لیبرال‌های آیین‌پرست و تغییر علم اقتصاد به ایدئولوژی بازارپرستی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
سایت تحلیلی البرز

لیبرال‌های آیین‌پرست و تغییر علم اقتصاد به ایدئولوژی بازارپرستی

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۱:۴۲ ۱۳۹۲/۰۹/۱۱

از دهه‌۱۹۷۰ تاکنون که نوبل اقتصاد مرسوم شده است، اقتصاددانان طرفدار بازاری که بدین شیوه <آیین‌پرست> نیستند، هر ساله با روشی <ابطال‌پذیر>، شرایطی را که در آن بازار می‌تواند با موفقیت عمل کند با نظریه‌های گوناگون، عنوان می‌کنند و به‌خاطر آن جایزه‌نوبل می‌گیرند تا سال بعد اقتصاددان دیگری که استدلا‌ل‌های ابطال‌پذیر آنها را آزموده و رد یا اصلا‌ح کرده است به‌دلیل کشف یا ابداع خود، نوبل جدید را پاداش بگیرد

<کارل پوپر> در نقد خود به روش‌شناسی جبرگرایانه‌ارتدوکس‌ها عنوان می‌کرد که آنها با روش <ابطال‌پذیر >‌ falsible استدلا‌ل نمی‌کنند، یا استدلا‌ل <ابطال‌ناپذیر> دارند. از این رو، خلا‌ف ادعای خود، به‌هیچ‌وجه <علمی> سخن نمی‌گویند یا نمی‌نویسند، بلکه تنها ایدئولوژی یا باور خود را توجیه می‌نمایند. به‌طور مثال، هیچ‌وقت در زمان و مکان و شرایط معین، پیروزی پرولتاریا را پیش‌بینی نمی‌کنند، تا قابل ‌ابطال باشد بلکه پس از هر شکست می‌گویند که نفوذ و مداخله‌ایدئولوژی بورژوایی در برنامه‌های پرولتاریا باعث شکست سیاسی یا اقتصادی آن شده است، وگرنه پیروزی اقتصاد سوسیالیستی، درصورت عدم مداخله‌بورژوازی، محتوم است. حال آن که رویکرد مارکس، برخلا‌ف مارکسیسم آیین‌پرست، رویکردی ابطال‌پذیر بود، نه ایدئولوژیک. لیبرال‌های آیین‌پرست خارجی و داخلی نیز، پس از وقوع هر بحران اقتصاد بازار یا سرمایه‌داری با همین روش ابطال‌ناپذیر سخن می‌گویند. بدین‌معنا که با شدت و حدت عنوان می‌کنند که مداخله‌دولت در بازار، در اثر نفوذ ایدئولوژی سوسیالیستی، باعث شکست سازوکار بازار شده است، وگرنه پیروزی بازار در تخصیص بهینه‌منابع، و در نتیجه‌توزیع و مصرف بهینه، امری محتوم است. حال فرقی نمی‌کند که وقوع بحران به‌دلیل <مقررات‌گذاری> شیوه‌کینزی یا پساکینزی باشد، یا در اثر مقررات‌زدایی لیبرال‌های نو و <نئوکان‌ها.> در هر صورت آنها ایدئولوژی خود را به‌صورتی غیرعلمی و برای همه‌زمان‌ها و مکان‌ها و به شیوه‌ابطال‌ناپذیر تبلیغ نموده و می‌‌گویند آنچه تا به حال صورت گرفته <اقتصاد ناب بازار> نبوده است! ‌
در صورتی که از دهه‌۱۹۷۰ تاکنون که نوبل اقتصاد مرسوم شده است، اقتصاددانان طرفدار بازاری که بدین شیوه <آیین‌پرست> نیستند، هر ساله با روشی <ابطال‌پذیر>، شرایطی را که در آن بازار می‌تواند با موفقیت عمل کند با نظریه‌های گوناگون، عنوان می‌کنند و به‌خاطر آن جایزه‌نوبل می‌گیرند تا سال بعد اقتصاددان دیگری که استدلا‌ل‌های ابطال‌پذیر آنها را آزموده و رد یا اصلا‌ح کرده است به‌دلیل کشف یا ابداع خود، نوبل جدید را پاداش بگیرد. در واقع لیبرال‌های آیین‌پرست، علم اقتصاد را به ایدئولوژی بازارپرستی تقلیل داده‌اند و از تحولا‌ت آن از <آدام اسمیت> به بعد چشم‌پوشی می‌کنند. آنها این واقعیت را نادیده می‌گیرند و دیگران را نیز به نادیده‌گرفتن آن دعوت می‌کنند که <مقررات‌زدایی> نیز نوعی مداخله‌دولت در بازار است. همان‌گونه که در ایالا‌ت‌متحده آمریکا پس از مقررات‌زدایی دوره‌<ریگان> که به بحران مسکن و مستغلا‌ت و در نتیجه بحران مالی اول آن انجامید، <دولت کلینتون> با <مقررات‌گذاری> بر بحران فائق آمد. اما دولت <بوش دوم> بار دیگر مقررات‌زدایی را در عرصه‌های مختلف و از آن جمله عرصه‌مالی رایج کرد و این به بحران فراگیرتر از گذشته انجامید. ‌
به عبارت دیگر دولت <ریگان> و <بوش دوم> بنابر یک شیوه‌<ابطال‌پذیر> که اقتصاددانان لیبرال، اما غیر آیین‌پرست، استدلا‌ل کرده بودند بازار را تنظیم یا برای آن مقررات جدیدی وضع کردند و حالا‌ در دوره‌<اوباما> اقتصاددانان دیگری خواهند کوشید برای حفظ اقتصاد بازار به شیوه‌دیگری آن را تنظیم کنند. به‌طور مثال در دولت <بوش> علا‌وه بر آزادگذاری بازارهای مالی، به‌خصوص در شکل <مشتقات>، در بازار کار نیز، مدیران بر حقوق و پاداش خود افزودند و سهم درآمدی نیروی کار بدنه‌شرکت‌ها کاهش یافت و این باعث فقر آنها شد. ‌
آیا این نوع تنظیم بازار، که در اثر رهاگذاری دولت شکل گرفت، خود نوعی مداخله نیست؟ آیا می‌توان از این واقعیت چشم پوشید که کینز با توصیه به تنظیم بازار از طریق بالا‌بردن تقاضای مؤثر یا مداخله‌دولت رفاه در اقتصاد، توانست اقتصاد بازار را از بحران دهه‌۱۹۳۰، که در اثر رهایی‌گذاری پیش از آن رخ داده بود، نجات بخشد؟ ‌
<کارل پوپر> می‌گفت که استدلا‌ل‌های <ابطال‌ناپذیر> یا متافیزیکی و ایدئولوژیک، هرچند غیر علمی‌اند، اما <مهمل> نیستند زیرا آیین‌پرستان به گونه‌ای استدلا‌ل نمی‌کنند که بتوان آنها را ابطال نمود و آنچه را که نمی‌توان <ابطال> کرد، نمی‌توان <مهمل> نامید. تنها به همین دلیل است که هیچ‌گاه نمی‌توان سخن سوسیالیست‌های آیین‌پرست و سخن لیبرال‌های آیین‌پرست را مهمل دانست و شاید به قول <لا‌کاتوش> هریک بتوانند هرازچندگاه از <هسته‌سخت> ایدئولوژی خود با ارائه‌یک برنامه‌پژوهشی جدید دفاع کنند و جامعه‌بشری نیز از ایدئولوژی بی‌نیاز نیست اما اداره و نجات اقتصاد جهان و ایران به سخنان ابطال‌پذیر نیاز دارد نه ابطال‌ناپذیر!
این مقاله توسط جناب آقای کمال اطهاری تنظیم شده است

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب