نئولیبرالیسم شکست ناپذیر نیست | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
درس جنبش ما(بهار افرای کِبِک):

نئولیبرالیسم شکست ناپذیر نیست

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۴:۴۹ ۱۳۹۲/۰۹/۲۱

اگر چه رسانه های اروپایی اساساً ازپرداختن به جنبش اعتصابی دانشجویی در کِبِک طفره رفتند،این جنبشیکی ازجالب توجه ترین بسیج های مبارزاتی بود که در طی سال ۲۰۱۲ درغرب با ماه های متوالی تعطیل شدن دانشگاه هاشاهدش بوده ایم .

نانسی ثور گئون یکی از شرکت کنندگان این مبارزه در این تحلیل ، پیرامون دلایل، درس ها و آینده آن نظر خود را بازتاب می دهد.
در چهارم ژوئن سرمقاله روزنامه محافظه کار پرخواننده کانادایی،مکلینز[۳] مجادله ای را در سطح کشورآغاز نمود: “طبقه حاکم جدید کبک. چگونه گروهی موسوم به دانشجویانبرای ۳۲۵ دلار به مبارزه برخاسته و ایالت را به تعطیلی کشاندند؟ “آیا ما واقعاً پیروز شده ایم؟آیا این مبارزه واقعاً فقط در برابر افزایش هزینه شهریه بود؟چگونه یک مباره صرفاً دانشجویی بر سر هزینه شهریه توانست تبدیل به یورشی گسترده در برابر نئولیبرالیسم گردد؟
اعتصاب دانشحویان کبک در ژانویه آغاز گردید و بادر برگرفتن ۷۵ درصد ازدانشجویان کالج ها و دانشگاه ها به نقطه اوج خود رسید وراه را برای اعتراضات بی وقفه در طی نیمسالی که طول کشید، باز نمود.اما امروزپس از انتخابات، مونترآل به طرز عجیبی آرام به نظر می رسد.حزبی که در برابر قدرت خیابان ایستاده بود، در حال حاضر به اپوزیسیون رانده شده است.(سیستم نمایندگی کبک تقریباً همانند انگلیس است.) دانشجویان به دانشگاهبرگشتند. اما مطمئنا این پایان مبارزه در برابر نئولیبرالیسم نیست.
در وهله اول لازم استزمینه های سیاسی این بحران اجتماعی و آنچه آن را امکان پذیر ساخت، توضیح داده شود.کِبِک ممکن بود یک بهشت “سوسیالیستی” در آمریکای شمالی در نظر گرفته شود.[۴]با این حال، طی نه سال گذشته حاکمیت لیبرال ها به رهبری ژان چارست[۵]، یک”انقلاب فرهنگی”را به زعم خود بنا نهاد کهآثار مخرب آن از آنچه تحت عنوان ریاضت مورداجماع قرار گرفته است، فراتر رفت.در حال حاضر فلسفه جدیدی بر روابط شهروندان نسبت به دولت حاکم است: بویژه اینکه دولت رفاه برچیده شده، شهروندان را وادار به پرداخت جهت خدمات ارائه شده از سوی دولت، درسطح فردینموده اند.چنین سیاست های نئولیبرالی از یک مالیات جدید بر خدمات بهداشتی و درمانی تا افزایش هزینه های آموزش و پرورش، از مهد کودک های تحت حمایت دولت تا دانشگاه ها را شامل می گردد. با اینکه این لیست طولانی استو روایت متداول جناح چپ دراین باره واقعی است، بازهم دولت آشکارا نارضایتی اجتماعی را که این سیاست ها می تواندبوجود آورد،دست کم گرفت.
اعتصاب دانشجویان فرصتی برای این نارضایتی اجتماعی فراهم نمود تا خود را بروز دهد. جنبش دانشجویان پیش از این نیز به خودی خود با توجه به ظرفیت های عظیم آن، نیروی عمده ای برای بسیج گری بود. در کبک[۶]نمایندگی دانشجویان سیستماتیک اما غیر متمرکز است و از نظر تاریخی از وضعیتی نزدیک به اتحادیه های کارگری برخوردار شده است.-وضعیتی که به صورت قابل توجهی از انگلستان متفاوت است.با این حالدرسال ۲۰۰۸ دانشجویان پس از اقدام به یک اعتصابدر مقایسه با اعتصابات این سال ها، نبرد مهمی را باختند.آنها در سال ۲۰۰۵ نیز مجبور شده بودند برای استقرار ترکیب همان دولت لیبرال به پیشنهاد آن برای تبدیل کمک هزینه دانشجویی به وام،به عقب برگردند. به عبارت دیگر سازمان ساختاری جنبش،عامل به اندازه کافی نیرومندی برای دفاع از موفقیت اغلب مبارزات اجتماعی اخیر نبوده است.
با این حال آنچه در این دوره از زمان به صورت موفق تریشواهد آن به نمایش درآمد، گسترش بسیج گری به کارگران، اتحادیه ها، گروه های اجتماعی،سازمان های زنان وغیره بود،آنگونه که تامین مالی اعتصاب دانشجویان توسط اتحادیه های کارگری با هیاهوی بسیار زیادوالبته حضور گسترده دراعتراضات منظم برنامه ریزی شده در۲۲ هرماه گواهی می دهد.
از همان آغاز اتحادِ رادیکال ترین اتحادیه های دانشجوییموسوم به کلاس[۷](CLASSE)حول فدراسیون دانشجویی به نام انجمن همبستگی اتحادیه های صنفی دانشجویی ([۸]ASSE) روشن نمود که مبارزه تنها ( یا حتی عمدتاً) پیرامون حفظ”مزایای” دانشجویان نبوده است. در حال حاضر کسی نمی تواند بگوید که جنبش دانشجویی یک “جنبش اجتماعی جدید” جدا از واقعیتِ مادی است: این جنبش به صورتی پایدار در مبارزه اجتماعی علیه گسترش تجاوز سرمایه داری به زندگی اجتماعی جای گرفته است. برای اولین بار به نظر رسید که بحث های چپ / راست تحت الشعاع مسئله سنتیِ استقلالِ کبکقرار ندارد.
همه آنچه در اینجا رخ ظاهر گردید، سرانجام برای ممانعتاز پیشرفت نئولیبرالیسم در کبک بود.در واقع هیچ یک از استراتژی های معمول دولتها برای بی ثبات کردن جنبش های اجتماعی در طی این مبارزه موثر واقع نگردید: نه استراتژی “تفرقه بیانداز و حکومت کن”، نه استفاده ازقانون وسرکوب پلیس، نه تعطیلی های تحمیل شده از سوی دولت(بستن دانشگاه های در حال اعتصاب، به تعویق انداختن ترم های دانشگاهی تا آگوست). فدراسیون های دانشجویی متحد باقی ماندند و قانون اضطراری حمله به حق اعتراض، در واقع حمایت مردمی از جنبش را گسترده تر نمود. با این حال، قانون وضعیت اضطراری با ممانعت از استقلال انجمن های دانشجویی به هدف خود دست یافت. ولی خوشبختانه، مشروعیتِ انطباق با قانون اساسیِ قانونِ اضطراری ازابتدای آن مورد اعتراض قرار داشته استو به همان اندازه نیز بوسیله کمیسیون حقوق بشر کبک به آن اعتراض شده است.
نخست وزیر ژان چارست در ماه آگوست برای کنترل بحران اجتماعی به آخرین استراتژی در دسترس متوسل گردید: او به انتخابات فراخواند.[۹]چارست اجازه داد تا جنبش دانشجویی این امید راآشکار نماید که اتحادیه دانشجویی CLASSE ممکن است مردم و فدراسیون های دانشجویی میانه روتررا نپذیرفته و از آنها فاصله بگیرد(مانند مورد سال ۲۰۰۵). امااین استراتژی شکست خورد،که نشان دهنده میزان نارضایتی اجتماعی است.
همانطور که به وضوح نشان داده شد، اتحادیه دانشجوییCLASSEابایی از بیان تعهدش به ضدیت با سرمایه داری، تعهد به فمینیسمِ رادیکال و قبول آشوب چنانچه معطوف به افراد نباشد، و کنش بر اساس تعهدات اعلام شده خود ندارد. بدین ترتیب اتحادیه دانشجوییCLASSEهمزمان،موضع و مشروعیت خود را بر سر میز مذاکره و در مقابل عامه مردم حفظ نموده است.
با این حال صرف نظر از این جبهه، چارست سرانجام بهاهداف خود در تحکیم پایه های انتخاباتی اش دست یافت. او از مردم خواست که بین “ثبات” و “رفراندوم و خیابان” یکی را انتخاب کنند.چارست شرط بندی خود را باخت. در حال حاضر حزب کبک[۱۰]جایگزینِ “حزب حاکم معمول”[۱۱] در راس دولت است. رفراندوم و خیابان ؟ خیر ، دستور کار حزب کبک ومسیری کهاکنون ما در آن قرار گرفته ایم، فراتر از گزینه “رفراندوم و خیابان” مد نظر چارست است.
حزب کبک از زمان تاسیس آن در سال ۱۹۶۷به امید دستیابی به استقلال ملی کبک به عنوان یک حزب سوسیال دموکراتیک شناخته شده است. از همان ابتدا،حمایت حزب از اتحادیه ها و جنبش های اجتماعی در بهترین حالت به صورت گاه و بیگاه بوده است. از اواخر دهه ۸۰ به بعد، رهبری حزب از نظر اقتصادی به اندازه حزب لیبرال راست بود،گرچه این موضوع هیچگاه در سخنرانی های آنها بیان نشد. این به خاطرحزب کبک است که ما وادار به تحمل اقدامات ریاضتی در سال ۱۹۹۵شدیم. خط سیر آن شبیه حزب کارگر در انگلیس است با ناسیونالیسم بسیار منحصر به فردِ آن، چیزی که یافتنش در اروپا در یک حزبِ آشکارا چپ گرا دشوار خواهد بود.[۱۲]
این حزب در طول اعتصاب آشکارا اهداف دانشجویی را یا صحیح تر گفته باشیم، حداقل بخشی از آن را حمایت نمود. دو فدراسیون دانشجویی میانه رو به صورت سنتی به این حزب وابسته هستند(رهبر یکی از این فدراسیون های دانشجویی برای نشان دادن این موضوع، به عنوان کاندیدای حزب کبک قدم در انتخابات گذاشت.) حزب کبک یک “آتش بس” در طول مبارزات انتخاباتی را درخواست نمود، و این پیشنهاد توسط این اتحادیه های دانشجویی پذیرفته شد. در مقابل، حزب کبک بدون اینکه به تقاضای گسترش فزاینده اتحادیه دانشجوییِCLASSE برای آموزش رایگان فکر کند، از درخواست فدراسیون های دانشجویی میانه رو برای لغو افزایش شهریه پشتیبانی نمود.
یک حزب از درخواست اتحادیه دانشجوییCLASSEبرای آموزش رایگان پشتیبانی نمود: این حزب، حزب اتحاد کبک[۱۳]بود. اتحاد کبک ائتلافی از بسیاری از احزاب و گروههاست، از گروههای اجتماعی و زنان تا احزاب رسمی جناح چپ سابق شامل حزب کمونیست و اتحادیه مستقل نیروهای مترقی[۱۴]. حزب اتحاد کبک خود را به عنوان یک “حزب صندوق های رای و خیابان” معرفی می نماید و تا کنون به این الگوهاعمل نموده است.(به عنوان مثال،امیر خدیر[۱۵]یکی از رهبران این حزب در یک اعتراض دانشجویی بازداشت گردید.)
این حزب که در سال ۲۰۰۶ تاسیس گردید و برای بسیاری، حزبی چنین آشکارا فمینیستی، طرفدار محیط زیست، ضد جهانی سازیهمچون یک شگفتی ظاهر گردید و جناج چپ توانست با وجود “تکثر گرایی منحصر به فرد” سیستم رای گیری وارداتی از انگلستان تا آنجا که امکان دارد استفاده از آن را مدیریت کند. در واقع دومین عضو آنها در پارلماندرست بعد از آخرین کمپین انتخاب شد. اما با این حال بیشترِ مردمِ حامیِ دانشجویان به حزب کبک رای دادند، تا از برنده شدن لیبرال ها در انتخاباتی دیگر جلوگیری کنند .
بدین ترتیب آینده چگونه است؟
قبل از هرچیز باید متذکر گردید که حزب کبک در راس یک دولت اقلیت است یعنی اینکه اکثریت مناطق را ندارد. در نتیجهامکان دارد ما به زودی به انتخاباتی برگردیم که دو حزب دیگر که توازن قدرت را در دست دارند، از پشتیبانی از دولت حزب کبک سرباززنند. این وضعیت جدیدیبرای کبک است، بعلاوه ما به صورتی آهسته شروع به پذیرش این موضوع نموده ایم که عضویت دریکی از دو حزب سیاسی ممکن است تنها گزینه در دسترس نباشد. با این حال حزب سومی (ائتلاف آینده کبک)[۱۶]هم که از این وضعیتبهره می برد، نیز به اندازه دو حزب اصلی نئولیبرال است. (اگر نگوییم بیشتر)
خوشبختانه حزب کبک نیازی به حمایت این احزاب برای لغو قانون وضعیت اضطراری ندارد.با این حال برای لغو افزایش شهریه ممکن است نیاز به حمایت آنها داشته باشد. وعده حزب کبک در طی کمپین انتخاباتی،بازنگری در افزایشهزینه هایشهریه متناسب با دستمزد ها و مزایا و نیزبرگزاری اجلاسیپیرامون آموزش و پرورش بود. برای فعالان دانشجویی کبک، این به معنای واقعیِ کلمه یک شوخی است: رهبرِ کنونیِ حزب کبک خانم پائولین ماریوس[۱۷]چنین اجلاسی را قبلاً در سال ۱۹۹۶برگزار نمود ، موقعی که از آن برگشت، به عنوان وزیرعهده دار آموزش و پرورش شد.نتایج حاصل ازاجلاس مصیبت بار بود. در این نتایج هیچگونه توجهی به پیشنهادهای دانشجویی نشد و اجلاسدر تلاش برای افزایش هزینه های شهریه برآمد.
به عبارت دیگر تا کنون هیچ چیز حل نشده وبیشتر این احتمالِوجود دارد که شرایط به جای بهتر شدن، بدتر شود،بویژه اگر خیابان به مبارزه برنگردد.به هر حال ما باید هشیار باشیم که به دست آوردن پشتیبانی مردمی در برابر یک دولت وابسته به حزب کبک با توجه به منش سوسیال دموکراتیک آن،چندان آسان نخواهد بود. دو فدراسیون دانشجویی اصلی نیز پیش از این اظهار نموده اند که از طریق انتخاب حزب کبک به هدف خود دست یافته اند.
با این حال به عنوان یک نکته مثبت،اتحادیه ASSE توانست طی درگیری دانشجویان با اتحادیه های دانشجویی سابقاً وابسته به دو فدراسیون میانه رو دیگر که منجر به تجدید نظر در طرفداری آنها گردید، تعداد قابل توجهی عضو بدست آورد.بعلاوه، حتی فدراسیون های میانه رو پایگاه های خود را در طول اعتصاب رادیکالیزه نموده،انتظار اپوزیسیونینیرومنددر طی اجلاس پیرامون آموزش و پرورش را در ما ایجاد نمودند.
با این وجود علی رغم تمام انتظارات ایجاد شده بوسیله جنبش ما موسوم به بهار افرا[۱۸]، کمپین انتخاباتیهماناشتباهات گذشته را دنبال نمود ودوباره به رویکردهای گذشتهبرگشت. بازگشت به مسائل مربوط به فساد و استقلال کبک و موکول نمودن آموزش و رفاه اجتماعی به جایگاه همیشگی آنها، به فرونشاندن نارضایتی اجتماعی خدمت نموده است. با این حال این وضعیت می تواند زودگذر باشد.
با نگاه کردن به سوی آینده، تنها وحدت در پایداری در برابر نئولیبرالیسم در همه سطوح جامعه و امتناع از قبول موج “پرچم هویت”حزب کبکمی تواند میراث ماندگار بهار افرا را تضمین نماید.
بسیاری از مردم نمی دانند که ایده شهریه رایگان در اینجا ریشه های عمیقی دارد.
به موازات ادامه اعتصاب ۱۲ هفته ای ۱۸۰۰۰۰ دانشجوی مونترآل در برابر افزایش شهریه ها و پاسخ پلیس با نارنجک های بیهوش کننده، اسپری فلفل، باتون، محاصره موضعی تظاهرکنندگان توسط پلیس و بازداشت های گسترده،کلان شهرکبک غیر قابل کنترل می شود.
آنچه یک اعتصاب دانشجویی نسبتاً عادی بود، به چیزی تبدیل شده است که بسیاری آن را بهار افرا می نامند.
معترضان روز به روز با پوشیدن لباس قرمز نمادین خیابان های مرکز شهر مونترآل را با سردادن شعارهای ضد سرمایه داری مسدود می نمایند. اقلیتی از آنها به حمله پلیس با تخریب ادارات دولتی و خرد کردن پنجره های شرکتها ، سنگر بندی و کندن بتن برای پرتاب نمودن به سوی خطوط پلیس واکنش نشان داده اند.
در این هفته CKASSE ائتلاف اصلی اتحادیه های دانشجویی، تلاش نخست وزیر ژان چارست را برای تحلیل بردن نقاط قدرت این جنبش خروشان باگسترش افزایش شهریه در طی هفت سال به جای پنج سال، رد نمود. ساعاتی پس از اعلام پیشنهاد نخست وزیر، هزاران معترض در یک نمایش شبانگاهی توفانی، آن را به عنوان یک “توهین” محکوم نمودند.
به نظر می رسد خارجی ها در درک این مسئله مشکل داشته باشند که چرا دانشجویان با کمترین میزان شهریه دوره آموزش عالی در کشور(عموماً در حدود ۲۶۰۰ دلار در سال) در باره پیشنهاد دولت چارست مبنی بر افزایش ۱۶۲۵ دلار در طی پنج سال اینچنین عکس العملی نشان دادند.
اما واقعیت این است که این افزایش خبر از کاهش تعهد دولت می دهد و در اینجا از دیرباز سنتی مبنی بر عقب راندن دولت در زمان تهدید حمایت های عمومی وجود دارد. کبکی ها هنگامی که موضوع به حقوق اجتماعی مربوط می شود، بدرستی و آشکارا آرمانی ترند، چیزی که چارست در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ ، زمانی که کارگران او را مجبور به عقب نشینی در باره قطع هزینه ها و خصوصی سازی نمودند و یک اعتصاب دانشجویی مانع کاهش وام ها و کمک های مالی گردید، باید آن را به حساب می آورد.
تظاهرات توده ای شبانه هفته گذشته نا امیدی نسلیرا بازتاب می دهد که شاهد وعده های امنیت اجتماعی ای هستند که والدین آنها از آن بهره مند بوده و در حال از بین رفتن اند.
علاوه بر این داستانِرایگان نمودن خدمات دانشگاه مانند مراقبت های بهداشتی در اینجا ریشه های عمیق دارد. سایمون ترمبلی پپین[۲۱]از موسسه تحقیقات اجتماعی- اقتصادی و اطلاعات[۲۲]با اشاره به کمیسیون سلطنتی دهه ۱۹۶۰ در باره آموزش یا گزارش مادر آن، بیان می نماید که “در مهم ترین متن سیستم آموزشی کبک نوشته شده است که آموزش باید رایگان باشد.”
آن گزارش که منجر به بازنگری اساسی سیستم آموزشی گردید، به احداث ۹دانشگاه از دانشگاه های کبک و شبکه وسیعی از کالج های رایگان که به عنوان Cégepsشناخته شده اند، انجامید. او می گوید:نقطه اوجکامل این انقلاب آرام در آموزش و پرورش ، شکستن کنترل نخبگان و دموکراتیزه نمودن جامعه ای بود که سابقاً تحت تسلط نهادهای کلیسا قرار داشت.
ترمبلی پپین به من می گوید: “دستیابی به دانشگاههای جدید مهم بود چرا که آموزش و پرورش دیگرتنها یک امتیازو چیزی برای شمار بسیار محدودی از افراد وابسته به کلیسای کاتولیک و حزب لیبرال بود.”
او می گوید: به عنوان بخشی از این طرح، این ایالت ابتدا هزینه های شهریه درمحدوده کبک را برنامه ریزی نمود.این هزینه ها در ابتدا به عنوان مشارکت دانشجویاندرهزینه احداث دانشگاههای جدید در نظر گرفته شد، اما قرار بود که ثابت باقی مانده، سهم کاهش یافته درآمد دانشگاهها را جبران نمایند.با اینکه کمیسیون سلطنتی برای حذف نهایی همه هزینه های شهریه فراخواند، با این حال در سال ۱۹۹۵شهریهنزدیک به ۲۲۸ درصد افزایش یافته بود.
شهریه پایین تا کنون تاثیر انکارناپذیری بر بهبود کیفیت زندگی داشته است. آنگونه که گزارش موسسه تحقیقات اجتماعی-اقتصادی و اطلاعات (IRIS)اشاره می کند، دانشجویان در کبک بار بدهی سبک تری را نسبت به جاهای دیگر کاناداحمل می کنند- بدهی متوسط دانشجویان در سال پایانی شان در کبک ۱۵۱۰۲ دلار برای مثال نسبت به ۲۵۷۷۸ دلار در آنتاریو بود.
و مشارکت در آموزش دانشگاهی ۹ درصد بالاتر از ایالت های دیگر است. ترمبلی پپین همچنین خاطرنشان می کند که بخاطر سهولت دسترسی،بیشتر والدین یا هیچ طرح پس اندازی برای کالج بچه های شان ندارندیامبالغ کمی را برای این منظور پس انداز نموده اند.
ازنگاههالی نظر[۲۳] از انجمن دانشجویی فارغ التحصیلان دانشگاه کنکوردیا[۲۴] این اعتراضات”در مورد یک چشم انداز کلی است از اینکه ما می خواهیم جامعه کبک چگونه باشد.” او می گوید: این افزایش هزینه” برای کاربردی نمودن ایدئولوژی نئولیبرالی همه چیز دارد اما برای ساماندهی شرایط اقتصادی در بردارنده دستاورد قابل ذکری نیست. زمینه های بسیاری وجود دارد که دولت می تواند در آنها به دنبال درآمد باشد.مسئله این است که شما بار مالی آن را به چه کسانی تحمیل کنید.”
جالب توجه است که این دقیقاً موضع جامعه شناس گای راچر[۲۵] از روسای سابق کمیسیون والدین[۲۶] است.او و پروفسور یی وان پریر[۲۷]اخیراً نامه ای را در پشتیبانی از هدف دانشجویان نوشتند که به طور گسترده منتشر گردید. این دو به یک سیستم مالیاتی منصفانه تر و عادلانه تر چون راهی در جهت از بین بردن کامل هزینه های دانشگاه فرا می خوانند.
این دو نوشتند: ” دانشگاه رایگان یک مدینه فاضله نیست. هزینه آن ممکن است در حدود یک درصد از کل بودجه کبک باشد و برقرار نمودن مجدد طبقه بندی های مالیاتی کنار گذاشته شده بین سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۹۸ می تواندمنجر به تامین وجوه لازم گردد.”شهریه ای که دولت بدنبال تحمیل آن است ، در واقع یک مالیات “نزولی”[۲۸]است.
اما خانم لاین بیوچامپ [۲۹]وزیر آموزش و پرورش به موضوع اینطور نگاهنمی کند. او به مطبوعات می گوید: “دولت کبک راسخ استو متقاعد شده است که دانشجویان باید سهم عادلانه خود را بپردازند.”
خانم بیوچامپ می گوید: “همیشه این بحث به درخواست برای ثابت نمودن شهریه بر می گردد.من می خواهم بسیار صریح باشم. من هیچگاهنخواهم پذیرفت که از کلیه مالیات دهندگان کبک خواسته شود تا صورتحساب آن را پرداخت کنند.”
یک سخنگوی اتحادیه دانشجوییCLASSE ، گابریل نادیو دوبیوس[۳۰]پشت یک میز قهوه در بازار تالون[۳۱] این منطق را به دور انداخته و با اشاره به تلاش های تخریب سیستم رفاه و سایر خدمات عمومی می گوید: “دولت می داند اگر در شکستن بسیج دانشجویی موفق گردد، اقدامات دیگر ساده تر خواهد بود.”
بنا براین دانشجویان و دولت در یک مسابقه سیاسی مخاطره آمیزیگیر افتاده اند، درگیری بر سر جهت گیری ایالت و اینکه آیا آموزش یک کالای عمومی است یا یک مزیت خصوصی. فرانسیس دوپیوس دری[۳۲] پروفسور علوم سیاسی دانشگاه کبک در مونترآل می گوید: “حزب لیبرال کبک اکثریت کرسی های پارلمان را دارد اما آنها در بین فرانسوی زبان ها یا جمعیت جوان اکثریت ندارند.”
“در چند سال گذشته در کبک نخبگان سیاسی به گونه ای فاسد و جدا از مردم شناخته شده اند.این واقعیت، موج نارنجیکبک را توضیح می دهد. و اکنون شما شاهد این جنبش اجتماعی نیرومند هستیدکه در حال به چالش کشیدن این نخبگان است.”
و فعالان جوان به جای آنکه با این چشم انداز مرعوب شوند،با شرکت در راهپیمایی شربروک[۳۳] در حال آگاه شدن از قدرت خویشند. فیلیپ موریون[۳۴]از پروفسورهای حامیراهپیمایی می گوید:” اعتصاب این احساس را بوجود آورده است که : شما می توانید تاریخ را تغییر دهید.مردم آسیب دیده اند، با ۵۰۰ دلار جریمه در بودجه یک دانشجو ، گاز اشک آور و اسپری فلفل و امثال اینها مواجه شده اند، آیافکر می کنید ما ممکن است که از خواستهایمانصرف نظر کنیم؟ خیر، ما چنین قصدی نداریم و بر آنیم که جلوتر رویم.”

نانسی تورگئون یک فعال حزب اتحاد کبک، یک حزب سیاسی جناح چپ در کبک کانادا و از شرکت کنندگان جنبش اعتصابی دانشجویان است. او مقیم مونترآل است، اما در حال حاضر دانشجوی دکتری در رشته روابط بین الملل دانشگاه Sussex در انگلستان است.

این متن توسط مسعود امیدی ترجمه و در مجله اینترنتی مهرگان منتشر شده است 

منابع
[۳]-Macleans
[4]- این توصیف برای کانادا نیز به کار می رود، نظر به اینکه خدمات عمومی مانند آموزش و پرورش از اختیارات ایالت ها بوده و در اختیار دولت فدرال نیست.
[۵]- Jean Charest
[6]- Québec
[7] – CLASSE( واژه فرانسوی به معنای کلاس درس)
[۸]-The Association for Student Solidarity Trade Union (ASSE)
[9]- لازم به ذکر است که در کبک حزب حاکم حق دارد تاریخ انتخابات را تعیین نماید. چارست علاوه بر جنبش دانشجویی از چیز دیگری می ترسید : و آن کمیسیون کاربانیو(Charbonneau commission) است که دستور بررسی فساد در بخش ساخت و ساز راصادر نموده و نتایج آن در ماه اکتبر منتشر خواهد گردید.فقط فشار بی امان از سوی پارلمان و خیابان، چارست را مجبور به ایجاد این کمیسیون نمود و هیچ کس فکر نمی کند که هر دو حزب سنتی بتوانند بدون لکه های بزرگ از آن خارج شوند.
[۱۰]-Parti Québécois (PQ)
[11]-Natural Governing Party
حزب لیبرال در بیشتر تاریخ خود با توجه به موفقیت های انتخاباتی اش و وضعیت ضعیف محافظه کاران، به عنوان حزب سیاسی حاکم کانادا شناحته شده است.بر این اساس حضور حزب لیبرال در قدرت امری طبیعی محسوب می گردید.با این وجود پس از عملکرد ضعیف حزب لیبرذال در انتخابات فدرال سال ۲۰۱۱ به نظر می رسد که حزب محافظه کار در موقعیت جایگزینی حزب لیبرال قرار گرفت.(م)
[۱۲]- برای مثال طی آخرین کمپین انتخاباتی رهبر حزب کبک پیشنهاد نمود شهروندیِ کبک در برابر مردم با یک تسلط “قابل قبول” به زبان فرانسوی محدود گردیدهو انگلیسی زبانان وبومیان و دورگه هایی را که نمی توانند مهارت های زبان خود را اثبات نمایند، از کاندیدا بودن در انتخابات و حتی از پشتیبانی مالی احزاب سیاسی محروم گردند.
(http://www.cbc.ca/news/canada/quebecvotes2012/story/2012/08/21/parti-quebecois-non-french-speakers.html)
این دوباره تقسیم زبانی همیشگی را در کبک زنده می کند، جایی که بیگانه ستیزی در برابر غیر فرانسوی ها یک مشکل تکراری و دائمی است.
[۱۳]-Québec solidaire (QS)
[14]-the sovereigntist Union des Forces Progressistes
[15]-Amir Khadir
[16]-Coalition Avenir Québec( CAQ) حزب میانه کبک- حزبی که خود را از نظر اقتصادی میانه-راست و از نظر اجتماعی چپ معرفی می کند.
[۱۷]-Pauline Marois
[18]-Maple spring
برگ های درخت افرا پنج قسمتی است که بر پرچم کانادا ترسیم شده است. در اینجا اشاره به اعتصاب ۱۲ هفته ای ۱۸۰۰۰۰ دانشجوی مونترآل در برابر افزایش شهریه هاست که پلیس با نارنجک های بیهوش کننده، اسپری فلفل،باتون، آب پاش و بازداشت گسترده به آن پاسخ داد و شهر کبک در این ارتباط غیر قابل اداره شده بود.(به نقل از مقاله بهار افرای کبک نوشته جس روزنفلد که با توجه به اهمیت مطلب و ارتباط نزدیک با این متن، ترجمه کامل آن در زیر می آید.) (م)
[21]-Simon Tremblay-Pepin
[22]-Institut derechercheetd’informationssocio-économiques)IRIS(عبارت فرانسوی
[۲۳]-Holly Nazar
[24]-Concordia U’s Graduate Student Association-
[25]-Guy Rocher
[26]-Parent Commission
این کمیسیون شامل گروهی از رهبران والدین دانش آموزان است که تنوع قومی ، زبان شناختی، نژادی و اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف را در ارتباط با مدارس نمایندگی می نماید. (تا حدی شبیه به نقش مورد انتظار از انجمن اولیاء و مربیان در ایران)-(م)
[۲۷]-Yvan Perrier
[28]- “regressive” tax
نظام مالیاتیکه نرخ آن با ازدیاد مبلغ مأخذ مالیات کاهش می‌یابد، یعنی هر قدر مأخذ مالیات بیشتر باشد مالیات آن کمتر می‌شود.
[۲۹]-LineBeauchamp
[30]-Gabriel Nadeau-Dubois
[31]-Talon Market
بازار تالون یک بازار کشاورزی در مونترآل است که در بخش کوچک ایتالیایی واقع شده است.بازار محصور بین خیابان ژان تالون بزرگراه موزارت است.
[۳۲]-Francis Dupuis-Deri
[33]-Sherbrookeیکی از شهرهای جنوبی کبک در کانادا
[۳۴]-Philippe Morin

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب