بشاگرد امن ترین نقطه امنیتی به همت حاج عبدالله/من هر شب به یاد ایشان هستم | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
مصاحبه با دکتر عباس شاکری رئیس دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی(ره)

بشاگرد امن ترین نقطه امنیتی به همت حاج عبدالله/من هر شب به یاد ایشان هستم

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۰:۳۲ ۱۳۹۲/۱۱/۲۹

ما آنجا یک گروهی با فکرهای مختلف بودیم ولی همه بالاتفاق ایشان را تحسین کردند و نسبت به ایشان مجذوب شدند. بنده به عنوان یکی از اعضای این گروه بعد از گذشت قریب به ده سال از دیدار ایشان،هر شب به یاد ایشانم، چون سخت شیفته خلوص ایشان شدم.

گروه توسعه دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه که از اعضای هیئت علمی این دانشگاه و چند تفر از دانشجویان دکتری و ارشد گرایش توسعه اقتصادی تشکیل شده بود، در سال 83 برای ملاقات با حاج عبدالله والی؛پیامبر بشاگرد،راهی میناب می شوند.دکتر عباس شاکری از این ملاقات می گویند

جناب آقای دکتر شاکری دلیلتان برای بازدید منطق بشاگرد توسط گروه توسعه دانشکده چه بود؟

ما یک سفر علمی به منطقه آزاد قشم رفته بودیم. قرار بود به همراه یکی از بچه‌ها که در کمیته امداد کار می‌کرد،و قبلا در مورد توسعه پیدا کردن یک منطقه ای به نام بشاگرد، برای ما مطالبی را گفته بود،به میناب برویم و از آنجا هم به بشاگرد. وقتی به میناب رسیدم آقای مرحوم حاج عبدالله والی هم از بشاگرد آمده بود که به همراه ایشان به بشاگرد برویم.متسفانه ما دیر رسیدیم و در ساعت مقرر به مکانی که می خواستیم نرسیدیم.از طرفی چون حاج عبدالله هم خودشان در  میناب حضور داشتند،فیلمی از ماحصل کار خود در بشاگرد برای ما گذاشتند.

پس درواقع گروه به بشاگرد نرفت؟

FSAF

بله ما در میناب آقای والی را ملاقات کردیم و ایشان هم آمد و فیلم فعالیتهایش را در کمیته امداد نشان داد. خودش هم صحبت کرد که چه کار کردیم. بحثش این بود که من اول جبهه بودم. بعد از طریق دوستی دیدم که اینجا بسیار ضروری است و اینها نیاز به کمک دارند. به آنجا آمدم. در حقیقت مردم آنجا انگار از شهر و دیار جداافتاده بودند. ایشان داخلشان رفته بود و با آنها زندگی کرده بود و آنها را بسیار تغییر داده بود. با او دوست بودند. چون آدمهایی هم که با او بودند، به ایشان واقعاً عشق می‌ورزیدند. آنچه که من در ایشان دیدم، خلوص،   پاکی و از دنیا رستگی. در بشاکرد جز زحمت کشیدن و خون دل خوردن هیچی برایش نداشت.

ما آنجا یک گروهی  با فکرهای مختلف بودیم ولی همه بالاتفاق ایشان را تحسین کردند و نسبت به ایشان مجذوب شدند. بنده به عنوان یکی از اعضای این گروه بعد از گذشت قریب به ده سال از دیدار ایشان،هر شب،تاکید می کنم هرشب به یاد ایشانم چون سخت شیفته خلوص ایشان شدم.

بعد که به تهران برگشتیم به طور ناباوارنه‌ای متوجه شدیم که ایشان به رحمت خدا رفته اند. ما از طرف دانشکده تسلیت نوشتیم.

به نظر من زنده نگه داشتن یاد ایشان عین زنده نگه داشتن یاد بچه‌های محوری جبهه‌ها است. جز این که ایشان درسهای دیگری هم داد و آن این که اگر ما از جبهه آمدیم، باید برویم و در جاهای محروم کار بکنیم. باید در جبهه اقتصادی زحمت بکشیم و خون دل بخوریم. خودمان هم خیلی بهره‌مند نشویم تا تقریباً هر جایی که شما فکر کنید آسیب‌پذیری وجود دارد، می‌توانید با خدمت کردن و خدمات‌رسانی به آنها آنجا را متحول بکنید. و آن جایی که ممکن است نقطه آسیب‌پذیر امنیتی باشد، به امن‌ترین نقطه امنیتی برای کشور و انقلاب تبدیل بشود. تجربه ایشان واقعاً این درس را داد.

به نظر شما مدلهای اقتصادی مرسوم که در دانشکده های اقتصاد تدریس می‌ شود با نوع فعالیت حاج عبدالله سنخیت دارد؟

شاکری: دو مسئله وجود دارد.اول این که ما به نقاط محروم برویم و به عنوان یک مأموریت دینی و انقلابی به آنها خدمت بکنیم، این هم یک اصل خودش است. دقت فرمودید. این  خودش خیلی مهم است. ببینید، قومیتهای مختلف در سرحدات کشور دارند زندگی می‌کنند. خیلی از آنها محروم هستند. وظیفه انسانی و رسالتی دینی و انقلابی ما این است که برویم و تا آن جایی که ممکن است، سطح اینها را بالا بیاوریم.

نکته دوم این است که حالا ممکن است این در یک ارزیابی مبتنی بر تحلیل جزیی باشد، ممکن است بر تحلیل کلی‌تر مبتنی باشد ولی در هر صورت آن مناطق محروم، به هیچ وجه صورت مسأله را پاک نمی‌کند. آنها هم جزو تاریخ ما است. این که زندگی اینها را ارتقا بدهیم. به هر حال این مجموعه هم تولیدکننده بودند اما بسیار عقب‌افتاده و با امکانات کم. هیچ آشنایی با ابزارهای نوین نداشتند.

من الآن دقیق یادم نیست ولی آن فیلمی که نشان می‌داد چه کارهایی آنجا کردند. برای آب، برای خانه‌های اینها، برای دامهای اینها، اینها همه‌اش. توسعه اقتصادی هم موضوعیت دارد و هم اهمیت دارد.

 از منظر اقتصاد متعارف، از منظر شاخصهای توسعه شهری و توسعه روستایی به نظرتان فعالیت حاج عبدالله والی اصلاً جایگاهی دارد؟

شاکری: در واقع می‌شود گفت توسعه روستایی. به هر حال توسعه روستایی، شما می‌دانید که اگر ما بخواهیم توسعه پیدا بکنیم، نباید روستاها را خالی کنیم و همه توی شهر بیاییم. الآن یکی از موانع توسعه همین است. ما الآن بیست و سه درصد جمعیت روستایی داریم و هفتاد و هفت درصد جمعیت شهری. این خودش الآن مانع توسعه است. چون جمعیت شهری ما هم مهاجرتها به یک شکلهای خاصی انجام شده. جذابیتهای صوری اقتصاد نیمه تجاری شهری باعث شده که همه بکشند و بیایند در شهرها و حاشیه شهرها و خیلی از آنها به فعالیتهای نامولد هم مشغول باشند. بنابراین توسعه روستایی یک اصل است.

یک استفاده مهم دیگری هم که می‌شود کرد، این است که عرض کردم. ایشان می‌توانست برود و کار اقتصادی بکند. برای خودش. چیزی که الآن رعایت نمی‌شود. جبهه را ول کرده و به یک جایی رفته که فقط خدمت کند. اساساً کسانی که می‌خواهند کار فرهنگی بکنند و داعیه‌دار آرمانهای مبتنی بر معنویت هستند، مسأله آنها مسأله جمع است. 

شما می‌بینید که خیلی از آن بچه‌ها الآن وارد اقتصاد شده‌اند. باید خیلی مواظب باشند. باید قوانین حکومت را رعایت کنند. مثلاً اگر الآن در رکود تورمی قرار داریم، افرادی که تجار عادی هستند ممکن است، وقتی واردات نهاده‌ انجام می‌دهند،‌ شصت هفتاد درصد افزایش قیمت بدهند و ما باید نرمهای جدید ایجاد کنیم. خیلی‌ها از مالیات فرار می‌کنند، ما باید مالیاتمان را به موقع بدهیم و حتی بیشتر بدهیم که بگوییم، این طلیعه و زمینه‌ساز اقتصاد بدون نفتی که می‌خواهیم محقق بکنیم این است. دقت فرمودید. از زندگی ایشان می‌توانیم این درسها را بگیریم.

توسعه بشاگرد با نهادی به نام حاج عبدالله (گفتگو با دکتر حجت میرزایی از روز دیدار با حاج عبدالله والی)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب