دریغ از یک "فریدمن" | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

دریغ از یک “فریدمن”

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۲:۲۹ ۱۳۹۲/۱۱/۱

*کسانی که می خواهند بدانند اقتصاد کلان ایرانی چگونه است ، کتاب اقتصاد کلان “گریگوری منکیو” را تورقی بکنند. به تعبیر دوستی این کتاب اقتصاد کلان آمریکایی است.

از اقتضائات علم بومی ، توجه به “نیاز های جامعه” است. علمی بومی و مفید فایده است که پاسخگوی نیاز های جامعه اش باشد و گرنه بدرد ترشی انداختن می خورد. (بنظر خودم) این قاعده شامل تمام علوم حتی علوم فکری محض مانند فلسفه هم می شود. اما قطع به یقین “همه” تصدیق خواهند کرد که قطعا “علم اقتصاد” در این دایره می گنجد. نظریات و قواعد اقتصادی که در دانشکده ها مطالعه می شوند و بر مبنای آن ها برنامه ریزی و سیاست گذاری می شود با بهترین خوش بینی و کمترین توقع حداقل باید با شرایط جامعه ای که قصد پاسخگویی نیازهایش را دارد ، هماهنگی داشته باشد. (اینکه مبادی فلسفی این علوم را بررسی کنیم و بسنجیمش فعلا پیشکش)

بعنوان مثال ؛ دانشجویان علم اقتصاد شاید پر کاربردترین مفهومی که در اقتصاد کلان (پیش نیاز اکثر دروس اصلی و تخصصی و تقریبا بن مایه ی تمام آن ها) مطالعه می کنند ، “نرخ بهره” است. البته این مفهوم با آنچه در جامعه بعنوان نرخ بهره مشهور است متفاوت است ، نرخ بهره در اقتصاد کلان مفهومی مرتبط با اوراق قرضه است و این پدیده در اقتصاد ایران وجود خارجی ندارد!!! ولی هنوز هم در تمام کتب اقتصاد کلان (که عمده شان پس از انقلاب تالیف شده اند) این مفهوم توضیح و تدریس می شود و جالب اینکه تقریبا هیچ اشاره ای به حذف این پدیده از اقتصاد ایران نمی شود.!!! انگار نه انگار این مباحث برای دانشجوی ایرانی نوشته می شود.(مسلمان بودنش هم مانند مبادی فلسفی علم اقتصاد پیشکش)

برایم سوال شد یعنی یک مرد پیدا نمی شود که “اقتصاد کلان ایرانی” بنویسد؟ یعنی در این ملک یک “فریدمن” هم نیست

*از بحران 1930 به بعد اقتصاددانان کینزی چنین فرض کردند که طرف عرضه در اقتصاد کاملا مستقل و پویاست و “هرچه” تقاضا بوجود بیاید ، طرف عرضه توانایی پاسخگویی خواهد داشت. (که البته با توجه به شرایط بحران و رکود درست بود) اما ظاهرا اقتصاددانان یادشان رفت که این فرضی بود که در شرایط بحران وضع شده است ، تا حدود 30 سال بعد در سال 1960 “میلتون فریدمن” این فرض را رد کرد و تغییراتی در آن بوجود آورد و دیگر طرف عرضه را “ثابت” فرض نکرد. ای کاش کسانی که شبانه روز “میلتون فریدمن”را فحش و نفرین می کنند ، تعهد پاسخگویی به نیاز های جامعه را از او بیاموزند.

**کنجکاو شدم کتابی را تورق کنم تحت عنوان “اقتصاد کلان با رویکرد اسلامی” از حجت الاسلام دکتر حسین میر معزی (رییس گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) ، با اینکه به شخصیت گرانقدرشان ارادت دارم ولی اصلا کتابشان (حداقل در این تورق ابتدایی) به من نچسبید. اینکه دیگران در اقتصاد کلان می گویند که انواع تقاضا برای پول عبارت است از : 1)تقاضای معاملاتی 2) تقاضای سفته بازی ؛ ولی در اقتصاد کلان با رویکرد اسلامی بخوانیم که انواع تقاضا برای پول عبارت است از : 1) تقاضای معاملاتی 2) تقاضای سفته بازی 3)تقاضای پول برای انفاق در راه خدا !!! ، حداقل برای من جذابیتی نداشت.

***کسانی که می خواهند بدانند اقتصاد کلان ایرانی چگونه است ، کتاب اقتصاد کلان “گریگوری منکیو” را تورقی بکنند. به تعبیر دوستی این کتاب اقتصاد کلان آمریکایی است. با توجه به شرایط و نیاز های “امروز” اقتصاد آمریکا نوشته شده ، مملو از نمونه های موردی اقتصاد آمریکا ، قوانین و بخش نامه های مربوط به اقتصاد امریکاست. با مطالعه ی این کتاب “واقعا” خودتان را در اقتصاد امریکا مشاهده می کنید. (آخرین ویرایش این کتاب که در ایران ترجمه شده ، مربوط به سال 2007 است.)

****صحبت از لزوم تدوین کتاب اقتصاد کلان ایرانی به معنی حذف تجربه های تاریخی از آموزش علم اقتصاد یا عدم آشنایی با دستاوردهای دیگر کشور ها نیست ، فقط به معنی درک شرایط کشور است.

 برگرفته شده از وبلاگ آب آتشگون

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب