اقتصاد افشاگر، آیا پادشاه برهنه برکنار شد؟ | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
تورقی بر کتاب استیو کین

اقتصاد افشاگر، آیا پادشاه برهنه برکنار شد؟

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۴:۵۷ ۱۳۹۲/۱۱/۲۹

استيو كين اقتصاددان استراليايي، يكي از معدود كساني است كه بحران را پيش‌بيني كرد. او به تازگي چاپ دوم و تصحيح‌شدة كتابش يعني اقتصاد افشاگر: آيا امپراطور بي‌پشتوانه بركنار شد؟ را عرضه كرده است

پس از پيامدهاي بحران مالي در انگلستان، ملكه اليزابت در طي ديدارش از مدرسة اقتصادي لندن اين پرسش مهم را مطرح كرد كه:«چرا هيچ كس وقوع اين بحران را پيش‌بيني نكرد؟»
بسياري از اقتصاددانان برجستة جهان به اين چالش پرداختند و موفقيت‌هايي به دست آوردند. پاسخ اصلي اين بود:«آنان احتمالاً نمي‌توانستند تشخيص بدهند.« در تجارب يا نظرياتشان چيزي نبود كه آنان را براي حادثة عجيبي مانند ورشكستگي برادران ليمن آماده كند. جان كي در روزنامة فايننشيال تايمز به طور خلاصه اين رويكرد و همچنين پاسخي مناسب آن را بيان مي‌كند: «رابرت لوكاس استاد اقتصاد در دانشگاه شيكاگو كه براي نقش تأثيرگذارش در اقتصاد كلان، برندة جايزه نوبل شده است، در سال 2009 پاسخي را ارائه كرد. او توضيح داد كه بحران به اين دليل پيش‌بيني نشد كه نظرية اقتصادي پيش‌بيني مي‌كند چنين حوادثي را نمي‌توان پيش‌بيني كرد. حكومت معقولي كه با چنين پاسخي مواجه مي‌شود،‌ به دنبال رايزني در جاي ديگري مي‌رود». نكته اين جاست كه اين اقتصاددانان بايد وقوع بحران را پيش‌بيني مي‌كردند، زيرا براي آنان كه به جست‌وجو علاقمندند ، اطلاعات و عبرت‌هاي تاريخي روشن هستند. حقيقتي كه آنان بازگو نمي‌كنند، وضعيت تأسف‌بار اقتصاد جريان غالب است.

استيو كين اقتصاددان استراليايي، يكي از معدود كساني است كه بحران را پيش‌بيني كرد. او به تازگي چاپ دوم و تصحيح‌شدة كتابش يعني «اقتصاد افشاگر: آيا امپراطور بي‌پشتوانه بركنار شد؟» را عرضه كرده است. كين بسي فراتر از توضيح صرف درباره علت‌هاي بحران، ما را با موشكافي كامل جريان اقتصاد نئوكلاسيك همراه مي‌كند. نتيجة مباحث او، نامناسب به نظر رسيدن وضعيت اين جريان است. او به تفصيل توضيح مي‌دهد كه چگونه مباني اقتصاد نئوكلاسيك بر منطق اشتباه و ملاحظات ناكافي ـ در صورت وجود ـ از آن‌چه كه در جهان واقعي مي‌گذرد بنا شده است. سردمداران اين جريان، علي‌رغم اطلاع كامل از ضعف‌هاي نظرياتشان، در هر مرحله، به سادگي هر «حقيقت نامناسبي» را كنار مي‌گذاشتند. بنابراين مفاهيم نادرست با مخالفت‌هايي كه به پاورقي‌هاي مبهم منتقل مي‌شدند، نسل به نسل بين دانش‌جويان اقتصاد منتقل مي‌شد. ميلتون فريدمن حتي تا آن‌جا پيش رفت كه اهميت آن فرضيه‌ها را به كلي انكار كرد. كين اين ادعا را به دقت بررسي و رد مي‌كند. نتيجة پاياني، روشي است كه نظريه‌هاي نامربوطي بر آن حاكم است و در دنيايي عمل مي‌كند كه شباهتي با دنياي واقعي ندارد. فرد احساس مي‌كند كه در جمعي منزوي با آموزه‌هاي خشك و نفوذناپذير دربرابر انديشه‌هاي جديد، شبيه الاهي‌دانان كليساي قرون وسطا، قرار دارد. چنان كه كينز نوشت: «خشم و حيرت درهم‌آميختة بونار لو را در مواجهه با اقتصاددانان به ياد مي‌آورم، زيرا آنان امري بديهي را انكار مي‌كردند و او براي توضيح دادن دچار مشكلي عميق بود. و باز شباهت بين نفوذ نظرية اقتصادي مكتب كلاسيك و نفوذ برخي اديان اتفاق مي‌افتد. زيرا اين كاركرد بزرگتر يك ايده است كه به جاي معرفي امري پيچيده و بعيد به مفاهيم متعارف بشر، امري بديهي را مي‌پوشاند»

حتي آن چه به عنوان اقتصاد كينزي تعليم داده مي‌شود، در واقع نسخة سانسورشدة آن است. سرجان هيكس با زدودن مهم‌ترين ديدگاه‌هاي كينز، آن را تدوين كرد. در دل رويكرد نئوكلاسيك، اطميناني كامل به تعادل وجود دارد. اگر كسي متقاعد شود كه بازارها هميشه در تعادل نقش دارند، به سختي مي‌تواند نظرية تغيير ناگهاني را بپذيرد. اگر در بهترين دنياي ممكن زندگي كنيم، چطور ممكن است بحران وجود داشته باشد؟ مسأله اين‌جاست كه دنياي واقعي جاي پيچيده‌تري است كه غالب حركت‌ها در آن بر روي خط مستقيم نيستند و هيچ شاهدي وجود ندارد كه بازارها بي‌درنگ و به طور يكنواخت بين حالت‌هاي تعادل حركت كنند. هرچند هنوز جانشيني تمام‌عيار براي مكتب نئوكلاسيك ظهور نكرده است، اما خوشبختانه بينش‌هاي ديگري وجود دارند. كين بيش از همه با نوكينزيان همراه است و برداشتي از كينز را تبعيت مي‌كند كه به نظريات اصلي او وفادارتر است. شناخت كين از نحوة عملكرد اقتصاد نيز شديداً‌ متأثر از هيمن مينسكي متأخر است و علت اصلي بحران را سطح بدهي عمومي عنوان مي‌كند. زماني كه مينسكي سطح بدهي فردي را در اقتصادهاي اصلي جهان بررسي مي‌كرد، و در زماني كه بيشتر اقتصاددانان هنوز «تعادل بزرگ» را تجربه مي‌كردند، كين مشكل را قريب‌الوقوع مي‌ديد. به علاوه،‌ همة سطوح بدهي قبل از بحران در اقتصاد غرب، بسيار بيشتر از آن چيزي بود كه پيش از ركود بزرگ رخ داد. تا زماني كه ما مشكل بدهي فردي را در اقتصاد حل نكنيم، عرضه و تقاضا در سكون باقي مي‌مانند، دوران سختي به طول مي‌انجامد و به سوي دهه‌هاي سوخته به سبك ژاپني خواهيم رفت. اگر خانواده‌ها و شركت‌ها از فشار بدهي رها نشوند، چاپ پول و انتقال آن به ترازنامه‌هاي بانكي، به تنهايي مشكلي را حل نخواهد كرد. كين طرفدار سالگرد يا بخشش همگاني بدهي‌هاست. مشكل تدبيرِ روشي براي رسيدن به اين هدف، همزمان با شكل‌گيري مجدد مشاجره در مورد اقتصاد، موضوعي است كه سياست‌گزاران بايد مورد توجه قرار دهند.

جهان معاصر ما دستخوش الگويي اقتصادي است كه موفق نيست و موجب ويراني در زندگي و سيارة ما شده است. اما مشكل ساخت جايگزيني كه به لحاظ عقلي، متقاعدكننده و مستحكم باشد هنوز هم فعاليتي است كه بسيار كم صورت مي‌گيرد. اگرچه در توسعة وجوه جايگزين براي انديشه در اقتصاد پيشرفت‌هاي زيادي صورت گرفته است، اما هنوز كارهاي بيشتري بايد انجام شود، به خصوص در انتقال ايده‌هاي جديد و ويران كردن بناي قديمي نظرية نئوكلاسيك. اين كارها هم شامل شكل‌گيري مجدد روش آموزش اقتصاد در دانشگاه‌ها مي‌شود و هم شامل انتقال روش انديشيدن جديد به مستمعين بيشتري كه بايد وجود جايگزين ديگر را ببينند. و كتاب استيو كين گام بلندي در اين راه است.

*این نوشته در سایت ترجمان منتشر شده است

در این باره می توانید به چرا پنبه اقتصاد را می زنم؟ یکی از مقالات منتخب از کتاب اقتصاد افشارگر استیو کین مراجعه نمایید

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب