علم اقتصاد اسلامی، تعریف و روش | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
تعریف اقتصاد اسلامی در بیان منذر کهف

علم اقتصاد اسلامی، تعریف و روش

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۳:۱۴ ۱۳۹۲/۱۰/۱۶

این که اگر علم اقتثاد اسلامی به طور کلی بتواند به صورت قسمتی از علم اقتصاد به کار رود این چیزی بیش از اعمال کردن نظریه در مورد نظام اقتصادی اسلام نیست در این صورت علم اقتصاد اسلامی نه علم مستقل قلمداد می شود و نه ماهیت علمی علم اقتصاد را نفی می کند

مقاله از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول درباره‌ تعریف و قلمروی علم اقتصاد اسلامی است. نویسنده در این بخش، به تحلیل و نقد تعریف‌های ارائه‌شده به‌وسیله اقتصاددانان اسلامی می‌پردازد و سرانجام دیدگاه خود را بیان می‌کند. به عقیده وی، علم اقتصاد به‌صورت بخشی از مطالعه تمدن و جامعه بشر عبارت است از: مطالعه رفتار فردی و اجتماعی بشر درباره استفاده از منابع در جهت تامین اهداف مادی بشر. وی مخالف افزودن قید اسلامی به علم اقتصاد است و در عین حال اعتقاد دارد که این علم، قسمتی از چیزی است که خداوند متعال به ما دستور داده در این جهان یاد بگیریم تا حکمت عظیم او را درک کنیم. بر این اساس، قلمرو علم اقتصاد چنانچه دوباره از دیدگاه اسلامی تعریف شود، عبارت است از رفتار بشر با همه جوانب آن و تحت هر نوع از ارزش‌های اخلاقی و مذهبی و در داخل تمام چارچوب‌های اجتماعی، سیاسی و قانونی. بخش دوم درباره روش‌شناختی است و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا علم اقتصاد اسلامی روش ویژه‌ای را می‌طلبد یا در جایگاه اقتصاد فراگیر، چارچوب کلی و روش‌های علمی اقتصاد غرب را می‌پذیرد. نویسنده در این بخش با تفکیک نظام اقتصادی اسلام از علم اقتصاد بحث را در دو محور ادامه می‌دهد: ا. روش استخراج نظام اقتصادی اسلام؛ ب. روش اسلامی علم اقتصاد. از دیدگاه وی، نظام اقتصادی از سه عنصر تشکیل شده است: فلسفه یا عقاید اسلامی، اصول موضوعه و قانون‌های اجرایی. اقتصاددانان مسلمان باید تمام اجزای تشکیل‌دهنده نظام را در قالب کل منسجم و سازگار کشف کنند. روش کشف نیز شبیه روش کشف نظریه‌ها و قانون‌های کلی در علم فقه است که برخی در قرآن و سنت به روشنی یافت می‌شود و برخی دیگر باید از مجموعه‌ای از آیات و روایات که در زمینه‌های گوناگون وارد شده، استنباط شود. درباره روش اسلامی علم اقتصاد نویسنده معتقد است: 1. به‌رغم عمومیت قوانین اقتصادی، کشف آن‌ها فرایندی متاثر از ارزش‌های محققان، اوضاع اجتماعی و مکاتب اخلاقی واحدهای اجتماعی است. اقتصاددانان اسلامی باید آثار امور ارزشی در قانون‌های اقتصادی را تشخیص داده، این‌‌دو را از یک‌دیگر تفکیک کنند. 2. وظیفه دوم اقتصاددانان اسلامی استفاده از اصول موضوعه برگرفته از شریعت در علم اقتصاد اثباتی است. 3. در اجرای دو وظیفه پیش‌گفته لازم است بین پیش‌فرض‌ها که از ارزش‌ها متاثر است و ابزارها که کمتر از ارزش‌ها تاثیر می‌پذیرد، تفکیک شود. 4. اقتصاددانان مسلمان در تخلیه قوانین علم اقتصاد از ارزش‌های غیراسلامی و ادخال ارزش‌های اسلامی در علم اقتصاد و غنی‌سازی علم اقتصاد و با اصول موضوعه به‌دست آمده از وحی، ناگزیر به تعریف مجدد و تصحیح تعدادی از مفاهیم پایه‌ای نظری اقتصاد است؛ ولی به نفی روش استقرایی و ابزارهای تجلیل نظریه اقتصادی احتیاجی ندارند.

متن کامل مقاله

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب