درآمدی بر تربیت اقتصادی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
باز اندیشی در اولویت های اقتصادی

درآمدی بر تربیت اقتصادی

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۶:۲۵ ۱۳۹۲/۱۱/۱۵

در ابتدا به بازتعریفی فرهنگی از مفاهیم اقتصادی همچون تجمل، زهد و … در دیدگاه اسلام نیاز است. سپس به هدف، معنا و اصل زندگی انسان که همان فرهنگ است، در فضای تولید و توزیع و مصرف توجه کنیم. اگر فرهنگ اصالت دارد پس کالای فرهنگی بیش از کالای صنعتی ارزش دارد.

انسان تولیدی، انسان مصرفی

می‌گفتند در قدیم، از آن‌جایی که رفاه تکنولوژی کم‌تر در زندگی انسان درگیر شده بود، او بیش‌تر با طبیعت اُنس داشت، نه از جهت این‌که احساس ویژه‌ای داشته باشد، بلکه از آن جهت که نیازهای اولیه و اساسی خودش را تأمین می‌کرد. هر خانواده‌ای یک باغچه و چند گوسفند و مرغ داشت و برخی‌ها هم گاو داشتند، بنابراین به طور معمول شیر، کره، پنیر، سبزی و… در خانواده تهیه می‌شد. بچه‌های خانواده هم در این موارد، هم‌کاری داشتند و اساسا بی‌کاری یا اوقات فراغتی وجود نداشت که بعد هم به فکر آسیب‌های روانی بازی‌های الکترونیک و تلویزیون باشیم!

بسیاری از بزرگ‌سالان و به اصطلاح همان نسل‌اولی‌ها می‌گفتند که در دوران بچگی، خودشان اسباب‌بازی می‌ساختند. مثلا یک تفنگی می‌دیدند و بعد با چاقوی میوه‌خوری، در دو هفته، چوب کهنه‌ای را برش می‌دادند تا قدری شبیه تفنگ شود. بعد هم سه ماه با همان تفنگ چوبی بازی می‌کردند. این مثال ساده، نشانه‌ای بر فرهنگ تولیدی در وجود بچه‌ها بود که در کودکان امروزی به شکل «می‌خواهم» و «بخرید» انعکاس یافته است، یعنی انسان تولیدمحور به انسان مصرف‌محور در زندگی تبدیل شده است.

تربیت اقتصادی به مثابه مساله اصلی

شرایط اقتصادی امروز موجب شد تا بیش‌تر در پیچیدگی‌های ابعاد جامعه و کشور دقت شود. معمولا در هر مشکل و چالشی گفته می‌شود مساله اصلی چیست؟ از نظر دولت و مجلس در طرح تحول و هدف‌مندی یارانه‌ها مساله اصلی، یارانه‌ها و عدالت یارانه‌ای است. از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام مساله اصلی، عمل به اصل ۴۴ قانون اساسی، یعنی فرآیند خصوصی‌سازی است. با توجه به مقدمه بحث، به نظر می‌رسد مساله اصلی اقتصادی جامعه ایران در حال حاضر دانایی اقتصادی مردم و همان تربیت اقتصادی است. یعنی زندگی مردم براساس تولید و هویت تولیدی شکل نگرفته و این چالش اصلی مسائل اقتصادی و حتی فرهنگی امروز جامعه ایران است.

مرور مسائل اقتصادی ایران با نگاهی فرهنگی

برای اثبات این ادعا در ابتدا لازم است که مسائلی هم‌چون تحریم‌های اقتصادی آمریکا و برخی مشکلات داخلی که ناشی از همین مساله تربیت می‌دانیم، رد شود.

مساله اصلی اقتصاد ایران تحریم‌های مختلف اقتصادی نیست، زیرا تجربه تحریم اقتصادی در کشورهای مختلفی هم‌چون کوبا، کره شمالی، ویتنام و… نشان داده است که این کشورها با تحریم اقتصادی به فروپاشی نزدیک نشده‌اند. حتی تحریم بانک مرکزی هم مساله اصلی نیست.

عادل پیغامی، استاد برتر علم اقتصاد و نماینده یونسکو، ادعا دارد که در هیچ مجله علمی جهانی، مقاله‌ای که به راه‌حل‌های برون‌رفت از تحریم بانک مرکزی یک کشور اشاره کند، وجود ندارد. پیش‌بینی اقتصاددانان اروپایی و آمریکایی این بوده است که یک هفته بعد از تحریم بانک مرکزی، هر کشوری به طور حتم شکست می‌خورد، در حالی‌که نزدیک به دو سال از تحریم بانک مرکزی ایران می‌گذرد! سنای آمریکا به خوبی می‌داند که تحریم‌های ایران، کم‌تر از ۴درصد بر اقتصاد ایران اثر داشته است، اما دو راه برای تاثیر بر اقتصاد ایران وجود دارد: ۱٫ جبر مشارکت جهانی بر تحریم ایران، ۲٫ درک و ترس مردم از تحریم‌ها و اوضاع اقتصادی. به خوبی مشخص است که با سیاست‌های کشورهای مختلفی از جمله روسیه و چین و هند، جبر جهانی بر تحریم ایران رخ نخواهد داد.

با پیدایش حس افول اقتصادی در مردم که ناشی از عملیات روانی رسانه‌های خارجی است، امکان دارد ضربه‌های سهمگینی بر پیکر جامعه وارد آید. پدیده‌هایی هم‌چون «این‌که مردم مصرف می‌کنند و می‌نالند»، «عدم رضایت از وضعیت اقتصادی» و «جستجو برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت با سود بیش‌تر» می‌تواند شرایط اقتصادی را وخیم کند. در طی این پدیده‌ها اگر درجه بی‌صبری مردم بالا برود، آن‌گاه سرعت واکنش بر تحولات اقتصادی کوتاه نیز بالا می‌رود و مردم نمی‌توانند سیاست‌های اقتصادی را در درازمدت تحمل کنند. به نظر می‌رسد این پدیده‌ها بیش از آن‌که به فرمول‌های اقتصادی برگردد، به طرز تفکر و نوع فرهنگ مردم جامعه بر می‌گردد. چنان‌که جهاد اقتصادی اصالتا حرکتی فرهنگی در امر اقتصاد است که بعد به تحقق کامل اقتصاد مقاومتی دست یابیم.

رسانه‌ها و تحریم

در این اوضاع، عملیات روانی رسانه‌ها نیز دست کمی از تحریم‌ها نداشته است. پیش‌بینی‌های شبکه‌های BBC و VOAدر عید پارسال را مورد توجه قرار دهید: اگر دلار به ۱۶۰۰ تومان برسد، فروپاشی ایران رخ خواهد داد. در خرداد امسال: اگر دلار در ۲۰۰۰ تومان، یک‌هفته ثابت باشد، قطعا ایران فروخواهد ریخت. هم اکنون نیز این رسانه‌ها هرگونه اعتراض و اختلالی را برجسته و تکرار می‌کنند. خنثی کردن این توطئه‌ها جز با ارتقای دانایی مردم رخ نخواهد داد. به طور مثال، اگر مردم متوجه رابطه سود صادرات و ارزآوری و ارزش پول به صورت توأمان شوند، آن‌گاه تب نرخ ارز با احساسات مردم درگیر نمی‌شود.

تضعیف پول ملی به نفع صادرات کشور است

چین از جمله کشورهایی است که حدود ۲۰ سال پیاپی به عمد، ارزش پول خود را نسبت به دلار پایین نگه داشته و هم اکنون آمریکا از این کشور به بانک جهانی و WTOشکایت کرده است، زیرا به این صورت صادرات برای چین بسیار پرسود است. حدود سه ماه پیش کیوی‌داران شمال ایران اعلام کردند که فقط صادرات کیوی برای‌شان نسبت به همه هزینه‌ها صرف دارد. هم اکنون نیز نماینده صنف آجیل‌داران از صرفه بسیار زیاد صادرات آجیل خبر می‌دهد. با این وصف مردم باید از شنیدن خبر ممنوعیت صادرات ۵۰ قلم از کالاها توسط دولت خیلی ناراحت شوند و البته این جز در یک فرآیند تربیتی که آگاهی و رفتار را شامل می‌شود، به وجود نخواهد آمد.

تربیت اقتصادی اسلامی

از نظر عادل پیغامی، در یک تعریف ساده تربیت اقتصادی یعنی اعتقادات و اخلاقیات و احکام اقتصاد اسلامی در وجود شخص نهادینه شود. به عبارت دیگر مفاهیمی هم‌چون خیر به دیگران، قناعت، زهد، مصرف بهینه، اسراف، ربا، قرض‌الحسنه و … در سطوح بینشی، گرایشی و رفتاری مومنان جاری شود.

پنج نهادی که در تربیت و شکل‌گیری هویتی فرد نقش موثری دارند، عبارت از خانواده، رسانه، نظام آموزش و پرورش، نظام آموزش عالی و شبکه‌های اجتماعی خودجوش هم‌چون گروه دوستان و هم‌سالان است که در میان آن‌ها مهم‌ترین نهاد تربیت، خانواده است. متأسفانه یکی از مهم‌ترین آسیب‌های فرهنگی امروز جامعه ایران در موضوع خانواده است که با پدیده فاصله نسلی روبه‌رو هستیم. نوجوان هیچ ولایتی از خانواده بر خودش را بر نمی‌تابد، بلکه مادر و پدر را بر خودش حمایت‌گر می‌بیند که ناشی از نوع تصمیم و نقش والدین در زندگی کودک است. رفتارهای والدین با کودک سبب می‌شود که مسئولیت‌پذیری او و نوع مطالبه‌اش از خانواده تنظیم شود.

تربیت اقتصادی و خانواده

اگر کودک قرار است ازدواجش و تربیتش و مکانیسم‌های اقتصادی زندگی را از بیرون خانواده بگیرد، آن‌گاه خانواده ابزار گیر دادن به بچه‌ها می‌شود، چون نقش دیگری ندارد. لازمه این‌که بچه به سمت تولید پیش رود، این است که همه امکانات به صورت کامل در دست او نباشد، بلکه حتی اسباب‌بازی‌های خود را بسازد. با دادن اسباب‌بازی آماده به بچه خلاقیتش گرفته می‌شود. در بازی‌های رایانه‌ای هم که بچه‌ها درگیر فکر سازنده بازی هستند و در نقشه بازی خلاقیت او عمل می‌کنند.

روند غرب‌زدگی بعد از دوره قاجار در ایران سبب شد که توجه مردم بیش از آن‌که به فرآیندهای غرب باشد به مظاهر آن جلب شد. سیاست‌ها، اقدامات و تفکرات افرادی چون میرزا ملکم خان، تقی‌زاده و محمدرضا شاه پهلوی نشانه‌ای بر این مدعاست. اما در جریان تفکری غرب، به روندهای تربیت اقتصادی از همان دوران کودکی توجه شده و مفاهیمی هم‌چون کارآفرینی، هم‌کاری، کسب سود بیش‌تر، ارزش افزوده و … نهادینه می‌شود. البته تفکر غربی آدم‌های خودش را با مفاهیمی تربیت می‌کند که به نظر می‌رسد به فضای اسلامی جامعه ایران منطبق نیست؛ ارزش افزوده، مالکیت، ارزش پول، بورس، کسب سود بیش‌تر، اصول رقابت، رقابت در بازار؛ حال در وضعیت فعلی، مساله اصلی تربیت اقتصادی چیست؟ چگونه می‌توان مفاهیمی همچون مالکیت، قناعت، زهد در مصرف، ایثار، شراکت و هم‌کاری در کار، تولیدمحوری زندگی و … را در کودکان نهادینه کرد؟

بازتعریف فرهنگی مفاهیم اقتصادی

به نظر می‌رسد در ابتدا به بازتعریفی فرهنگی از مفاهیم اقتصادی هم‌چون تجمل، زهد، مصرف و… در دیدگاه اسلام نیاز است. سپس به هدف، معنا و اصل زندگی انسان که همان فرهنگ است، در فضای تولید و توزیع و مصرف توجه کنیم. اگر فرهنگ اصالت دارد، پس کالای فرهنگی بیش از کالای صنعتی ارزش دارد.

باید جنس خوب و پردوام تولید و مصرف شود تا نیاز صنعتی و ماشینی زندگی انسان را تامین کند، اما تولید و مصرف فرهنگی هیچ‌گاه تمام نمی‌شود و اساسا سیری‌پذیری آن بی‌معنی است. مثلا نه تنها سفرهای زیارتی برای مردم بسیار تسهیل شود، بلکه مردم به سفر و سیاحت تشویق شوند و پول برای سفرهای بسیار دور و دراز هم داشته باشند. مردم به خرید کالاهایی هم‌چون نقاشی، بوم، کتاب، نرم‌افزار و … رغبت ورزند. به این صورت تولید فرهنگ نیز فراگیر می‌شود و فراگردهای ارتباطی فرهنگی نسل مهذب، خلاق و توانایی را که مدنظر انقلاب اسلامی بود، به وجود خواهد آورد.

سیاست‌های جهاد اقتصادی انقلاب اسلامی

به طور خلاصه با توجه به مباحث مطرح شده، سیاست‌های جهاد اقتصادی به مثابه مهم‌ترین دغدغه و مساله امروز انقلاب اسلامی را می‌توان در پنج بند بیان کرد:

۱- بنای جهاد اقتصادی بر جهاد علمی که البته این‌کار با ایجاد بنگاه‌های اقتصادی دانش‌محور تقریبا صورت گرفته و با توسعه آن مردم نیز در کنار نخبگان درگیر جهاد علمی می‌شوند.

۲- تسهیل تولید در بخش‌های اقتصادی کوچک، خصوصا برای مناطق محروم و شهرهای کوچک که اسباب مهاجرت از کلان‌شهرها را فراهم می‌کند.

۳- ارتقای آگاهی‌های اقتصادی مردم با سه اقدام:

– دامن زدن و پاسخ‌گویی به سوالات اقتصادی خاص جامعه ایران، مثلا چرا درک اقتصادی و مطالبات اقتصادی مردم از مسئولان درست شکل نمی‌گیرد؟ چرا هدف‌مندی یارانه‌ها برای امروز جامعه ایران حیاتی است؟ چرا پراید بیست میلیونی خریده می‌شود؟ چرا وقتی گفته می‌شود امکان گرانی هست، همه بیش‌تر می‌خرند؟ چرا نمی‌فهمیم که باید در دهک خودمان مصرف کنیم؟

– نظام آموزش و پرورش: گسترش آراء و زندگی علمای دین در معیشت و اقتصاد که موجب تعمیق تفکر تولیدی می‌شود.

– نظام رسانه‌ای کشور: مقایسه‌های بین‌ نسلی و مقایسه‌های بین‌المللی در زمینه عمران، تغذیه، رفاه و… که موجب منطقی شدن توقعات و انتظارات شده و رضایت عمومی را ایجاد می‌کند.

۴- مبارزه مجدانه دولت با سیستم و افراد مفسد اقتصادی: رانت‌خواری، احتکار و مافیای دلالی مهم‌ترین عناصر عدم وجود عدالت در تولید و توزیع هستند که به نظام اقتصادی و معیشت مردم ضربه وارد می‌کنند.

۵- در امتداد قرار دادن سیاست‌های اصلاح نظام بانکی، مالیات، گمرک و… هم‌گام با ارتقای دانایی مردم جامعه.

 *یادداشتی از سید عبدالرسول علم الهدی،دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی 

 

 

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب