درخواست شروع بحث در زمينه تدريس اقتصاد | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

درخواست شروع بحث در زمينه تدريس اقتصاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۱:۵۰ ۱۳۹۲/۰۸/۱

اين مسئله هم که تدريس در بيشتر مواقع محدود به نظريه نئوکلاسيک است از نگاه اخلاقي ميتواند مورد سوال قرار گيرد. دانشجويان را به اين باور غلط رسانده اند که نه تنها نظريه نئوکلاسيک تنها جريان علمي است بلکه علم نيز تنها به بديهيات يا الگوسازيهاي رسمي بازميگردد

اين درخواست باعث ايجاد مسائل و مشکلات زير ميشود:

1- خارج شدن نظريات غيرنئوکلاسيک از برنامه آموزشي؛

2- عدم تطابق آموزش اقتصاد با واقعيات اقتصاد؛

3- به کارگيري رياضيات به عنوان يک هدف و نه به عنوان يک ابزار؛

4- آموزش روشهايي که مانع از تفکر نقادانه ميشود؛

5- نيازمندي به مجموعه‌اي از رويکردها که مطابق با پيچيدگي مسائل تحليل شده باشند.

در علوم پايه، تمرکز توضيح و تفسير مسائل بر پديده‌ي حقيقي است. صحت و رابطه يک نظريه ميتواند تنها از طريق مقابله با “حقايق” ارزيابي شود. به همين دليل است که ما، و بسياري از دانشجويان، گسترش نوعي از آموزش در اقتصاد را محکوم ميکنيم که به ارائه نظريات بها ميدهند و ساختن و به کاربردن الگوها را بدون در نظر گرفتن ارتباط عملي آنها پيشرفت ميدهند. اين آموزش، ويژگيهاي صوري ساخت الگو را برجسته ميکند و ارتباط الگوها را با واقعيات اقتصاد (در صورت وجود)، بسيار ناديده ميگيرد و اين يعني پيروي از روش علمي. از سوي ديگر، طي يک رويکرد علمي اولين راهبرد مناسب آن است که نيروي آموزنده و کاربردي يک مفهوم انتزاعي را در مقابل پديده‌هاي عملي نشان دهيم. اين بايد وظيفه اوليه يک اقتصاددان باشد. اين يک مسئله رياضي نيست.

در هر صورت، راه “بازگشت به حقايق” واضح و روشن نيست. همه علوم بر “حقايقي” استوارند که تقويت و مفهوم سازي شده اند. بنابراين الگوهاي مختلفي پديدار ميشوند که هر کدام مجموعه‌هاي مختلفي از مثالها و شرطهاي تفسير يا ساخت واقعيت را ايجاد ميکنند.

تاييد وجود و نقش الگوها نبايد به عنوان دليلي براي تاسيس مأمن‌هاي مختلف غيرقابل ترديد استفاده شوند. الگوها بايد مقابله و بررسي شوند. اما اين کار نميتواند بر پايه يک مثال “طبيعي” يا فوري باشد. نميتوان از بکارگيري ابزارهاي فراهم شده به وسيله آمار و اقتصادسنجي اجتناب کرد. اما انجام ارزيابي مهم از يک نمونه نبايد منحصرا پايه‌اي کمّي داشته باشد. هر “قانون اقتصادي” يا برهان اقتصادي بايد براي ارتباط و صحت آن در بافت و نوع شرايطي که در آن به کار رفته است ارزيابي شود حتي اگر از نگاه فرماليستي بسيار مناسب براي ارزشيابي آماري باشد. همچنين علاوه بر موضوعات معرفت شناختي، بايد رسوم، تاريخچه، واقعيات زيست محيطي و جغرافيايي سياسي، استراتژيهاي عاملان و گروهها و ابعاد جامعه شناختي مانند رابطه انواع بشر نيز در نظر گرفته شود. اما اين جنبه‌هاي اقتصاد به طور بيرحمانه‌اي در آموزش دانشجويان ما جايي ندارند.

شرايط ميتواند با ايجاد دوره‌هاي تخصصي بهبود يابد. اما فقط اضافه کردن دوره‌هاي جديد مهم نيست بلکه پيوند قلمروهاي مختلف دانش در برنامه آموزشي نيز اهميت بالايي دارد. دانشجويان چنين پيوندي را خواستارند و ما هم آنها محق ميدانيم. بايد با بخش بخش شدن رشته مان مبارزه کنيم. براي مثال اقتصاد خرد بايد بر اهميت محدوديتهاي سازماني و بوم شناختي، ساختارها و نقش تاريخ تاکيد کند.

اين امر، ما را به مسئله جمع گرايي ميرساند. جمع گرايي فقط مسئله ايدئولوژي نيست بلکه مسئله تعصبها يا نظرات مختلف است که افراد متعهد به بيان آنها هستند. در عوض، وجود نظريه‌هاي مختلف نيز با ذات فرضيه ها، سوالات مطرح شده، انتخاب حيطه عمل زودگذر، مرزهاي مسائل مطالعه شده توصيف ميشوند واين توصيف، حداقل به وسيله زمينه تاريخي و سازماني انجام نميشود.

جمع گرايي بايد بخشي از فرهنگ بنيادي اقتصاددان باشد. افراد بايد در پژوهشهاي خود آزاد باشند تا بتوانند نوع و مسير تفکر خود را بر اساس عقايد و علايق خود توسعه دهند. در اين دنياي رو به رشد و پيچيده، اجتناب از تمثيلهاي جايگزين غيرممکن است و مايوس کردن آنها نيز خطرناک است.

اين امر، ما را به مورد سوال قرار دادن نظريه نئوکلاسيک رهنمون ميکند. مسلما فضاي برتري که اين نظريه اشغال ميکند با جمع گرايي مغاير است. اما مسئله مهمتري در اينجا مطرح است. خيال نئوکلاسيسم درباره نماينده “خردگرا”، وابستگي آن به مفهوم توازن و تاکيد آن بر اينکه قيمتها اصليترين عامل تغيير دهنده وضع بازار هستند حتي با اعتقادات خود ما نيز تطابق ندارد. درک ما از اقتصاد بر مبناي اصول رفتاري به گونه ديگر است. اين اصول شامل وجود و اهميت چندفاعليت نمايندگان، خردگرايي محدود نمايندگان، ناهماهنگي نمايندگان و اهميت وضع اقتصادي بر مبناي عوامل غير بازاري ميشود. ساختارهاي قدرتي از جمله سازمانها، و رشته‌هاي اجتماعي و فرهنگي نبايد ناديده گرفته شوند.

ما به همراه دانشجويان، با تلفيق توهين آميز و ساده لوحانه‌اي که معمولا ميان علمي بودن و استفاده از رياضيات انجام ميشود کاملا مخالف هستيم و آن را محکوم ميکنيم. بحث درباره وضعيت علمي اقتصاد نميتواند محدود به مسئله به کارگيري يا عدم به کارگيري رياضيات باشدو به علاوه، هدف از شکل دهي چنين بحثهايي در واقع اغفال مردم و جلوگيري از طرح سوالات و مسائل مهمتر است. اين مسائل مهم شامل طرح مسئله درباره ذات و طبيعت الگوسازي و بررسي چگونگي رهنمون سازي اقتصاد به سوي کشف واقعيات و دور ساختن آن از تمرکز بر حل مسائل “خيالي” است.

دو ويژگي اساسي براي تحصيل دانشگاهي بايد تنوع دوره‌هاي دانشجويي و آموزش تفکر نقادانه به دانشجو باشد. اما زير سلطه نئوکلاسيک، هيچ يک امکانپذير نيست و معمولا دانشجويان از تفکر نقادانه دلسرد ميشوند. پافشاري بر ظواهر رياضي بذين معناست که بيشتر پديده‌هاي اقتصادي خارج از برنامه‌هاي آموزشي اقتصادي و پژوهشي هستند. دفاع ناپذيري اين محدوديتها نيز بدين معناست که تفکر نقادانه دانشجويان به عنوان تهديدي خطرناک به نظر مي‌آيد. اين امر در جوامع آزاد، وضعي غير قابل قبول است.

ما، اساتيد اقتصاد فرانسه، پشتيباني کامل خود را از اظهارات دانشجويان اعلام ميکنيم. ما به خصوص علاقه مند به ابتکار عملهايي هستيم که ممکن است در سطح داخلي به عنوان آغازي بر پاسخگويي به اين انتظارات انجام شوند. همچنين اميدواريم که اين مسائل به گوش دانشجويان همه دانشگاهها برسد. براي سهولت اين امر ما آماده گفت و شنود با دانشجويان براي برگزاري کنفرانسهايي براي آغاز بحثهاي عمومي براي همگان هستيم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب