سیاست های تعدیل ویران کننده صنایع نوزاد بعد از جنگ بوده اند/خصوصی سازی بعد از جنگ غالبا به بهانه واهی بوده است/عدم وجود حتی یک گزارش از بهبودی اقتصاد بعد از خصوصی سازی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
گفتگویی با دکتر رزاقی با موضوعیت اصول اقتصادی جمهوری اسلامی

سیاست های تعدیل ویران کننده صنایع نوزاد بعد از جنگ بوده اند/خصوصی سازی بعد از جنگ غالبا به بهانه واهی بوده است/عدم وجود حتی یک گزارش از بهبودی اقتصاد بعد از خصوصی سازی

مصاحبه کننده:محمد حسین بزرگی راد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۸:۳۸ ۱۳۹۳/۰۴/۳

اگر قانون اساسی را نگاه بکنیم، قبل از بیان اصول می‌گوید، اقتصاد وسیله است نه هدف. این یعنی چی؟یعنی من، فرد، دولت، اگر هدف انسان اقتصاد باشد امکان ندارد اندیشه‌های دینی را در عمل قبول داشته باشد و این حرف در شرایطی که هم برای سوسیالیسم و هم برای سرمایه‌داری اقتصاد یک هدف است.

چندی پیش تصمیم گرفتیم مجموعه گفتگویی را با جناب آقای دکتر ابراهیم رزاقی با موضوع نظام سرمایه داری و چارچوب اقتصاد ایران داشته باشیم.آنچه در ادامه مشاهده می فرمایید مشروح این گفتگوست.در بخش نخست این گفتگو دکتر رزاقی سعی در تبیین ریشه های تمدنی نظام سرمایه داری و ارتباط آن اقتصاد ایران داشتند و در بخش دوم که در ادامه آورده ایم به تببین سیاست ای اقتصادی در نگاه امام،قانون اساسی و همچنین اندیشه های رهبری پرداخته شده است.

اقتصاد ایران باید مبتنی بر سه سند باشد:اندیشه‌های امام ،قانون اساسی و اندیشه های رهبری

ما در واقع سه سند و سه چشم انداز داریم: درجه اول اندیشه‌های امام و در کناراندیشه‌های امام  قانون اساسی، و بعد اندیشه‌های رهبری. هر چه به زمان حاضر نزدیکتر می‌شویم، رهبری در زمینه اقتصاد مقاومتی و اندیشه‌های مربوط به آن بیشتر اظهار نظر کرده‌اند که بیشتر می شود مورد استفاده قرار بگیرد.

 اگر بخواهیم صحبت از اندیشه‌های امام راداشته باشیم،به عنوان اولین نکته باید گفت که امام با توجه به تجربه‌شان، شناخت اقتصاد ایران و بعد آن نقطه ضعفهایی که در دوره شاه وجود داشته است،راجع به اقتصاد نظراتی ابراز می‌کنند که ضمن این که با اندیشه‌های اسلامی کاملاً در انطباق است شرایط ایران را هم مورد توجه قرار داده‌اند. مثلا یک نکته‌ای که به نظر من مهمترین نکته است، این است که هر وارداتی به فرهنگ داخلی صدمه می‌زند. چون دیدند واردات موجب تغییراتی در جامعه می‌شود که آسیب رسان است و دیدند که نفوذ در کشورهای دیگر از طریق وابسته کردن اقتصادیشان است. پس اندیشه‌ای که هم عرض این است یا هم‌وزن این اندیشه است که می‌گویند ما نباید وابسته باشیم. به طور مثال امام این وابستگی را در مورد صدور نفت خام که می‌گویند که چرا ما باید نفت صادر کنیم؟ بعد هم بلافاصله این نکته که چرا نباید تولید داخلی‌مان را مصرف بکنیم. صریحاً می‌گویند که ما باید آن چه را که تولید می‌کنیم مصرف کنیم.که به نظر می رسد ااین یک مفهوم گسترده باشد. یعنی این که برای مصرف واردات نکنیم.

دومین نکته در اندیشه های امام ،بحث ما می‌توانیم،است.امام با توجه به قائده ما می توانیم و بحث خود کفایی به صراحت می گفتند که دولتهای ما باید به جوانان ما کمک بکنند و ابتکارات آنها را ارزشمند بدانند. به آنها امکانات مالی بدهند که آنها بتوانند نیازهای علمی ما را از خارج برطرف بکنند. نسبت به صنایع پیشرفته و علوم پیشرفته.

اقتصاد ما نه سوسیالیستی است و نه سرمایه داری

امام در تببین اقتصاد اسلامی می گفتندکه اقتصاد ما نه سوسیالیستی است و نه سرمایه‌داری است. سوسیالیستی را هم از لحاظ دینی ایراد می‌گیرند و همچنین میگفتند که مثل سرمایه  داری مصرف‌گرا هستند. بعد نکته‌ای که تفکیک قائل می‌شوند، می‌گویند در اقتصاد سوسیالیستی همه امکانات دست دولت است. در صورتی که در اقتصاد اسلامی ما بخش خصوصی را قبول داریم. همه چیز در اختیار دولت نیست. بعد خط‌کشی‌ای که با نظام سرمایه‌داری دارند. می‌گویند سرمایه‌داری نظامی است که بر اساس تقدس مالکیت به وجود آمده است. در صورتی که در اسلام تقدس مالکیت وجود ندارد. در اسلام مالکیت و ثروتی که به دست می‌آید باید مشروعیت داشته باشد. از کجا آورده مطرح است. بعد آن طرف قضیه، چگونگی به کارگیری این ثروت هم مطرح است.

امام در خصوص مفهوم کار عنوان می کنند که ما باید شرایطی را فراهم کنیم که انسان اعتلا پیدا بکند. این اعتلای انسان همیاری همدیگر را می‌طلبد و بر خلاف نظام سرمایه‌داری در نظام جمهوری اسلامی ایران،کار تعاونی است. کار یک بخش همیاری و کمک متقابل است. کار فقط برای سود و و استفاده شخصی تعریف نشده است.

سیاست های تعدیل ویران کننده صنایع نوزاد بعد از جنگ

نکته بعد توجه امام به بخش صنعت است. در واقع امام تاکید داشتند که صنایع کوچک باید مورد توجه قرار گیرند تا بتوانند به تولیدات خود ادامه بدهند.این نکته در فرمایشات امام مطرح است که این صنایع کوچک که می‌توانست همه جا رشد پیدا بکند و می توانستند نیازهای صنعتی شهری که در ان مستقر هستند را برطرف بکند و هم مازادش را به شهرها صادر بکنند ولی بعد از فوت امام این صنایع همان نابود شدند. فقط به خاطر اجرای  سیاست های تعدیل ساختاری.

من فکر می‌کنم آنچه تحت عنوان مجموعه اندیشه‌های امام ما می شناسیم،با آموزه های اقتصادی قانون اساسی  کاملا مرتبط هستند. منتها با این تفاوت که در قانون اساسی به صورتهای مشخص هر اصل تکیه می‌کند،در صورتی که در اندیشه‌های امام بیشتر کلی گویی بیان شده است.

اقتصاد وسیله است نه هدف

اگر قانون اساسی را نگاه بکنیم، قبل از اصول در قسمت اول می‌گوید، اقتصاد وسیله است نه هدف. این یعنی چی؟در شرایطی که همه برای سوسیالیسم و هم برای سرمایه‌داری اقتصاد یک هدف است. این یعنی من، فرد، دولت، اگر هدف انسان را اقتصاد بدانم امکان ندارد اندیشه‌های دینی را در عمل قبول داشته باشم. حالا ممکن است بیان کند ولی عملاً بی‌اعتقاد است.

یکی از اصول قانون اساسی این است که دولت ها باید عدالت اجتماعی را برقرار بکنند. مهمترین تفاوت یک کشور اسلامی با یک کشور غیر اسلامی بحث عدالت اجتماعی است. در آن عدالت اجتماعی تفاوت طبقاتی نباید باشد،همه باید کار داشته باشند،از انسانها بهره‌کشی نباید باشد،انسانها با یک بار کار کردن بتوانند زندگیشان را تأمین بکنند. انسانها باید برای اعتلای خودشان و جامعه وقت داشته باشند و در مسائل اجتماعی و فرهنگی مشارکت فعال داشته باشند. شما می‌بینید که تعریف آن چی است. این آدمها بر اساس نتیجه کارشان از امکانات برخوردار باشند. بیکاری نباید وجود داشته باشد.شما اینها را نگاه کنید و ببینید، نظامهایی که ما می‌بینیم، هیچ کدام این ویژگی را ندارند و اسلام این را می‌گوید.

تفسیر لیبرالی از اصل 44 قانون اساسی

قانون اساسی به کرات می‌گوید که ما نباید وابسته باشیم.وابستگی‌ها را هم تعریف می‌کند. وابستگی اقتصادی، علمی، فنی، وابستگی در تمام شرایطی که به اقتصاد ارتباط دارد.یکی از اصولی که کاملاً از اصول تعیین کننده است، اصل چهل و چهار است.در شورای تشخیص مصلحت از این اصل تفسیر لیبرالی کردند. یعنی این جور که اصل چهل و چهار می‌گویند. نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران سه بخش دارد. بخش دولتی، تعاونی، خصوصی. بخش خصوصی مکمل بخش تعاونی و دولتی است.دولت مسؤل اقتصاد کشور و به وجود آوردن عدالت اجتماعی است. مثلاً خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و غیره. همه اینها باید برای مردم تأمین بشود و مسؤول آن هم دولت است. بعد در همین اصل چهل و چهار است که اسم می‌برد کدام بخش دولتی است. تمام صنایع بزرگ، معادن بزرگ، هواپیمایی، راه‌آهن، کشتیرانی، ارتباطات، مخابرات و غیره، همه اینها را به کار می‌گیرند. این بخش نشان می‌دهد که موتور اصلی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران به وسیله دولت اداره می‌شود.ولی وقتی که قانون اساسی تفسیر لیبرالی می‌شود، عملاً این اصل به دو بخش تبدیل می‌شود که یک بخش آن را هم رهبری تأکید می‌کند. بخش تعاونی باید بیست و پنج درصد اقتصاد کشور را تشکیل بدهد.در صورتی که الآن بخش تعاونی مثل این که شش درصد یا هفت درصد سهم دارد.

خصوصی سازی به بهانه واهی

بعد از فوت امام سیاست تعدیل آرام آرام شروع کردند به خصوصی کردن صنایع دولتی .نکته‌ای که خیلی مهم است، چرا این کار را کردند؟ گفتند اصل چهل و چهار نوشته که اگر به ضرر و زیان باشد باید خصوصی شود. ولی این اصل نگفته است که ضرر و زیان از کجا؟ وقتی که مدیریت نابلد گذاشته می‌شود و یا در کار مدیریت دخالت می‌کنند، خب معلوم است که ضرر می‌دهد.لذا با این استدلال که این شرکت ها زیان ده هستند به سمت خصوصی سازی حرکت کردیم.

بخش خصوصی در کشورهای جهان سوم مثل واحدهای صنعتی از نظر شرکتهای بزرگ غربی و مخصوصاً آمریکایی اهمیتی ندارد. دارای امکاناتی نیستند که بتوانند در برابر صنایع و فروشندگان و بازاریابان آنها عرض اندام بکنند. این دولت است که با نیرویی که دارد می‌تواند به طور متمرکز صنعتی را به وجود بیاورد و آن صنعت ادامه پیدا بکند. حتی ضرر بدهد ولی چون برای اقتصاد کشور مفید است، این بماند ولی بخش خصوصی به موجب این که ضرر داد تعطیل می‌کند .برای همین آمریکایی‌ها و غربیها به این مسأله آزاد کردن بخش خصوصی به اصطلاح یا حذف بخش دولتی اهمیت کلیدی می‌دهند که دولت نباید دخالت بکند.

عدم وجود حتی یک گزارش از بهبودی اقتصاد بعد از خصوصی سازی

حالا بعد از این مرحله چه شده است؟ خصوصی کردند ولی تا حالا حتی یک گزارش ندادند که وقتی رفته خصوصی شده، چقدر بهبود پیدا کرده است. آن ایرادتی که وقتی دولتی بود می‌گرفتید، چه حجت که ما این ایرادات را نداریم. نکته‌ای که خیلی مهم است، این است که در اثر خصوصی کردن صنایع دولتی واردات ما چقدر کم شده است؟ استقلال اقتصادی پیدا کردیم؟ چقدر خام‌فروشی ما کم شده است؟به اینها توجه نکردند که نشان‌دهنده نتیجه این خصوصی کردن ها است.

یک نکته دیگر هم  وقتی ما تجربه گرانبهای مدیریت جهادی را در جبهه داریم، تجربه گرانبهای مدیریت جهادی در مدیریت صنایع دفاعی داریم، می‌بینیم که چقدر موفق است. چطور از این مدیران با این سطح نمی‌توانیم در صنایع دولتی استفاده بکنیم که کارآمد بکنیم؟ یعنی به تمام مدیرانی که دولتی هستند توهین می‌کنیم و آنها را آدمهایی می‌دانیم که فاسد می‌شوند یا کارآیی ندارند و یا مورد اعتماد نیستند. در صورتی که با آن تجربه‌ای که خدمتتان گفتم، ما می‌توانستیم صنایع دولتی را حتی مثل کشورهای سرمایه‌داری، مثلاً رنوی فرانسه دولتی است ولی کارآیی بالا دارد. هیئت مدیره خوب گذاشتند. آدمهای وجیهی را در رأس کار گذاشتند. توانمندی آن مثل بخش خصوصی است.

مبارزه با فساد اقتصادی یکی از اصول قانون اساسی

 اصل پنجاه و یک و دو قانون اساسی می‌گوید تمام آن فعالیتهایی که این فعالیتها توأم با فساد است. مثل مثلاً احتکار، گرانفروشی، قمار، رشوه دادن، رشوه گرفتن، مجموعاً ده بیست مورد است. دولت بیاید و همه اینها را از کسانی که فساد کرده‌اند بگیرد و به صاحبان حق بدهد یا اگر صاحبان حقی وجود نداشت، به بیت‌المال و خزانه کشور بدهد. یکی از اصول تجاوز به حریم جمعی است. این باید مورد توجه قرار بگیرد. کسی نتواند تجاوز بکند. اسم می‌برد. به تمام چراگاهها و مراتع، جنگلها، زمینهای بایر، زمینهایی که بدون مالکیت است یعنی در اختیار دولت است، معادن و غیره و غیره. همه اینها جزو عرصه‌هایی است که کسی حق ندارد به آن تجاوز بکند.

 ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

گفتگویی با دکتر رزاقی با موضوعیت اقتصاد جهانی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب