درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه دوازدهم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
بخش سوم مکتب فیزیوکراسی+دانلود صوت

درس گفتار دکتر پیغامی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی/جلسه دوازدهم

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۰۰:۴۵ ۱۳۹۳/۰۴/۳۰

دکتر پیغامی شهریور سال 91 کلاس درسی با موضوع تاریخ عقاید اقتصادی در دانکشده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) برگزار کرده اند.در این کلاس به مباحثی پرداخته اند که شاید در کمتر کلاسی با این عنوان اشاره شده باشد.

خلاصه ای از آنچه دکتر پیغامی در جلسه دوازدهم مطرح کردند:

بخش سوم مکتب فیزیوکراسی

از نظر فیزیوکرات ها انسان خالق نیست ، بلکه تنها خدا خالق است. اسلام نیز انسان را خالق نمی داند و فقط در صورت ها انسان را خالق می داند ، یعنی انسان خالق ماده نیست ، علت مادی و علت غایی ندارد اما علت فاعلی در طول توحید فاعلی خداوند دارد و علت صورت می تواند باشد یعنی انسان خالق صورت است و ماده را از شکلی به شکل دیگر تبدیل می کند. فیزیوکرات ها معتقد بودند که انسان فقط در بخش کشاورزی می تواند خلق ارزش بکند. بحث اصلی فیزیوکرات ها جایی شکل گرفت که چرخه ی محصول خالص که فقط در کشاورزی وجود دارد را بررسی کردند. دکتر کنه بیان می کند که «فراوانی و ارزانی توانگری نیست ، نایابی و گرانی هم فقر است، فراوانی و گرانی غنی است». در باب اینکه ارزش اضافی وجود دارد یا نه ، مکاتب اقتصادی به دو دسته تقسیم می شوند . مکتبی که قائل است که ارزش اضافی وجود ندارد مکتب نئوکلاسیک است. اما اگر ارزش اضافی وجود داشته باشد چند مکتب اقتصادی شکل می گیرد. مکتب مارکسیسم معتقد است که ارزش اضافی برای کارگراست، مکتب فئودالیسم معتقد است که ارزش اضافی برای صاحب زمین و کسی است که منابع طبیعی را فراهم کرده است، مکتب سرمایه داری سنتی معتقد است که ارزش اضافی برای صاحب سرمایه ی فیزیکی است، مکتب سرمایه داری مالی معتقد است که ارزش اضافی برای صاحب سرمایه ی مالی است، مکتب اقتصادی شومپینر معتقد است که ارزش اضافی برای کارآفرین است ، مکتب سرمایه داری شرکتی معتقد است که ارزش اضافی برای مدیریت است، مکتب سوسیالیسم دولتی ارزش اضافی را برای دولت می داند و مکتب سوسیالیسم تعاون طلب ارزش اضافی را برای همه ی اجزا و افرادی می داند که در به وجود آمدن ارزش اضافی سهیم اند(البته ارزش اضافی باید به طور مساوی بین افراد تقسیم شود). در اقتصاد اسلامی شهید صدر به این سوال که «ارزش اضافی برای چه کسی است؟» پاسخ می دهد: اولا فازهای تولیدی همگن نیستند. در یک فاز حیازت، در فاز دیگر احیا و در فاز سوم تولید می کنیم. از نظر شهید صدر در فاز حیازت ، ارزش اضافی برای کارگر است، در فاز احیا مثلا در احیای زمین کسی که صاحب بذر است مالک ارزش اضافی است. اما به طور مثال اگر کسی به کشت پنبه بپردازد و با آن پنبه ها خود به تولید وسیله ای دیگر مثل لباس بپردازد ، وی صاحب ارزش اضافی می شود. اما اگر چند نفر با هم شریک شوند و به کشت پنبه بپردازند ارزش اضافی به طور مساوی بین همه ی آنها تقسیم می شود. دوماً صاحب سرمایه ی فیزیکی نمی تواند در تولید شریک شود. صاحب پول نیز یا باید از طریق قرض الحسنه پول را در جریان تولید قرار دهد یا اینکه با پول خود در تولید مشارکت کند. بنابراین صاحب پول نمی تواند مانند صاحب سرمایه ی فیزیکی پول خود را اجاره دهد، چون این امر ربا است. قاعده ی دیگری وجود دارد که اجاره دادن کار توسط صاحب کار را مکروه می داند و بیان می کند که بهتر است صاحب کار نیز در کار مشارکت کند.

ژید و لیس بیان می کند که « بهره ی مالکانه و محصول خالصی در کار نیست، اگر دیده می شد بابت استثمار صاحب زمین بود ، به این حساب اگر در عصر آنان مانند امروز طبقه ای از سهام داران وجود می داشت که افراد آن از محل بهره ی سهام خود اشراف مأبانه زندگی می کردند لابد فیزیوکرات ها در مورد موسسات صنعتی نیز قائل به محصول خالص می شدند. به علاوه این عقیده که طبیعت یا خدا با واسطه ی زمین آفریننده ی ارزش است در آن زمان مسلم قطعی به نظر می رسید چنان که خواهیم دید آدام اسمیت را نیز تا حدی عقیده همین بود و این فقط ریکاردو است که با معکوس ساختن استدلال نشان می دهد که درآمد مالکانه نه تنها نتیجه ی برکت زمین و طبیعت نیست بلکه برعکس خست و محدودیت باردهی آن است ، نه تنها موهبت رایگان الهی به آدمیان نیست بلکه باج و فراجی است که به سود مالکان از مصرف کنندگان گرفته می شود و این درآمد پس از آن تاریخ دیگر نه محصول خالص بلکه بهره ی مالکانه نامیده شد.

برخی از اقتصاددانان به این نوع نگاه ژیدوکیس انتقاداتی وارد کرده اند و می گویند « برای فیزیوکرات ها کشاورزی و دامپروری خیلی اهمیت داشت ، کما اینکه کولبر و پیروان وی معتقدند که کشاورزی و دامپروری دو پستان برای اقتصاد کشور و سرچشمه ی ثروت ملی هستند به همین دلیل کشاورزی و دامپروری را باید به طور جدی حمایت کرد.»

فیزیوکرات ها نسبت به مالکان زمین احترام زیادی قائل بودند وآنها را اساس وپایه ی نظام طبیعی می دانستند، برای آنها در قلمرو اقتصاد مقام پیشوایی، روحانی و واقعی قائل بودند زیرا این مالک است که تقسیم نان یعنی مایه ی حیات آدمیان را برعهده دارد و از دست اوست که همگان این آیین پیوستگی خلق با خالق را دریافت می کند، مقام او بنیادی الهی است و این عین کلام آنهاست. دکتر کنه نیز می گوید که « لازمه ی نظم اجتماع اساسا وجود این طبقه ی سوم از مردم است که نخستین تدارک کنندگان و نگهبانان زراعت و مالکان و پخش کنندگان محصول ویژه هستند » بنابراین از نظر فیزیوکرات ها کار مولد ارزش نبوده است ، چون معتقدند که ارزش را طبیعت می آفریند نه صنعت. به همین خاطر فیزیوکرات ها نسبت به مالکیت اراضی خیلی جدی بودند ، چون پایه را در حوزه ی طبیعت و مالکیت قرار داده بودند و به مدت یک قرن اقتصاددانان مدافع مالکیت ارضی شدند. تا حدی که در انگلستان پارلمان قانونی به نام «پرچین» وضع کرد. این قانون بیان می کرد که اگر کسی وارد زمین شخصی شد صاحب زمین حتی می تواند آن فرد را بکشد و اگر کسی در زمین شخصی دیگر کشته می شد هیچ دادگاهی این قضیه را پیگیری نمی کرد. فیزیوکرات ها دلایلی برای مهم شمردن مالکیت زمین داشتند و می گفتند مالکان زمین را آباد می کنند ، حتی خود طبقه ی مولد نیز در دست داشتن این وسیله ی تولید ثروت نیز به آنها مدیون است ، مالکان هستند که به اصطلاح فیزیوکرات ها پیش پرداخت های ارضی یعنی مخارج احیا و محصور کردن اراضی و ساختن ابنیه را تأمین کردند ، مالک سهم خود را به موجب حقی مقدم و برتر از حق کشاورز دریافت می کند. زیرا اگر کشاورز محصول را تولید می کند او هم زمین را امکان باروری داده است. فیزیوکرات ها طبقات اجتماعی را به سه بخش تشبیه کردند که آب چاهی را در میان خود قسمت می کنند: طبقه ی مولد (کشاورزان ) کسی است که با دردهای خود برای همه از چاه آب می کشد ، طبقه ی مالک آن است که از دست طبقه ی مولد دریافت می کند ولی در ازای آن چیزی نمی پردازد زیرا چاه را خود او حفر کرده ولی طبقه ی عقیم که بی فاصله کنار آنان ایستاده است مجبور است آب را با کار خود خریداری کند.

از نظر فیزیوکرات ها مالکان نیز وظایفی دارند: 1- بدون وقفه کار خود را ادامه دهند ، نه کار کشت را که بر عهده ی آنان نیست بلکه مهیا ساختن زمین های جدید برای بهره برداری و تأمین پیش پرداخت های لازم اراضی.2- به بهترین وجه در جهت مصالح عمومی توزیع کننده ی ثروت های تولید شده به وسیله ی طبیعت و ناضر خرج اجتماع باشد.3- در طول حیات اوقات فراغت خود را مصروف خدمات رایگان به جامعه بنماید.4- جمیع مالیات ها را پرداخت کند.5- از کشاورزان یعنی اجاره کاران و مزارعان خود سرپرستی نماید و زاید بر محصول خالص چیزی از آنان نستاند.

دانلود صوت جلسه دوزادهم

دیگر جلسات درس گفتار دکتر پیغامی

جلسه اول  جلسه دوم  جلسه سوم  جلسه چهارم  جلسه پنجم  جلسه ششم جلسه هفتم  جلسه هشتم جلسه نهم جلسه دهم جلسه یازدهم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب