آشنایی با مکتب اقتصاد اجتماعی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
جس بن حبیب

آشنایی با مکتب اقتصاد اجتماعی

سایت مدرسه اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۹:۱۳ ۱۳۹۲/۱۱/۱۶

اصطلاح اقتصاد اجتماعی با این مفهوم، برای نخستین بار توسط گری بکر و کوین مورفی (2000) در مجموعه‌ای از مقالات مورد استفاده قرار گرفتو در واقع عادات و هنجارهای اجتماعی، ویژگی‌ها و قیود فرهنگی و اثرات سنخیت و همجواری است

متن پیشرو، مقدمه دائره المعارف بزرگ اقتصاد اجتماعی است که با توجه به ارزش علمی بالای آن برای معرفی مکتب اقتصاد اجتماعی انتخاب شده و با مقداری تلخیص  توسط حامد سعیدی صابر ترجمه گردیده است.

این متن توسط سه تن از اقتصاددان به نام های جس بن حبیب(Jess Benhabib)،آلبرتو بیسین (Alberto Bisin)و متیو جکسون( Matthew O. Jackson) تنظیم شده است

 جس بن حبیب اقتصاددانان ترکیه‌ای متولد سال 1948 میلادی است. وی عضو هیات علمی دانشگاه نیویورک (دانشکده اقتصاد دانشگاه نیویورک) است. زمینه‌ی مطالعاتی مورد علاقه بن حبیب پرداختن به چالش‌های اجتماعی بویژه موضوع بی‌عدالتی است. برخی آثار وی عبارتند از: چالش اجتماعی میان روشد و توزیع درآمد، چرخه‌ها و آشوب در تعادل اقتصادی و دائره المعارف اقتصاد اجتماعی

آلبرتو بیسین دانشمند ایتالیایی و دانش آموخته دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاگو است. وی تا سال 1996 استادیار دانشگاه ماساچوست بوده است و هم اکنون استاد تمام دانشگاه نیویورک(دانشکده اقتصاددانشگاه نیویورک) است. از جمله مهم‌ترین آثار وی می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: مهاجرت و همگرایی فرهنگی در اروپا و دائره المعارف اقتصاد اجتماعی.

 جکسون اقتصاددان امریکایی و عضو هیات علمی دانشگاه استنفورد(دانشکده اقتصاد دانشگاه استنفورد) است.او در زمینه تحلیل رفتارهای اقتصادی افراد و بنگاه‌ها تلاش‌های علمی فراوانی نموده است. وی برنده جایزه علمی رفاه نیز گردیده است. از وی دو کتاب منتشر گردیده است: شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی و دائره المعارف اقتصاد اجتماعی.

xcvcxv

اقتصاد اجتماعی مطالعه‌ی پدیده‌های اجتماعی – که در آنها مجموعه‌ها بر انتخاب فردی اثرگذار هستند- با استفاده از روش‌های اقتصادی است[1]. برخی از این پدیده‌ها که برای تقریب به ذهن بیان می‌گردند عبارتند از: عادات و هنجارهای اجتماعی، ویژگی‌ها و قیود فرهنگی و اثرات سنخیت و همجواری. زیربنای اصلی روش‌های اقتصادی، فردگرایی روش شناختی است. به طور خاص، در اقتصاد جریان غالب، تعابیر و تحلیل‌هایی که صرفا بر اساس انتخاب گروهی بیان شده باشند غیرمعمول هستند و اصولا در اقتصاد حاکم، مجموعه‌ها به مثابه جمع انتخاب‌های افراد مورد مطالعه قرار می‌گیرند [و هویت مستقلی ندارند]. علاوه بر این روش‌های اقتصادی عمدتا – اما نه منحصرا- بر پارادیم انتخاب عقلایی تکیه می‌کنند. بنابراین اقتصاد اجتماعی می‌بایست از جامعه ‌شناسی اقتصادی تمییز داده شود چرا که جامعه شناسی اقتصادی، مطالعه‌ی پدیده‌های اقتصادی نظیر بازارها با رو‌ش‌های جامعه شناسی است. البته باید توجه داشت که این دو حوزه مطالعاتی اشتراکات فراوانی نیز با یکدیگر دارند و علیرغم تفاوت‌هایشان مکمل یکدیگر هستند.

ما در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا با معرفی تلاش‌ها و آثار علمی معتبر در زمینه اقتصاد اجتماعی، اعتبار و غنای ادبیات این مکتب بویژه در چند سال اخیر را به تصویر بکشیم. تقسیم‌بندی مباحث اقتصاد اجتماعی به سه حوزه‌ی ترجیحات اجتماعی، فعالیت‌های اجتماعی و اثرات سنخیت و همجواری کاملا سلیقه‌ای است.

از آنجا که در مکتب اقتصاد اجتماعی، مفاهیم ، سنجه‌ها[2] و کاربردها غالبا ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند، طبیعتا تمایز سنتی اقتصاد نئوکلاسیک میان اقتصاد نظری و اقتصاد کاربردی و این شکل طبقه بندی در مورد اقتصاد اجتماعی مناسب نیست. بنابراین ما به جای این طبقه بندی دوگانه، اقتصاد اجتماعی را به سه زیر شاخه مذکور تقسیم نموده‌ایم.

ترجیحات اجتماعی

اقتصاددانان به شکل سنتی در مطالعه انتخاب فردی، ترجیحات را به عنوان یک پارامتر برون‌زا در نظر گرفته‌اند. این طرز تفکر ریشه در اثر میلتون فریدمن[3] (1953) دارد. گذشته از این، اقتصاددانان نوعا درباره‌ی اینکه به ترجیحات ناهمگن اجازه‌ی ورود به مدل‌ها را بدهند بسیار محتاط هستند.

یکی از تاثیرگذارترین استدلال ها در طرفداری از محدود نمودن تحلیل‌های اقتصادی بر مبنای ترجیحات همسو [و عدم استفاده از ترجیحات ناهمگن در محاسبات] با استفاده از اصل اوکام[4] ، نخستین بار در اثر استیگلرو بکر (1977)[5] ارائه گردید. در نهایت اقتصاددانان از تبیین و تحلیل واقعیت‌ها بر اساس عقاید و سلایق آزاد اجتناب نموده و در عوض قید انتظارات عقلایی را برای ورود به تحلیل‌ها وضع نموده‌اند.[6]

این قید خود ساخته به طور سنتی، گستره‌ی نظریه اقتصاد را به پدیده‌های صرفا اقتصادی نظیر بازارها محدود نموده است. اما اخیرا بسیاری از اقتصاددانان به طور موفقیت آمیزی فرآیندهای مختلف شکل‌گیری ترجیحات را مورد مطالعه قرار داده‌اند. به عبارت دیگر این دانشمندان مدل‌های نظری را به گونه‌ای بسط داده‌اند که در آنها عقاید و ترجیحات، به عنوان یک متغیر درون‌زا مورد استفاده قرا می‌گیرد. گاه اقتصاددانان، حتی مبنایی‌تر از این، پای را فراتر گذارده و در تحلیل ویژگی‌ها و عقاید فردی، قائل به تفکیک اثرات رشد فیزیکی و جسمی از اثرات رشد تربیتی با لحاظ سن افراد شده‌اند. این تلاش‌ها توسط بروس ساکردوت[7] جمع‌آوری گردیده و مورد مطالعه قرار گرفته است.

با تعمق بیشتر در ترجیحات اجتماعی (یعنی ترجیحاتی که به مجموعه‌های جمعیتی وابسته هستند)  دو رویکرد مکمل قابل شناسایی و تمییز هستند. ترجیحات اجتماعی هم می‌توانند از طریق ادغام جنبه‌های اجتماعی در ترجیحات بنگاه‌ها و عوامل تولید مورد مطالعه قرار گیرند و هم می‌توانند صراحتا و مستقیما با مطالعه مکانیسم‌هایی که ترجیحات غیرمستقیم وابسته به مجموعه‌های جمعیتی را در مورد استنتاج قرار می‌دهند مورد تحقیق و بررسی واقع شوند. در همین زمینه یکی از مهم‌ترین مطالعات انجام شده توسط اندرو پست لی ویت[8] انجام شده است. وی در این مقاله این گزینه‌های مدل‌سازی را مورد بحث قرار می‌دهد و ادبیات دستیابی به دغدغه‌های اجتماعی در ترجیحات درونزوا از ترجیحات استاندارد را مورد بررسی قرار می‌دهد. رابرت فرانک و اری هفز [9] استلزامات نظری ادغام شرایط اجتماعی در ترجیحات را مطالعه نموده و به گونه‌ای کاربردی و با بهره‌گیری از داده‌های آزمایشگاهی این دلالت‌‌ها را مورد حمایت قرار داده‌اند. یکی دیگر از مباحث جدی در اقتصاد اجتماعی، ارائه مدل‌های تبعیض آماری است به گونه‌ای که این مدل‌ها با لحاظ تبعیض طبقاتی، تبعیض نژادی و بی‌عدالتی اجتماعی و با بهره‌گیری از ویژگی‌های قابل مشاهده گروه‌ها به عنوان جانشینی برای سایر متغیرهای غیرقابل مشاهده، مبنایی را پایه‌ریزی می‌کنند که در مقابل مدل‌های طراحی شده بر اساس ترجیحات و تعاملات صرفا درون گروهی، قد علم می‌کنند. هان مینگ فانگ و آندره مورو[10] تلاش‌های قابل تقدیری در زمینه مطالعه این مدل‌ها انجام داده‌اند.

جس بن حبیب و آلبرتو بیسین نیز مفهوم «ساختار اجتماعی ترجیحات» را که در چرخه‌های اجتماعی خارج از اقتصاد شایع هستند به فرمول در آورده‌اند. در این ادبیات نشان داده می‌شود که حتی در زمانی که افراد، در حوزه‌ی مصرف، ترجیحات استاندارد از خود بروز می‌دهند آنها تحت قید عوامل اجتماعی بویژه تبلیغات تصمیم‌گیری می‌کنند.

اقدامات اجتماعی

اقتصاددانان از گذشته اثرات خارجی و نیز تعاملات استراتژیک را مورد مطالعه قرار داده‌اند، مقوله اثرات خارجی در مورد محیط‌هایی بحث می‌کند که در آنها اقدامات برخی بنگاه‌ها، مجموعه اقدامات قابل انجام سایر بنگاه‌ها یا ترجیحات آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین اخیرا اقتصاددانان پیشرفت‌های چشم‌گیری در مطالعه تعاملات بنگاه‌ها در گروه‌ها یا شبکه‌های کوچک داشته‌اند. در تمامی این آثار، بنگاه‌ها به گونه‌ای «اجتماعی» با یکدیگر تعامل می‌کنند و اقدامات آنها در نقطه‌ی تعادل به شکلی اجتماعی است که صراحتا می‌توان گفت آنها صرفا توسط بازارها مدیریت نمی‌شوند [و عوامل دیگری نیز در عملکرد آنها تاثیر دارند].

به عبارت دیگر ادبیات اقدامات اجتماعی، ترجیحات بنگاه‌ها را داده شده فرض می‌کند و اقدامات آنها را به عنوان نتیجه تعادلی تعاملات اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌دهد. در این بخش از مکتب اقتصاد اجتماعی، ساختار تعاملات اجتماعی نوعا، به معرفی تفصیلی یک «شبکه» منجر می‌گردد.

بنابراین تعاملات اجتماعی به مثابه اثرات تعادلی یک شبکه تعبیر می‌گردد لذا نحوه‌ی شکل گیری شبکه‌های استراتژیک، یکی از موضوعات تکمیلی مورد علاقه این حوزه است. یکی دیگر از شاخه‌های نوظهور این مکتب  نیز هم افزایی تکاملی ساختار و رفتار اجتماعی است.

اثرات سنخیت و همجواری

اثرات سنخیتی و شبکه‌ای که از طریق تعاملات اجتماعی ایجاد می‌گردند به صورت تجربی در مورد چندین پدیده اقتصادی اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. برخی از این پدیده‌ها عبارتند از: جرم و جنایت، دستاوردهای مدرسه و تحصیل، اعتیاد، جستجوی شغل، تبعیض‌های منطقه‌ای، طبقه‌بندی‌های درآمدی و چندین پدیده‌ی دیگر.

همچنین این شواهد تجربی موجب انشعاب ادبیاتی روش‌شناختی نیز شده است که هدف آن تبیین نحوه شناسایی اثرات سنخیت و همجواری است. این ادبیات نخستین بار توسط چالز مانسکی[11] (1993) مطرح گردید. او در این مقاله، فرضیات و قیود ضروری برای بازیابی پارامترهای ساختاری اقتصاد و تعاملات اجتماعی مرتبط با آن از رفتارهای قابل مشاهده را تبیین نمود.[12]

اگرچه اخیرا برخی تلاش‌های علمی در این زمینه، مدل‌های اقتصاد سنجی را – در موارد خاص- بسط داده‌اند اما این مدل‌ها در ادبیات اقتصاد اجتماعی در اقلیت هستند. رونالد فرایر نیز با پرداختن دقیق‌تر به اهمیت نسبی عوامل مختلف در طبقه‌بندی‌های اجتماعی، تبعیض‌ها و اثرات همجواری در توضیح و تشریح تبعیض نژادی در امریکا، نتایج و دستاوردهای قابل توجه اقتصاد اجتماعی در ادبیات اقتصاد و جامعه‌شناسی را با تاکید بر اثرات سنخیت و همجواری در بازار کار به تفصیل مورد بررسی قرار داده است.

دانلود فایل pdf مقاله

منابع:

 

Akerlof, G.A., Kranton, R.E., 2010. Identity Economics: How Our Identities Shape Our Work, Wages,  and Well-Being. Princeton University Press, Princeton.

Becker,  G.S.,  Murphy,  K.M.,  2000.  Social  Economics:  Market  Behavior  in  a  Social  Environment. Harvard University Press, Cambridge, MA.

Friedman, M., 1953. The Methodology of Positive Economics. In: Essays In Positive Economics. Univ. of Chicago Press, Chicago.

Glaeser, E.L., Scheinkman, J., 2001. Measuring Social Interactions. In: Durlauf, S.N., Young, H.P. (Eds). Social Dynamics. MIT Press, Cambridge, pp. 83–132.

Lucas  Jr.,  R.E.,  Sargent,  T.J.,  1981.  Rational Expectations and  Econometric  Practice.  University  of Minnesota Press, Minneapolis.

Manski, C., 1993. Identification of Endogenous Social Effects: The Reflection Problem. Rev. Econ. Stud.  60, 531–542.

Stigler, G., Becker, G., 1977. De Gustibus Non EST Disputandum. Am. Econ. Rev. 67, 76–90.


1- اصطلاح اقتصاد اجتماعی با این مفهوم، برای نخستین بار توسط گری بکر و کوین مورفی (2000) در مجموعه‌ای از مقالات مورد استفاده قرار گرفت.(Gary S. Becker and Kevin J. Murphy)

[2] Measurement

[3] Milton Friedman

[4] Occam Razor

مترجم: اصل اوکام اصلی منسوب به ویلیام اوکام، منطق‌دان و فیلسوف انگلیسی است. در قرن 14 میلادی ویلیام اوکام اصلی را مطرح کرد که به نام اصل «تیغ اوکام» شناخته شد. طبق این اصل، هر گاه درباره‌ی علت بروز پدیده‌ای دو توضیح مختلف ارائه شود، در توضیحی که پیچیده‌تر باشد احتمال بروز اشتباه بیشتر است و، بنابراین، در شرایط مساوی، توضیح ساده‌تر، احتمال صحت بیشتری دارد.

[5] Stigler & Becker(1977)

[6] – در مقاله لوکاس و سارجنت1981 Lucas and Sargent بحثی مبنایی پیرامون انتظارات عقلایی صورت گرفته است.

[7] Bruce Sacerdote

[8] Andrew Postlewaite

[9] Robert Frank and Ori  Heffetz

[10] Hanming Fang and Andera Moro

[11] Charles Manski (1993)

[12] – در این زمینه می توانید مقاله گلاسر و شینک من را نیز مورد مطالعه قرار دهید:

Glaeser and Scheinkman 2001))

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب