم دارد. زمانی که تولید، تبدیل به تولید انبوه و تولید برای فروش و درآمد­زایی شد، دیگر زمانی نمی ­رسد که درب کارخانه را به دلیل نبود سفارش ببندیم. درب کارخانه نباید بسته شود، زیرا فرهنگ اقتصادی جدید، قناعت­ بردار نیست. در واقع انسان در این نظام جدید طوری پیش می­ رود که همیشه تشنة مسائل مادی و رفاهی دنیا است، همواره چیزی وجود دار

مطالب مرتبط

آخرین مطالب