مصاحبه با اقتصاد ایران | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
لطیفه های اقتصادی

مصاحبه با اقتصاد ایران

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۵:۴۹ ۱۳۹۲/۱۲/۱۳

راستش بعضیها به من میگن که تو حالت خوبه ، بهترم هم میشی اما بعضیها حسابی نگران حال من هستند . فرق میکنه که پیش کدوم دکتر برم . یک دکتری هست که اینقدر به من امید میده که نگو و یک دکتر دیگه هست که به من میگه داری میری به سمت پرتگاه

سلام آقای اقتصاد ایران ، حال شما خوبه؟
_ سلام . ممنون. بدنیستم . خوبم . نمیدونم شاید هم بدم.

_ چطور مگه ؟
_ راستش بعضیها  به من میگن که تو حالت خوبه ، بهترم هم میشی اما بعضیها حسابی نگران حال من هستند . فرق میکنه که پیش کدوم دکتر برم . یک دکتری هست که اینقدر به  من امید  میده که نگو و یک دکتر دیگه هست که به من میگه داری میری به سمت پرتگاه . یک دکتر دیگه هم که توی انگلیس درس خونده میگه که در آینده تورم کله ات میشه 70درصد . اما هنوز نشده . ولی شایدم بشه.

_ حالا خودت بگو حالت چطوره ؟ خودت متوجه نمیشی؟
_ نه والله . من سالهاست که متوجه نیستم . البته میدونم که حالم خوب نیست هی با این دکترهای مختلف سر وکله میزنم آخرشم معلوم نی چی بشه . مثلا 20سال پیش یک دکتری بود که یک قرصی نوشت برام بنام قرص تعدیل ، و گفت حالت خوب خوب میشه . خوب که نشدم هیچی ، حتی توی یک سالی کله ام 70 درصد تورم پیدا کرد.  بعد یه دکتر خندان دیگه اومد که اوایل کمتر به من توجه میکرد و بیشتر دنبال پسر عمویم سیاست بود و می خواست اونو خوب کنه.

_بعد چی شد؟
_هیچ چی بعد یک قرص به من داد بنام ساماندهی اقتصادی . یه جورایی بگی نگی حالم بهتر شد . بعد یه دکتر دیگه اومد و به من گفت که دکترهای قبلی همه شون قرصای اشتباهی به تو دادن و کلی ایرا د از اونا گرفت و بعد گفت :  یه چند وقتی صبر کن دارم یه قرص برات میسازم که حالت رو خوب خوب میکنه.

_ قرصو بهت داد؟
_ آره داد. یه قرص خیلی بزرگ بود . اسمش هم بود طرح تحول اقتصادی. اول نمیتونستم این قرصو فرو بدم . گفتم از گلوم پایین نمیره . ولی دکتر گفت باید حتما بخوری خلاصه به هر بدبختیی بود قرص رو فرو دادم . دکتر هم چند تا مشت به پشتم زد و منم چند تا لیوان آب خوردم تا پایین رفت. البته دکتر گفت چن تا قرص دیگه هم هست که  بعدا بهت میدم. حالا هم یکی از دکترهای دستیارش رو که قبلا کشتی گیر بوده مآ مور کرده که مرتب با دشمنای من کشتی بگیره ، تا حالم بهتر بشه.

_ حالت بهتر شد؟
_ اوایل حالم بهتر بود . بعد کمی تورم پیدا کردم . بعد تورم کم شد. اما دوباره زیاد شد . تا اینکه قرار شد امسال همه ی دکترها دست به دست هم بدن و جهاد کنند و حال منو خوب کنند.

_ خوب شد ؟
_ نه زیاد. تا اینکه یک روز گرم تابستون دیدم قلبم حسابی درد گرفته. رفتم پیش دکتر . دکتر بهم گفت : یه میکرب افتاده توی جونت . گفتم چیه ؟ گفت : اختلاسه . گفتم : اینکه چیزی نیست چند سال قبل هم یکی از اون بزرگاش افتاده بود توی جونم . گفت: این یکی خیلی بزرگتره . اینو که شنیدم خیلی ناراحت شدم . از اون وقت تا حالا قراره دکترا این میکرب را بکشند .

بعضی دکترها هم میگن که رشدت خیلی پایینه . اما دکتر فعلیم میگه که رشدت از 10 سانت هم بیشتره . یه میکربای خارجی هم هستند که میخوان حالمو بگیرن. حالا نمی دونم قرار ه چی بشه . خدا کنه دکتر بعدی که میاد یه قرصی بده حالمون خوب بشه.

_ دکتر فعلیت رو میشناسی؟
_ نه . ولی بعضیها میگن که دکتر فعلیم ، دکتر تهرانه  تهرانو مداوا میکرده .

_ ما هم از خدا میخوایم که حالت خوب بشه آخه نمیدونی حال توکه خوب بشه ، چقدر حال ما رو هم خوب میکنه

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب