آزادي يا اجبار؟! | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
نقدي بر ليبراليسم اقتصادي

آزادي يا اجبار؟!

خبرگزاری تابناک

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۵:۳۲ ۱۳۹۲/۱۰/۲۴

طرفداران‌ آزادي‌ اقتصادي‌ در غرب، بدليل‌ اينكه‌ تشكيل‌ اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ باعث‌ محدوديت‌ اين‌ تقرير از آزادي‌ فردي‌ مي‌شود، اكثريت‌ جامعه‌ سرمايه‌داري‌ را از تشكيل‌ چنين‌ تشكل‌هايي‌ باز داشته، ولي‌ دست‌ كارفرما را در تجاوز به‌ آزادي‌ فردي‌ كارگران‌ باز گذاشته اند

بحران هايي که طي دهه های گذشته و بويژه سال هاي اخير در کشورهاي سرمايه داري رخ داده و همراه با تنش هاي سياسي و گسترش موج اعتراضات مردمي بوده موجب شده تا مجدداً به مباني و پايه هاي اين نظام اقتصادي رجوع شود و اهميت نقدهای وارد بر اين نظام جدی گرفته شود.

آنچه طرفداران و فلاسفه متمايل به ليبراليسم و پيرو سنت فکري آنگلوساکسن بدان افتخار مي کنند اين است که نظام هاي اقتصادي مبتني بر دولت نمي تواند فرصت فعاليت و ابتکار و اختلاف سليقه و عقيده فردي را به ميدان بياورد، چراکه معتقدند اينگونه چيزها دائماً برنامه-هاي دولت را به هم مي ريزد و نظم مبتني بر عقل حاکم توسط دولت را از بين مي برد. لذا اعتقاد دارند در نظام هاي دولت مدار آزادي نيست و در مقابل، نظام ليبرال است که براساس مباني خود مي تواند آزادي را گسترش دهد.

در واقع آزادي در قلمرو اقتصاد و بازار در برداشت ليبرالي عبارت از اين است که مردم بتوانند آن طور که مي خواهند عمل کنند. اگر مي خواهند مثلاً امسال بهار پيراهن نارنجي بپوشند، آزادند و هيچگونه مانعي ندارند و اين تنها چيزي است که اقتصاددان ليبرال براي اينکه ببيند مردم آزادند يا نه، احتياج به دانستنش دارد. لذا آزادي انتخاب و عمل را مبناي اقتصاد ليبرال مي-دانند و يکي از افتخاراتي که مدعي آن هستند همين موضوع است.

اگر اندکي تامل در اين مبناي فلسفي تفکر اقتصاد ليبرال صورت بگيرد نشان مي دهد اين تصور از آزادي تصوري بسيار سطحي است. در واقع در نگرشي عمقي مشخص مي گردد که نوعي «آزادي دستکاري شده» وجود دارد و منفعت و کسب سود توسط بنگاه ها و سرمايه داران موجب شده آزادي تبديل به اجبار در انتخاب گردد. بعبارت ديگر در کمال آزادي مجبور به انتخاب آنچه که مي بايد انتخاب شود هستيم. با اين حال چنان ظرافتي بکار رفته که در نگاه سطحي، تصور بر حاکميت مطلق آزادي است که شعار نظام مبتني بر بازار و سرمايه داري مي باشد، درحاليکه در باطن کاملاً خلاف آن عمل مي شود.

براي شرح بيشتر به همان مثال فوق رجوع مي کنم. در مثال بالا بايد بپرسيم که چرا مردم مي خواهند امسال پيراهن نارنجي بپوشند؟ پاسخ اين است کساني بوده اند که براي کسب منفعت و سود بدنبال اين هستند که مردم فکر کنند رنگ هايي که پارسال پوشيده اند ديگر امسال به درد نمي خورد و مي بايد براساس مد روز حرکت کنند. در واقع مردم انتخاب ديگر و چاره ديگري به جز انتخاب پيراهن نارنجي براي امسال ندارند و آزادنه در بين انتخاب هاي متعدد و رنگ هاي متنوع موجود تنها يک انتخاب دارند. پس در واقع آزادي در انتخاب، تصنعي  بوده و دستکاري شده است و در واقع مردم تصور دارند که آزادند، درحاليکه کاملاً اين آزادي هدايت شده و اجبارگونه است.

جالب است اشاره کنم چند دهه پيش وقتي کتاب آدن (شاعر آمريکايي) با عنوان «عصر اضطراب» منتشر شد. اضطراب در بين مردم امريکا حتي مد شد و شيک بود و مردم براي اينکه از قافله عقب نمانند اضطراب درخودشان پرورش مي دادند. سئوال اين است که چرا اين اتفاق مي افتد؟ در پاسخ بايد بگويم که تبليغات گسترده و پوشش سنگين رسانه اي با اهداف از طبق طراحي شده که عمدتاً مبتني بر سودآوري است موجب مي گردد اصل اساسي نظام اقتصاد ليبرال  يعني آزادي در انتخاب و عمل ظاهري و ساختگي باشد. با اين حال اين کار با نهايت زيرکي و برنامه ريزي شده رخ مي دهد تا بر تصور داشتن آزادي خدشه اي وارد نشود.
در خاتمه بايد بگويم که در نظام اقتصاد ليبرال به جاي آزادي واقعي شاهد نوعي تصور آزادي در انتخاب و عمل هستيم و اين آزادي در انتخاب و عمل ساختگي و دستکاري شده است و در بطن خود نوعي اجبار حاکم است. اينجاست‌ كه‌ متوجه‌ سخن‌ عميق‌ شهيد صدر در زمينه‌ آزادي‌ اقتصادي‌ در نظام‌ اقتصاد سرمايه‌داري‌ مي‌شويم‌ كه‌ مي‌گويد: «تعبيرات‌ آنها از آزادي، عباراتي‌ نامأنوس‌ يا بشدت‌ غير واضح‌ است.»
نمونه بارز آن نيز اين است که طرفداران‌ آزادي‌ اقتصادي‌ در غرب، بدليل‌ اينكه‌ تشكيل‌ اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ باعث‌ محدوديت‌ اين‌ تقرير از آزادي‌ فردي‌ مي‌شود، اكثريت‌ جامعه‌ سرمايه‌داري‌ را از تشكيل‌ چنين‌ تشكل‌هايي‌ باز داشته، ولي‌ دست‌ كارفرما را در تجاوز به‌ آزادي‌ فردي‌ كارگران‌ باز گذاشته اند. بدينسان‌ كارگران‌ ظاهراً‌ آزادند ولي‌ توانايي‌ بر اعمال‌ آزادي‌ خويش‌ ندارند. اين‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ شهيد صدر از آن به‌ «آزادي‌ اجتماعي‌ صوري» تعبير آورده‌ است. وي‌ در تعريف‌ آزادي‌ اجتماعي‌ جوهري‌ و اصيل‌ مي‌گويد: «قدرتي‌ است‌ كه‌ به‌ همراه‌ آن، زمينه‌ بهره‌مندي‌ از آن‌ نيز باشد يعني‌ در جامعه، شرايط‌ لازم‌ براي‌ بكارگيري‌ آن‌ آزادي‌ وجود داشته‌ باشد. اما آزادي‌ اجتماعي‌ صوري، فاقد زمينه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ بكارگيري‌ آنست‌ يعني‌ آزادي‌ منهاي‌ قدرت.‌ آزادي‌ نوع‌ اول، «جوهري» و دومي، «صوري» است‌ و اين‌ دو نوع‌ آزادي، متضاد‌ با يكديگرند و آزادي‌ اقتصادي‌ ادعاشده‌ در نظام‌ سرمايه‌داري، آزادي‌ شكلي‌ و صوري‌ است.»
بنابراين‌ اگر آزادي‌ انتخاب و عمل‌ را شعاري‌ براي‌ تحقق‌ اهداف‌ سرمايه‌داران‌ و توجيهي‌ براي‌ رفع‌ هر نوع‌ مزاحمت‌ و مداخله‌اي‌ براي‌ منافع‌ آنان‌ بدانيم‌ سخني‌ گزافه‌ نگفته‌ايم. با اين حال، مسايل پيش آمده گواه براين است که به مرور زمان، تصورات اشتباه مردم تصحيح مي شوند و بر آگاهي آنان از آزادي هاي اجبارگونه و تصنعي افزوده مي شود و همين مساله نيز تهديدي بر پيکره نظام سرمايه-داري خواهد بود که ريشه هاي آن ظاهرشده و گسترش خواهد يافت.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب