ژان باتیست کولبر کیست؟/نظم،کار،پیشرفت شعار اصلی کولبر/دکتر پیغامی:رهبر انقلاب به یک کولبر نیاز دارد | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مروری صحیح بر تاریخ عقاید اقتصادی_1

ژان باتیست کولبر کیست؟/نظم،کار،پیشرفت شعار اصلی کولبر/دکتر پیغامی:رهبر انقلاب به یک کولبر نیاز دارد

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۱۱ ۱۳۹۳/۰۱/۱۷

کولبر یكی از خدمتگزارترین شخصیتهای تاریخی به شمار می آید كه در زندگی خود منشا آثار و اقدامات بسیار شد. پس از شارلمانی هیچ مغز منفردی در فرانسه به وجود نیامده بود كه چون كولبر كشوری آنچنان معظم را، به آن اندازه اصلاح كند .

قبل از آن که به معرفی کولبر بپردازیم لازم دیدیم از زبان دکتر عادل پیغامی استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق در مورد شخصیت سیاسی اقتصادی کولبر مطالبی را بیان کنیم:

لویی چهارده در فرانسه و در سال 1661 زمام حکومت را به دست می‌گیرد. لوئی چهارده که می‌آید، برای خودش سه‌تا مشاور انتخاب می‌کند. مشاور امور داخلی، مشاور امور خارجی و مشاور امور مالی. خود این یک نوع امنیت است. فهم بر این که دنیا در حال یک انقلاب اقتصادی است. من هم باید یک مشاور اقتصادی جدی داشته باشم. یک کسی را به نام اسم آقای فوکر به عنوان مشاور مالی خودش می‌گذارد. آقای فوکر اشتباهاتی داشته. یکی به اسم کولبر پیدا می‌شود. . یک گزارش به لوئی چهارده می‌نویسد و بعضی از حیف و میلها و اشتباهات آقای فوکر را توضیح می‌دهد. نتیجه این می‌شود که حکم می‌خورد به عنوان بازرس امور مالی آقای لوئی چهارده و کم کم وزیر مالی دربار لوئی چهارده می‌شود.

کولبر آدم خاصی بوده. کولبر هزار و ششصد و هشتاد و سه فوت می‌کند. بیست و دو سال وزیر مالی لوئی چهارده بوده. اندیشه و شعارش سه پایه داشته. نظم، کار، پیشرفت. نظم آهنین و جدی، کلمه دیکتاتور را برای تقریب به ذهن می‌گویم. دیکتاتور نبوده ولی نظم آهنین داشته است. شوخی نمی‌کرده. کوتاه نمی‌آمده. خیلی جدی در پی اعمال نظم بوده. خیلی جدی در پی اعمال کار بوده. فهمیده که اگر فرانسه می‌خواهد فرانسه بشود، باید حسابی کار بکند. حسابی منظم باشد تا پیشرفت پیدا بکند.

کولبر خیلی کارهای بزرگ می‌کند. یکی از کارهای بزرگش در نظم، نظم در امور مالی و مالیه عمومی است. اولین کاری که می‌کند این است که می‌گوید، من باید تمام خرجها و دخلهای کشور را بتوانم جمع کنم. آمار داشته باشم و در دفاتر بزرگی بنویسم. هر جای کشور یک قران جابه‌جا می‌شود، باید در دفتر من ثبت بشود. این دفتر باید در یک دفتر کوچک خلاصه بشود. مثل دفتر روزانه. آن هم باید خلاصه بشود در قالب یک دفتر جیبی و همیشه توی جیب آقای لوئی چهارده باشد تا لویی چهارده بتواند هر لحظه با باز کردن آن دفتر جیبی بفهمد که دخل و خرج مملکتش به چه سمتی رفته. دارد کسری می‌آورد یا دارد مازاد می‌آورد.

این نظم بزرگ مالی خیلی خیلی مهم است. ما الآن با سیستمهای کامپیوتری نمی‌توانیم هنوز بگوییم که ما یک دانه داشبرد راه بیندازیم. داشبرد استعاره است. . ما هنوز این جور چیزی نداریم. کولبر می‌رود و برای لوئی چهارده راه می‌اندازد.

اصل وحدت در بودجه، اصلی است که همه پولها باید یک جا جمع بشود. ما سی سال است بعد از انقلاب دنبال این می‌گردیم که همه پولها یک جا تجمیع بشود. یعنی آقا بورس کار می کند،آقا ارز می‌فروشد، آن یکی شرکت دولتی است و واردات کرده است، شرکت دولتی است و صادرات کرده است، همه پولها بیاید و در خزانه جمع بشود و از خزانه خرج بشود. متأسفانه ما هنوز این را نداریم. ما تعداد شرکتهای دولتی را نمی‌توانیم شناسایی بکنیم. تعداد شرکتهای دولتی را نمی‌دانیم. . فعلاً به نظر می‌رسد که ما با فضای فرانسه مشابهت داریم. ما نیازمند یک رئیس جمهور دیکتاتور، دقیقتر بگویم مقتدر و منظم هستیم تا کشور را به لحاظ مالی نظم بدهد. مجلسی که نظم بودجه را بفهمد. مجلسی که از تعدد دخل و خرجهای عمومی و دولتی ناراحت باشد و به سمتی برود که اینجا را نظم بدهد.خلاصه اصل وحدت در بودجه نظریه‌ای است که آقای کولبر مطرح می‌کند. بعدها هم در بودجه‌نویسی این در تمام دنیا مهم می‌شود. الآن هم می‌گویند اصل تجمیع درآمدها، اصل تجمیع مخارج. ی

کولبر کم کم جلو رفت و فهمید نظم مالی بدون نظم مالیاتی نمی‌شود. نظم مالی دو شاخه دارد. دخلها و خرجها. قسمت درآمدی آن نظم ندارد. هر کسی برای خودش در ایالتی یک مالیات وضع کرده، پولش را هم خودش می‌گیرد و خودش خرج می‌کند. این وسط هم بعضی وقتها بخور بخور می‌شود. معلوم نیست. نظم مالیاتی. مشکلش چی بود. تنوع مالیاتی. انواع و اقسام مالیاتها. ما قانون تجمیع عوارض را گذراندیم. ببینید، ما هنوز داریم در قرن هفده فرانسه سیر می‌کنیم. البته با ناموفقیت. شما بروید ببینید، مجلس ما قانون تجمیع عوارض را کی تصویب کرده و چقدر اجرا شده. عوارض یعنی مالیات. متأسفانه هنوز به قدر کافی اجرا نشده. ما مشکل داریم.

ایشان مشکل تنوع مالیاتها را حل می‌کند. تجمیع عوارض می‌کند. البته با مخالفت شدید ایالتها هم مواجه می‌شود. منتها لوئی چهارده قوی بود و کولبر هم از او دیکتاتورتر و مقتدرتر ایالتها را سر جای خودشان می‌نشاند. یعنی چی، شما برای خودتان پول می‌گیرید و برای خودتان خرج می‌کنید. خب این استقلال مالی شاهزاده‌های ایالتی را می‌گرفت. حسابی هم آنها را مخالف می‌کرد. مثل بعضی از متولیان اوقاف و موقوفات ما. ولی این کار بزرگ انجام شد.

قانونی برای  انحصار در آبها، جنگلها و دخانیات، وضع می‌کند و مالیات خوبی که از دخانیات گرفته می‌شد و بعضاً این طرف و آن طرف پخش می‌شد یک جا تجمیع می‌کند. مالیاتی که باید از شیلات بگیرد. آب مال مردم عمومی است. شما می‌روی آنجا ماهیگیری می‌کنی، باید مالیات بدهی. جنگل مال عموم است و باید مالیات بدهی. قانون خوبی وضع کرد و هنوز هم که هنوزه قانون انحصار دخانیات در فرانسه از همان پیش‌نویسهای اولیه کولبر باقی مانده است.

ما در کشورمان در این زمینه‌ها هنوز راه را آغاز نکردیم. یعنی هنوز جنگلهای ما خیلی وقتها مورد تعرض واقع می‌شوندکشور ما شدیداً به یک آدم کولبر مانندی نیاز دارد مقتدرانه. اقتصاد ایران الآن در این شرایط است. یک کولبر لازم دارد.

حالا جلو برویم که کولبر دیگر چه کارها کرده است. این نظم مالیاتی. نظم پولی. ببینید اصلاحات اقتصادی چه جوری انجام می‌شود. ظرف بیست و دو سال پایه فرانسه پیشرفته را گذاشت. جهت اطلاع شما، فرانسه آن موقعی که این شروع کرد، بسیار بسیار فرانسه ضعیفی بود. به لحاظ سیاسی قوی بود. همیشه پادشاهی قوی داشت ولی به لحاظ اقتصادی و مالی در اروپا جزو کشورهای ضعیف بود. فرانسه از همه کشورهای مطرح اروپا ضعیفتر بود ولی این فرانسه دارد رشد می‌کند.

رابطه طلا و نقره حسابی به هم ریخته و آشفته بود. منظم و تعیین کرد. ضرب سکه، هر کسی برای خودش در گوشه‌ای ضرب سکه می‌کرد. تمرکز داد. هر کسی سکه را می‌گرفت و یک کمی مس قاطی می‌کرد و دوباره ضرب می‌کرد و می‌فروخت. گوشه‌هایش را می‌کند. مبارزه با مسکوکات تقلبی. از آن طرف گفت، هر کس می‌خواهد سکه ضرب بکند، بیاید از ما اجازه بگیرد. از ما مجوز داشته باشد. البته آزاد است ولی باید مجوز داشته باشد. حدش را هم من باید برایت تعیین کنم. شکل و قیافه و همه چیزهایش را من باید تعیین بکنم. همین باعث شد که یک نظم پولی در فرانسه اتفاق بیفتد. بخشی از طلا و نقره‌هایی که در اروپا دنبال جای مطمئن بودند و به هلند رفتند، به فرانسه هم بیایند. مر

نظم چهارمش نظم اداری بود. یک بورکراسی بسیار قوی. اداره اقتصاد تأسیس کرد. بعد اداره‌های کارپردازی در شهرستانها راه انداخت. اداره‌های بازرسی راه انداخت. با دست خود بخش خصوصی. بخش خصوصی را برای بازرسی آورد. بازرسی کیفیت کالاها، بازرسی مسائل. یک بورکراسی بسیار قوی و دولتی خوب، اداری خوب.

نظم پنجم در بخش اقتصاد خصوصی شکل داد.ایده‌آل اصناف را به ایده‌آل اقتصاد ملی تبدیل کرد. خیلی انقلاب بزرگی بود. معمولاً ایده‌آل اصناف تولید بیشتر بود. تولید را بیشتر کن و درآمد بیشتر و سود بیشتر. این را به تولید بهتر تبدیل کرد نه تولید بیشتر. شعار تولید بهتر به جای تولید بیشتر. تأکید بر کیفیت. مقررات متعدد تولیدی گذاشت. جنس باید شکل و شمایل و قیافه داشته باشد. . استاندارد را اولین بار وضع کرد.

آن موقعها یک سری کارگاه بودند که به آنها کارگاههای سلطنتی می‌گفتند. رویال که به دربار وابسته بودند. معمولاً محصولاتی که آنها تولید می‌کردند، چون مصرف‌کننده‌اش خود دربار بود، یک آرمی روی آنها می‌خورد. مثل الآن که می‌گویند فلان چیز صادراتی است. می‌گفتند اینها سلطنتی است. برند بود. مثلاً اگر می‌گفتند این ماژیک سلطنتی است یعنی ماژیکی است که می‌رود در دربار استفاده می‌شد و کیفیت خاصی دارد. آمد و به کارگاهها گفت، همه‌تان باید با کیفیت سلطنتی تولید بکنید. هر کسی خودش را به این کیفیت برساند، به استانداردهایی که من تعیین کردم برساند، به آن آرم سلطنتی می‌دهم. منتها یک حالت آرم استاندارد می‌شود. یک نوع ایزو راه انداخت. یک نوع ساختار ایزویی تعریف کرد. استاندارد تعریف کرد. شاید اولین اداره استاندارد مدرن و جدید را ما در فرانسه می‌بینیم. توسط کولبر.

اینها نظم هایش بود. پنج‌تا نظم مهم. نظم در بخش خصوصی و تولید بهتر.نظم اداری،نظم پولی،نظم مالیات و نظم مالی.

در کنار نظم، کار شعار دوم کولبر بود.کار بیشتر. کار برای تولید بیشتر و بهتر. خودش می‌گفت، من روزی چهارده ساعت کار می‌کنم. همه باید همین جوری کار کنند. مجاهدت همه طبقات. برای همه طبقات اقتصادی شعار جهاد اقتصادی داد. همه باید کار کنند. در هزار و ششصد و شصت و چهار یک نامه‌ای به لوئی چهاردهم نوشت. در این نامه شروع کرد از کار نکردن و تنبلی یک عده‌ای حسابی انتقاد کردن. مهمترین تیغی که در این نامه کشیده بود، علیه کشیشها بود و افرادی که در حوزه مسائل دینی کار می‌کنند. توی کلیساها بیکار نشسته‌اند. به تعبیر خودش می‌گوید اگر می‌خواهید فرانسه پیشرفت بکند، باید از تعداد راهب و راهبه‌ها که در این دنیا بیکار هستند و اغلب برای آن دنیا شیطان پرورش می‌دهند بکاهیم. اینها نشستند و برای این دنیا بیکار هستند. خب کلیسا هم تضعیف شده بود و واقعاً هم خرابکاری هایی کرده بودند. حالا این جوری هم زیر تیغ کولبر. مبارزه با کشیشها را شروع می‌کند. می‌گوید برای چه کشیش کار نمی‌کند باید کار کند.

به سراغ مردان آکادمیک می‌رود. مردان آکادمی سلطنتی و به تعبیر امروزی دانشگاهها. می‌گوید شما برای چه بیکار هستید. فرانسه نیازمند لغت‌نامه است و شما برای خودت بیکار نشستید. حقوق می‌گیری و کار نمی‌کنید. باید لغت‌نامه بنویسید. به زور از آنها لغت‌نامه خواست.

تنظیم مقررات کار. من اینجا کار لازم دارم. کار باید چه جور باشد. اقتصاددانها شما آنجا نشستید. باید مقررات کار را تنظیم کنید. از آنها با جدیت فراوان کار کشید.

بعد آکادمی‌هایی در حوزه نقاشی و معماری تشکیل داد که کار کنند. نقاش باید جدی کار کند. من اینجا دارم ساختمان می‌سازم. نقاشی آن مشکل دارد. تو هم آنجا برای خودت بیکار نشستی.

سراغ فئودالیته بورژوازی رفت. بورژوازی در واقع به طبقه پولدار اشراف می‌گویند. سراغ آنها رفت. گفت برای چه بیکار هستید. پولهایتان را توی تجارت بیاورید. تأکید و توصیه و تشویقشان کرد که پولدارها وارد تجارت بشوند. این طرف طبقه پولدارها را راه انداخت.

سراغ زحمتکشان و کارگران رفت. گفت شماها سرباز وطن هستید. در خدمت صنعت. همان گونه که سرباز به هنگ و دسته خود بستگی دارد، کارگر باید به کارگاه خود وابستگی داشته باشد. تعهد. تعهد کار. بعد قانون کار را عوض کرد و یک قانون کار نوشت. گفت در هر قانون کاری شما باید به شرکتها و بنگاههای خودت چند ساله تعهد کار بدهی. تو مال این کارخانه هستی. نمی‌توانی بگویی من شش ماه کار می‌کنم و بعدش می‌خواهم بروم.

البته سختگیریهایش خیلی زیاد بود. گفت کارگرها باید نزدیک کارخانه‌ها مسکن داشته باشند. کارخانه‌دارها را مجبور کرد که کنار کارخانه‌های خودشان برای کارگران مسکن بسازند که نزدیک باشند. از آن طرف هم آمد استاندارد داد که کارگاهها باید خودشان را ارتقا بدهند و به آن استانداردها برسند که بگویند شما رویال و سلطنتی هستید.

نظم، علاقه به کار و تولید و تشکیلات. نظام، سازماندهی جدی، شدت عمل در خصوص کارگران، به سراغ بیکاران رفت. فقرا و بیکاران. برای چه شما بیکار هستید. ما فقیر هستیم. جمع شوید آنجا. نوانخانه راه انداخت. نوانخانه و بیمارستان. گفت هر کس مریض است، هر کس علیل است، بیاید توی بیمارستان. بیاید توی نوانخانه. خب پایت علیل است، دستت که علیل نیست. بشین بباف. ژاکت بباف. توی نوانخانه به تو غذا می‌دهند. بشین کار کن. نوانخانه و بیمارستانهایی راه انداخت. فقرا و مسکینها را آنجا جمع کرد. آنجا را کارگاه تولیدی کرد و همه اینها به کارگاه تولیدی تبدیل شدند.

در کنار اینها هفت‌تا کار، 1. ایجاد تحرک سرمایه در نقاط مستعد، حرکت سرمایه برای این که به جاهای مستعد برود را تقویت کرد. 2. تشویق به فعالیتهای صنعتی، .اعطای اعتبارات کرد به منظور نو کردن ابزار تولید. برای این که تکنولوژی مستهلکشان نو بشود. نوسازی صنعتی. 4. حمایت از صنایع نو زاد کرد. 5.تعرفه وضع کرد که از بیرون کالا نیاید و صنعت نو زاد داخلی از بین برود. 6. کمک و مساعدت به صنایع در حال تکمیل. 7. تسلط به بازارهای خارجی، توسعه شاهراهها و بنادر بزرگ کشتیرانی.

واقعاً کجایی کولبر ایرانی. بیا. بیا. شما دقت بکنید. خواسته‌های مقام معظم رهبری در مورد اندیشه‌ای خیلی شبیه بود. همت مضاعف، کار مضاعف. نوآوری، مجاهدت اقتصادی همه، وجدان کاری، دقیقاً در تشخیص این که ایران اسلامی الآن نیازمند چی است، ما در فرمایشات آقا به خوبی می‌بینیم.

 این را هم در نظر بگیرید. حالا ما داریم می‌گوییم ولی  سیستم پیچیده‌تر شده. شما می‌بینید که کولبر دیگر پارلمان نداشت که اذیتش بکند.

خلاصه کولبر بیست و دو سال وزیر مالی آقای لوئی چهاردهم بود منتها لوئی مثل همه پادشاهان که خنگ هستند و اهمیت مسائل را نمی‌فهمند، در اواخر کم کم رابطه‌اش با کولبر سرد می‌شود. کم کم دیگر تحویلش نمی‌گیرد. کولبر هم کنار می‌رود. کولبر در هزار و ششصد و هشتاد و سه می‌میرد.

نتیجه این می‌شود، تا لوئی چهارده بمیرد. تاریخش را ننوشتم که لوئی کی می‌میرد ولی بعد از کولبر چند سالی لوئی چهارده بود. در دوران بعد از کولبر فرانسه به سمت بی‌نظمی می‌رود.

از سخنان دکتر پیغامی می شود این نکات را به صورت خلاصه برداشت کرد

کولبر یک شعار اساسی در زندگی و کار خود داشته است نظم آهنین،کار جدی و سخت و در برابر آن پیشرفت.کولبر به این فهم رسیده بوده است که اگر فرانسه می خواهد به یک جایگاه بزرگ در جهان از جهات گوناگون برسد باید در آن کار به عنوان عنصر اساسی و حیاتی،به شکل جدی دنبال شود.

در این خصوص کولبر در ابتدا یک نظم مالی ایجاد می کند و تمام درامد های کشور را در یک دفتر جیبی برای لویی چهاردم فراهم می کند تا لویی چهاردهم هر زمان که خواست بتواند میزان دارایی های کشور را مشاهده کند.آیا ما هم اکنون این امکان را برای تصیمیم گیر اصلی کشور یعنی رهبری این نظام ایجاد کرده ایم؟

 کولبر بعد از بررسی های خود به این نتیجه رسید که نظم مالی بدون نظم مالیاتی امکان ندارد.لذا در این خصوص به این نتیجه رسید که باید بحث نظم مالیاتی که در واقع مدیریت دخل ها و خرج های کشور هست را پیگیری نماید.در این بین هم توانست تمام قانون تجمیع درامد های مالیاتی را در بین ایالت های مختلف فرانسه به اجرا در بیاورد.هم اکنون ما قانون تجمیع عوارض را گذرانده ایم یعنی ما در حال حاضر در فرانسه قرن 17 سیر می کنیم.کشور ما شدیدا به یک کولبری نیاز دارد که با اقتدار به اصلاح ساختار مالیاتی کشور بپردازد.

شعار دوم کولبر کار جدی و سخت بود. شخص کولبر در روز 14 ساعت کار می کرد و دستور داده بود که همه باید بیشتر از معمول کار کنند.در واقع شعار مجاهدت همه طبقات و یا بهتر بگوییم اعلام جهاد و کوشش برای همگان.در همین خصوص نامه ای به لویی 14 نوشت و از کم کاری کشیشان،دانشگاهیان،قشر روشن فکران شکایت کرد.در این حال هم به سراغ ثروت مندان کشور رفت و آنها را وادار کرد که سرمایه خود را به کار بیندازند.به نظر می رسد سال همت مضاعف و کار مضاعف این گونه شکل می گیرد!

در ادامه مروری کوتاه داریم بر زندگی و زندگانی کولبر 

ژان باتیست کولبر

زاده ۲۹ اوت ۱۶۱۹شهر رنس – درگذشت ۶ سپتامبر ۱۶۸۳ شهر پاریس

وی سیاست‌ مدار فرانسوی بود که وزارت اقتصاد دربار لوئی چهاردهم میان سال‌های ۱۶۶۵ تا ۱۶۸۳ را اداره می‌کرد و نقش مهمی در تشکیل نهادهای علمی و فرهنگی نوین فرانسه داشت.

کولبر  فرزند پارچه فروشی بود که در نتیجه ی هوش سرشار و درستی و لیاقت و قدرت در کار،صدراعظم لویی چهاردهم شد و به اتفاق مؤرخین قسمت اعظم توفیق لویی چهاردهم و حتی عظمت کشور فرانسه در قرن هفدهم مرهون او می باشد خدمات این شخص در ایجاد ارتش منظم و احیای نیروی دریایی فرانسه و وضع و اجرای قوانین و تنظیم و اداره ی مالیه مملکت موضوع بحث ما نمی باشد و نیز کوشش او در راه ایجاد صنایع در این کتاب شرح داده شده است ولی نکته ی جالب این است که بعد از دوران سلاطین اسکندریه کولبر را می توان اولین رجل سیاسی دانست که تشخیص داد که نقش دانشمندان در طول زمان در پیشرفت کشوری چیست و بنابراین بدون هیچ گونه منظوری به تشویق علما پرداخت: بسیاری از دانشمندان خارجی را به فرانسه جلب کرد. ایجاد آکادمی علوم فرانسه و رصدخانه پاریس و آکادمی معماری و آکادمی موسیقی و غیره که بعدها ممالک دیگر دنیا نیز نظایر آنها را به تقلید فرانسوی ها به وجود آوردند و انتشار روزنامه ی دانشمندان و بسیاری از انتشارات علمی دیگر همه از ابداعات کولبر می باشد. فواید مادی و معنوی که فرانسه از این ابدعات به دست آورد حساب ناپذیر است و بدون اغراق می توان قسمت مهمی از نفوذ معنوی تمدن فرانسه را در جهان در قرن هیجدهم و نوزدهم و شهرتی را که مردم آن به وسعت اطلاع و دانش دوستی به دست آورده اند مرهون کولبر دانست

کار و تلاش سخت کولبر او را به یکی از معتمدان دربار لوئی تبدیل کرد. به خاطر کارهای او اقتصاد فرانسه در آن سال‌ها از ورشکستگی به در آمد و تولید بالا رفت؛ با این حال به دلیل خرج‌های بسیار پادشاه بر جنگ ثروت ملی فرانسه کاهش چشمگیری پیدا کرد. کولبر بر روی ایجاد تعادل داد و ستد با شریکان و نیز نگهداری بهتر مستعمرات فرانسه کار کرد.

اصلاحات بازاری او شامل بنیان‌گذاری «کارخانه پادشاهی شیشه‌های آیینه‌جات» در سال ۱۶۶۵ به منظور کمک به جایگزینی واردات شیشه‌های ونیزی و نیز تشویق متخصصان تولید پوشاک اهل فلاندرز می‌شد. او همچنین از صنعت دوخت پرده‌های نگارین در فرانسه پشتیبانی کرد. کولبر برای بهبود اقتصاد ملی تعرفه‌ها را بالا برد و پروژه‌های بزرگ تولید کار به راه انداخت. او همچنین تلاش کرد تا اطمینان حاصل شود که کمپانی هند شرقی فرانسه به بازارهای خارجی دسترسی دارد و این دسترسی منجر به دست یافتن فرانسویان به قهوه و پنبه و خز و چوب‌های رنگرزی و فلفل و شکر می‌شود. کولبر همچنین تجارت دریایی فرانسه را بنیان گذاشت.

کولبر بیش از ۱۵۰ فرمان برای قانون‌مند کردن صنف‌ها صادر کرد. یکی از این فرمان‌ها، برای نمونه، در بر گیرنده دستوری برای بالا بردن کیفیت پوشاک تولیدی بود. این فرمان عنوان می‌کرد که اگر ماموران قانون در سه مورد گوناگون، تولیدات تولید کننده‌ای را رضایت‌بخش تشخیص ندهند، آن تولید کننده باید به همراه کالای تولیدی خود به تیرکی بسته شود و مردم نظاره‌گر باشند.paris_7_palais_bourbon_dumont

اما چگونه شد که فرانسه به ” دروازه های تمدن بزرگ ” رسید! داستان رشد حیرت انگیز فرانسه در زمان لوئی چهاردهم بیش از همه وابسته به کولبر است فردی که پس از اثبات خیانت نیکولا فوکه در سمت ریاست کل دارائی مملکت عهده دار این شغل شد.  ” ژان باتیست کولبر ” که پس از جشن بزرگ و پر هزینه ای که فوکه برای افتتاح یا معرفی لوور ترتیب داده بود مامور رسیدگی به کارهای وی شد: ” برای نظارت بر عملیات فوكه، من كولبر را چون بازرسی در دستگاه دارایی همكار او ساختم … و این مردی بود كه به وی حداكثر اعتماد را داشتم، زیرا هوش و پشتكار و درستیش را آزموده بودم …. کولبر گزارش داد كه هر چه به دست فوكه انجام میگیرد بر پایه فساد و اختلاس است. در هفدهم اوت 1661 فوكه پادشاه جوان را برای شركت در جشنی بزرگ به وو – لو – ویكنت دعوت كرد. شش هزار نفر مهمان غذای خود را در شش هزار بشقاب طلا و نقره صرف كردند; ضیافت آن شب برای فوكه به قیمت ۱۲۰۰۰۰ لیور به اضافه آزادیش تمام شد. لویی احساس كرد كه آن مرد بیش از ظرفیت خود میدزدد… پادشاه در كمین نشست تا مدارك خیانتكاری رئیس كل دارایی تكمیل شوند. در روز پنجم سپتامبر به رئیس تفنگدارانش دستور داد كه فوكه را دستگیر كند… دادگاه به تبعید فوكه و ضبط داراییش رای داد. لویی رای دادگاه را به حبس ابد مبدل كرد. مدت شانزده سال آن وزیر خوشدل و خوشگذران در قلعه پینیرول در شهر پیمون به امید آزادی رنج كشید…”. و پس از آن لوئی چهاردهم کولبر را به سمت ریاست کل دارائی منصوب کرد. او توانست با اعمال سیاست هایش حمایت عمومی را بدست بگیرد و در صنعت و فرانسه را به پیشرفت های چشمگیری برساند: ” وی، كه خون طبقه بورژوا را در رگ ها داشت و در محیط اقتصاد و صرفه جویی بار آمده بود، طبعا از نابسامانی و بی نظمی انزجار داشت. گویی طبیعت و گردش دوران او را دست چین كرده بود تا كاخ ورسای آرشیو اقتصاد كشور فرانسه را از حالت ركود روستایی و تجزیه ملوك الطوایفی درآورد و آن را بر اساس نظام متحدالشكلی مبتنی بر صنعت، تجارت، كشاورزی، و دارایی ملی استوار سازد؛ نظامی كه با حكومت متمركز سلطانی مقتدر همگام باشد و شالوده مادی لازم برای نگاهداری قدرت و عظمت آن پادشاهی را به وجود آورد”.

او در دوران خود توانست میزان بهره را به خوبی پائین بیاورد و وصول مالیاتها را منطقی سازد و از افراد کم بضاعت کمتر مالیات بگیرد؛ همین امر مایه شادمانی و حمایت طبقات کم درآمد از وی شد: ” به درخواست كولبر، پادشاه یك دیوان عدالتتاسیس كرد تا به هر گونه اختلاس و خلافكاری مالی از سال 1635 به بعد، در مورد هر كس در هر مقام و موقعیتی باشد، رسیدگی كند. كلیه سازمانهای مالی، ماموران وصول مالیاتها، و موجران و رباخواران مكلف بودند كه دفاتر و اسناد خود را ارائه دهند و ثابت كنند كه عوایدشان را از راه‌های قانونی به دست آورده اند. هر كس كه در معاملات دست پاك نشان نمی داد، پایش دربند و داراییش ضبط میشد. دیوان عدالت ماموران خود را به سراسر كشور فرستاد و خبرچینان را مورد تشویق قرارداد… بسیاری از ثروتمندان به زندان افتادند و برخی از آنان بر چوبه دار شدند. طبقات بالا از وجود كولبر مخوف اظهار نفرت كردند، و طبقات پایین به شادی درآمدند. سرمایه داران در بورگونی شورشی علیه وزیر برپا ساختند، اما توده مردم سلاح به دست در برابر ایشان قیام كردند، و حكومت با زحمت بسیار توانست سرمایه داران را از آفت خشم مردم مصون دارد. سرانجام ۱۵۰۰۰۰۰۰۰فرانك از طرف سرمایه داران متمرد به خزانه كشور تادیه شد و ترس برای مدت یك نسل خیانتكاری های مالی را تعدیل كرد… “. او وام ها را هدایت شده پرداخت می کرد و به همین منظور توانست بسیاری از صنعتگران و پیشه وران را از کشورهای اطراف به فرانسه بکشاند که نتیجه اش رونق اقتصادی و پیشرفت صنعتی بود : ” … وی، با اعطای معافیتهای مالیاتی و وامهای دولتی و پایین آوردن نرخ بهره به پنج درصد، به پیشرفت اقدامات اقتصادی كمك شایان كرد. همچنین به صاحبان صنایع جدید اجازه داد كه از حق انحصار برخوردار شوند تا كارشان نضج(پخته) بگیرد و براساسی محكم استوار شود. پیشه وران بیگانه مورد انواع تشویق های مالی قرار گرفتند تا فرانسه را مقر هنرنمایی خود سازند؛ شیشه گران ونیزی در سن – گوبن ماوا گزیدند؛ آهنگران سوئدی به پاریس دعوت شدند و یكی از هلندیهای پروتستان، پس از آنكه اطمینان یافت كه در فرانسه آزادی دینی خواهد داشت و دولت نیز سرمایه ای به او وام خواهد داد، كارخانه پارچه بافی بزرگی در شهر آبویل دایر كرد. در سال 1669، در فرانسه ۴۴۰۰۰ دستگاه بافندگی وجود داشت؛ شهر تور بتنهایی دارای ۲۰۰۰۰ كارگر نساجی بود … در این دوره فرانسه توتكاری فراوان كرده و در صنعت ابریشم سازی شهرتی بزرگ به دست آورده بود. با افزایش لشكریان لویی چهاردهم كارخانه‌های پارچه بافی نیز متعدد شدند تا پوشش آنها را تامین كنند. براثر عوامل ترغیب آمیز، صنایع فرانسه بسرعت توسعه یافتند. بسیاری از آن صنایع محصولاتی برای بازار داخلی و بازار بین المللی تولید میكردند، و پاره ای از آنها چنان رونق یافتند كه از لحاظ تجهیزات، سازمان اداری، و حجم بهره برداری به مرحله اقتصاد سرمایه داری رسیدند”. شاید بتوان وی را به عنوان اولین شارع کنترل کیفیت دولتی به حساب آورد. او برای اولین بار کیفیت محصول را مبنای امتیاز قرار داد و برای تولید محصولات بد و بدون کیفیت جریمه قائل شد: ” … كولبر، كه پیوسته اشتیاق مفرط به برقراری نظم و كارآیی داشت، صنایع را ملی كرد و مقررات صنعتی را با نظارت شوراهای بخش و اصناف به طرزی متراكم توسعه داد. هزاران بخشنامه روشهای تولیدی، اندازه و رنگ و جنس محصولات، و ساعات و شرایط كار را معین و محدود میكردند. در هر شهر هیئت های ناظر مامور بودند كه از به بازار آمدن هر نوع محصولات كارخانه ای و دستی نامرغوب جلوگیری به عمل آورند. نمونه‌های مصنوعات معیوب با نام سازنده یا كارخانه دارانشان در معرض تماشای عمومی قرار داده میشدند. اگر خلافكار جرم خود را تكرار میكرد، در دادگاه صنفی مورد مواخذه قرار میگرفت؛ و اگر بار سوم محصولی معیوب به بازار میفرستاد، در شارع عام به تیری بسته میشد تا مردمان او را لعن و تحقیر كنند … “.

نقل شده است که کولبر با تاسیس آکادمی علوم فرانسه، آنتوان گالّان (1715- 1646)، مستشرق فرانسوی و مترجم کتاب هزار و یک شب و همچنین خانوادة خاورشناس، پُتی دولاکروا (پدر، پسر و نوّه) را برای یک مأموریت به سرزمین های خلافت عثمانی و ایران صفوی اعزام کرد تا نسخ خطی شرقی را در مخازن کتب بلاد اسلامی، به ویژه دارالخلافه استانبول و دارالسلطنه اصفهان، شناسائی کرده و پس از مطالعه یا ترجمه، نتیجه را به کتابخانة سلطنتی پاریس انتقال دهند در عالم تجارت او و بسیاری دیگر از هم کیشان اروپائیش به روش ” مرکانتیلیسم ” اعتقاد داشتند: ” كولبر در عالم تجارت نیز، مانند همه سیاستمداران زمانش، بر این عقیده بود كه اقتصاد ملی باید حداكثر ثروت و بی نیازی را در كشور تامین كند؛ و نیز چون طلا و نقره به عنوان وسیله مبادله عناصری آنچنان ارزنده اند، پس تجارت ملی باید براساس “تعادلی به سود كشور تنظیم شود” – بدین معنی كه مقدار صادرات بر واردات فزونی داشته باشد تا سیلی از طلا و نقره را به درون كشور بكشاند. تنها از این راه بود كه فرانسه، انگلستان، و ایالات متحده هلند كه معدن طلا و نقره ای نداشتند، میتوانستند نیازمندیهای خود را برآورند و در هنگام جنگ ساز و برگ لشكریانشان را تامین كنند… “. این امر ناخود آگاه موجب استثمار کارگران برای ایجاد امکان رقابت قیمتی محصول با دیگر کشورها می شد ولی از سوی دیگر عامل تجمع سنگ های گرانبها در کشور بود: ” بدین ترتیب، برحسب نظریه اقتصادی كولبر، مزد كارگران می بایست كم باشد تا حاصل دسترنجشان بتواند در بازارهای خارجی رقابت كند و طلا را به درون كشور بیاورد؛ پاداش كارفرمایان می بایست زیاد باشد تا ایشان را به تاسیس صنایع و تولید مصنوعات برانگیزد، بخصوص تولید اجناس تجملی كه گرچه در جنگ مصرفی نداشتند، با اندك هزینه صادراتی سود هنگفتی به بار می آوردند؛ و نیز نرخ بهره می بایست نازل باشد تا معامله گران را به وام گرفتن از دولت ترغیب كند … بنابر آنچه گذشت، در نظر كولبر (همچنانكه در نظر سولی، ریشلیو، و كرامول) خاصیت ذاتی تجارت عبارت بود از صدور اجناس ساخته شده برای به دست آوردن طلا یا مواد خام”. ملاحظه می فرمائید که چه ترکیب خوبی خواهد بود اینچنین سیاست تجارتی!! از سوئی کم بودن حقوق کارگران به عنوان اصلی ترین هزینه بی بازگشت و ترغیب کارفرمایان برای تاسیس صنایع و استثمار بیشتر و نهایتا صادرات محصول در شرایط ایده آل می تواند چه سرمایه هنگفتی را به جیب کشور و دولت بریزد! عجیب نیست اگر با این سیاست سرعت رشد تجاری و صنعتی فرانسه ناگهان شدت بگیرد.

کولبر،که خود عقاید مرکانتلیستی داشت باعث گسترش مستعمره هاي فرانسه و افزایش سياست هاي مرکانتيليستي شد و در سال 1664 میلادی کمپاني هند باختري را براي اقيانوس اطلس و کمپاني هندشرقي را براي اقيانوس هند تأسيس کرد. 

با شدت گرفتن تجارت بناچار بایستی برای ارتباطات نیز فکری می شد. هم از این رو بود که کولبر به فکر ترمیم و تاسیس راه های داخلی و خارجی افتاد: ” او كوشش بسیار كرد تا برای سهولت حمل و نقل داخلی راه‌هایی تازه بگشاید. ابتدا شبكه ای از جاده‌های پادشاهی به وجود آورد كه در اصل فایده نظامی داشت، لیكن در توسعه تجارت نیز سودمند افتاد…

بدین ترتیب، در سال ۱۶۸۱ خلیج بیسكی در اقیانوس اطلس از طریق رود گارون، كانال لانگدوك، و رود رون به دریای مدیترانه متصل شد، و تجارت فرانسه با به دست آوردن راهی میان بر از عبور از خاك پرتغال و اسپانیا بی نیاز گشت”. پس از آن به فکر راههای دریایی که فرانسه همیشه در آن ضعیف بود افتاد. او با تمهیداتی توانست ناوگان دریایی خود را توسعه و تقویت کند: ” كولبر بر كشور هلند رشك می برد كه از مجموعه بیست هزار جهاز تجارتی دریاهای شمال اروپا پانزده هزار را در تملك داشت، و حال آنكه فرانسه فقط صاحب ششصد جهاز بود. وی تعداد ناوهای نیروی دریایی فرانسه را از ۲۰ به ۲۷۰ رساند؛ لنگرگاه‌ها و باراندازها را مرمت كرد و مردان را برانگیخت تا بدون پروا به خدمت نیروی دریایی درآیند؛ همچنین شركتهایی برای تجارت با جزایر هند غربی، هند شرقی، شرق طالع، و دریای شمال اروپا تاسیس كرد، یا اگر وجود داشتند، به اصلاح و تقویتشان پرداخت. كولبر به این شركتها امتیازاتی بخشید تا كارشان رونق بگیرد، ولی در این مورد نیز مقررات پیچیده و مفصلی وضع كرد كه سرانجام موجب فلج كردن فعالیت آنان شد. با اینهمه، تجارت خارجی كشور گسترش یافت. كالاهای فرانسوی در دریای كارائیب و در خاور دور و میانه و نزدیك با كالاهای انگلیسی و هلندی به رقابت پرداختند. مارسی، كه بر اثر ضعف كشتیرانی فرانسه از چندی پیش رو به انحطاط گذارده بود، بزرگترین بندر مدیترانه شد. كولبر پس از ده سال آزمایش و مشاوره و تلاش مداوم، قانون نامه ای برای كشتیرانی و تجارت دریایی فرانسه مدون و منتشر كرد (۱۶۸۱)، و چیزی نگذشت كه كشورهای دیگر نیز آن را پذیرفتند. وی سازمان بیمه ای برای حمایت از اقدامات تجاری مخاطره آمیز در دریاها تاسیس كرد. مشاركت كشور فرانسه در تجارت بردگان را قانونی شمرد، لیكن كوشید تا با وضع مقرراتی عادلانه و انسانی از شقاوت آن جلوگیری به عمل آورد. كولبر پویندگی و ایجاد مستعمرات را تشویق كرد، بدان امید كه بازارهایی برای مبادله مصنوعات فرانسه با مواد خام به دست آورد و نیز نیروی تجارت دریایی را در فعالیت نگاه دارد تا در صورت وقوع جنگ بتواند از آن استفاده كند. در آن زمان بود كه استعمارگران و پویندگان فرانسوی در كانادا، افریقای غربی، و جزایر هند غربی پخش شدند، و نیز برای نخستین بار قدم به ماداگاسكار، هندوستان، و سیلان گذاردند. كورسل و فرونتناك در ناحیه “دریاچه‌های بزرگ” به پویندگی مشغول شدند (۱۶۷۱ – ۱۶۷۳). كادیاك در محلی كه امروزه دترویت نامیده میشود مستعمره فرانسوی بزرگی بنیاد نهاد. لاسال (كه اجازه رسمی داشت تجارت بردگان هر ناحیه ای را كه كشف كرد منحصرا در دست بگیرد) در سال ۱۶۷۲ با زورقی نحیف مسیر رودخانه میسی سیپی را در پیش گرفت و، پس از دو ماه سفر پر مخاطره، به خلیج مكزیكو رسید. وی دلتای میسی سیپی را متصرف شد و به نام پادشاه فرانسه آن را ایالت لویزیانا خواند. كشور فرانسه اكنون بر دره‌های رودهای سنت لارنس در كانادا و میسی سیپی در قلب امریكای شمالی دست یافته بود…”. و اینچنین بود که میسیونرهای فرانسوی با هدف گشودن بازارهای جدید به کشور گشایی و گسترش سرزمین های در تملک فرانسه پرداختند

کولبر یكی از خدمتگزارترین شخصیتهای تاریخی به شمار می آید كه در زندگی خود منشا آثار و اقدامات بسیار شد. پس از شارلمانی هیچ مغز منفردی در فرانسه به وجود نیامده بود كه چون كولبر كشوری آنچنان معظم را، از جهانی آن همه گوناگون، به آن اندازه اصلاح كند … كشور فرانسه مدت ده سال در چنان نعمت و سعادتی به سر برد كه نظیر آن را در گذشته هرگز به خود ندیده بود. آنگاه معایب نظام حكومت و كجروی های پادشاه ورق را برگرداند و وضع را خراب كرد. كولبر بشدت علیه زیاده روی های پادشاه و دربار و نیز علیه بیماری جنگ طلبی، كه در دوران پیری شاه نیروی فرانسه را به نیستی میكشاند، اعتراض كرد…”.

در خصوص افکار و عملکرد کولبر تا کنون مقالات و کتاب های فراوانی به رشته تحریر درآمده است ولی تا کنون هیچ یک از آنها به فارسی(به طور کامل)ترجمه نشده است.در این جا ما برای آشنایی بیشتر با شخصیت کولبر چند کتاب را معرفی می کنیم:

کتاب شناسی کولبر 

1_ The Information Master: Jean-Baptiste Colbert’s Secret State Intelligence System

سیستم اطلاعات مخفی دولت کولبر/2009

2_ Economic Policy Colbert

سیاست اقتصادی کولبر/2004

3_ Colbert, Mercantilism, And The French Quest For Asian Trade

کولبر،مرکانتلیسم، و تلاش فرانسه برای تجارت آسیا/1996

4_ The Shaping Of The French Colonial Empire: A Bio-bibliography Of The Careers Of Richelieu, Fouquet, And Colbert

بیوگرافی کولبر/1985

5_ Colbert

کولبر/1984

6_ Colbert’s West India Policy

سیاست هند شرقی کولبر /1977

7_ Sully, Colbert, And Turgot: A Chapter In French Economic History

سالی،کولبرت و تورگت:یک فصل در تاریخ اقتصادی فرانسه/1971

8_ Jean-Baptiste Colbert

ژان باتیست کولبر/1978

9_ Testament Politique De Messire Jean-Baptiste Colbert

عهد سیاست کولبر/1964

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب