«آدام اسمیت» مغالطه کار! | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
پروفسور فولی بررسی می کند

«آدام اسمیت» مغالطه کار!

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۱۰ ۱۳۹۲/۱۱/۲۷

نویسنده «مغالطه آدام اسميت: رهنمودي به الهيات اقتصادي» معتقد است مغالطه اسميت در اين انديشه نهفته است که مي‌توان فضاي اقتصادي زندگي را از بقيه زندگي اجتماعي منفک کرد.

«آدام اسمیت» با کتابِ خود، ثروت ملل، به عنوان پدر علم اقتصاد متعارف شناخته می شود.در طی این سال ها افراد گوناگونی در رد و تایید نظریات اسمیت مطالب بسیاری نوشته اند. یکی از آخرین کتاب های منتشر شده در این زمینه، کتابِ «مغالطه آدام اسمیت: رهنمودی به الهیات اقتصادی» نوشته پروفسور «دانکن فولی» ، اقتصاددان مطرح آمریکایی است. وی در این کتاب سعی کرده است از منظری دیگر کتابِ اسمیت را بررسی کند و مغالطه هایِ اسمیت در کتابش را افشا کند.
این کتاب که به همتِ «علی سعیدی» و «حمیدرضا مقصودی» ترجمه شده است در شش فصل با نام هایِ «رویای اسمیت»، «علم تاریک»، «جدی‌ترین انتقاد»، «درباره نهایی‌ها»، «صداهایی پراکنده در هوا» و «توهمات بزرگ» تالیف شده و انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) آن را چاپ نموده است.

مغالطه آدام اسمیت: رهنمودی به الهیات اقتصادی
پروفسور دانکن فولی
مترجمان:علی سعیدی ، حمیدرضا مقصودی
انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)
چاپ اول
سیصد صقحه
هشت هزار و پانصد تومان

برای آشنایی بیشتر با محتوای کتاب، بخشی از مقدمه را در اینجا منتشر می نماییم:

با توجه به عنوان کتاب، سه سؤال را مي‌توان مطرح کرد؛

سوال اول اين‌که منظور از «مغالطه آدام اسميت» چيست؟ آدام اسميت مطالب بسياري را در کتاب ثروت ملل آورده است که مغالطه‌آميز نيست. به عنوان مثال، در اينکه نفع شخصي محرکي قوي براي انسان‌هاست ترديدي وجود ندارد (البته نه به اين معنا که تنها محرک است). همچنين اين مطلب نيز درست است که مديريت دنبال‌ کردن نفع شخصي در چارچوب بازارهاي سرمايه‌داري رقابتي (البته نه هميشه) مي‌تواند سازوکاري قوي براي سرعت‌ بخشيدن به تغييرات تکنيکي و توليد ثروت مادي باشد. به هيچ وجه صحيح نيست که ادعا کنيم دنبال‌ کردن نفع شخصي در چارچوب بازارهاي رقابتي همواره از لحاظ اخلاقي ناپسند است. مراد نويسنده از «مغالطۀ‌ آدام اسميت» کمي ظريف‌تر و دقيق‌تر از اين دعاوي تکراري است.

مغالطه اسميت در اين انديشه نهفته است که مي‌توان فضاي اقتصادي زندگي را (که در آن دنبال‌ کردن نفع شخصي تحت تأثير قوانين عيني، به خروجي‌هاي مفيد اجتماعي منجر مي‌شود) از بقيه زندگي اجتماعي (که در آن دنبال‌ کردن نفع شخصي از لحاظ اخلاقي مسئله‌دار است و بايد در مقابل ديگر اهداف وزن‌دهي شود) منفک کرد. اين انفکاک فضاي اقتصادي (با فرض اصول خاص سازماندهي) از مسائل سياسي، تعارضات اجتماعي و نيز ارزش‌ها (که بسيار پيچيده‌تر، نامعين‌تر و از لحاظ اخلاقي مسئله‌دارتر هستند) مبناي اقتصاد سياسي و علم اقتصاد به عنوان شاخه‌اي از تفکر است. بنابراين به‌نظر نويسنده مغالطه اسميت هسته اقتصاد سياسي و علم اقتصاد است. استدلال‌هاي اقتصاددانان بزرگ در صورتي درک مي‌شوند که آنها را در چارچوب اين تفکيک ترديدآميز درنظر بگيريم. در واقع، همان طور که اميدوارم اين کتاب نشان دهد، اقتصاد سياسي و علم اقتصاد اساساً تلاشي است براي تبيين اين ديدگاه دوگانه از زندگي اجتماعي.

سؤال دوم اين است که:«آيا آدام اسميت مرتکب اين مغالطه شده است؟» اسميت‌شناس باکفايت‌تري مي‌تواند اين مسئله را به گونه‌اي متن محور بر مبناي کتاب ثروت ملل، متقاعدکننده‌تر از نويسنده بحث کند؛ يعني از بحث اسميت دربارۀ حب نفس  به مثابۀ محرکي قدرتمند براي عمل انسان (کتاب اول، فصل دوم) شروع کند، سپس با توصيف ثروتمندان صرفه‌جو  به عنوان خيرين عمومي (کتاب دوم، فصل سوم) و اوج آن در احضار «دست نامرئي» (کتاب چهارم، فصل دوم) استدلال خود را تکميل کند. اما استدلال خواهم کرد که مسئله مهم‌تر اين است که هر کس ثروت ملل را مي‌خواند از اين باور فاصله مي‌گيرد که اسميت دنيا را از زاويه‌اي مي‌بيند که آن زاويه مغالطۀ او ناميده شده است. اسميت بسيار باهوش‌تر و زيرک‌تر از آن است که اين مغالطه را به عريان‌ترين شکل آن نشان دهد؛ دنياي اقتصاد سياسي او که عبارت است از نفع شخصي رقابتي خودتنظيم، در واقع به نهادها و احتمالات بي‌شمار سياسیِ حاوي ارزش به‌شدت وابسته است.

به عنوان نمونه، اصطلاحات اسميت در اصل «بگذار بشود» به ارائه ديدگاهي نسبتاً متعادل از تعامل سياست و اقتصاد منتهي مي‌شود. اما فرض اساسي کتاب اسميت اين است که مي‌توان بحث را از بررسي اصول محض اقتصادي شروع کرد؛ اصولي که حاصل تعامل افرادي است که در فضاي بازارهاي رقابتي براي کالاها و خدمات تحت مالکيت خصوصي، به دنبال نفع شخصي خود هستند. تلاش شده است در اين کتاب نشان دهم که تحقيقات و يافته‌هاي پيروان اسميت قبلاً در مفهوم مسئله اقتصاد سياسي او نهفته بوده است.

سؤال سوم درباره موضوع کتاب حاضر اين است که آيا آنچه «مغالطه» مي‌دانم واقعاً مغالطه است؟ به گمان نويسنده،موضوع کتاب در اين زمينه بحث‌برانگيز است. اقتصاد معاصر که به صنعت فکري عمده‌اي تبديل شده است، حاصل مستقيم کار اسميت است و انديشۀ تفکيک حيطه خاصِ اقتصادي از حيطه‌هاي گسترده‌تر اجتماعي و سياسي عميقاً در آن رسوخ کرده است.آموزه‌های علم اقتصاد به طور سازگاری مروج این جهان‌بینی است که آن «مغالطه اسمیت» نامیده‌‌ شده است. این آموزه‌ها گاهی‌ اوقات در تبیین مبانی فلسفی اصول و قوانین اقتصادی مفروض، به طور صریح ابراز می‌شود و حتی در فروض ضمنی مدل‌ها و قضیه‌ها به طور متقاعدکننده‌تری آورده می‌شود. اقتصاددانان در آموزش اقتصاد، اغلب این جنبه از کار خود را «اندیشیدن مانند اقتصاددانان» توصیف می‌کنند!
عنوان فرعی کتاب نیز «رهنمودی به الهیات اقتصادی» انتخاب شده است تا بر این نکته اساسی تأکید شود که علم اقتصاد در انتزاعی‌ترین و جذاب‌ترین سطح، بحثی فلسفی و بر اساس حدس و گمان است نه علمی قیاسی یا استقرایی. به دلایل مشابهی از مفهوم «مغالطه اسمیت» به مثابه دیدگاهی سازمان‌دهنده استفاده شده است.

مهمترين ويژگي کتاب آدام اسميت در آن چيزي نيست که عيناً درباره نحوه کار اقتصاد مي‌گويد (اگرچه اين خود مطالب زيادي را به ما مي‌گويد)، بلکه در اين بحث او است که چگونه بايد درباره زندگي اقتصادي سرمايه‌داري بينديشيم و اتخاذ کدام گرايش درباره تجارب متناقض و پيچيده‌اي که اين زندگي ارائه مي‌کند براي ما معقول است.
اين بحث‌ها به ويژه درباره ايمان و اعتقاد و نه واقعيت‌هاي مشاهده‌ شده است و بنابراين، بحث‌هايي از الهيات به شمار مي‌رود. به عبارت ديگر، اين مباحث ايدئولوژيک هستند؛ اما اين اصطلاحِ مورد علاقه علوم اجتماعیِ مارکسيستي، در حال حاضر آنقدر مجادله‌آميز است که از به‌کاربردن آن اجتناب مي‌کنم.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب