پنجشنبه اقتصاد:«بیش از آمریکا و اسرائیل باید مراقب بانکهای خود باشیم/اقتصاد دانش بنیان،قاعده هرم اقتصاد مقاومتی/الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیازمند نهادسازی» | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
گپُ گفت با اهالی اقتصاد_شماره پنجم

پنجشنبه اقتصاد:«بیش از آمریکا و اسرائیل باید مراقب بانکهای خود باشیم/اقتصاد دانش بنیان،قاعده هرم اقتصاد مقاومتی/الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیازمند نهادسازی»

منبع:سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۰:۲۹ ۱۳۹۳/۰۱/۲۸

در فضای مجازی هر چه می گردیم کمتر از احوال کسانی که در حوزه اقتصاد فعالیت می کنند سخنی گفته شده است،لذا برآن شدیم در طرحی نو هر هفته به سراغ چند نفر از فعالین حوزه اقتصاد برویم و از فعالیت های این دوستان با خبر بشویم.

گپُ گفت با اهالی اقتصاد در صدد دارد هر پنجشنبه به سراغ چند نفر از کسانی برود که در فضای رسانه ای کشور کمتر مورد توجه قرار می گیرند.لذا در این قسمت به سراغ ۵ تن از اساتید و فارغ التحصیلان اقتصاد رفته ایم و از احوال ایشان جویا شده ایم. متن پیشرو حاصل این گفت و گو با این عزیزان است.

دکتر حمید پاداش و ترجمه کتاب راه بردگی

دکتر حمید پاداش،در خصوص آخرین حوزه فعالیت خود،عنوان کرد:بنده در دانشگاه بیشتر بر روی بحث فلسفه تاریخ عقاید اقتصادی مشغول هستم و کار می‌کنم. در واقع اگر بخواهم جزئی تر بیان کنم.مکتب اتریش و مباحث مربوط به اقتصاددان های اتریشی را دنبال می کنم.

IMG_۲۰۱۴۰۳۱۵_۱۷۳۶۱۶

دکتر پاداش در ادامه افزود:اگر بخواهم در مورد خروجی این مطالعات موردی را ذکر کنم باید عرض کنم که این مطالعات برای مقدمات یک کتابی که نشان دهنده تاریخچه بنیادهای نظری و همین طور الگوهای سیاست‌گذاری منبعث از دیدگاههای تئوریک در این مکتب در حال انجام شدن است. البته با همکاری چندتن از دوستانی که در این حوزه‌ها کار می کنند.

وی به عنوان آخرین خروجی فعالیت های خود به کتاب راه بردگی اشاره داشت و گفت: آخرین و مهمترین کتابی که من در حوزه اقتصاد ترجمه کردم، افتخار داشتم که در خدمت آقای دکتر تفضلی باشم، ترجمه کتاب فريدريش فون هایک به اسم راه بردگی است که توسط انتشارات نگاه معاصر در بازار عرضه شده است. همان طور که می‌دانید هایک یکی از فیلسوف اقتصاددانهای به نام اتریشی است. در زمانی که بحران هزار و نهصد و بیست و نه اتفاق افتاد، چالش اصلی اقتصاد بین هایک و کینز رخ داد. این بود که خیلی‌ها اعتقاد داشتند که پرچمدار اصلی و نظریه‌پرداز بحران1920 فون هایک بوده است. در عین حال تاریخ به سمت کینزینی پیش رفت. در این کتاب که میلتون فریدمن برای آن یک مقدمه‌ای نوشته است، به درستی اشاره شده که نظامهای سرمایه‌داری مبتنی بر آزادی اقتصادی چگونه کار می‌کنند و در مقابل نظام سوسیالیستی چگونه در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد. در واقع مضمون اصلی کتاب از اینجا گرفته شده که لیبرالیسم راه آزادی و سوسیالیسم راه بردگی است. منتها به نوعی گفته می‌شود که این کتاب فروپاشی شوروی سابق را پیش‌بینی کرده است. کما این که شما از نکات این کتاب هم می‌توانید چنین برداشت بکنید.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران در باره پایان نامه های مقطع ارشد بیان داشت:در خصوص پایان‌نامه‌هایی که من مشاوره می‌دهم، بیشتر در حوزه مباحث اخلاق در اقتصاد است که یکی از مبانی اساسی در حوزه اقتصاد است. در این حوزه‌ها،بیشتر مباحثی که ما در پایان‌نامه‌ها کار می‌کنیم، بیشتر مبانی اخلاقی اقتصاد است. پایان‌نامه‌ای که اخیراً مشاوره‌اش را به عهده گرفتم، متمرکز بوده به سیر تاریخ اندیشه‌های اقتصادی از منظر نگرش اخلاقی به اقتصاد.مثلا ما در آدام اسمیت مشاهده می‌کنیم که چگونه در کتاب تئوری احساسات اخلاقیش نقش اخلاق را به طور کلی در رفتار اجتماعی و در جامعه بروز داده است اما در عین حال در کتاب ثروت ملل که تقریباً هفده سال بعد از این کتاب نظریه احساسات اخلاقی نوشته شده است،تضاد قابل مشاهده ای با یکدیگر دارند. یعنی آدام اسمیت به عنوان پایه‌گذار اقتصاد و به عنوان پدر علم اقتصاد، کسی بوده است که به نظر می‌رسد هم در کتاب تئوریهای اخلاقی و هم در کتاب ثروت ملل به نقش اخلاق در اقتصاد توجه داشته است.

دکتر پاداش به کتاب بزرگان مکتب اتریش اشاره داشت،و در این باره افزود: آخرین کتابی که در حال مطالعه آن هستم،کتابی است در  حوزه اقتصاددانان بزرگ مکتب اتریش.این کتاب با نام که بزرگان مکتب اتریش توسط انتشارات دنیای اقتصاد روانه بازار شده است.در این کتاب به معرفی اندیشمندان و افتصاددانان اتریشی پرداخته است. این کتاب در مباحث اقتصاد اتریش کتاب جاافتاده و شناخته شده‌ای نیست،منتهی در خصوص معرفی و شناساندن بعضی از چهره های اقتصادی کمتر مطرح شده در اقتصاد موفق بوده است.

وی در پایان با تاکید بر  تلاش برای رسیدن به مرز های دانش عنوان کرد:  ما باید به گوش باشیم که مرزهای دانش اقتصاد به سرعت در حال پیشرفت است و  می‌بایستی خودمان را در مواجهه با این مرزهای نوین دانش اقتصاد هم به روز کنیم و هم به صورت تخصصی دنبال بکنیم مبادا که سرعت پیشرفت علمی طوری باشد که ما نتوانیم خودمان را با آن هم‌گام بکنیم. این خیلی مهم است و این راهی ندارد جز این که ما هر روز و هر زمانی که فرصت می‌کنیم، مطالعه بکنیم. تنها از طریق مطالعه است که ما می‌توانیم در مرزهای دانشی که مطالعه می‌کنیم، مسلط باشیم و بتوانیم خودمان را به روز نگه داریم و دستاورد و سهمی در پیشبرد این علم داشته باشیم و وظیفه خودمان را به عنوان یک اقتصاد خوانده نسبت به جامعه انجام بدهیم.

 دکتر توحید فیروزان؛بیش از آمریکا و اسرائیل باید مراقب بانکها باشیمaa

دکتر توحید فیروزان درخصوص آخرین حوره پژوهشی و تحقیقاتی خود عنوان داشت:چون دوره دكتري را در دانشگاه تربيت مدرس بودم به دليل تمركزي كه در پژوهشكده اقتصاد دانشگاه، روي موضوعات اقتصاد اسلامي بوده و هست به اين حوزه علاقمند شدم و سعي كردم موضوعي را براي رساله دكتري كار كنم كه هم در حيطه اقتصاد ايران باشد و هم در حيطه اقتصاد اسلامي و نيز كاربردي باشد. از اين جهت با توجه به اولويتها و مسايل و مشكلات اقتصاد ايران روي انحرافات قيمتي و هزينه هاي آن براي اقتصاد ايران كار كردم و مشخصا در بعد اسلامي ذهنم درگير اين مساله شد كه اگر بخواهيم قانون عمليات بانكداري بدون ربا را درست اجرا كنيم سازوكار تعيين درست نرخ سود بانكي (براي عقود مبادله اي كه راهنماي عقود مشاركتي نيز است) چگونه است و اگر اين سازوكار تعريف نشده و نرخ سود درست تعيين نمي شود اقتصاد ايران چقدر بابت آن هزينه مي پردازد؟ كه البته اين هزينه ها را با توجه به داده هاي موجود از بخش صنعت و بنگاههاي صنعتي براي اين بخش محاسبه كردم كه قابل توجه بود.

مدرس دانشگاه علوم اقتصادی در حوزه از آخرین دست نوشته خود خبر داد و افزود:يك كتاب در زمينه سازمان‌هاي پولي و مالي بين المللي در دست تاليف دارم و اميدوارم بتوانم در چند ماه آتي آن را به سرانجام برسانم. اين سازمان ها و به ويژه دوقلوهاي برتون وودز از ابزار مديريت اقتصاد بين‌الملل در دست قدرتهاي بزرگ اقتصادي هستند و ارايه شناختي درست و واقع بينانه از كار آن‌ها ضرورتي اجتناب ناپذير است. من سعي مي كنم در كاري كه انجام مي دهم حوزه هايي را در خصوص اين سازمانها پوشش دهم كه ديگران در ايران كمتر به آن پرداخته اند.

فیرزوان در مورد پایان نامه هایی که به عنوان مشاور و یا راهنما بوده اند گفت:مسایل بانکها خیلی باید برای ما مهم باشد. بانکها و نظام مالی به تعبیری که استیگلیتز دارد مغز اقتصاد محسوب می شوند. گاهی وقتها به شوخی به دوستانم می گویم که بیش از آمریکا و اسرائیل باید مراقب بانکها بود. بنابراین موضوعات بانکداری و بانکداری اسلامی موضوعات مهمی هستند.در اين باره اغلب به دانشجويان توصيه مي كنم كه تا مي توانند موضوعاتي را در اقتصاد ايران كار كنند كه جزء مسايل، دغدغه ها و اولویتهای کشور و اقتصاد ملي باشد. اگر دانشجويي روي موضوع و مساله اي (problem) مشخص در زمينه اقتصاد ايران كار كند كه جزء دغدغه ها و اولويتهاي ملي باشد به نظرم كار ارزشمندي را شروع كرده كه قابل تقدير است.

دکتر فیروزان من باب توصیه برای مطالعه دانشجویان اقتصاد تاکید کرد:کتابهای خوب و مفید برای دانشجویان زیاد است اما آنچه در اینجا می توانم برای دانشجویان توصیه کنم دو کتاب است. کتاب اول مقدمه ابن خلدون است که من هنوز شیرینی مطالعه آن را در دوران دانشجویی احساس می کنم. خیلی از موارد که گمان می کنیم اسمیت یا دیگران گفته اند به صورت روشن در کتاب ابن خلدون وجود دارد

 کتاب دیگر کتابی است که آقای دکتر محمد نقی زاده در باره مبانی و تاریخ تفکرات اقتصادی در ژاپن نوشته است. این کتاب را وقتی خواندم آرزو کردم که ای کاش اقتصاددانان ایرانی نیز از اقتصاددانان ژاپنی در برخی زمینه ها تقلید کنند. نحوه برخورد ژاپنی ها با اندیشه های غیربومی فوق العاده جالب است. توجه به فرهنگ و مبانی نهادی و تاریخی جامعه نیز از دیگر ویژگی های افکار اقتصادی غالب اقتصاددانان ژاینی است که در این کتاب به  آن اشاره شده است و  بهتر است دانشجویان اقتصاد در ایران و از مراحل اولیه تحصیل در دانشگاه با آن آشنا باشند و در مطالعات خود آن را جدی بگیرند.

دکتر فیروزان در مورد نقش دانشگاه در تحقق اقتصاد مقاومتی گفت:مزیت نسبی دانشگاه در تولید علم و تبیین مسایل کشور است. اقتصاد مقاومتی نیز در دانشگاه باید از این نظر مورد بررسی قرار گیرد. ابعاد مختلف آن بررسی شود و البته در برخی دانشگاههای فنی کشور با توجه به تقویت حوزه ها و شرکتهای دانش بنیان کارهای بیشتری علاوه بر تبیین اقتصاد مقاومتی می توان انجام داد. به هر حال اقتصاد مقاومتی در تاریخ اقتصادی اغلب کشورها وجود دارد. کشورهایی که به سرنوشت و آینده اقتصاد و ملتشان حساس بوده اند ناچار به پرداختن به این موضوع بوده اند. شاید برای شما عجیب باشد ولی همین آمریکا وقتی آمار تجارت خارجی اش را بررسی کنید می بینید بعد از فروپاشی شوروی از رشد قابل توجهی برخوردار شده است. تحلیلی که من از آمار تجارت خارجی آمریکا در چند دهه اخیر دارم این است که تا زمانی که ابرقدرتی مثل شوروی وجود داشت و به اصطلاح جنگ سردی در کار بود سیاست آمریکایی ها این بوده است که اقتصادشان را بیش از اندازه به اقتصاد بین الملل وابسته نکنند ولی بعد از فروپاشی شوروی این حساسیت وجود نداشته است و بنابراین آن شیفت و تغییر در تجارت انها رخ داده است. آیا این غیر از اقتصاد مقاومتی برای انهاست. یا الان این فشار و تحریمهایی که به ایران و اقتصاد ایران وارد می کنند در تحلیلهای سیاسی- اقتصادی بخشی از دلایلش به کنترل اقتصاد چین به عنوان یک رقیب بالقوه امریکا در بلندمدت مربوط است. به این معنی که آنها در بلندمدت ایرانی می خواهند که چون در بازار انرژی و کنترل قیمت انرژی (اقتصادی- سیاسی و جغرافیایی) موثر است می تواند اهرم فشار روی اقتصاد چین و رقیب آمریکا باشد. دقت در این موضوعات نشان می دهد که نوعی آینده نگری را که امنیت، قدرت و رفاه اقتصادی برای آنها در بلندمدت تضمین کند را مد نظر دارند. دانشگاههای ما نیز ناچار به پرداختن به این موضوعات هستند و خوشبتانه طرح ایده اقتصاد مقاومتی باعث توجه بیشتر به این موضوعات شده و خواهد شد.

وی به عنوان آخرین نکته عنوان داشت: تا می توانیم باید دانشگاهها را تقویت کنیم. تقویت دانشگاهها ارج نهادن به علم است و بدون آن اقتصاد مقاومتی نیز شکل نخواهد گرفت. بخشی از این تقویت به بودجه و رفتار دولتها و مردم در قبال دانشگاهها برمی گردد اما بخشی به رفتار خود دانشگاهیان و به رشته های علوم انسانی و به ویژه اقتصاد برمی‌گردد. اقتصاددانان و دانش آموختگان اقتصاد نیز در این میان اهمیت خاصی دارند. تناقض ها که در اقتصاد ایران وجود دارد در آموزش اقتصاد نیز است. این دانشجویان و اساتید اقتصاد هستند که در مرحله اول باید این تناقض ها را شناسایی و رفع نمایند. بالاخره نمی شود سالها از کارآمدی بخش خصوصی به بخش دولتی سخن گفت و آنگاه از کار و استخدام در بخش خصوصی ترسید. نمی شود سالها از تقسیم کار و تخصص گرایی سخن گفت و آنگاه در عمل این مهم را رها کرد. دانشجویان نیز بایستی به این موارد توجه داشته باشند تا بعد از سالها در زندگی و فعالیتهای شغلی خود سازگار فکر کنند و سازگار عمل نمایند. به نظرم در این صورت هم علم اقتصاد بیشتر به سمت بومی شدن حرکت خواهد کرد و هم اقتصاد کشور در مسیر تعالی و استحکام مبانی نظری و عملی قرار خواهد گرفت.

دکتر جعفر حسینی؛اقتصاد دانش بنیان قاعده هرم اقتصاد مقاومتیIMAG0609 (1)

دکتر حسینی فارغ التحصل اقتصاد انرژی از دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص رساله دکتری خود این چنین گفت:عنوان رساله من «بررسی حقوق مالکیت در صنعت نفت ایران از نظر اقتصاد نهادی» بود. رساله بنده درصدد بود که به این سؤال پاسخ بدهد که اولاً حقوق مالکیت و این حقها در یک حوزه مشخص از جمله صنعت نفت جه چیزی هستند. یعنی جنس آنها از چه جنسی است. ثانیاً به چه کسانی رسیده است. ثالثاً این حقها حسب چه نهادها و قواعدی توزیع شده‌اند.  این بحث اصلی من در رساله بود.

مترجم کتاب اقتصاد انرژی اثر پل استیونس در باره این کتاب عنوان کرد: ما حدود دو سال پیش یک کتابی را ترجمه کردیم.این کتاب به اسم اقتصاد انرژی متعلق به  آقای پل استیونس است. متن اصلی این کتاب در سال 2000 چاپ شده بود. پنا به دلایلی در ایران اسم این کتاب به اسم آقای دکتر درخشان گره خورده است.در واقع ایشان بعد از سفری که به انگلستان داشتند، موقعی که به ایران آمد، این کتاب را به عنوان کتاب منتخبشان مورد نظر قرار دادند. ما هم چون برای دکتری بخشهای مقدماتی این کتاب را مطالعه کرده بودیم و بخشهایی از این کتاب در دروس تئوری مورد استفاده ما بود، تصمیم گرفتیم این کتاب را ترجمه کنیم. البته با همکاری دو نفر دیگر از دوستان هم‌دوره‌ایمان در دانشگاه فردوسی مشهد. این کتاب توسط انتشارات دانشگاه امام صادق درسال 1390 منتشر شده است.در این مقدمه این کتاب سعی شده است که موضوع اقتصاد انرژی از طریق انگاره‌های  ساده‌ای که اقتصاد بر آنها بنا شده است بررسی شود. تقاضای نامحدود برای انرژی (حداقل در تعریف) به این معنا است که منابع انرژی کمیاب هستند. موضوع حایز اهمیت در بخش تقاضا نحوه تخصیص منابع کمیاب و پیامدهای ناشی از این تخصیص است.

دکتر جعفر حسینی در خصوص آخرین حوزه فعالیت شان که مبحث مهم اقتصاد دانش بنیان است اشاره داشت: بحث اول این است که اقتصاد دانش‌بنیان یک بحثی است که اگر بخواهیم در یک کلمه خلاصه‌اش بکنیم، صحبت سر این است که آن سیستم اقتصادی، آن نظام اقتصادی که در آن محصول یا به تعبیری بخواهیم بگوییم تولید ناخالص ملی‌اش یا محصولات و کالاها و خدمات آن اقتصاد بیش از این که مبتنی بر سایر نهاده‌های تولید باشند، مبتنی بر عاملی به اسم دانش هستند. یعنی به عبارت بهتر به جای این که این اقتصاد کار محور یا سرمایه محور و…باشد، دانش محور است.این اقتصاد اقتصادی است که در نهاده‌های تولیدش دانش نقش اول را ایفا می‌کند.

آن وقت سؤال دوم این است که چه کالاهایی هستند، چه قسم از تولیداتی هستند که در آن دانش سهم بیشتری را ایفا می‌کند و عامل و نهاده اصلی تولید به دانش می‌رسد و احتمالاً در سهم‌بری عوامل تولید باید بیشترین سهم‌بری را دانش داشته باشد. بخشی از آن تولیداتی که این تیپ جنس و این تیپ ماهیت را دارند، عموماً در کشور ما یا اصطلاحاً در ادبیات متعارف خارج از کشور ما به عنوان صنایع هایتک شناخته می‌شوند. صنایعی مثل بیو، نانو، هسته‌ای، هوافضا و بعضاً مباحثی مثل مباحث علوم شناختی و تا حدودی بحثهای آی‌تی و …

وی در مورد ارتباط اقتصاد دانش بنیان با مسئله و حوزه اقتصاد مقاومتی گفت: اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم. می‌توانم بگویم که اقتصاد دانش بنیان در قاعده هرم اقتصاد مقاومتی قرار دارد و پایه تحقق خیلی از بندهای دیگری است که در اصول بیست و چهارگانه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بیان شده است. یعنی بسیار از آن اتفاقات. اگر آنجا تأکید شده بر سهم‌بری مناسب و متناسب عوامل تولید، پایه این سهم‌بری برمی‌گردد به این که اگر شما اقتصاد دانش‌بنیان را تعریف کردید، باید ببینید سهم‌بری در اقتصاد دانش‌بنیان چگونه خواهد بود. اقتصاد دانش‌بنیان چگونه می‌تواند در سهم‌بری عادلانه شما به شما کمک بکند.

یعنی می‌توانم بگویم اگر آن اصول بیست و چهارگانه را به صورت هرم ترسیم بکنیم، مطمئن باشید که قاعده‌اش اقتصاد دانش‌بنیان خواهد بود.در واقع اگر ما بپذیریم که یکی از تهدیدهای اصلی انقلاب اسلامی بحث اقتصاد است، سالهای آینده پاشنه آشیلش همین بحث اقتصاد دانش‌بنیان خواهد بود.

من اعتقاد دارم که اگر به این اقتصاد دانش‌بنیان، به همین دلیل هم که مورد تأکید رهبری بوده در آینده توجه نشود، این جنگ اقتصادی در آینده ضربه‌های بیشتری به ما خواهد زد. از ناحیه این عدم توجه. تا حالا هر چه ضربه خوردیم، چند برابرش را از ناحیه این عدم توجه ضربه خواهیم خورد و آسیب خواهیم دید. برای همین هم فکر می‌کنم این قدر مورد تأکید مقام معظم رهبری است.

دکتر حمید رضا مقصودی از نهاد سازی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت سخن گفتaaaa

دکتر مقصودی در خصوص رساله دکتری خود گفت: تز دکتری من تقریباً تکمیل شده و در حال ارائه به دانشکده است، عنوان اولیه‌اش «ماهیت نظریه در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی» است. ما می‌خواهیم ببینیم آن چیزی که در اقتصاد متعارف از آن به نظریه یا تئوری تعبیر می‌شود، این تئوری چی است و دعواهای مختلفی که در تاریخ علم، فیلسوفان داشتند تا فیلسوفان علوم اجتماعی تا اقتصاددانها در مورد تئوری داشتند، این دعواها چه بوده است. نهایتاً آیا ما در اقتصاد اسلامی چیزی به عنوان تئوری و نظریه داریم یا نداریم. اگر داریم، جنس آن چه جنسی است. چقدر می‌تواند با آن چیزی که عرفاً به آن نظریه گفته می‌شود قرابت داشته باشد.طبیعتاً بحثهای فلسفه اقتصادی است. یک حوزه‌ای بین روش‌شناسی و معرفت‌شناسی است.

محور بحث مباحث معرفت‌شناسی و فلسفی در آن حوزه است. به طور مثال در حوزه نظریه این که آیا نظریه یک گزاره‌ای است که کشف از واقع می‌کند؟ یک گزاره واقع‌نما هست یا نیست. این گزاره یک گزاره جدای از ارزشهای نظریه‌پرداز است. این گزاره یک گزاره‌ای است که به قولی خودش به طور استقلالی دارای یک ماهیتی است که این ماهیت به هر چیزی پیوند داده بشود، می‌تواند همان نتیجه را استخراج کند یا نه.

مترجم کتاب مغالطه آدام اسمیت،از فعالیت خود در حوزه الگو اسلامی ایرانی پیشرفت سخن گفت و افزود: در این باره باید مطرح کنم که بنده به همراه چند تن از دوستان چند کار در حوزه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در حال انجام داریم. یکی از این کارها در حوزه نهادسازی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.در حال بررسی سایر نهاد های موجود در انفلاب اسلامی هستیم یعنی در واقع نهادهای بومی انقلاب اسلامی. مثل جهاد سازندگی، مثل بسیج سازندگی، کمیته امداد.سعی می شود که بررسی کنیم و ببنیم به چه شکل می شود از این نهادها الگویی استخراج کنیم و از آن برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت استفاده کنیم.

وی در ادامه افزود: کتابی را در  حوزه فلسه اقتصاد در حال تدوین هستیم.این کتاب  گفتارهایی است از فلسفه اقتصاد از زبان اساتیدی همچون دکتر پیغامی ،دکتر زریباف دکتر رضایی و … که هر یک به شکل یک مقاله یا چند مقاله در این کتاب جمع آوری شده است.و  البته به همراه  مجموعه سخنرانی‌های علمیشان  در این کتاب در حال تدوین شدن است.

مقصودی در باره نقطه قوت الگو اسلامی یارانی پیشرفت عنوان کرد: پاشنه آشیلی که الگوی اسلامی ایرانی را زمین می‌زند، طبیعتاً این است که نگاههای سکولار و لیبرال در آن وارد بشود. نگاه سرمایه‌داری در آن وارد بشود ولی به نظر من آن نقطه قوتی که الگوی ایرانی اسلامی وجود دارد و باید به شدت به آن پرداخته بشود، یک بخشش خود کلام حضرت آقا است که در رابطه با اقتصاد مردمی است. به نظر من  باید روی این خیلی تأکید کنیم و خیلی جای کار و جای مطالعه دارد. ما هم با مطالعاتی که داشتیم، خیلی جدی به این مسأله رسیدیم که اقتصاد مردمی نه اقتصاد خصوصی است، نه اقتصاد دولتی است. اقتصاد مردمی است. 

نکته دیگری که در این بحث اهمیت دارد،الگو نهادسازی است. در بحث نهادسازی هر ساختار فکری برای خودش یک سری نهادها دارد.اگر نهادها برگرفته از ساختار بومی باشد، می‌تواند پیاده کننده آن الگوی بومی ما باشد. اگر بخواهیم نهادهایی را که کپی‌برداری شده از سیستم کینزی و  نئوکینزی کلاسیک غربی است، بیاوریم و سعی کنیم در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کنار هم قرار بدهیم یا سعی کنیم از کنار هم قرار دادن اینها یک رویکرد دینی استخراج بکنیم، هیچ وقت به آن الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که مد نظر آقا هم هست نخواهیم رسید.

وی در مورد اقتصاد مقاومتی و ویژگی های آن این گونه توضیح داد:در بحث اقتصاد مقاومتی، بحث هایی که ما با دوستان می‌کنیم، به این نتیجه رسیدیم که کندترین اقتصاد و ضعیف‌ترین اقتصاد، اقتصادی است که در سطح کوچکی، سرمایه‌های خیلی زیادی تمرکز پیدا بکند. اقتصاد غیر مقاوم شبیه‌ترین اقتصاد به اقتصاد سرمایه‌داری است. آن جاهایی که پول انباشت می‌شود و اتفاقاً سرمایه‌داری این را نقطه قوت خودش می‌داند، از منظر اقتصاد مقاومتی نقطه ضعفی خیلی جدی است. به نظر من می‌آید که در این بحث هم همان گفتمان اقتصاد مردمی خیلی می‌تواند کمک‌کننده باشد. دقیقاً نقطه اصلی بحث اقتصاد مقاومتی همان درونزا بودنش است. درونزا بودن یعنی مردمی بودنش است.الآن اتفاقات بدی که در اقتصاد مقاومتی افتاده، این است که اقتصاد را به سیاست پیوند زده‌اند. سیاستی که می‌تواند هر لحظه تغیر داشته باشد. اقتصاد ناشی از یک نگاه دراز مدت است و به آسانی تغییر نمی‌کند. وقتی بچسبد به مبحث سیاسی زودگذر پر از جولان، خب اقتصاد غیر مقاوم می‌شود.

دکتر مقصودی به عنوان نکته آخر در خصوص کتاب اقتصادنا شهید صدر بیان داشت: بنده اخیرا کتاب شهید صدر را دوباره  مطالعه کردم. به نظرم باید با توجه به مسائل روز یک بازگشتی به این کتاب داشته باشیم.در حین مطالعه نکته‌ای دیدم در بحث نظام اقتصاد اسلامی و رویکرد نظام‌مند به مسائل اقتصادی، ایشان یک نگاهی داشتند. ما مدتها بود که این را جستجو می‌کردیم که برایش مؤید پیدا کنیم. این که آیا وقتی فقه می‌خواهد با یک مسأله مواجه بشود، اتفاقاً این در اقتصاد مقاومتی هم خیلی می‌تواند کاربرد داشته باشد. مثلاً با یک مسأله به نام بانک، آیا اجازه دارد که آن را به اجزا خرد کند و در مورد هر جزء حکم بدهد و بعد این را به همه نظام تسری بدهد. شهید صدر آنجا بحث کرده بودند و این جریان را منع کرده بودند.

سید علی روحانی از تحلیل شاخص های اقتصادی ایران خبر داد12

سید علی روحانی فارغ التحصل دانشگاه تهران در مقطع ارشددر خصوص پایان نامه خود عنوان کرد:پایانه‌نامه ارشد را در واقع می‌شود گفت مشورتهای نسبتاً زیادی روی آن انجام دادم. ما یک درس اقتصاد اسلامی با آقای دکتر پیغامی داشتیم.ایشان یک ترم در دانشگاه تهران این درس ارائه کردند که ما توفیق داشتیم و همان یک ترم را خدمت ایشان بودیم و از کلاسشان خیلی هم استفاده کردم.

یکی از موضوعات اصلی کلاس بحث عدالت بود. به اقتضای دهه پیشرفت و عدالتی هم که آقا نامگذاری کرده بودند، آقای پیغامی چند مقاله سر همین کلاس ارائه کردند. نظریات مختلفی که در مورد عدالت هست. چیستی عدالت و موضوعاتی از این دست.آن موضوعی که من در همان اقتصاد اسلامی روی آن تمرکز کردم و یک مقاله هم برای درس دادیم، بحث شاخصهای عدالت بود.بنده روی همان مقاله به عنوان پایان‌نامه ارشدم کار کردم. یعنی در واقع شروع پایان‌نامه ارشدم از همان درس اقتصاد اسلامی بود و همین مقاله شاخص های عدالت. در پایان‌نامه ارشد هم دقیقاً روی همین موضوع کار کردم. عنوان پایان‌نامه ارشدم گونه‌شناسی شاخصهای نابرابری بود. یک مطالعه‌ای هم روی داده‌های اقتصاد ایران داشتم. نابرابری در اجزای هزینه خانوار.

نفر اول المپیاد اقتصاد در باره آخرین حوزه فعالیت خود افزود: ابتدای شروع فعالیتمان و آشنایی با مسائل اقتصاد ایران تقریبا برمی‌گردد به همان ابتدای دوره کارشناسی ارشدمان که می‌شود گفت، تدریجاً روی مسائل حوزه پولی و بانکی متمرکز شدم. البته از همان ابتدایی که کار را شروع کرده بودیم، روی موضوعاتی که یک مقدار مستقیماً شاید ارتباطی به ادبیات اقتصادی نداشته باشد هم فعالیت داشتیم. موضوعاتی مثل دستوری که آقا مطرح فرمودند. تحت عنوان اقتصاد مقاومتی.در واقع  اقتصاد مقاومتی را در حوزه پولی و بانکی یک مقدار پیگیری می‌کردیم

روحانی در خصوص آخرین کتاب تالیفی خود که در حوزه تحلیل آماری اقتصاد ایران است گفت:به طور کلی کتاب در مورد اقتصاد ایران، به خصوص کتابهایی که رویکرد یک مقدار فنی‌تر داشته باشند خیلی کم است. یک سری کتابهایی که در اقتصاد ایران نوشته شده، تحلیلهای خیلی کلان بخشی است. مثل آقای دکتر رزاقی و اینها است. از آن طرف اگر کسی بخواهد یک مقدار کمی‌تر و در واقع دسترسی به اطلاعات و رقم و یک سری شاخصها داشته باشد، عملاً باید به سراغ چیزهایی که در رابطه با بانک مرکزی منتشر شده برود.به نظرم اینجا یک شکاف وجود دارد که ما کتاب خیلی آپدیت شده به لحاظ داده در اقتصاد ایران کم داریم. مثلاً دکتر نیلی یک کتابی سالها قبل منتشر کردند یا آقای دکتر ابریشمی یک کتاب خیلی ارزشمندی دارند منتها مال سالهای گذشته است.کلاً یک خلائی در کتابهای اقتصاد ایران وجود دارد و به طور خاص خلاء بیشتر در مورد کتابهایی که شاخصهای اقتصاد ایران را یک مقدار تحلیل کرده باشد. عنوان این کتاب هم ما تحلیل شاخصهای اقتصاد ایران انتخاب کرده ایم .حالا سعی ما این است که این خلاء را با این کتاب پر بکنیم.

وی در مورد چرایی طرح اقتصاد مقاومتی و ارتباط آن با بحث تحریم های اقتصادی بیان داشت: در مورد این که علت طرح موضوع اقتصاد مقاومتی چه بوده، بالاخره یکی از آن جاهایی که ما قطعاً باید به آن مراجعه بکنیم و بپرسیم که چرا اقتصاد مقاومتی مطرح شد، خود آن فردی است که این را مطرح کرده. ببینیم که خود آقا در این مورد چه گفتند. آقا در همان جلسه‌ای که برای تنظیم سیاستهای کلی گذاشته بودند، البته قبلاً هم اشاره کرده بودند اما اینجا بحث را خیلی دقیق‌تر و جزئی‌تر مطرح کردند. این بود که شاید شرایط تحریمی تأثیر داشته است، این در واقع این فکر را در اذهان ایجاد کرده که ما یک اقتصاد شکننده‌ای که با کوچکترین تلنگری بخواهد به خودش بلرزد و دچار بحران بشود، طبیعی است که نباید داشته باشیم. منتها آقا چهار انگیزه را به عنوان انگیزه‌های مطرح شدن مبحث اقتصاد مقاومتی و ابلاغ سیاستهای کلان اقتصاد مقاومتی مطرح کردند که فقط یکی از آنها بحث فشارهای خارجی بود. که یکی از آن فشارها هم تحریم است. بنابراین ، طبیعتاً باید به حرفهای آقای رجوع بکنیم و ببینیم انگیزه طرح اقتصاد مقاومتی چی بوده. ایشان دارند می‌گویند که فقط تحریم نبوده

وی راجع به نقش دانشگاه ها در تحقق اقتصاد مقاومتی افزود:برای همه واضح است که بین دانش تدریس شده در دانشکده های اقتصاد با ارزش های انقلاب اسلامی شکافی وجود دارد و هچنین فاصله ای هم بین علم اقتصاد مرسوم با حل مسائل جامعه.لذا به نظرم می‌آید که اقتصاد مقاومتی یک تعبیری است که می‌خواهد این  شکاف را برطرف بکند و همچنین ناظر بر مسائل جامعه باشد.اقتصاد مقامومتی هم از یک طرف مبتنی بر مبانی ارزشی و مبتنی بر آرمانهای انقلاب است و هم از آن طرف  ناظر بر مسأله است و قرار است که مسائل واقعی اقتصاد را حل بکند. لذا به نظرم می‌آید که با اقتصاد مقاومتی می‌شود هم ضعفهای علم اقتصاد را و هم ضعفهای اقتصاد اسلامی را، آنچه که در ایران هست را برطرف بکند.

حالا با این کارکردی که من برای اقتصاد مقاومتی قائل هستم، فکر می‌کنم اگر دانشگاهها می‌خواهند اقتصاد مقاومتی را در دستور کارشان قرار بدهند، نیاز به یک سری مطالعات ناظر به مسأله دارد. اینها هم نباید در مبانی بمانند. بگوییم که حالا به سراغ مبانی اقتصاد مقاومتی برویم.مطالعاتی همچون؛اقتصاد مقاومتی در کلام ائمه،  اقتصاد مقاومتی در قرآن، مبانی هستی‌شناختی اقتصاد مقاومتی و … اینها هم خوب است و لازم است منتها طبیعتاً در اینجا نباید بمانیم. در اینجا دیدنش نقض غرض است. طبیعتاً باید این مبانی را بکشیم و تا فضای سیاست‌گذاری بیاوریم.

روحانی به عنوان نکته آخر بیان داشت:رشته اقتصاد رشته‌ای است که می‌تواند به شدت ناظر به مسائل کار بکند و به شدت برایش مسائل زیادی در کشور وجود دارد. لذا من فکر می‌کنم کسانی که دارند اقتصاد را می‌خوانند. حالا چه خودشان اقتصاد را انتخاب کردند، چه به تعبیری اقتصاد آنها را انتخاب کرده، با انگیزه هم دانش اقتصاد را خوب بخوانند و خوب بفهمند و سوار دانش اقتصاد بشوند، هم از آن طرف مسائل اقتصاد کشور را خوب بشناسند و به مسائل اقتصاد کشور یک نگاه عمیق داشته باشند. من فکر می‌کنم این دوتا شرط لازم یک تأثیرگذاری مثبت در اقتصاد کشور است. به هر حال ما دنبال یک سری آرمانهایی هستیم. حالا بسته به مأموریتی که انتخاب کردیم و بسته به جهت‌گیری تخصصی‌مان باید آن آرمانها را در حوزه‌های مختلف دنبال بکنیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب