درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه بیست و چهارم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
اندیشه های لویی بلان و آغاز مکتب تاریخی آلمان

درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه بیست و چهارم

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۲:۰۷ ۱۳۹۳/۰۴/۷

دکتر پیغامی شهریور سال 91 کلاس درسی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی در دانکشده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) برگزار کرده اند.در این کلاس به مباحثی پرداخته اند که شاید در کمتر کلاسی با این عنوان اشاره شده باشد.

خلاصه ای از آنچه دکتر پیغامی در جلسه بیست و چهارم مطرح کردند:

اندیشه های لویی بلان و آغاز مکتب تاریخی آلمان

لویی بلان مانند اوون و فوریه متفکر نبوده ولی شارح (شرح دهنده ی عقاید دیگران) خوبی بوده است. وی کتابی با عنوان «سازمان کار» می نویسد. لویی بلان نیز مخالف رقابت بود و رقابت را منشأ تمامی مصائب اقتصادی می داند. وی می گوید:«فقر و مسکنت کارگران، انحطاط اخلاقی آنها ، افزایش جرایم، رواج فحشا، بروز بحران های صنعتی و جنگ بین ملت ها، همه و همه از رقابت سرچشمه می گیرند. به اثبات این مطلب بپردازیم که اولا رقابت برای توده ی مردم نظامی است مرگ آور و نابودکننده و ثانیا رقابت برای سرمایه دارن نیز علت مداوم فقر و ورشکستگی است. رقابت باعث حکمرانی و حاکمیت اقلیت می شود». لویی بلان جزء آن دسته از اجتماعیون است که تعاون را راه نجات و وسیله ی رهایی جوامع امروزی می داند. ولی تعاون را کاملا مانند اصناف خود در نظر نمی گیرد. نه ایجاد فالانستر را در خیال می پروراند و نه تأسیس هارمونی جدید را. وی جهان اقتصاد آینده را به صورت مجموعه ای از گروه ها که هر یک جامعه ی کوچک و کاملی باشد نمی خواست و به تعاون جامعه ی فوریه و فالانژ او که برای همه ی اعضا تمام آنچه مورد احتیاج است تولید کند معتقد نبود. وی کارگاه شراکتی را پیشنهاد می نماید. کارگاه شراکتی مجتمعی است که از هر حرفه یا صنعت در آن مجتمع وجود دارد و مالکیت کل آن در اختیار کارگران است و در این کارگاه اصل هم بر برابری است. پس لویی بلان نمونه تعاونی کارگری تولید را ارائه می کند در حالی که اوون و فوریه تعاونی های مصرف و تولید را با هم ارائه کردند. پیشنهاد بلان به هیچ وجه اندیشه ی جدیدی نبود، مدتی پیش از آن یکی از پیروان سابق سن سیمون به نام«بوشه» در سال 1831 طرح مشابهی در شرکت جواهرسازان طلا پیشنهاد نمود که موفقیت قابل ملاحظه ای بدست نیاورد. به موجب این طرح کارگرانی که جزء یک صنف بودند مثلا درودگران، کفاشان و بنا ها می بایست مجتمع شوند و ابزار خود را به شراکت گذارند و کارفرمای کار خود شوند و از منافع آن بهره مند گردند. 5/1(یک پنجم) از منافع مذکور می بایست به تشکیل یک سرمایه ی جمعی غیر قابل انتقال و دائمی اختصاص داده شود، سرمایه ای که همه ساله هم منظما افزایش یابد. بوشه با توجه به آینده متذکر می شد که بدون این سرمایه شرکت تعاونی دیر یا زود به صورت شرکت های بازرگانی در خواهد آمد و تنها برای مؤسسین آن مفید خواهد بود. و برعکس به حال افرادی که جزء هیأت مؤسس نبودند مضر واقع خواهد شد. زیرا سرانجام شرکت تعاونی در دست افراد مؤسس وسیله ای برای استثمار خواهد شد.کارگاه لویی بلان شباهت های زیادی با این کار بوشه داشت اما در عین حال تفاوت هایی هم داشت. لویی بلان مخصوصا به صنایع بزرگ می اندیشید حال آنکه فکر بوشه بیشتر متوجه ی حرف و صنایع کوچک بود. به علاوه در اندیشه ی لویی بلان کارگاه شراکتی به منزله ی جورسومه ای بود که می بایست از آن جامعه ی اشتراکی آینده پدید آید ولی در واقع این توسعه ی بعدی فکر او را مشغول نمی داشت. زیرا جامعه ی آینده ی آرمانی بسیار دور و بسیار مبهم بود و نمی توانست موضوع بحث فعلی واقع شود. بنابراین معتقد بود که «تدارک آینده بدون قطع ناگهانی و شدید گذشته، این است وظیفه ی ما». لویی بلان قائل به اصل تساوی مزدها بود. سود خالص در کارگاه بلان به سه بخش تقسیم می شد. یک ثلث آن به تساوی بین تمام شرکا تقسیم می شد و به مزد آنها اضافه می گردید، ثلث دوم به نگهداری سالخوردگان، بیماران و معلولین، تخفیف بحران های سایر صنایع اختصاص می یابد و ثلث سوم هم به تهیه ی ابزار و وسایل کار برای افرادی که می خواهند وارد این کارگاه شوند اختصاص می یابد.

برخلاف اوون و فوریه که در تأسیس فالانستر ها به دولت متوسل نمی شدند، لویی بلان توجه زیادی به دولت می کند و می گوید: «دولت اگر وسیله و ابزار کار ما نباشد مانع و مزاحم ما خواهد شد.» به این ترتیب لویی بلان یکی از اولین سوسیالیست ها و شاید نخستین فرد آنهاست که برای اجرای اصلاحات اجتماعی به دولت نوع جدید تکیه می کند. در این مراجعه و توسل به دولت از جانب پیروان مکتب اجتماعی یک نوع خوش باوری نهفته است. زیرا این امر از دو حالت خارج نیست. یا طرحی که کمک به اجرای آن را از دولت می خواهند برنامه ای واقعا انقلابی است که در این صورت دولت نماینده ی جامعه ی موجود باید کاملا نابینا باشد تا با دست خود وسیله ی نابودی آن را فراهم کند و یا طرح مزبور برای نظام اجتماعی موجودی بی خطر است که در این صورت همان نفس کمک دولت دلیل نا چیز بودن آن است. سوسیالیسم دولتی قادر به دفع این انتقاد نخواهد شد مگر آن که به طور قاطع خود را محافظه کار اعلام نماید و این همان کاری است که در آلمان کرده اند. وی از خود می پرسد آیا مداخله ی دولت با آزادی مغایرت ندارد؟ جواب می دهد آری، مغایرت دارد. در صورتی که آزادی را به معنای حق مجردی که به موجب قانون اساسی به هر فردی اعطا شده است در نظر بگیریم ولی آزادی این نیست، این آزادی عبارت است از اقتدار و اختیاری که به هر فرد داده شده تا در طرح سلطه ی عدالت و در پناه قانون استعداد خود را به کار اندازد و آنها را رشد دهد.

آزادی قانونی بدون آزادی عملی جز ستمگری نفرت انگیز نیست. در جمیع موارد که انسان محروم از تعلیم و تربیت، فاقد ابزار کار در برابر افراد ثروتمند تر و دانا تر از خود محکوم به فرمان برداری است آزادی محو و نابود است. بنابراین تا زمانی که در جامعه یک طبقه ی زیردست و صغیر وجود دارد مداخله ی دولت لازم و ضروری است.

مکتب تاریخی آلمان: در ابتدای قرن نوزده انگلستان حدود 100 سال بود که صنعتی شدن را آغاز کرده بود و آلمان در صنعتی شدن از انگلستان عقب مانده بود. یک قرارداد آلمانی به نام «زولفرن» در سال 1833 وضع شد و یک سال بعد عمل شد. این قرارداد در دوره ی بیسمارک منجر به امپراطوری آلمان شد. آلمان مجموعه ای از پرنس نشین ها بود که در آزادی مبادلات با یکدیگر مشکلاتی داشتند. و این امر باعث شد که اتحاد آلمان از هم بپاشد. قانون زولفرن کمک کرد تا بین پرنس نشین ها گمرک برداشته شود و مبادلات راحت تر انجام شود و بین کشورها هم وحدت گمرکی به وجود آمد و نتیجه ی این امر این بود که دیگر محصولات ارزان انگلیسی به بازار آلمان سرریز نشوند. فردلیک لیست شخصی بود که در تصویب قانون زولفرن نقش بسزایی داشت.

مهندسان فرانسوی به عنوان کارگر ساده به انگلیس می رفتند. نتیجتا با اسرار کارخانه های انگلیسی آشنا می شدند و در فرانسه کارخانه های مشابه را می ساختند. لذا فرانسوی ها در صنعتی شدن از انگلیسی ها کپی می کردند. لذا محصولات انگلیس و فرانسه هر دو ارزان بود و جلوی صنعتی شدن آلمان را می گرفت. لیست متوجه این مطلب شده بود. لذا شروع به مبارزه کرد. تنها راه حل آن زمان برای اقتصاد آلمان حمایت بود چون مزیت های اکتسابی یا طبیعی خاصی نداشتند. وضعیت آلمان در قرن 19 به این شکل بود: صنعتش گرفتار قیود صنفی،کشاورزی اش تجزیه و تقسیم شده از لحاظ اقتصادی وسیاسی و دچار نظام خان خانی و ملوک الطوایفی بود ولی ناگهان در ظرف مدت چند سال خود را از بند این موانع آزاد می کند. نخست وحدت اقتصادی، سپس وحدت سیاسی خود را بنیانگذاری می کند و در ربع آخر قرن به درجه ی یکی از مهمترین کشورهای صنعتی ارتقا می یابد. قانون اتحاد با ایرلام در سال 1800 وحدت اقتصادی جزایر بریتانیا را تکمیل کرد. وحدتی که از قرنی به یک قرن پیش بین انگلستان و اسکاتلند عمل شده بود و آدام اسمیت آن را یکی از مهمترین موجبات آبادانی و رونق بریتانیای کبیر می دانست. فردلیک لیست کتابی با عنوان «اسلوب ملی» نوشت که مانند ادعا نامه ای تند و شدید اللحن بود که در پشتیبانی از حمایت طلبی بود. همه چیز در این کتاب جذاب، فصیل، پر از امثال تاریخی و شواهد تجربی که برای عامه ی مردم با بیانی دور از رایحه ی مکتبی نوشته شده از وضع مخصوص آلمان در آن زمان الهام گرفته است.

دانلود صوت جلسه بیست و چهارم

دیگر جلسات درس گفتار دکتر پیغامی:

جلسه اول  جلسه دوم  جلسه سوم  جلسه چهارم  جلسه پنجم  جلسه ششم جلسه هفتم  جلسه هشتم جلسه نهم جلسه دهم  جلسه یازدهم  جلسه دوزادهم  جلسه سیزدهم  جلسه چهاردهم  جلسه پانزدهم جلسه شانزدهم  جلسه هفدهم  جلسه هجدهم  جلسه نوزدهم  جلسه بیستم جلسه بیست و یکم  جلسه بیست و دوم  جلسه بیست سوم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب