آنچه نبايد از فريدمن آموخت | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
نقدی بر دیدگاه اقتصاد فریدمنی

آنچه نبايد از فريدمن آموخت

سایت فرارو

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۶:۳۰ ۱۳۹۲/۱۱/۶

نگرش فريدمني اهميت چنداني براي نقش پيش نيازهاي نهادي بازارها قائل نيست؛ آن‌ها معتقدند كه دولت به سادگي قوانين مالكيت و قراردادها را حمايت كند و در يك چشم به هم زدن بازارها جادو خواهند كرد

دني ردريك (Dani Rodrick) تلاش كرده است تا نقدی بدور از احساس بر افکار فریدمن داشته باشد. او كه خود استاد اقتصاد سياسي بين‌الملل است، متخصص جهاني شدن محسوب مي‌شود. دني ردريك ادعا مي‌كند كه آن بخش از افكار فريدمن كه نقش مثبت دولت در اقتصاد را به شدت ناديده مي‌گرفت در قرن 21 كاربرد چنداني ندارد. همانطور كه انتظار مي‌رفت مقاله ردريك با واكنش‌هاي بسياري در محافل اقتصادي مواجه شد و بسياري از شيفتگان فريدمن بر او تاختند.

دني ردريك – استاد دانشگاه هاروارد
سال آينده صدمين سالگرد تولد ميلتون فريدمن خواهد بود. فريدمن يكي از اقتصاددانان پيشرو در قرن بيستم بود، نوبليستي كه خدمات شگرفي به درك ما از سياست‌هاي پولي و نظريه مصرف كرد اما او بيش از هر چيز به اين خاطر در يادها مانده كه براي مشتاقان بازار آزاد در نيمه دوم قرن بيستم، همراهي الهام بخش و البته معتبر بود. تاثير فريدمن را مي‌توان در تحولات شديد سياست‌هاي اقتصادي كه بعد از سال 1980 رخ دادند حس كرد.
زماني كه بدبيني به بازار رواج داشت، فريدمن با زباني رسا و ساده شرح داد كه بخش خصوصي پايه كاميابي اقتصادي است و همه اقتصادهاي موفق بر پايه صرفه‌جويي، سختكوشي و ابتكار فردي بنا نهاده شده‌اند. فريدمن قوانين دولتي را عاملي دست و پاگير براي كارآفريني و همچنين محدود كننده بازار مي‌دانست. در واقع فريدمن در قرن بيستم را بايد همانند آدام اسميت در قرن هجدهم دانست. همزمان با پخش برنامه تلويزيوني مشهور فريدمن يعني آزادي انتخاب در سال 1980، اقتصاد جهان نيز در آستانه تحولات چشمگيري قرار داشت.
رونالد ريگان در آمريكا و مارگارت تاچر در انگلستان و بسياري از ديگر مقامات دولتي در سراسر جهان با الهام از ايده‌هاي فريدمن شروع به كاهش آن دسته از محدوديت‌ها و مقررات دولتي كردند كه طي دهه‌هاي پيش از آن شكل گرفته بود. چين در نظام برنامه‌ريزي مركزي تجديد نظر كرد و به بازارها اجازه خودنمايي بيشتري داد، اتفاقي كه ابتدا با محصولات كشاورزي آغاز شد و در نهايت به كالاهاي صنعتي رسيد. آمريكاي لاتين به سرعت موانع تجاري را كاهش داد و به خصوصي‌سازي شركت‌هاي دولتي روي آورد. هنگامي كه ديوار برلين در سال 1990 فرو ريخت، جاي ترديدي نبود كه اقتصاد جهان به كدام سمت مي‌رود؛ به سوي بازار آزاد اما ميراث ديگري نيز از فريدمن باقي مانده كه چندان خوشايند نيست. او اشتياق و تعصب قابل توجهي براي ارتقاي قدرت بازار به خرج داد و به همين خاطر تمايز زيادي ميان بازار و دولت قائل شد.
در واقع فريدمن دولت را به عنوان دشمن بازار معرفي كرد، رويكردي كه باعث شد تا ما اين حقيقت آشكار را كه همه اقتصادهاي موفق در اصل تركيبي از بازار و دولت هستند، ناديده بگيريم. متاسفانه، اين نابينايي همچنان در اقتصاد جهان رواج دارد، حتي پس از بحران مالي جهاني اخير كه بدون شك در نتيجه رها كردن بازارها براي فعاليت بدون قيد و شرط به بار آمد.

نگرش فريدمني اهميت چنداني براي نقش پيش نيازهاي نهادي بازارها قائل نيست؛ آن‌ها معتقدند كه دولت به سادگي قوانين مالكيت و قراردادها را حمايت كند و در يك چشم به هم زدن بازارها جادو خواهند كرد اما بايد دانست بازاري كه اقتصادهاي مدرن به آن نياز دارند نه يك بازار خود شكل گيرنده، نه يك بازار خود تنظيم كننده، نه يك بازار خود ثبات بخش و نه يك بازار خود مشروعيت بخش است. دولت‌ها بايد در حمل‌ونقل و ارتباطات سرمايه‌گذاري كنند، با مشكلات ناشي از اطلاعات نامتقارن، آثار جانبي و قدرت چانه زني نابرابر مقابله كنند، بحران‌هاي مالي را تعديل كنند و به تقاضاي عمومي براي تامين اجتماعي پاسخ دهند.

 بازارها همانطور عصاره اصلي اقتصاد بازار محسوب مي‌شوند كه ليمو عصاره اصلي ليموناد. به سختي مي‌توان آبليموي خالص را سر كشيد، براي تهيه يك ليموناد مطبوع شما بايد آبليمو را با آب و شكر تركيب كنيد. شكي نيست كه اگر آب زيادي به كار ببريد، ليموناد را خراب كرده ايد، همانطور كه دخالت زياد دولت مي‌تواند به ناكارآمدي بازارها بينجامد اما راه حل آن حذف آب و شكر نيست بلكه به كار بردن ميزان مناسب آن‌هاست. حتي در هنگ كنگ، جايي كه فريدمن از آن به عنوان نمونه‌اي از حاكميت بازار آزاد نام مي‌برد هم دولت نقش پررنگي در تهيه كردن زمين براي خانه‌سازي دارد. تصويري كه بسياري از فريدمن به خاطر دارند، پروفسوري لبخند بر لب، ريز اندام و بي‌ادعا است كه در برنامه آزادي انتخاب مدادي را در جلوي دوربين در دست مي‌گرفت تا قدرت بازار را شرح داد. فريدمن مي‌گفت كه براي ساخت آن مداد هزاران نفر از سراسر جهان همكاري كرده‌اند، از استخراج گرافيت گرفته تا بريدن چوب، سرهم بندي اجزاي مداد و بالاخره ارسال محصول نهايي به بازار. هيچ مقامي اين همكاري‌ها را برنامه‌ريزي نكرده بلكه اين شاهكار در اثر جادوي بازار آزاد و نظام تعيين قيمت خلق شده است. با گذشت بيش از 30 سال از آن زمان، داستان مداد تغيير جالبي به خود ديده است. امروز، بيشتر مدادهاي جهان در چين توليد مي‌شود، اقتصادي كه تركيب منحصر به فردي از كارآفريني بخش خصوصي و هدايت دولتي است. اما چگونه شده كه چين بر صنعت مداد و بسياري ديگر از صنايع غلبه پيدا كرده است؟ منابع بهتري از گرافيت در مكزيك و كره جنوبي يافت مي‌شود، منابع جنگلي فراوان تري در اندونزي و برزيل به چشم مي‌خورد و آلمان و آمريكا هم تكنولوژي پيشرفته‌تري در اختيار دارند. تنها مزيت چين، نيروي كار ارزان قيمت است اما نيروي كار در بنگلادش، اتيوپي و بسياري از كشورهاي ديگر نيز به همين ميزان ارزان است. بدون شك اعتبار زيادي نصيب ابتكار و سختكوشي كارآفرينان و كارگران چيني مي‌شود اما داستان امروز مداد بدون در نظر گرفتن نقش شركت‌هاي دولتي چين ناتمام خواهد بود.
شركت‌هايي كه سرمايه‌گذاري اوليه را در تكنولوژي و آموزش كارگران انجام دادند، همچنين دولت چين با به كار بردن سياست‌هايي مانند عدم سختگيري در مورد جنگل‌ها كه به كاهش بهاي چوب انجاميد، پرداخت يارانه‌هاي صادراتي گسترده و دخالت در ارزش پول ملي كه براي توليد كنندگان چيني مزيت هزينه‌اي به همراه داشت توانست نه تنها از شركت‌هاي خصوصي حمايت كند بلكه آن‌ها را به سوي صنعتي شدن سوق دهد و باعث شود تا بخش زيادي از توليدات جهان در چين صورت پذيرد. در حالي كه اگر دولت چين دست به چنين اقداماتي نمي‌زد احتمالا اكنون هزاران كارگري كه امروز در صنايع توليد مداد مشغول به كارند همچنان در فقر شديد به سر مي‌بردند.
با در نظر گرفتن موفقيت اقتصادي چين، به سختي مي‌توان اثرات سياست‌هاي صنعتي‌سازي به كار گرفته شده توسط دولت را ناديده گرفت. جايگاه شيفتگان بازار آزاد در تاريخ اقتصاد محفوظ خواهد بود اما با نگريستن به كارنامه عملي كساني كه مانند فريدمن مي‌انديشند درمي‌يابيم كه اين دخالت‌كنندگان در اقتصاد بوده‌اند كه موفقيت‌هاي تاريخ اقتصاد را به نام خود ثبت كرده‌اند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب