ریچارد کانتیون؛پدر حقیقی اقتصاد مدرن/آدام اسمیت،اقتصاد را از کانتیون آموخت/دکتر پیغامی:آنچه شومپیتر در قرن 20 در خصوص کارآفرینی گفته است،کانتیون در قرن 17 بیان داشته. | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مروری صحیح بر تاریخ عقاید اقتصادی_2

ریچارد کانتیون؛پدر حقیقی اقتصاد مدرن/آدام اسمیت،اقتصاد را از کانتیون آموخت/دکتر پیغامی:آنچه شومپیتر در قرن 20 در خصوص کارآفرینی گفته است،کانتیون در قرن 17 بیان داشته.

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۰۱:۳۴ ۱۳۹۳/۰۱/۲۶

کانتیون یک تصویر مورد غفلت واقع شده در اقتصاد است. او ابتدائا به جهت تاثیر بر کوزنی و فیزیوکراتها و برای توسعه تفکر پول که بخشهای مختلف اقتصاد را به یکدیگر متصل می کند مشهور است

آنچه در ادامه آورده می شود سرگذشت یکی از اقتصاد دانان بزرگ تاریخ است که در حقیقت می توان او را پدر اقتصاد مدرن معرفی کرد.

متن زیر بخشی از سخنان دکتر پیغامی در کلاس تاریخ عقاید دانشگاه امام صادق است که به افکار و عقاید ریچارد کانتیون پرداخته اند.

 اقتصاددان خاصی که در اوایل قرن هفده و اوایل قرن هیجده زندگی می کرد.. کانتیون شاید نبوغ و نکات خاصی نسبت به اقتصاددانهای هم عصر خودش در قرن هیجدهم نداشته باشد ولی یک ویژگی دارد که او را بین اقتصاددانها متمایز می‌کند. و آن این بوده که ایشان قالب فکری نیوتونی را وارد دانش اقتصاد می‌کند. ما در دانش علوم بشری مدرن در طول این چهارصد سال اخیر این مسأله را داشتیم که وقتی که علوم مدرن شکل گرفتند و پیشرفت کردند، فیزیک و شیمی یک پیشرفت خاصی را از خودش نشان داد. کسی مثل نیوتون پیدا می‌شود. کسی مثل گل پیدا می‌شود و خیلی شیمیدانها و فیزیکدانهای دیگری. در عرصه نجوم پیشرفتهایی را می‌کند. برای عالمان علوم اجتماعی این سؤال پیدا می‌شود که چرا ما پیشرفت نکردیم. جامعه‌شناسی، سیاست، اقتصاد، حقوق، آن تحولی که در علوم فیزیکی اتفاق می‌افتد، در اینها اتفاق نمی‌افتد.

از همان موقع  یک سؤالی و بعدها به شکل یک عقده‌ای در بین عالمان علوم اجتماعی مطرح می‌شود،بعدها در قرن نوزده و بیست عقده حقارت علوم اجتماعی نامگذاری می‌شود.آن هم این است که علوم مدرن جهش کرده بودند ولی علوم اجتماعی به نوعی تغییر آن چنانی در خودشان نداده بودند.

این مطلب از نظر بعضی‌ها مخصوصاً با توجه به حال و هوایی که در دوران مدرن شکل گرفته بود,و با توجه به مباحث مکانیستی، توجه به ریاضی‌وار شدن در علم، اهمیت ریاضی، بعضی‌ها را به فکر انداخته بود که نکند ما در علوم اجتماعی مشکل روش داریم. اگر روشمان را عوض کنیم و همان روشی که فیزیک و شیمی در پی گرفتند را به کار بگیریم، علوم اجتماعی هم رشد و پیشرفت می‌کند.

این ایده در کانتیون تجلی کامل پیدا می‌کند. یعنی در بین اقتصاددانها نقطه عطفی که اقتصاد را به فیزیک علوم انسانی تبدیل می‌کند و اقتصاددانها به سمت این می‌روند که خودشان را با مدلهای فیزیکی شبیه‌سازی بکنند، از آقای کانتیون شروع می‌شود. این وجه منحصر به فرد کانتیون است. تفکر نیوتونی سعی کرده بود یک نظم منسجم متشکل شبکه‌ای بین تمام عناصر مادی دنیا، در قالب یک نظم ریاضی‌وار بزرگ ماشینی تعریف بکند. کانتیون به سمت این رفت که با نمونه برداری نظم ریاضی‌وار علوم طبیعی،این موضوع را به اقتصاد تسریعی بدهد .و در واقع کانتیون سعی داشت یک نوع تفکر نیوتونی رادر عرصه اقتصاد مشابهت‌سازی کند.

آقای کانتیون سعی می‌کند تغییرات در جمعیت ، سلایق، تولیدات، قیمتها و …را،در یک نظم کلان واحد توضیح بدهد. نخ تسبیح توضیحات و تببین‌های نیوتونی، بحث نیروی جاذبه بوده است. مشابه آن در اندیشه اقتصادی آقای کانتیون اصل جستجوی منافع شخصی، پیگیری منافع شخصی و سود است که سعی کرده است این اصل  را جایگزین اصل کشش و جاذبه نیوتونی کند.

 آقای کانتیون هم می‌خواست عناصر متشتت اقتصادی را با یک نظمی در کنار هم با همدیگر مرتبط بکند و بفهمد اینها چه جوری از همدیگر تأثیر و تأثر می‌پذیرند. در واقع آن نخ تسبیحی که همه را دور هم جمع کرده، برای کانتیون نفع شخصی بود.

در خصوص تنها اثر ماندگار از کانتیون باید گفت:که این کتاب در سه بخش از اقتصاد وارد بحث شده است

نکته اول در حوزه بازار است. کانتیون در اقتصاد قائل به سیستم بازارهای به هم پیوسته سازمان یافته است که همه با هم به نحوی متعادل کار می‌کنند.  شما بعدها این را در والراس می‌بینید. قانون تعادل عمومی و بازارهایی که با هم ارتباط دارند. از نظر کانتیون عاملان اقتصادی، ساکنین شهر اقتصاد به وسیله وابستگی متقابل به هم پیوسته هستند و نهادهای این سیستم هم در خلال زمان حسب نیاز و ضرورت تکامل و تحول پیدا می‌کنند.

در این سیستم بازاری افرادی هم به اسم کارآفرینان هستند که دنبال منافع شخصی خودشان هستند. با پیگیری کردن این منافع شخصی خود به خود کلیه مبادلات و جریانات را بدون این که دولت بخواهد از بالا کنترل بکند هدایت می‌کنند و در یک حالت تعادلی حفظ می‌کنند. در تصور کانتیون دولت یا شهریار یا پادشاه به عنوان یک کانونی که می‌خواهد از آن بالا به سیستم نظم منتقل بکند حضور ندارد. شهریار یک نقش بسیار محدودی دارد. سیستم بازار می‌تواند بدون دخالت دولت بهتر هم عمل بکند.

به نظر می رسد ریچارد کانتیون نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی بوده  است. همه به اشتباه فکر می کنند آدام اسمیت بوده است ولی در حقیقت آدام اسمیت نسبت به کانتیون خیلی متأثر بوده است.آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل خودش از کارهای کانتیون نام می‌برد.آدام اسمیت هم ادامه همان مسیر است که در اقتصاد یک نظم ماشین‌واری بدهد. فیزیکش بکند ولی ما عملاً باید هفتاد هشتاد سال قبل از آدام اسمیت، از کانیتلون و کتاب کانتیون نام ببریم

کانتیون برای این که این مدل ماشینی‌اش را بسازد، دارد اجزا را به هم پیوند می‌دهد.ابتدا بازار را مطرح کرد. عاملان اقتصادی در یک نظم و وابستگی متقابل به هم حضور دارند. از نظر کانتیون عاملان اقتصادی دو دسته هستند. به استثنای سلطان و مالکین که با آنها کاری نداریم، افراد به دو طبقه تقسیم می‌شوند. افراد یا مزد بگیر هستند یا کارآفرین. کلمه کارآفرین از نظر کانتیون تعریف خاص خودش را دارد که بزرگتر از تعریفی است که ما امروزه از کارآفرین مطرح می‌کنیم. افراد در فرایند تولید یا به شکل مزد بگیر می‌آیند و فعالیت و مشارکت می‌کنند. مزد می‌گیرند و می‌روند. یا ریسک می‌پذیرند، صبر می‌کنند. در فرایند تولید مشارکت می‌کنند ولی ممک است کمتر یا بیشتر گیرشان بیاید. اینها دسته دوم هستند که مزد نمی‌گیرند. برای مزدهای نامعین کار می‌کنند. در مقابل قبلی‌ها که مزدهای معینی داشتند. در این تعریف آقای کانتیون کسانی مثل بازرگانان جزو کارآفرینان هستند. چون وقتی جنس را می‌خرد تا ببرد بفروشد، معلوم نیست که بعداً قیمت این جنس کم می‌شود یا زیاد می‌شود. خریدش خوب می‌شود؟ بازار پیدا می‌کند یا نمی‌کند؟ حتی گدایان و دزدان هم جزو کارآفرینان محسوب می‌شوند. چون دستمزد معینی ندارند.

از نظر کانتیون عامل اصلی پویایی در اقتصاد افرادی هستند که مزد نامعین دارند یعنی همان کارآفرینها. پس کانتیون در اقتصاد قائل به سلسله مراتب شد. افراد را حسب سلسله مراتبها می‌چیند. نقش حیاتی، پرنفوذ را به کار‌آفرینها می‌دهد. یعنی کارآفرینها هستند که به اقتصاد پویایی و تحرک می‌دهند.

کانتیون به مالکیت خصوصی توجه جدی دارد. اقتصاد را شبکه‌ای از مبادلات متقابل می‌داند. این مبادلات متقابل و این چیزی که اینها را به هم وصل می‌کند، وابستگی آنها نسبت به هم است. در بدنه اقتصاد هر فردی همزمان هم تولید کننده و هم مصرف کننده است. حتی کارآفرین هم همین است و همه اینها به همدیگر وابسته هستند. آن چه که باعث پویایی بین اینها می‌شود، نفع شخصی و وابستگی متقابل است.

از نظر کانتیون نکته دوم(در واقع بخش دوم کتاب اش) مسأله رقابت است. باز تعریف او از رقابت یک کمی فراتر از رقابتی است که ما الآن می‌فهمیم. رقابت نوعی زد و خورد و برخورد همیشگی است که بین طبقات اجتماعی هست. هر کسی دنبال سود خودش است. مشتریها به دنبال به دست آوردن بهترین کالا هستند با کمترین قیمت. تولید کنندگان هم بیشترین را می‌خواهند.

نکته دیگر(در واقع بخش سوم کتاب) این که آقای کانتیون به مسأله ارزش ذاتی و قیمت توجه می‌کند. قیمت را در بلند مدت ناشی از اندازه هزینه حقیقی می‌بیند. هر چند که به ارزیابی‌های ذهنی در قیمتهای کوتاه مدت و نوسانی که قیمت کوتاه مدت توجه می‌کند.

می‌توانیم بگوییم که مکتب شومپیتر که به کارآفرین توجه دارد، ما دویست سال قبل از آن در کانتیون توجه به کارآفرین می‌بینیم. از نظر کانتیون کارآفرینها کسانی هستند که عملاً حق ورودی برای عرصه اقتصادی نمی‌دهند یا خیلی کم است ولی آمد و رفتشان نسبت به بقیه آزاد است ولی تحمل ریسک دارند. جوهره فعالیت کارآفرینی تحمل ریسک است. این جمله از کانتیون است:”کارآفرینان هرگز حجم مصرف را در شهرشان نمی‌دانند و اصلاً نمی‌دانند تا کی مشتریانشان از آنها می‌خرند. می‌بینند که رقبایشان همه روزه کوشش می‌کنند تا کسب و کار را از دست ایشان بربایند”. یعنی بین خود کارآفرینان رقابت صورت گرفته است. همه اینها سبب می‌شود که بینشان تردید این قدر زیاد شود که در بین آنها همه روزه ورشکستگی می‌بینیم. در واقع عامل ریسک را مطرح می‌کند.

کانتیون به رابطه‌های بین بازار محصول و بازار منابع، بازار نهاده‌ها توجه می‌کند. باز چیزی حدود صد و پنجاه و دویست سال قبل از والراس صحبت از مفهوم تعادل عمومی می‌کند. کانتیون به حوزه اقتصاد کلان هم توجه دارد.حالا زمان،زمان مرکانتیستهاست و کانتیون می‌خواهد تبیین کند پولی که به اقتصاد اضافه شد، چرا به جای این که نعمت بشود نقمت شد. می‌گوید وقتی فراوانی پول حاصل می‌شود، دو حالت دارد،باید بررسی کرد که پول دست چه کسی می افتد، دست یک عده‌ای که پول را بگیرند، شروع می‌کنند به وام دادن یا یک عده‌ای که پول را بگیرند، شروع می‌کنند به خرج کردن؟؟؟ معمولاً طبقات بالا اهل خرج زیادی نیستند. آنها خرجشان را کردند و شکمشان سیر است. پول زیادتر دستشان بیاید با آنها وام می‌دهند ولی طبقات پایین به این شکل عمل نمی کنند،پول دستشان بیاید سریع خرج می‌کنند.در واقع طبقات پایین میل نهایی به مصرفشان بالاتر است.کانیلون ادامه می دهد که اگر پول دست پولدارها بیفتد که وام می‌دهند، منجر به کاهش نرخ بهره می‌شود. عرضه وام می‌کنند و بهره یک دفعه کم می‌شود ولی اگر دست دومین گروه بیفتد، آنها شروع می‌کنند به خرج کردن. به سمت تولید سیگنال می‌فرستند و افزایش تولید اتفاق می‌افتد. افزایش تولید برای تولید کننده‌ها باعث پیش‌بینی سود مورد انتظار می‌شود. تولید کننده‌ها به سمت سرمایه‌گذاری بیشتر می‌روند. تقاضای وام بیشتر می‌کنند، نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند. پس دو حالت پیدا می‌شود.  ممکن است نرخ بهره افزایش پیدا کند، ممکن است نرخ بهره کاهش پیدا کند.

کانتیون در اندیشه اقتصادی جایگاه خاص خودش را دارد. اگر دقت بفرمایید، یک گام عقبتر از آدام اسمیت است. به نوعی آدام اسمیت در زمان فوت ایشان یک جوانکی بود. یک جوری در انتهای مرکانتلیستها است و دقیقاً در اواسط فیزیوکراتها. در واقع کانتیون اواخر مرکانتلیستها، اواسط فیزیوکراتها، در طلیعه کلاسیکها، بنابراین حرفهایی که می‌زند، این سه‌تا را یک جوری با هم جمع هم کرده. از این جهت قابل اهمیت است.

آنچه در ادامه آورده می شود،سرگذشت ریچارد کانتیون و تشریح افکار اقتصادی مطرح شده در کتاب اش می باشد

ریچارد کانتیون یک تصویر اسرار آمیز و مرموز دارد. جزئیات کمی در رابطه با تولد و جوانی و فعالیت های مالی او در دست است.و همینطور مرگ او در بحث وجدل پوشیده مانده است. اگر چه او بیشتر زندگی اش را صرف پول دراوردن کرد اما او اولین رساله واقعی اقتصادی را به رشته تحریر درآورد. یک مطالعه در مورد تشریح رابطه متقابل و کار کرد یک سیستم اقتصادی. او همینطور نظریه پولی را ارائه داد  و اولین شخصی بود که اهمیت نقشی که کار آفرین در اقتصاد بازی می کند را شرح داد .

کانتیون در یک خوانواده کاتولیک در شهری به نام بالیرونان در شمال غربی ایرلند ،زمانی بین 1680 و 1690 میلادی به دنیا آمد. تاریخ دقیق تولد او به دلیل اینکه کلیساهای منطقه ای که او در انجا به دنیا آمد ،در طی قرن هفدهم در ایرلند تاریخ های تولد را ثبت نمی کردند ،پوشیده مانده است. مبنای قابل باور برای تاریخ تولد او در سال 1687 میلادی ارائه کرد. و استدلال او بر این اساس بود که کانتیون ملیت فرانسوی را در سال 1708 میلادی انتخاب کرد و او در این هنگام 21 سال سن داشت.

تنها اندکی در رابطه با تربیت و آموزش کانتیون در دسترس است. یا زمانی که او ایرلند را ترک کرده است. از سال 1711 میلادی تا 1713 او متصدی دستیارسررشته دار انگلستان در اسپانیا بود. کسی که مسئولیت تجهیز و پرداخت حقوق گروهان های ارتش انگلستان در اسپانیا را به عهده داشت. در سال 1716 برای به عهده گرفتن مسئولیت بانک پسر عمویش به فرانسه رفت.

کانتیون در سال 1720 در برنامه قانون می سی سی پی، دارایی کوچکی گرد آوری کرد. که فروش سهام دارایی هایی که منسوب بود به تمام طلا ها و نقره هایی که تصور می شد در منطقه رود خانه می سی سی پی وجود دارد ،را شامل میشد. با داشتن مقدار زیادی ثروت انباشته شده از این راه ، کانتیون به کسانی که به ارزش سهام های می سی سی پی سفته بازی میکردند پول اجاره می داد. وی برای رسیدن به نزدیکی قانون سفته بازی فرانسوی ،تمام پولهایی را که قرض می داد به معاملات ارز خارجی تغییر داد  او در یک پول رایج به کسانی که پول می خواستند ،اجاره میداد و باز پرداخت آن را در دیگر پولهای رایج طلب می کرد. به دلیل این معاملات و گردشها کانتیون به طور مداوم در جدال با قانون بود. سپس او برای این که به این جدل ها پایان بخشد به انگلستان بازگشت و با ثروت عظیمی که گرد آورده بود و با سرمایه گذاری و فعالیت های استقراضی و وام دهی اش زندگی  لوکسی را شروع کرد.

اگر تولد او را معما های زیادی در بر گرفته ،مرگ او نیز کاملا گیج کننده است. در شب 14 می 1734 میلادی اندکی بعد از اینکه او به انگلستان بازگشت خانه کانتیون در خیابان آلبر میل در لندن دچار آتش سوزی شد. در آن هنگام تصور می شد که آتش سوزی تصادفی بوده که باعث کشته شدن کانتیون شده است. اما مورخی ادعا می کند که کانتیون زمانی که منزل وی در اتش می سوخت در منزل حضور نداشته است. او بر این باور بود که آتش سوزی و مرگ وی ساختگی بوده است تا به شکایت هایی که به دلیل انباشته کردن ثروت عظیمش از وی شده بود پایان بخشد. مورخی برای ثابت کردن ادعا یش اشاره می کند که کانتیون روز قبل ازآتش سوزی مبلغی را  کنار گذاشته بوده است. و یک همسایه گزارش داده بود که چیزی را که به نظر جسد کانتیون می رسید و فاقد سر بوده است را دیده است و همینطور یادداشتهای شخصی کالینتون چند سال بعد در مستعمره آلمان در سورینام جنوب آمریکا پیدا شده بود. باور کردن آن سخت بود که یک سارق یادداشتهای شخصی فاقد ارزش را به سرقت برده باشد. درک اینکه چگونه یادداشتهای شخصی وی به سورانیم رسیده است دشوار است جز اینکه خود کانتیون آنها را با خود به آنجا برده باشد.

An_Essay_on_Economic_Theory

کانتیون تنها یک کار اقتصادی به جا مانده دارد، آن هم رساله او بر طبیعت تجارت نام دارد. این اثر در سال 1730 نوشته شد؛ ولی اولین نشر چاپی آن در سال 1755 به‌زبان فرانسوی به چاپ رسیده است. یک ضمیمه آماری که در متن کتاب به آن اشاره شده است، نیز همراه کتاب بوده است که هرگز پیدا نشد. گزارشهایی موجود است در رابطه با نوشته های دیگری از کانتیون اما آنها نیز هرگز پیدا نشدند. هیوم، تورگو، استوارت میل و آدام اسمیت تا حدودی تحت تأثیر نوشته ی وی قرار گرفته ­اند. با این وجود، مقاله او حدود 100 سال کاملا به فراموشی سپرده شد

این رساله به سه کتاب یا سه قسمت تقسیم شده است ،رساله ای که با اصول کلی و ساده شده شرح می دهد که یک اقتصاد چگونه کار می کند .اولین قسمت تفسیر می کند که اقتصاد واقعی چگونه اجرا می شود و یا اصولی منطبق با هر یک از کارهای تولید شده و نیروی کاری که برای تولی آنها استخدام شده است. تمرکز قسمت دوم بر روی سیستم پولی است و شرح می دهد که چگونه پول و اقتصاد حقیقی در ارتباط اند. سرانجام تجارت بین الملل و ارز خارجی در قسمت سوم به تصویر کشیده شده است.

قسمت اول رساله، اقتصاد را بصورت یک سیستم به هم متصل شده نمایش می دهد. یک چرخه جریان کالا وپول و همیطورتوضیح میدهد که چگونه بخش های مختلف این سیستم بطور متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. کانتیون چرخه تولید و معامله را بر پولی که توسط صاحبان صرف شده متمرکز کرده بود، و این مخارج کار گران کارخانه ها در شهر ها و شهرستانها را حمایت می کرد. همینطور کارگران کشاورزی در مناطق روستایی را با افزایش شغل و درآمد برای آنها حمایت می کرد. کارگران بخش کشاورزی و کارگران کارخانجات نیاز دارند تا بخشی از محصولات تولید شده کارخانجات را خریداری کنند و همینطور آنها نیاز پیدا خواهند کرد که تا مقداری از کالاهای کشاورزی را خریداری کنند. این مسئله شغلها و درآمد زیادی را برای کسانی که در این دو بخش مشغول فعالیت هستند فراهم می کند. به دلیل اینکه نیاز برای غذا و محصولات کشاورزی از نیاز برای کالاهای کار خانجات بزرگ تر است ، باعث می شود . و از بخش کارخانجات به سمت بخش کشاورزی برای غذا جریان پیدا کند. در همین مورد کارگران کشاورزی به صاحبان زمین برای استفاده از زمین آنها پرداخت خواهند داشت . و سپس پولی که از این راه ایجاد شده به جیب صاحبان زمین باز می گردد و برای یک سیکل تازه مخارج و تولید آماده می شود. در طول این چهار چوب ، کانتیون مشاهده کرده بود که تولید در مشاغل مختلف با تقاضا برای کالای مختلف تعیین میشود. اگر صاحبان زمین مقادیر بیشتری کالاهای کارخانه ای بخواهند و کمتر غذا تقاضا کنند ،نیروی کار و منابع از بخش کشاورزی به بخش کارخانجات جریان پیدا خواهد کرد. سپس بیشتر کالاهای کارخانه ای و کمتر کالاهای کشاورزی تولید خواهد شد. در اغلب اصطلاحات امروزی اگر مصرف کنندگان بیشتر کفشهای کتانی تقاضا کنند و کمتر کفشهای معمولی ،سازندگان کفشهای معمولی کار خود را از دست خواهند داد. گروهی از تولید کنندگان کفش ورشکسته خواهند شد و گروهی دیگر شغل تازه ای شروع خواهند کرد با تولید کفشهای کتانی این اصل همانطور برای مناطق جغرافیایی مختلف در یک کشور نیز عملی است. اگر در مناطق شهری شغل بیشتری وجود داشته باشد و کمتر در روستا کارگران مناطق روستایی به مناطق شهری حرکت خواهند کرد.

کانتیون همینطور نقش اقتصادی کار آفرینان را در خلال چرخه جریان تولید را تحلیل کرد. واژه کار آفرین به زمان قدیم و قرون وسطی باز می گردد و به کسی اطلاق می شده است که هر کاری را انجام می داده است . در قرن هجدهم کار آفرینان منعقد کنندگان قرار داد بودند. بطور مشخص آنها افرادی بودند که با دولت   قرار داد داشتند. شغل کار افرینی زمانیکه دولت عموما صورت حساب آنها را پرداخت می کرد بدون ریسک بود. کانتیون این واژه معروف را قرض کرده و مجددا از آن دفاع کرده بود . او کار آفرینان را بیشتر از کسانی که حقوق منظم دریافت می کنند ،ریسک پذیر می دانست . کانتیون برای همه فعالیت های اقتصادی یک حالت عدم اطمینان در نظر گرفته بود و اعتقاد داشت همه فعالیت های اقتصادی دارای ریسک هستند و می توانند آسیب رسان باشند. در هر صورت یک نفر اکنون باید ریسکی را بپذیرد ،در آرزوی اینکه در آینده منفعتی را کسب کند. در غیر این صورت هیچ تولیدی رخ نخواهد داد .

ریسک پذیری کار آفرین اساس پروسه چرخه تولید برای اجرای بهینه اقتصاد جهت نیل به پیشرفت است. قسمت دوم با این رویکرد بود که چگونه پول بر این پروسه چرخه تاثیر می گذارد. با تحلیل تاثیر اقتصادی پول ،کانتیون را به حق می توان بنیانگذار نظریه پولی کلاسیک دانست. پول در قرن هجدهم یعنی سکه های طلا ونقره ،و این سکه ها از دو راه می توانست خلق شود :از طریق معدن طلا یا نقره یا توسط فروش کالا به دیگر کشورها. هنگامی که معدن داران یا تاجران پول زیادی داشته باشند تقاضا آنها برای کالاها و خدمات افزایش پیدا خواهد کرد و همینطور انتقال و صادرات توسعه پیدا خواهد کرد و در دیگر منابع و بخش ها تقاضا گسترده تر منجر به افزایش قیمت ها نه متناسب با افزایش در عرضه پول می شود.هنگامی که افزایش در قیمتها افزایش در محصول را ایجاد می کند و در صورتی که بعضی مواقع می تواند پول بیشتری ،اما نه بیشتر از مخارج پول اضافی وجود داشته باشد. اقتصاد دانان در حال حاضر این اثر نا معلوم پول رابه عنوان اثرکانتیون توضیح می دهند. اثر اقتصادی پول جدید نا معلوم است زیرا بستگی دارد به این که چه کسی پول را می گیرد و با آن چه کاری انجام می دهد. اگر پول ابتدا به سوی تاجران وصادر کنندگان برود پول ذخیره شده و سرمایه بیشتری وجود خواهد داشت. با تولید بیشتر ، بیشتر از مخارج ، قیمتها گرایش به افزایش نخواهند داشت. اما اگر پول به سمت صاحبان زمین برود، در مصرف کالاهای لوکس ،افزایش بیشتری در قیمت کالاهای لوکس وجود خواهد داشت و کالاها غالبا به افزایش گرایش خواهند داشت

در همین مورد ، کانتیون عقیده داشت  برای رسیدن به موفقیت بزرگتر به پول بیشتری برای رسیدن به این هدف نیاز است. که آن در خلال اثر پول بر تجارت بین المللی است که این اتفاق می افتد. افزایش قیمت ها صادرات را در بازار های بین المللی  از رقابت دور می کند در همان حال بطور وابسته واردات ارزان برای مصرف کنندگان داخلی جذاب می شود.

با کسری تجاری که حاصل خواهد شد ،بدین معنی که طلا ها در عوض پرداخت برای همه کالاهای وارد شده به داخل کشور ،به خارج جریان پیدا می کند. با خروج گسترده طلا ، عرضه داخلی پول کاهش پیدا می کند و تولید داخلی متقابلا کاسته می شود. کانتیون بدین سان به مکانیزم گردش سکه پی برد.

قسمت سوم رساله در رابطه با سیستم تجاری بحث میکند. و نظریه مرکانتلیسم را بسیار جالب دنبال می کند. کانتیون از سیستم حمایت از تولیدات داخلی طرفداری میکند. و از به جریان انداختن مازاد تجاری در تولید کارخانجات حمایت می کند. بهر حال او از این سیاست ها بیشتر به خاطر اهداف نظامی که توجیه اقتصادی داشته باشند حمایت می کرد. کانتیون عقیده داشت سیستم حمایت از تولید داخلی احتمالاً جمعیت انگلستان را افزایش خواهد داد. مازاد تجاری در تولید کارخانجات به انگلستان این اجازه را میدهد که غذای بیشتری وارد کند و سپس این غذا می تواند پشتوانه بزرگی برای یک جمعیت بیشتر باشد و افزایش جمعیت می تواند کشور انگلستان را قدرتمند سازد.

دیدگاه‌های اقتصادی کانتیون

نظریه مقداری پول؛

وی معتقد بود، سیاست بهره­برداری دائمی از طلا، موجب فقر و ورشکستگی اقتصادی خواهد شد. به‌عبارت دیگر، با کشف معادن طلا و بهره­برداری از آن، قدرت خرید در اقتصاد داخلی افزایش یافته و در نتیجه سطح اشتغال بالا می‌رود، مردم سریعا درآمد اضافه را خرج می‌کنند و هرگاه عرضه کل در جامعه افزایش نیابد و ثابت بماند، قیمت­ها بالا خواهد رفت. با افزایش قیمت‌ها و فرض این که قیمت­ها در کشورهای دیگر ثابت بماند، واردات کشور مورد نظر افزایش خواهد یافت. در نتیجه، نه تنها تولید کشور با کسادی مواجه می­شود، بلکه به­علت فزونی واردات بر صادرات، طلا نیز از کشور خارج خواهد شد. این امر به‌نوبه خود و از طریق “نظریه مقداری پول” منجر به کاهش قیمت­ها خواهد شد. خروج طلا تا هنگامی ادامه خواهد یافت که قیمت‌ها در بازارهای داخلی به اندازه کافی برای تشویق خریداران به خرید بیشتر، کاهش یابد.

ثروت؛

برخلاف اندیشه­های سوداگران اولیه که ثروت را بر پول منطبق می­دانستند، کانتیون زمین و کار را به‌عنوان دو منبع اصلی ثروت می­دانست و همه انواع کار را صرف­نظر از این‌که در کشاورزی، صنعت، تجارت و یا تولید کالای تجملی مورد استفاده قرار گیرد، مولّد در نظر می­گیرد؛ با این حال او همانند پتی معتقد است که ظرفیت فعالیت‌های مختلف در تولید ثروت یکسان نیست. وی همچنین بر نقش زمین در دوام بخشیدن به تمام فعالیت‌های دیگر تأکید دارد؛ زیرا کل جامعه، مواد غذایی را از زمین به‌دست می­آورد؛ حتی کسانی که از دیگر منابع طبیعی مستقیما بهره­برداری می­کنند (مانند ماهی­گیران)، برای بقای خود به محصولات زمین نیاز دارند. به این ترتیب، وی به‌طور اخص نقش زمین و منابع طبیعی به‌طور اعم را مورد تأکید قرار داد. از دیدگاه وی مواد خام از زمین به‌دست می­آید و به کالای قابل استفاده تبدیل می­شود

آزادی اقتصادی؛

زمانی‌که قیمت محصولات کشاورزی به وضع خود رها شوند، از یک سو آزادانه به‌سوی قیمت طبیعی سوق پیدا می­کند و از سوی دیگر درآمد کشاورزان افزایش می‌یابد. این امر، تقاضای کل را افزایش می­دهد. ملاحظه می­شود که وی به‌نحوی مدافع اقتصاد بازار آزاد و در مواردی طرفدار اندیشه “لسفری” است. اصطلاح لسفر یک اصطلاح فرانسوی (lassiez faire: let them do it) و به‌معنای “بگذار بگذرد” است. در اصل لسفر، بهترین دولت دولتی است که حداقل دخالت را در امور دارا است. نیروهای بازار آزاد و رقابتی، تولید، مبادله و توزیع را هدایت و راهنمایی خواهند کرد. اقتصاد به‌گونه‌ای عمل می‌کند که به‌خودی خود، خودش را اصلاح کرده و تمایل به سمت اشتغال کامل، بدون دخالت دولت در آن وجود دارد. دخالت دولت تنها باید محدود به اعمال حقوق مالکیت، تمهیدات دفاع ملی و تعلیم و تربیت عمومی شود. وی اقتصاد لسفری را اسلحه‌ای علیه کارگران فقیر تلقی می‌کرد؛ که در فرایند مذکور برای پیشرفت تکنیکی و گسترش مسأله رقابت ناچار بودند به حداقل دستمزد و محرومیت تن بدهند.

به‌نظر وی تحقق اندیشه لسفری دستیابی به منافع شهروندان را محقق می‌سازد. همچنین طبق نظر وی در صورت قبول این عقیده دیگر نیازی به مقدس شمردن مالکیت خصوصی نیست. برای همین عقاید وی در این زمینه به فیزیوکرات‌ها و کلاسیک‌ها بیشتر شبهات دارد تا این‌که به عقاید سوداگران شبیه باشد.

زارعان و اجاره­های سه‌گانه؛

یکی دیگر از جنبه­های اساسی و بدیع در اقتصاد کانتیون، تأکید وی بر نقش زارعان در تولید کشاورزی است. زارع، به‌عنوان سرمایه­گذار حقیقی در نظر گرفته می­شود که مسئول فرایند تولید است و تصمیم می­گیرد که چه چیزی تولید کند. از همه مهمتر اینکه زارعان شیوه زراعت را تعیین می­کنند. از نظر وی، کشاورزان باید به اندازه کافی ثروتمند باشند تا بتوانند بهترین تکنیک­های موجود و مولد­ترین آنها را به‌کار گیرند. در این فرایند، تمام محصولات کشاورزی عاید کشاورز می­شود؛ که باید به سه اجاره بها تقسیم شود؛ که هر قسمت یک سوم ارزش کل است. اجاره بهای اول باید به صاحب زمین، به‌صورت پول نقد پرداخت شود. دو اجاره بهای دیگر، باید توسط زارع برای خرید همه ابزارهای ضروری و مواد خام برای ادامه کار زراعت و نیز تضمین مایحتاج زندگی برای کارگران استفاده شود. این نظریه، پیش­بینی مهمی برای دیدگاه کلاسیک درمورد توزیع درآمد ملی به دستمزدها، سود و اجاره (رانت) بود.

 ارزش ذاتی؛

کانتیون بین ارزش ذاتی و قیمت بازار تمایز قائل بود و ارزش ذاتی را میزان کمّی زمین و کاری می­دانست که در تولید آن دخیل است. کالاها همیشه با این ارزش در بازار به فروش نمی‌رسد. ارزش بازار بر پایه خوش­خلقی­ها و اندیشه­های تجملی انسان‌ها استوار است. کانتیون در بخش دوم مقاله خود، تحلیل دیگری از قیمتهای بازار ارائه می‌دهد که بر پایه “کمیت تولید یا کمیت کالای تجاری عرضه‌شده در بازار، نسبت به تقاضا یا شمار خریداران” استوار است. از این رو عرضه و تقاضای موثر و واقعی نیروی اصلی تعیین کننده قیمت بازار کالا است. از نظر وی ارزش ذاتی غیر قابل تغییر است؛ ولی ارزش بازار متناسب با تغییر در وضع بازار دائما در حال تغییر است.

تقاضای پول؛

وی در مورد تغییرات تقاضای پول معتقد است، تقاضای پول به کسانی بستگی دارد که ابتدا پول به‌دست آنها می­رسد. اگر پول به‌دست کسانی برسد که تقاضای آنها برای پول کم باشد، در این صورت آن‌را به‌سرعت به دیگری می­رساند و قیمت، شروع به افزایش می­کند؛ اما اگر پول به‌دست کسانی برسد، که تمایل به ذخیره و احتکار کردن آن وجود دارد، در این صورت، سطح قیمت‌ها فورا تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. وی در ادامه نتیجه می‌گیرد که با دو برابر کردن مقدار پول، در کشور قیمت تولیدات و کالاها همیشه دو برابر نمی­شود.

عرضه پول و موازنه پرداخت‌ها؛ کانتیون اثرات افزایش عرضه پول بر قیمت‌ها را مورد بررسی قرار داد. وی افزایش عرضه پول ناشی از ضرب سکه در داخل و افزایش ناشی از موازنه تجاری مناسب (بدون تغییر در ضرب سکه)، تفاوت قائل شده و نتیجه می­گیرد که در تمام این موارد، نه تنها سطح قیمت‌ها، بلکه ساختار قیمت‌ها نیز از طریق تأثیر مستقیم پول اضافی بر الگوی مخارج گروه‌های متفاوت اجتماعی، تغییر می­کند.

تحلیل کارآفرین؛
220px-SirWilliamPetty

اقتصاددانان قبل از وی در نظریه­پردازی خود عوامل و نهاده­های تولید را در نیروی کار، سرمایه و زمین خلاصه می­کردند. ابداع کارآفرینی از سوی وی، او را بر دیگر اقتصاددانان تا قرن بیستم برتری داده است. نقش کارآفرین به‌طور مشخص نقش فردی است که در تحت شرایط عدم اطمینان تصمیم می­گیرد. به‌عبارت دیگر وی کارآفرین را به‌عنوان فردی که در یک قیمت معین کالا را می­خرد تا در یک قیمت نامعین بفروشد، مورد تحلیل قرار داده است. از نظر وی، کارآفرین ممکن است یک تاجر، یک زمین­دار و یا یک سرمایه­دار باشد که کارگران را به استخدام درمی­ آورد.

سود و سرمایه؛

میزان سود زارع در هیچ‌جا به میزان سرمایه به‌کار گرفته‌شده در مزرعه ارتباط ندارد؛ بلکه به تردیدها، بلاتکلیفی­ها و خطرهایی که زارعان در تولید و فروش کالاها با آن مواجه­اند، مربوط است. کانتیون دیدگاه بسیار جالبی در مورد سرمایه دارد؛ که بعدها بر آدام اسمیت و ریکاردو تأثیر گذاشت. از دیدگاه او، دستمزدها از محصولات کشاورزی تشکیل شده و جدا از مواد خام است که آن هم مستقیما از زمین به‌دست می­آید. از این‌رو وقتی از دیدگاه اقتصاد کلان به سرمایه به‌عنوان دامنه­ای در حسابداری ملی نگریسته می­شود، سرمایه از دستمزدها (حداقل معیشتی که به کارگران پرداخت می‌شود) یا به بیان دقیق‌تر، قدرت خرید کالاهای دستمزدی تشکیل می­شود. به این ترتیب راه پنداشت سرمایه به‌عنوان ذخیره مزد باز شد که بعدها از جانب اسمیت، ریکاردو و به‌خصوص استوارت میل  تشریح شد. از پنداشت کانتیون نتیجه می­شود که کالای تشکیل‌دهنده سرمایه ثابت و در گردش را ­می­توان با مقادیر زمین و کار به‌کار رفته در تولید نشان داد. به‌همین جهت در سطح اقتصاد کلان، هزینه مزد و مواد خام، مبیّن ارزش سرمایه است.

جمعیت؛

کانتیون در مقوله جمعیت نظراتی دارد که در آن زمان فرانسه که با مشکلات فراوانی دسته پنجه نرم می کرده است،بسیار عجیب به نظر می رسد.کانتیون اعتقاد دارد که باید برای افزایش پتانسل های اقتصادی کشور سیاست های افزایش موالید دستور کار قرار گیرند.

کانتیون یک تصویر مورد غفلت واقع شده در اقتصاد است. او ابتدائا به جهت تاثیر بر کوزنی و فیزیوکراتها  و برای توسعه تفکر پول که بخشهای مختلف اقتصاد را به یکدیگر متصل می کند مشهور است. رساله او به حق می تواند اولین مقاله واقعی اقتصادی در نظر گرفته شود. که اقتصاد را بعنوان یک سیستم وابسته به هم به تصویر می کشد و کار کرد های ان را تشریح می کند. به همین دلیل شاید سزاوار است که کانتیون را به عنوان اولین اقتصاد دان حقیقی در نظر گرفته شود .

متن اصلی تنها اثر مکتوب کانتیون

Essay on the Nature of Commerce in General (1755), New Brunswick, New Jersey, Transaction Publishers, 2001

آثار در ارتباط با کانتیون

Bordo, Michael, ‘‘Some Aspects of the Monetary Economics of Richard Cantillon,’’ Journal of Monetary Economics, 12 (1983), pp. 235–58

Brewer, Anthony, Richard Cantillon: Pioneer of Economic Theory, London and New York, Routledge, 1992

Murphy, Antoin, Richard Cantillon: Entrepreneur and Economist, Oxford,Clarendon Press, 1986

Spengler, Joseph, ‘‘Richard Cantillon: First of the Moderns I,’’ Journal of Political Economy, 62, 4 (August 1954), pp. 281–95

Spengler, Joseph, ‘‘Richard Cantillon: First of the Moderns II,’’ Journal of Political Economy, 62, 5 (November 1954), pp. 406–24

Tarascio, Vincent, ‘‘Cantillon’s Theory of Population Size and Distribution,’’Atlantic Economic Journal, 9, 2 (July 1981), pp. 12–18

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب