Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
منهای فقر؛مرامنامه عدالت اقتصادی | مدرسه اقتصاد

Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

ترجمه


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

پاتوق دانشجو


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

جزوات


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
boxweb
ياسر فلاحي حسين آبادي

منهای فقر؛مرامنامه عدالت اقتصادی

گروه پرونده کتاب سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۲۱ ۱۳۹۲/۱۲/۷

اثر تازه علامه محمدرضا حکیمی با عنوان”منهای فقر”در ترسیم ویژگی های جامعه اسلامی، حاوی نکات ارزنده و دیدگاه بدیعی در خصوص اسلام عدالت و عدالت اسلامی است

اثر تازه علامه محمدرضا حکیمی با عنوان”منهای فقر“در ترسیم ویژگی های جامعه اسلامی، حاوی نکات ارزنده و دیدگاه بدیعی در خصوص اسلام عدالت و عدالت اسلامی است. باید گفت متفکرین مسلمان قبلاً در خصوص عدالت، فراوان سخن رانده بودند. افرادی همچون: حسن البنا، سید قطب، مصطفی سباعی و دیگر متفکرینی که نهضت های عدالت خواهانه در جهان اسلام ریشه در تفکر آنان داشته است ولی آنچه کار متفاوت محمدرضا حکیمی و اثر بنیادی او یعنی «الحیاه» را مایه ور نموده و در سطحی بسیار عالی تر از آثار متفکرین پیش از خود قرار داده، محصول چند علت است:
1- اولاً استفاده از منابع ناب و دست اول اسلامی یعنی معارف قرآن و علوم اهل بیت علیهم السلام و وفاداری تام و تمام به قرآن و عترت در تمام آثار خود هم در محتوا و هم در روش.
2- ثانیاً شناخت و درک عمیق از روح عدالت طلبانه اسلام و وقوف کامل بر آیات و احادیث مرتبط با عدل و قسط.
3- ثالثاً آگاهی عمیق و دقیق از ادبیات عرب و مطالعه پردامنه در مآثر اسلامی و غیر اسلامی و درک جغرافیای کلام معصوم که در واقع منطقه ایست به وسعت تمام بشریت و انسانیت در همه زمان ها و مکان ها و به تبع آن، شناخت شأن کلمات به کار رفته در احادیث معصومین در بیان ویژگی های انسان و جامعه.

در آخر درک صحیح از وضعیت سرمایه داری و مناسبات قاهرانه حاکم بر جهان و شناخت دقیق زمان  است که از اثر وی مانیفستی جامع و ممتاز ساخته است: با ذکر این ویژگی ها، آنچه را عالم عامل و علامه مجاهد محمدرضا حکیمی در نکوهش تکاثر و نیز در تقبیح پدیده شوم فقر که از آن به «موت اسود» تعبیر شده است ،نگاشته اند را می توان فصل الخطاب جامعه متفکرین، متعهد و مسئول در حوزه ها و دانشگاه ها در بیان رسالت اجتماعی آنان دانست. آنچنان که ایشان عدالت را خصوصاً در بعد معیشت، شاخصه اصلی جامعه اسلامی می دانند.

 رسالت سنگین دین اسلام و مذهب تشیع
دین اسلام و مذهب تشیع به عنوان مذهب درگیر و مسئول در قبال طبقاتی شدن جامعه، رسالت سنگین خویش را در تبیین معیارهای عدالت، ادا نموده است و آنچه امروز شاهد آن هستیم را یعنی وجود اختلاف طبقاتی، وجود دره های فقر و قله های ثروت، تلخی مرگ سیاه برای عده ای و تکاثر و شادخواری برای عده ای دیگر را هرگز
بر نمی تابد. آنچه علامه حکیمی در آخرین اثر خود بیان نموده، اتمام حجتی است برای همه کسانی که پیام اسلام در وجوب برقراری عدل وقسط به آنها رسیده است، به عبارت صریح تر، کار او در «الحیاه» ارائه معیار و میزان صحیح است برای جامعه اصیل اسلامی که جامعه ای منهای فقر است، جامعه منهای فقر یعنی همان مدینه النبی یعنی همان مدینه علی بن ابی طالب (ع) آنگاه که فرمود:
«ما أصبَحَ بالکوفَه أحَدٌ الّا ناعِماً، إنَّ أدنا هُم منزله، لیأکُلُ البُرُّ و یَجلِسُ فی الظِّل و یَشرَبُ مِن ماءِالفُرات» (بحار 40/327)
یعنی «امروز در شهر کوفه همه در رفاه زندگی می کنند،
پایین ترین افراد نان گندم می خورند، خانه دارند و آب آشامیدنی سالم می نوشند».

معیار معیشت مطلوب در کلام علی (ع)
آنچه به عنوان میزان و معیار معیشت مطلوب در کلام مولا علی (ع) بیان شد، همان برقراری غنای کفافی یعنی برخورداری همه مردم از معیشت کافی است، آنچنان که در اثر سترگ «الحیاه» در توضیح پنج وضعیت ثروت یعنی: 1- مسکنت (فقر درازکش) 2- فقر، 3- غنای کفافی، 4- غنای وافر، 5- غنای تکاثری- تنها یک وضعیت آن مقبول و لازم برای ایجاد جامعه عدل محور و قسط بنیان دانسته شده و آن یک وضعیت، همان رسیدن به غنای کفافی است که این خود، مستلزم نفی و مبارزه با هرگونه فقر و مسکنت از یک سو و مردود دانستن اتراف و تکاثر از سوی دیگر می باشد، اینکه حضرت علی (ع) پس از محاسبه ای دقیق فرمودند: «مارأیت نعمتاً موُفورَه اِلّا وَ بِجانبها حقٌّ مُضَیَّع» یعنی فراوانی در جایی ندیدم مگر آنکه در کنار آن حقی ضایع شده بود. این خود بیانی والا و شناختی ژرف از رابطه فقر و تکاثر است، در واقع «باید از چیزی کاست، تا به چیزی افزود» در احادیث رسیده از معصوم آنجا که می فرمایند «طرفُ الفقر، التکاثُر» این معنا به خوبی بیان گردیده. مبارزه بر ضد تکاثر و شادخواری و تقبیح زندگی های اشرافی و اترافی و انسان ستیز در حالی که اکثریت جامعه در تامین ضروریات خود دچار سختی و تنگنا هستند از اولیات و بدیهیات در یک حکومت اسلامی است.

 ثروت مشروع در اسلام
بیان نصاب ثروت مشروع در اسلام از قول مفسران راستین وحی یعنی ائمه معصومین (ع) بیانگر نکاتی اساسی است:
گوشزد نمودن این معنا به انسان که هدف از خلقت تکاثر و تفاخر به اموال نیست و دوم اینکه انسان ها باید با پرداخت دیون خود به انسان محروم و خارج نمودن ارزاق فقرا از مال خود از طریق مبادی رسمی (مالیات های اسلامی، وجوهات شرعیه و …) و هم مبادی غیر رسمی (زکات غیر رسمی و …) وظیفه خود را در خصوص پیشگیری از ایجاد فواصل طبقاتی ادا کنند.
بجاست اکنون که سخنان شهید صدر را در خصوص اهمیت زکات و پرداخت آن آوردیم، رجوعی ولو به اجمال به سیره سلف صالح وی و علما و اعاظم اسلام و مذهب تشیع راجع به زکات و معنای آن و حدود آن و وظیفه حکومت در خصوص زکات داشته باشیم. لغت زکات را چنانچه علماءِ لغت بررسی کرده اند به معنای: «وَهی فی الّلغَه بمعنی النمو، و الطهاره و الصلاح» است. آنچنان که مؤلف لسان العرب آورده است و در معجم مقاییس اللغه، «زکاه» چنین معنا شده است. «الزای و الکاف و الحرف المعتل اصل یدلّ علی نماء و زیاده و یقال الطهاره».

زکات
در مورد زکات و دایره آن سخن بسیار است گروهی از فقها همان دیدگاه رایج را دارند یعنی زکات را منحصر در اغنام ثلاثه و غلات اربعه و فضه و ذهب می دانند و گروهی دیگر دایره آن را بسیار وسیع تر و حتی اوراق مالی و وجه نقد را نیز داخل در دایره شمول زکات می دانند و آنچه مهم تر است اینکه، زکات در اختیار امام می باشد و برای برطرف کردن انواع کمبودها و جمیع احتیاجات فرد محروم است  و فرد محروم فقط مساکین و فقرای بسیار محتاج نیستند بلکه کسانی که قادر نیستند بعضی از نیازهای خود را  برآورده سازند  را هم شامل می شود. یکی از فقهای معاصر در همین خصوص
می فرماید:
« إِعلم انَّ الزکاه لم تکن تختص بالفقرا و المساکین فقط بل شرعت لسّد جمیع الخَلّات الّتی تحدث فی المجتمع فلابّد ان تکون تحت اختیار الحکومه الاسلامیه و یکون الحاکم هو الذی یتصدی لأَخذها و صرفها، و علیه إِستقرّت سیره النبّی و الخلفاء من بعده »
پس معلوم شد پرداخت زکات برای سد جمیع خلات و رفع جمیع کمبودها و دفع همۀ احتیاجات است و ضمناً تحت اختیار امام جامعه مسلمین قرار دارد  و وظیفه حکومت اسلامی است.امام خمینی در این خصوص می فرماید:«امر تقسیم زکات نیز در هر زمان به عهده حاکم اسلامی آن زمان است.»
پس در حکومت ها اگر حقوق محرومین از راهکارهای شرعی و قانونی خود پرداخت نشود، منجر به ایجاد گنج کردن مال و انباشتگی ثروت خواهد شد که پیامدها و بسامدهایی خطرناک به دنبال دارد. اهمیت زکات در تعدیل معیشت عمومی چنان است که در قرآن و روایات بیش از چهل بار به آن اشاره شده و
پرداخت کنندگان را به بهشت و ترک کنندگان زکات را به جهنم بشارت داده اند. در سوره فُصلّت آیه 7 کسانی که زکات نمی دهند کافران به آخرت نامیده شده اند: «الذین لایوتون الزکاه و هُم بالآخره هم کافرون»

اصل محدودیت مالکیت در تشریع اسلامی
اصل محدودیت مالکیت در تشریع اسلامی باید افراد جامعه را در سه امر مسکن، ارزاق عمومی، مرکب، وادار به رعایت الگوهای مصرف و حرکت در سطح معیشتی- کفافی نماید و این مهم، باید از سه راهکار توأَمان صورت گیرد: 1- وضع قوانین با تحفظ بر آنچه در قرآن و احادیث اهل بیت (ع) آمده است. 2- ترویج الگوی صحیح مصرف با تکیه بر منابع اصیل اسلامی 3- بر کرسی قرار دادن وجدان عمومی در نقد و ارزیابی مداوم و هرروزه وضعیت معیشتی
طیف های مختلف افراد جامعه، به گونه ای که ناپسند بودن امر ضد ارزشی، همچون تکاثر و فقر به قضاوت وجدان عمومی واگذار و اعلام شود. نکته حایز اهمیت آن است که مطبوعات و رسانه ها در انعکاس و طرح قضاوت وجدان عمومی جامعه نقش اساسی دارند. بدیهی است این امر،گام مهمی است در تصحیح عملکرد دولتمردان و هرچه بیشتر گام برداشتن در جهت بهبود وضعیت معیشتی انسان محروم.
از کفاف و غنای کفافی، سخن، بسیار گفته شد. حال باید دید از نظر مکتب اسلام کفاف چیست و حد آن چه مقدار است؟
اگر معنای کفاف در بحث غنای کفافی و معنای غنای وافر و تکاثری، که در فرهنگ اسلام مردود است به خوبی روشن و واضح گردد، رمز رسیدن به حیات طیبه در بعد این جهانی آن مکشوف می گردد. این که کفاف چیست و حد آن چه میزان است در احادیثی از معصوم با بیان مقداربا واحد درهم و دینار آمده است به طور مثال امام صادق (ع)می فرمایند: «ما جَمَع رَجُلٌ قَطُّ عَشَره آلافِ دِرهمٍ  من حِلٍّ» ترجمه: «هیچ کس از راه حلال ده هزار درهم جمع نتواند کرد» (وسایل 12/21) یا در حدیثی دیگر می فرماید: «صاحب الثلاثین ألفاً هالِک» ترجمه: «مالک سی هزار درهم در تباهی است».

وارث از آدم تا خاتم
بحق باید امام حسین (ع) را وارث از آدم تا خاتم دانست. تعبیرات متفاوت و در عین حال مکرر استاد حکیمی از سرمایه داری، بیانگر اهمیت وافر این ضد ارزش، در نابسامانی وضع موجود جامعه بشری است، آنجا که ایشان از اقتصاد سرمایه داری به اقتصاد یزیدی تعبیر می نماید یا آنجا که سخن از حذف سرمایه داری منهای توحید و جانشینی سرمایه داری به علاوه توحید می نماید، نشان از جریان سنجی دقیق ایشان، از اوضاع موجود و نشان از آسیب شناسی انقلابی دارد که رهبر آن خط سرمایه داری را خط ضد انبیاء و معصومین می داند وروحانیت اصیل را روحانیتی می داند که باید تشنه به خون سرمایه داران باشند. قبلا استاد، وقتی از عالی ترین هدف انبیاء سخن به میان آورده بود اقامه قسط را مهم ترین هدف انبیاء دانسته بود، امام خمینی هم در این خصوص می فرماید:
« پیغمبرها تاریخشان معلوم است، اینها آمده اند که بسیج کنند این مستمندان را که بروند و این غارتگران را سرجای خودشان بنشانند و عدالت اجتماعی درست کنند، همه زحمت انبیاء برای این بود که عدالت اجتماعی درست کنند.» آنچنان که در تاریخ صدر اسلام آمده است درگیری و آزار و اذیت سرمایه داری قریش و بازار مکه به رهبری ابوسفیان نسبت به حضرت رسول و پیروان مستضعفین ایشان در واقع مقاومت سرمایه داری مکه بود در مقابل محتوای عدالتی و قسط گسترانه اسلام، پس وقتی از جنگ فقر و غنا سخن به میان می آید، پرچم این جنگ همان شعار: «لیقوم الناسُ بالقسط» است که تاکنون جامه عمل نپوشیده است و سرقت اموال و امکانات زندگی فقرا، توسط توانگران همچنان ادامه دارد با فرم هایی تازه و جدیدتر.
پیدایش آکل و مأکول اقتصادی که  در «الحیاه» از آن سخن رفته، اشاره به همین موضوع است. به عبارت دیگر سخن از جامعه اسلامی راندن،  بدون اجرای عدالت (که کل تقوی به تصریح معصوم در اجرای عدالت منحصر شده) سخنی پوچ و بیهوده است چون جامعه اسلامی، آنچنان که گفتیم در اندیشه ائمه علیهم السلام ، جامعه ایست که مقتضیات رشد، در آن موجود و موانع رشد در آن مفقود باشد و این، جز با برپاداری احکام انسان ساز اسلام میسر نیست و حیات این احکام، آنچنان که علی (ع) فرموده است: «العدلُ حیاه الاحکام» به اقامه عدل و قسط است.

محصور شدن انسان در نیازهای مادی و فیزیکی
محصور شدن انسان در نیازهای مادی و فیزیکی، وی را از حالت الهی و وضع خلیفه اللهی خارج نموده به حیاتی روزمره، مصرفی و بقول علمای اخلاق، زندگی بین الاجوفینی گرفتار و داخل خواهد نمود و از او انسانی خواهد ساخت، تک زیست و منحصر در حرکت وضعی، آنچنان که در نهج البلاغه و در دیگر احادیث تعبیرات گوناگونی از این نحوه زیستن شده است، گاهی از این انسان ها تعبیر به «کلابٌ عاویه» و گاهی  به مردگان متحرک «هلک خُزّان الاموال وَهُم اَحیا» و گاهی به انسان هایی با صورت انسان ولی قلب حیوان تعبیر شده است و این ها همه مذمت محصور شدن انسان است در زیست مادی و حیات فیزیکی. پس از بیان سخنان قرآن و اهل بیت در خصوص کفاف و مادون کفاف و مافوق کفاف، می توان در یک جمله غنای کفافی را این گونه معنا کرد: در عرصه معیشت، هزینه های معمول زندگی را داشتن  و محتاج غیر نبودن  و در جهت اعتدال در معیشت حرکت کردن.
باید به یاد داشته باشیم که در نگاهی کلان و جامع، جامعه اسلامی از دیدگاه اسلام و ائمه شیعه، جامعه ای تعریف شده بود که در آن، مقتضیات رشد، موجود و موانع رشد، مفقود باشد. شرط رسیدن به چنین جامعه ای در بعد معیشت، همان تأَمین غنای کفافی است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب