واکاوی مکتب نئولیبرالیسم اقتصادی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
نوشتاری از سیدسعید موسوی ثمرین

واکاوی مکتب نئولیبرالیسم اقتصادی

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۳:۵۹ ۱۳۹۳/۰۱/۲۰

نئولیبرالیسم به رویکردی اطلاق می­شود که در اواخر دهه 70 میلادی و هم­چنین در اوایل دهه 80 میلادی در انگلستان با مارگارت تاچر و آمریکا با رونالد ریگان و بعدها در کل اروپا و کشورهای در حال توسعه ظهور کرد.

نئولیبرالیسم اگرچه از حیث فکری هیچ­گاه یک رویکرد بدیع نبوده و بدین ترتیب صرفا روگرفتی از یک سنت مستحکم و چند صد ساله است، اما در عرصه عمل سیاسی-اجتماعی یک رویکرد نوظهور است. وجهه جهانی این رویکرد مخصوصا برای اولین بار توانست مجرایی برای پیاده شدن ایده ­های لیبرالیستی در سرتاسر جهان باشد. صندوق بین ­المللی پول، بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و… در این راستا مهم­ترین نهادهای متولی این امر تلقی شده ­اند.

نئولیبرالیسم نظریه‌ای در باب نظامی در حوزه اقتصاد سیاسی است که بر طبق آن با گشودن راه برای تحقق آزادی‌های کارآفرینانه و مهارت‌های فردی در چارچوبی نهادی که ویژگی آن حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازارهای آزاد و تجارت آزاد است، می‌توان رفاه و بهروزی انسان را افزایش داد. این تعریف که برگرفته از دیوید هاروی است به خوبی از ماهیت جامع نظام نئولیبرالیسم پرده برمی­دارد. نئولیبرالیسم در باطن امر رویکردی در باب معنای زندگی و ماهیت خوشبختی و بهروزیِ انسان است. به محض ورود به این عرصه، نئولیبرالیسم هم­چنین به دکترین جامعی برای توسعه کشورهای در حال توسعه، کمتر توسعه یافته و حتی در معرض توسعه بدل می­گردد. دقیقا به همین دلیل است که سیاست­های نئولیبرالیستی علاوه بر کشورهای آسیایی، آفریقایی و..، امروزه حتی برای کشورهای بحران­ زده اروپایی از قبیل یونان و.. نیز به شدت توصیه می­ شود. اما این رویکرد در ظاهر به طور عمده بر نقش دولت در این نظام معنایی متمرکز است. در این راستا نقش دولت ایجاد و حفظ یک چارچوب نهادی مناسب برای عملکرد این نظام است. مثلا دولت باید کیفیت و انسجام پول را تضمین کند. به علاوه، دولت باید ساختارها و کارکردهای نظامی، دفاعی و قانونی لازم برای تأمین حقوق مالکیت خصوصی را ایجاد و در صورت لزوم، عملکرد درست بازارها را با توسل به زور تضمین کند. برای مثال اکثر کشورهایی که دست به سیاست­های نئولیبرالیستی زدند در دوره ­ای نیروهای ضدشورش خود را به حال آماده ­باش درآوردند. از این گذشته اگر بازارهایی -در حوزه‌هایی از قبیل زمین، آب، آموزش، بهداشت، تأمین اجتماعی یا آلودگی محیط زیست- وجود نداشته باشند، آن وقت، اگر لازم باشد، دولت باید آنها را ایجاد کند ولی نباید بیش از این در امور مداخله کند. مداخله دولت در بازارها -وقتی که ایجاد شدند- باید در سطح بسیار محدود نگه داشته شود؛ زیرا بر اساس این نظریه، اولا برای دولت امکان‌پذیر نیست که در مورد پیش بینی علایم بازار یعنی قیمت‌ها اطلاعات کافی داشته باشد و ثانیا گروه‌های ذی‌نفع قدرتمند، ناگزیر مداخلات دولت را –به ­ویژه در دموکراسی‌ها- مخدوش و به سمت خود سمت خواهند داد.

 اگرچه طرفداران و منتقدان این رویکرد عمدتا مایلند در قبال آن از القابی نظیر نومحافظه ­کاری، لیبرتاریانیسم یا اختیارگرایی، راست جدید، مکتب اتریش، اقتصاد بازار آزاد، لیبرالیسم کلاسیک و.. استفاده کنند، اما می­توان نشان داد که شاید نئولیبرالیسم دارای تمایزهای اساسی است. زیرا اثر هر یک از عناوین برشمرده شده بر نئولیبرالیسم غیرقابل انکار است، اما نئولیبرالیسم صرف نظر از این­که بر خیزشی در عرصه عمل و سیاست –اقتضای عرصه عمل حکم می ­کند که نئولیبرالیسم نتواند به تمامه وامدار هر یک از رویکردهای برشمرده شده باشد و در موقع مقتضی ایده ­ای را از هر یک از رویکرهای فوق برگیرد.- دلالت دارد، در حوزه توسعه کشورهای در حال توسعه دارای آورده نرم ­افزاری است و از این رو رویکردی است نو و متمایز. بنابراین علاوه بر ماهیت پراگماتیک و عمل ­گرایانه نئولیبرالیسم، ماهیت جهانی این رویکرد یکی از نقاط امتیاز آن بر مکاتب فوق است. بر مبنای این خصیصه بر خلاف مکاتب فوق ­الذکر، نئولیبرالیسم به ایده ­ای که برای سازماندهی جهان بر مبنای نظمی نوین متولد شده است اطلاق می­گردد. در کنار همه این تمایزات، مقوله «استفاده از قدرت فائقه حکومتی اعم از نظامی و انتظامی برای پیش بردن ایده ­های خاص»، خود باعث می ­شود تا نتوانیم این رویکرد را با اسامی فوق یکسان بینگاریم.

در اینجا لازم است مهم­ترین افرادی را که زمینه­ ساز ظهور نئولیبرالیسم به مثابه رویکردی جهانی و هژمونیک شده ­اند معرفی نماییم. ادموند برک، مایکل اوکشات، هرنشاو، وایت، دوروتی کریسپ، هرولد مک­میلان، میلتون فریدمن، فردریش فون­هایک، اویکن، ارهارد، دنگ شیائوپینگ، رابرت نوزیک، کیت جوزف و… میراث­داران رویکرد نئولیبرالیسم هستند. لازم به ذکر است انجمن مون­پله­رن که در دوره معاصر به دست هایک تاسیس گردید اکثر افراد اثرگذار بر روی پروژه نئولیبرالیسم را درون خود جای داده و همواره جامعه دانشگاهی را در راستای ایده­های نئولیبرالیسم سازماندهی نموده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب