اندیشه های لیبرالی؛ اقتصادی که حماسه نمی آفریند | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
تحلیلی از میلاد ذوالفقاری به بسط اندیشه اقتصاد لیبرالی در مجموعه دولت های پس از جنگ

اندیشه های لیبرالی؛ اقتصادی که حماسه نمی آفریند

وبلاگ شهاب سه

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۴:۴۴ ۱۳۹۲/۱۰/۲۴

با روی کار آمدن اصولگرایان در سوم تیر ۸۴ بازگشت به ارزش ها و مبانی انقلاب اسلامی دوباره اوج گرفت. در دوره محود احمدی نژاد که با شعار عدالت روی کار آمده بود انتظار پایان بسط تئوری های اقتصاد غیر اسلامی را می رفت اما آنچه که در عمل حقیقت یافت ادامه همان سیاست های اقتصادی دولت های گذشته بود.

 «هر جا که وارد مرحله‏ ى اسلام و مقوله‏ ى اسلامى نشدیم، مردم در آنجا همان زندگى دشوار و وضعیت ناخوشایند را دارند. کسانى که اهل تحلیل و استدلال و بحث هستند، بردارند فهرست کنند تا براى مردم روشن بشود…» این ها بخشی از بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دی ماه ۶۸ می باشد، این بیانات در کنار دعوت از اهل استدلال نشان از قاطعیت این موضوع دارد.

این سخنان رهبری را اگر با وضعیت اقتصادی موجود بسنجیم باید این نتیجه را بگیریم که وضعیت اقتصادی موجود حاصل بسط اندیشه غیراسلامی در سال های گذشته چه در تئوری ها و چه در اجرا است.

شروع این بحث ها با روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی شکل گرفت. هاشمی رفسنجانی که در داخل جزء چهره های نزدیک به امام و در محافل خارجی از او به عنوان دومین فرد قدرتمند ایران نام برده می شد در حالی دولت را در دست گرفت که خرابی های ناشی از جنگ تحمیلی و در کنار مسیر کند پیشرفت های اقتصادی وظیفه سنگینی را بر دوش داشت. آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان رئیس جمهور دست به اقدامات گسترده ای در حوزه های فرهنگ، اقتصاد و سیاست زد. او که پیشتر در اوایل دوران ریاست جمهوری خود یکی از اقدامات اساسی خود را ارائه الگوی یک کشور اسلامی پیشرفته داده بود در عمل در دولت خود از افراد تکنوکرات بهره برد و الگوی تعدیل اقتصادی در کشور پیاده کرد.

 دکتر صادق زیبا کلام [استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل سیاسی] در مستند مصاف ۱ [از تولیدات سفیر فیلم] درباره عملکرد هاشمی رفسنجانی اینگونه توضیح می دهد که: «هاشمی به درست یا به غلط می دانست که می خواهد چه کار بکند. می خواست اقتصاد دولتی ایران را با کلنگ بردارد و خراب کند و به جای آن اقتصاد آدام اسمیتی را پیاده کند… کار دیگرش این بود که اولا این اقتصاد را باید نابود بکنم و اقتصاد آزاد بیاورم، دوما خصوصی سازی باید بکنم و سوما این که مملکت هشت سال در جنگ بوده و باید ضربتی سازندگی را شروع کنم. »

حسین بشیریه در کتاب دیباچه ای بر جامعه شناسی ایران، دوره جمهوری اسلامی اینگونه توضیح می دهد که: «خصوصی سازی اقتصادی پس از سال های جنگ، رشته پیوند دولت با طبقه سرمایه دار را تقویت کرد و خصلت طبقاتی نهفته دولت را آشکارتر ساخت و میان اجزاء مختلف طبقه مسلط اقتصادی سازش و پیوند بیشتری پدید آورد.»

سیاست های اقتصاد غیر اسلامی در دولت اصلاحات نیز ادامه می یابد. دکتر رجایی [عضو هیأت علمی موسسه امام خمینی]

درباره مبانی اقتصادی دولت اصلاحات اینگونه می گوید که: «مبانی برنامه چهارم را می توان یک نقطه عطف در جنگ نرم دشمن نامید به عبارت دیگر سکولاریزاسیون و براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی با صراحت تمام با مهر سازمان برنامه و بودجه کشور و در درون ستاد تصمیم سازی کشور با بودجه کشور طراحی، تدوین و به صورت کتابی قطور منتشر می شود.»

با روی کار آمدن اصولگرایان در سوم تیر ۸۴  بازگشت به ارزش ها و مبانی انقلاب اسلامی دوباره اوج گرفت. در دوره محود احمدی نژاد که با شعار عدالت روی کار آمده بود انتظار پایان بسط تئوری های اقتصاد غیر اسلامی را می رفت اما آنچه که در عمل حقیقت یافت ادامه همان سیاست های اقتصادی دولت های گذشته بود.

دکتر حسن عباسی [رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز] در واکنشی از لیبرال بودن تئوریسین دولت اصولگرا تعجب می کند و اظهار می دارد که: «خنده دار است دولت اصولگرا ولی اقتصادش در دست مرکانتنیست ها و لیبرال ها است که این ها اصلا فریمنی هستند… سوال من این است که چطور می شود که تئوریسن حکومت اسلامی لیبرال باشد.»

دکتر پژویان [استاد دانشگاه علامه طباطبایی] که نظریه های اقتصادیش توسط دو شاگرد اصلییش یعنی دکتر شمس الدین حسینی [وزیر اقتصاد دولت احمدی نژاد] و دکتر فرزین [دبیر ستاد هدفمندی یارانه ها] در دولت احمدی نژاد بسط داده می شد در مصاحبه با مجله تجارت فردا نگاه خود به اقتصاد اسلامی را اینگونه بیان می کند که: «عده‌ای بحث اقتصاد اسلامی را مطرح کردند و سطح دین را به عنوان سندی بالا‌دستی و یک مکتب فکری در حوزه اقتصاد یک کشور خاص پایین آوردند. فکر کردند با طرح این ماجرا می‌توانند اقتصاد علمی و اقتصاد متداول را کنار بگذارند. اگر نه ما از نظر تئوری‌ها و نظریه‌های اقتصادی هنوز چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم.»

آنچه را که در بالا ذکر گردید تنها نمونه هایی بود تا به طرح ریزی اقتصاد غیر اسلامی در دولت های گذشته پی برد. از اختلاس بانک صادرات در دولت سازندگی و مسئله شهرام جزایری در دولت اصلاحات و اختلاس سه هزار میلیاردی در دولت احمدی نژاد تنها عواقب کوچکی از اقتصاد غیر اسلامی است. یرواند آبراهامیان از اعضای هشت گانه مرکز نشر اسناد تاریخی CIA در کتاب تاریخ ایران مدرن نیز سیاست های توسعه اقتصادی دولت سازندگی را باعث ایجاد بحران در کشور ذکر می کند.

با این همه تحلیل و تبیین در باب اقتصاد غیر اسلامی باید گفت دولت یازدهم نیز باز همان روند دولت های گذشته را در پیش گرفته است و این روند در سیاست های بودجه۹۳  که یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی است قابل دیدن می باشد.

 ابراهیم رزاقی [از اقتصاددانان برجسته و استاد دانشگاه تهران] درباره روند سیاست های اقتصادی دولت یازدهم اینگونه می گوید که: «بودجه ۹۳ با همین نگاه لیبرالی تدوین شده است؛ البته اگر به بودجه سال های گذشته هم نگاه شود به همین منوال بوده است؛ سیاست های دولت یازدهم در این چهار ماهه نشان داده است که داستان همان داستان لیبرالی است و تلاش می کند صادرات نفت را افزایش و در قبال آن کالاهای مورد نیاز وارد شود و حتی فکر نمی کنند که اگر از این طریق قرار بود توسعه پیدا کنیم چرا زمان شاه توسعه پیدا نکرده و صنعتی نشدیم؟»

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب