دولت به مثابه یک ابزار اقتصادی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
نئو لیبرالیسم اقتصادی؛ نقد درونی و بیرونی

دولت به مثابه یک ابزار اقتصادی

روزنامه رسالت

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۲:۱۲ ۱۳۹۲/۱۰/۷

نئو لیبرالیسم اقتصادی مکتب فکری منشعب از لیبرالیسم کلاسیک می باشد که ابتدا در سال۱۹۴۷ توسط هایک اقتصاددان اتریشی در مجمع مون پلرین سوییس با حضور اقتصاددانانی همچون فریدمن و لیمپن مطرح گردیدو بعدا توسط میلتون فریدمن شناسانده وگسترش پیدا کرد.

 نئو لیبرالیسم اعتراضی به دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی در قالب نظریات جان مینیارد کینز اقتصاددان بزرگ انگلیسی بود که بعد از بحران بزرگ سرمایه داری۱۹۲۹ مقبولیت جهانی یافته بود. هسته مرکزی نظریه نئولیبرالیسم در اقتصاد دعدم دخالت دولت در اقتصاد می باشد. بینش نظریه نئولیبرالیسم این است که آزادی فردی می تواند به بهترین شکل ممکن توسط یک ساختار نهادی ایجاد شود که متشکل از حقوق مالکیت قوی، بازارهای آزاد و تجارت آزاد است: جهانی که در آن ابتکار فردی پیشرفت خواهد کرد. شواهد وجود آن هم این است که دولت نباید در اقتصاد دخالت کند اما باید قدرت خود را در جهت حفظ حقوق مالکیت خصوصی و نهادهای بازار به کار گیرد و در صورت لزوم آنها را در سطح جهانی ترویج نماید پس دولت در امور اقتصادی تنها به عنوان ابزار برای گسترش بازار آزاد، حفظ مالکیت خصوصی و ایجاد رقابت مورد توجه قرار می گیرد. نئولیبرالیسم آزادی بازار و تجارت را ضامن آزادیهای فردی قلمداد می کند. نئولیبرالیسم به نوعی ترکیبی از اختیار گرائی آدام اسمیت و بنیاد گرائی بازاری فریدمن می باشد. بازار سازی ، خصوصی سازی و مقررات زدایی مثلث محوری نئولیبرالیسم را تشکیل می دهد.

نئو لیبرالیسم اعتقاد دارد بازار حالت خود تنظیمی دارد و دخالت دولت در بازار اختلال ایجاد می کند لازم به ذکر است که کینز دلیل اصلی بحران را کاهش تقاضا در بازار می دانست و علاج آن را بالا بردن تقاضا توسط دولت در اثر تزریق پول به جامعه قلمداد می نمودکه به نوعی دخالت دولت در بازار بود فریدمن با نظر فوق مخالفت کرده و عامل اصلی بحران را کاهش عرضه قلمداد می کند که با کاهش مالیات و نرخ بهره بالا قابل کنترل می باشد. برخلاف کینز که به بیکاری حساسیت دارد.

نئو لیبرالها به تورم حساسیت نشان داده و علاج آن را واقعی کردن قیمت ها، کاهش مداخله دولت در اقتصاد و به تبع آن کاهش هزینه های دولتی قلمداد می کنند آنها اعتقاد دارندبرخلاف آنچه کینز می پنداشت، افزایش هزینه های دولت به جای رساندن جامعه به اشتغال کامل، موجب افزایش نقدینگی، کسری بودجه دولت و در نتیجه تورم می شود و تورم زیان بارترین بلای اقتصادی است که دسترنج انسان ها را به باد می دهد. اگر نیروی مداخله گر دولت، کار مردم را به خودشان بسپارد و فراتر از قاعده گذاری کلی کاری نکند، بازار توانایی تنظیم ارتباطات افراد را خواهد داشت.

مکتب نئولیبرالیسم در دهه هفتاد مورد توجه قرار گرفته و از دهه هشتاد به بعد مکتب اقتصادی مسلط در عرصه بین الملل می گردد شکست نظام ثابت نرخ ارز دلار طلا ، بحران اقتصادی سالهای۷۰ و۷۳ ، اعطای جایزه نوبل اقتصاد به دو اقتصاد دان مشهور نئولیبرال (هایک در سال۱۹۷۴ و فریدمن در سال۱۹۷۶ ) و در بعد سیاسی موج آزادیخواهی در پاریس ۱۹۶۸( )، تظاهرات دانشجویان در میدان تیانمن چین و در بسیاری از کشورها همه وهمه نشان از رویگردانی از مکاتب و رهیافتهای قبلی و گرایش به آزادیهای گسترده فردی بود این حرکتها در اواخر دهه هفتاد با روی کار آمدن دولت محافظه کار تاچر در انگلیس (۱۹۷۹ ) و روی کار آمدن ریگان جمهوریخواه در آمریکا ۱۹۸۰() که به طور علنی از سیاستهای اقتصادی نئو لیبرالیسم تبعیت می کردند تکمیل می گردد. حتی نهادهای مالی بین المللی برتون وودز ( بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ) که براساس تفکرات جان مینیارد کینز شکل گرفته بودند از دهه هشتاد به بعد دستور کار خود را تغییر داده و به گسترش ایده نئولیبرالیسم در چارچوب برنامه های تعدیل ساختاری ادامه می دهند.

امروزه بعد از گذشت حدود۳۰ سال از اجرای این سیاستها ، ایرادات و نقاط ضعف این مکتب اقتصادی آشکار شده و بویژه بعد از بحران اخیر سرمایه داری اعتماد به این سیاستها پائین آمده در بسیاری از کشورها دولتها به دخالت در اقتصاد برگشته اند و حتی امروزه بازگشتی به ملی گرائی در اقتصاد صورت گرفته است با توجه به ادامه بحران و انتقادات گسترده از نئولیبرالیسم و آشکار شدن ناتوانی مکتب مورد نظر هدایت نظام اقتصادی دنیا، بررسی انتقادات هم از درون و هم از بیرون خالی از لطف نخواهد بود.

انتقاد از نئو لیبرالیسم

نقد از درون

جوزف استیگلیتز اقتصاددان برجسته آمریکائی استاد دانشگاه هاروارد و برنده جایزه نوبل۲۰۰۱ به عنوان پست نئولیبرالیست انتقادات اساسی از درون نئو لیبرالیسم بدان وارد می کند. تجربه عملی استیگلیتز در تیم مشاوران کلینتون و بانک جهانی به نظرات و انتقادات وی ظرافت و پختگی خاصی بخشیده است. استیگلیتز ابتدا حالت خود تنظیمی بازار را زیر سوال برده و اعتقاد دارد نه بازار و نه دولت به تنهایی نمی توانند مشکلات را بر طرف سازند، پس وقتی که مشکل و بحرانی رخ می دهد دولت باید کنار بازار به حل مشکلات بپردازد. بازار عملا به خاطر وجود۳ مشکل نمی تواند در همه جا حالت خود تنظیمی داشته باشد.

۱) کمبوداطلاعات

۲) نا کافی بودن بازار

۳) فقدان نهاد مناسب برای نظارت و دخالت موثر.

وی معتقد است هر وقت اطلاعات ناقص باشد بویژه وقتی عدم تقارن اطلاعات وجود داشته باشدیعنی زمانی که در آن برخی افراد چیزهایی می دانند که دیگران از آن بی اطلاع هستند ( که همیشه چنین است ) دست نامرئی آدام اسمیت به نظر نامرئی می رسد و دیگر دستی وجود ندارد. انتقاد فوق اساسی است که بنیاد اقتصاد لسه فری لیبرال و نئو لیبرال را زیر سئوال می برد و با چنین انتقاداتی این فکر به ذهن خطور می کند که دیگر استیگلیتز از جرگه مکتب نئولیبرالی خارج گشته است.

انتقاد دیگر استیگلیتز از نحوه اجرای سیاستهای نئو لیبرالی توسط موسسات مالی بین المللی همانند بانک جهانی و بویژه صندوق بین المللی پول می باشد که بدون توجه به شرایط و وضعیت اقتصادی کشورها نسخه های یکسانی برای توسعه آنها می پیچند. استیگلیتز آزاد سازی تجاری را بدون توجه به آمادگی کشورها و فراهم بودن زمینه آن، عملا موجب افزایش فقر و بحران قلمداد می کند.

استیگلیتز همانند کینز به بیکاری حساسیت داشته و فقر و تورم را از نظر دور نمی اندازد و شاید بتوان گفت در اینباره بین تورم و بیکاری ، به بیکاری حساس بوده و فقر را در کنار دومقوله فوق می گنجاند.

استیگلیتز گشودن بازارهای مالی را بزرگترین عامل بحران می داند که مثال کشورهای آسیای شرقی را مبین اصل فوق می داند به دنبال گشودن بازارهای مالی، سرمایه های خارجی به هدف کسب سود بیشتربه کشور میزبان هجوم می برند و به محض مشاهده اولین نشانه بحران ، همین سرمایه های وارده با مقدار کلانی از سرمایه های بومی به سرعت و ناگهان کشورها را ترک می کنند. به طور کل استیگلیتز کلیات اقتصاد نئو لیبرالی را قبول داشته ولی نحوه اجرای آن در مکانها و شرایط مختلف را مد نظر قرار می دهد و جهانی کردن نئو لیبرالیسم را به شدت تقبیح می کند. استیگلیتز پا را فراتر گذاشته و تعدیل و یا باب جدیدی در نظریات نئو لیبرالیسم به عمل می آورد.

نقد از بیرون

دیوید هاروی استاد دانشگاه هاپکینز اقتصاددان ساختارگرایی است که واحد مطالعاتیش طبقه می باشد وی در انتقاد از نئولیبرالیسم نقطه عزیمت خود را طبقه قرار داده و اعتقاد دارد نئو لیبرالیسم پروژه ای برای اعاده قدرت طبقه سرمایه دار می باشد وی در ادامه می گویدکه یکی از شروط توافقات پس از جنگ دوم محدود شدن اقتصادی طبقات بالا و اختصاص آن به طبقات پائین ، فقرا و کارگران بود هاروی استدلال می کند به خاطر رشد بالای اقتصاد جهان تا دهه۷۰ سهم ثابت از سود برای طبقات بالا نگران کننده نبود و لی در دهه۷۰ به دنبال سقوط چشمگیر رشد جهانی طبقه سرمایه دار احساس خطر کرده و از نئو لیبرالیسم به عنوان ابزار برای اعاده قدرت و ثروتش استفاده

می کند ایده کاهش مالیات شرکتها و سرمایه داران و از طرفی پائین آوردن هزینه های دولت شرایط بهتری برای طبقه بالا فراهم می کند . نظریه هاروی ابتکاری و یک قدم به جلو در دیدگاههای چ‘ به شمار می رود همانطوریکه لنین امپریالیسم و ایجاد تراست را راه فرار سرمایه داری از سقوط می دانست هاروی ابتکار به خرج داده و نئو لیبرالیسم را فرشته نجات سرمایه داری قلمداد می کند.

هاروی یکی ازمعضلات زایده نئو لیبرالیسم را توسعه ناموزون جغرافیایی می داند وقتی که دولت از اقتصاد کنار کشیده می شود و بخش خصوصی وارد شود جائی را برای سرمایه گذاری انتخاب می کند که جذابیت داشته باشد و این در عمل باعث می شود که بیش از نصف جهان از توسعه کنار گذاشته شود . انتقاد دیگر هاروی نادیده انگاری محیط زیست توسط نئو لیبرالهاست از انجائی که حفظ محیط زیست به عنوان یکی از پایه های توسعه پایدار بشمار میرود تخریب و از بین بردن آن خسارات جبران ناپذیری را به محیط زندگی بشری وارد می کند وی نمونه های بیشماری از تخریب محیط زیست به ویژه در کشورهای جهان سومی را برای بهره وری از سوی شرکتهای چند ملیتی مثال می زند. هاروی همچنین انتقادات دیگری را به مقوله هایی همچون حذف نظارت دولت به نظام مالی، بحران های مدیریت شده توسط جهان سرمایه دار، کالا سازی و نگاه کالا وار و بازار گرائی بنیادین وارد می کند.

منابع

۱ -استیگلیتز .جوزف ای؛ نگاهی نو به جهانی شدن: ترجمه مسعود کرباسیان . تهران : نشر چشمه۱۳۸۶

۲- هاروی ، دیوید ؛ تاریخ مختصر نئولیبرالیسم : ترجمه دکتر محمود عبدالله زاده : ترجمه دکتر محمود عبدالله زاده ؛تهران : اختران۱۳۸۶

۳ – فریدمن ، میلتون ؛ سرمایه داری و آزادی ؛ ترجمه غلامرضا رشیدی ؛ تهران : نشر نی۱۳۸۰

۴ – باتلر ، ایمون ؛ اندیشه های اقتصادی میلتون فریدمن ؛ ترجمه فریدون تفضلی ؛ تهران : نشرنی۱۳۷۷

۵- جرالد ام .میر . جوزف استیگلیتز ؛ پیشگامان اقتصاد توسعه : آینده در چشم انداز ؛ ترجمه غلامرضا آزاد برمکی ؛ تهران نشر نی۱۳۸۲

۶ – استیگلیتز، جوزف ؛ جهانی شدن و پیامدهای ناگوار ان ؛ ترجمه : محمد رضا وفا دار ؛تهران امیر کبیر۱۳۸۷

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب