اقتصاد مهمترین و غنی ترین رشته علوم انسانی | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
سخرانی دکتر درخشان با موضوع اهمیت،ضرورت و جایگاه رشته اقتصاد

اقتصاد مهمترین و غنی ترین رشته علوم انسانی

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۳:۵۰ ۱۳۹۲/۰۸/۱

مهمترین بخش از مطالعات علوم انسانی،اقتصاد است چرا چون تقریبا اقتصاد مثل یک گلستان است در هر حوزه ای جستجو کنید در آن زیبایی می بینید مثلا بعضی افراد علاقه به حوزه ریاضیات دارند در اقتصاد مبحث بزرگ و گسترده ای به نام ریاضیات و مباحث مالی وجود دارد

سوابق دکتر درخشان برکسی پوشیده نیست زحمات فراوان ایشان در هر عرصه ای که ورود نموده اند موجود و مشهود است

دانشگاه امام صادق و به عبارتی دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد در یک حرکت بسیار شایسته از جناب آقای دکتر دعوت نموده اند تا برای جدید الورودی های رشته اقتصاد سال 92 این دانشکده طرح بحثی با موضوع آشنایی با رشته اقتصاد و کاربرد این رشته درجامعه داشته باشد

 مشروخ سخنان دکتر درخشان در جمع دانشجویان

 

بسم الله الرحمن الرحيم

خيلي خوشحال هستم كه اين توفيق حاصل شد كه خدمت استادان محترم و شما دانشجويان عزيز باشم. از من خواسته شده مختصري راجع به رشته اقتصاد براي شما صحبت كنم. من سعي مي‌كنم در خلال سي و پنج دقيقه يا حداكثر چهل دقيقه صحبتهايم را تمام كنم و يك ربع باقيمانده را در خدمت شما باشيم تا اگر سؤال هست مطرح كنيد.

من صحبتهايم را در سه قسمت براي شما ارائه مي‌دهم. البته مي‌دانم كه قبلاً جلساتي داشته‌ايد و ممكن است كه بسياري از صحبتهاي من تكراري باشد. من صحبتهايم را در سه قسمت مطرح خواهم كرد. در قسمت اول اهميت رشته اقتصاد را به اجمال مطرح مي‌كنم. در قسمت دوم ضرورت كاربردي اين رشته را مطرح مي‌كنم و در قسمت سوم، جايگاه اجتماعي رشته اقتصاد را اجمالاً بحث مي‌كنم.

در قسمت اول كه اهميت اين رشته به لحاظ علمي است. همان طور كه مي‌دانيد رشته اقتصاد از علوم انساني است. منتها شما كه از دبيرستان آمده‌ايد، برداشت درستي از علوم انساني نداريد و طبعاً برداشت درستي از رشته اقتصاد نداريد. اين هم دلايل خاص خودش را دارد كه اين رشته در دبيرستان شناخته شده نيست و درست معرفي نشده است. وقتي كه مي‌گوييم علوم انساني، منظور مطالعاتي است كه در مورد جوامع انساني و زندگي انسانها است. در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظائر اينها. يعني با زندگي مردم سر و كار دارد. وقتي دانشي است كه متكفل زندگي مردم و زندگي اجتماعي مردم است، همه چيز را تحت تأثير قرار مي‌دهد. منظورم اين است كه همه ابعاد زندگي را. مثلاً صنايع را، كشاورزي را، بهداشت، درمان، روابط بين‌الملل و حتي تاريخ را تحت تأثير قرار مي‌دهد. تمدن را تحت تأثير قرار مي‌دهد. در پرتو اين تأثيرات است كه ما مي‌توانيم از رشد صنعتي صحبت كنيم. از رشد بخش خدمات صحبت كنيم. وقتي از رشد صنعتي صحبت مي‌كنيم، تازه مسائل مهندسي مطرح مي‌شود. وقتي از رشد بخش خدمات صحبت مي‌كنيم، تازه مسايل پزشكي مطرح مي‌شود. چون پزشكي بخشي از خدمات است.

پس ملاحظه مي‌كنيد كه اهميت علوم انساني چقدر زياد است. اين رشته علوم انساني است كه تعيين مي‌كند، صنعت در يك كشور چه جوري رشد مي‌كند. چرا عقب‌مانده است. تفكرات و تأملات و علوم در حوزه‌هاي صنعتي و مهندسي چطور توسعه پيدا مي‌كند. اينها همه از علوم انساني است. موتور حركت تمدنها علوم انساني است. در پرتو اين است كه علوم مهندسي شكل مي‌گيرد. علوم پزشكي و علوم به معناي بنيادين آن، مثل فيزيك شكل مي‌گيرد و الي آخر. پس علوم انساني اهميت خيلي خاصي دارد.

هميشه يك سؤال هست كه چرا كشور ما رشد پيدا نكرد. آن طوري كه انتظار مي‌رفت. وقتي عباس ميرزا نماينده ناپلئون را ملاقات كرد، جمله معروفي دارد. مي‌گويد شماها چه كرديد كه پيشرفت كرديد. بعد خيلي زيبا. مي‌گويد آفتاب كه اول بر سر ما مي‌تابد و بعد به فرانسه مي‌رسد. ما چيزي از شماها كم نداريم. تمدن ما كه بيشتر و بزرگتر و مهم‌تر از تمدن شما است و تاريخ ما گسترده‌تر از شما است، چطور شد كه شما پيشرفت كرديد. من در خاطرات اين نماينده ناپلئون مي‌خواندم كه مي‌گفت، اين جوان از من سؤالهايي مي‌كرد كه من قادر به پاسخش نبودم. اين قدر اين شخص باهوش بود. باز از همين منبع و از نقل قول نماينده ناپلئون براي شما بگويم كه گفت، من قبلاً به دربار عثماني رفتم. در آنجا چيزي جز ناآگاهي نديدم و وقتي به دربار ايران آمدم و كساني مثل عباس ميرزا و نظاير او را ديدم، متعجب بودم كه اينها چقدر دقيق هستند. خيلي زيبا مقايسه مي‌كند دربار آن موقع صفوي را با دربار عثماني. اما با وجود اين همه پتانسيلها و قابليتها چرا رشد نكرديم.

خب اينها دانشجويان را براي ادامه تحصيلات به غرب فرستادند. با جديت رفتند. اميركبير دارالفنون را تأسيس كرد اما فقط روي مهندسي توجه كردند. روي پزشكي توجه كردند. به ظواهر نگاه كردند. ديدند اگر آنجا پيشرفته است، براي اين است كه كارخانه‌هاي بزرگي دارد. اگر سفرنامه ناصرالدين شاه را بخوانيد، مرتب از عظمت كارخانه‌ها صحبت مي‌كند و از دستگاههاي عظيمي كه مي‌بيند و فكر مي‌كرد اگر مثل آنها را وارد كشور بكند، كشور رشد مي‌كند. از اين غافل بود كه آنچه كه موجب رشد براي آن صنايع است، علوم انساني در آنجا است. اين مغفول ماند. ما از اين حقيقت غافل مانديم كه بايد به آن ريشه رشد و توسعه دسترسي پيدا بكنيم.

بعد از اين مقدمه كه تا حدي اهميت علوم انساني را براي شما گفتم، ببينيم جايگاه اقتصاد در اين علوم انساني كجا است. به لحاظ علمي من فكر مي‌كنم، مهمترين بخش از مطالعات علوم انساني همين اقتصاد است. چرا. تقريباً اقتصاد مثل يك بوستان بزرگي است. مثل يك گلستان مي‌ماند. شما با هر سليقه و در هر حوزه‌اي در آنجا جستجو بكنيد، زيبايي مي‌بينيد. مثلاً بعضي‌ها هستند كه علاقه زيادي به مباحث فلسفي دارند. در اقتصاد حوزه گسترده‌اي به نام فلسفه اقتصاد هست. چقدر عميق وارد مباحث فلسفي مي‌شود. بعضي‌ها هستند كه به مسائل اجتماعي علاقه دارند. حوزه بزرگي به نام جامعه‌شناسي اقتصاد هست. يك دنيا از زيباييها است. بعضي‌ها به مسائل تاريخي علاقه دارند. مطالعه تاريخ تحولات انديشه‌ها در اقتصاد. كه اين تحول انديشه‌ها تحول تمدنها را نشان مي‌دهد. يك دنيا از مطالب. بعضي‌ها علاقه به رفتارهاي انساني دارند. حوزه روان‌شناسي اقتصادي و روان‌شناسي اقتصادي در سطح كلان خودش كه رفتار جوامعه را در پرتو سياستهاي اقتصادي تحليل مي‌كند. يك دنيا از مطلب.

نه تنها اين تنوع در زيبايي‌ها بلكه توان كاربردي كردن آن علوم. مثلاً مادامي كه شما در فلسفه بحث مي‌كنيد، در يك حوزه‌اي از مفاهيم محض و تئوريك است اما وقتي كه در فلسفه اقتصاد صحبت مي‌كنيد، همه چيز در نهايت رنگ و بوي كاربردي به خودش مي‌گيرد. شما آثار آن مطالعات فلسفي را در عينيت مي‌بينيد. همين طور در جامعه‌شناسي. همين طور در تاريخ. تاريخ فقط مطالعه رويدادها نيست. رويدادها را در اقتصاد بررسي مي‌كنند كه تحليل كنند، چرا تمدنها تغيير كردند. همه چيز رنگ و بوي عينيت به خودش مي‌گيرد. اقتصاد حوزه‌اي است كه شما در ذهنيت نمي‌مانيد. بايد به حوزه عينيت بياييد. حتي اگر تاريخ مي‌خوانيد. حتي اگر فلسفه مي‌خوانيد. حتي اگر جامعه‌شناسي مي‌خوانيد. بعضي‌ها هم هستند كه به اينها علاقه ندارند. ذهن اينها اصلاً ذهن مهندسي است. مي‌خواهند مطالعه كنند و ببينند صنايع چطور مي‌توانند رشد بكنند. كشاورزي بايد چطور متحول بشود. تجارت بين‌الملل چطور بايد متحول بشود. بالاتر از همه حوزه مالي، بورسها، بانكها، جريانهاي سرمايه در سطوح بين‌الملل، اينها نياز به رياضيات پيشرفته دارد. يك دنيا مطلب. اقتصاد رياضي مي‌خوانند. اقتصادسنجي مي‌خوانند كه كاربرد آمار و رياضيات در ساختن مدلهاي اقتصادي است. مدلهايي كه براي تصميم‌گيري و سياست‌گذاري است. يك دنيا مطلب است. در بعضي موارد سطح رياضيات اين قدر پيشرفته است كه دانشجوي اقتصاد بايد برود و دوره‌هايي را در دانشكده‌ رياضي ببيند. تا اين حد پيشرفته مي‌شود.

پس ببينيد، چه تنوعي از مسائل علمي. از عمق فلسفه و جامعه‌شناسي و تاريخ تا عمق مسائل رياضي و گستره مطالعات آماري، همه را پوشش مي‌دهد. هر كسي با هر ذوقي برود، در اين رشته يك چيزي را پيدا مي‌كند. و نكته جالب اين است كه خيلي از نوابغ بزرگي كه در حوزه اقتصاد آمدند و اقتصاد را رشد دادند، اساساً رياضيدان بودند و با مطالعه مسائل اقتصادي يك حوزه‌هاي جديدي را در رياضيات تأسيس كردند. يعني اقتصاد و مطالعات اقتصادي حتي به توسعه رياضيات كمك كرد. مثلاً شما حتماً اسم فوندر‌من را شنيده‌ايد. نابغه بزرگ قرن بيستم. وقتي فوندرمن آمد و به اقتصاد علاقمند شد. فونرويمن از رياضيدانان بزرگ قرن بيستم است. البته الآن فوت شده. وقتي فونرويمن وارد اقتصاد شد و با مسائل اقتصادي آشنا شد، يك حوزه جديدي از رياضيات را تأسيس كرد به نام نظريه بازيها. البته به لسان خودش، نظريه بازيهاي استراتژيك. استراتژيك گيم فيريز. مي‌گفت آنچه در اقتصاد اصل است، يك روابط استراتژيك بين فعالان اقتصادي است كه از طريق رياضيات مربوط به علوم مهندسي قابل حل و فصل نيست. يعني رياضياتي كه در مهندسي به كار مي‌رود و در علومي كه اصطلاحاً علوم مكانيكي مي‌گويند به كار مي‌رود كه عمدتاً معادلات ديفرانسيلي و معادلات تفاضلي ديفرنس، حساب، شما اصطلاحاً حسابان مي‌گوييد. آمد و گفت، اين اصلاً كافي نيست و يك حوزه جديدي از رياضيات را به نام نظريه بازيهاي استراتژيك تأسيس كرد كه الآن يك حوزه بسيار فعال در خود رياضيات است. دپارتمانهاي رياضي نظريه بازيهاي استراتژيك را به عنوان يك رشته فعال دارند. استادان خاصي دارند. يعني اگر شما برويد و به يكي از استادان نظريه بازيها بگوييد، ريشه آنچه كه فوندرمن مطرح كرد، به خاطر تحليل مسائل اقتصادي بود، شايد تعجب بكند. يعني اين اين قدر در حوزه رياضيات محض پيش رفته كه رياضيدانان بزرگ در نظريه بازيها متوجه نمي‌شوند كه اين مطالعه اقتصاد بود كه به وجود اين رشته منجر شد. ما از اين مثالها خيلي داريم.

البته اين را هم براي شما بگويم كه در اقتصاد پيشرفته، خرد و كلان پيشرفته كه انشاءالله در فوق و دكتري مي‌خوانيد، در سطح گسترده از نظريه بازيها استفاده مي‌شود. يعني بدون كاربرد نظريه بازيها اصلاً نمي‌شود اقتصاد جديد را فهميد. هنوز اين درس اجباري نشده اما در بازنگري رشته اقتصاد كه الحمدالله به تصويب كميته ويژه اقتصاد شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد كه همين هفته پيش بود. نظريه بازيها به عنوان يك درس اجباري معرفي شد. يعني همه دانشگاهها بايد در دوره ليسانس نظريه بازي را بخوانند. شايد اجرايش از يك سال يا يك سال و نيم ديگر آغاز بشود.

يك مثال ديگر براي شما بزنم. كانتورويچ رياضيدان بزرگ روس كه كارهاي خيلي عظيمي كرده است. وقتي كه وارد حوزه اقتصاد شد، مطالعات او منجر به تأسيس يك رشته خاصي در رياضيات به نام برنامه‌ريزي خطي شد كه بعداً توسعه پيدا كرد  روشهاي سيگلت اصلاً در حوزه رياضي رفته و براي خودش در رياضيات يك دنيايي شده. همه‌اش به خاطر تحليل خود مسائل اقتصادي است.

يك مثال ديگر براي شما بزنم. رياضيدان بزرگ ايراني، لطفي‌زاده، اين زد ترانسپور فورميشني كه شما مي‌خوانيد، اين زد براي زاده است. در غرب به نام زاده معروف است. البته اين را هم براي رفع خستگي به شما بگويم. سابقه آقاي لطفي‌زاده را كه مي‌خوانيد، مثلاً نوشته در باكوي روسيه متولد شد. بعد در دانشكده فني دانشگاه تهران درس خواند. من توي انگليس كه بودم، مي‌گفتند اين دانشكده فني شما چقدر پيشرفته است. از روسيه آمدند و آنجا درس خوانده‌اند. گفتيم نه بابا. آن قسمتي از ايران بوده. اين در ايران بوده، حالا در آن قسمت ايران متولد شده و حالا به دانشكده فني آمده. ايراني بوده. بعداً ادامه داد و از رياضيدانان بزرگ دنيا شد. كار زاده، همان مسأله سيستم تئوري و كنترل سيستمها به خاطر كاري بود كه زاده انجام داد. در هزار و نهصد و شصت و سه كتاب سيستم تئوري خودش را نوشت. اين باعث شد كه در آمريكا بتوانند سفينه‌هايي بفرستند و كنترل از راه دور باشد كه بتوانند در ماه بنشينند. به خاطر اين بود كه فرمول رياضي آن هم كنترل مي‌خواست و هم سيستم. سيستمش را زاده درست كرده بود. همين رياضيدان با اين سطح از علم وارد اقتصاد شد و با مطالعه اقتصاد گفت، ما بايد يك رياضيات ديگري داشته باشيم كه بتواند مسائل اقتصادي را آناليز كند. رفت و منطق فازي را درست كرد. مؤسس فازي لاجي يك رياضيدان ايراني است و كوشيد كه منطق فازي را عملاً در اقتصاد پياده كند. شبيه كاري كه فونرويمن كرد كه نظريه بازيها را وارد اقتصاد كرد. به نتيجه نرسيد. شايد به خاطر كهولت سنش بود ولي همان حدي هم كه كار كرد تا بتواند منطق فازي را وارد اقتصاد بكند، وارد الكترونيك شد و در علوم نظامي به كار گرفته شد. الآن شما اين لوازم الكترونيك را نگاه بكنيد، توي آن نوشته فازي لاك اين. يعني در اينجا از منطق فازي استفاده شده. البته بعد از اين كه خودش به خاطر كهولت سن رها كرد، يك جرياني به وجود آمده كه دارند منطق فازي را وارد اقتصاد مي‌كنند. كارهاي زيادي هم انجام شده و پيشرفتهاي خوبي هم شده.

ببينيد اقتصاد را از كجا شروع كردم و به كجا رسيديم. اين را مي‌گويند اقتصاد. يك زيبايي، گستره و عمق در هر رشته‌اي كه شما بخواهيد و با هر ذوقي كه بخواهيد. خيلي از اقتصاددانهاي بزرگ هم رياضيدان بودند. مثال زدم. خيلي از برندگان جايزه نوبل رياضيدان بودند. اينها به اقتصاد علاقمند مي‌شوند و به حوزه اقتصاد مي‌آيند. مي‌بينند كه انگيزه‌هاي علمي خودشان را در حوزه اقتصاد مي‌توانند ارضا بكنند. يعني رياضي محض ديگر پاسخگوي احساسات فكري اينها نيست. چرا. اين مغزهاي توانا متوجه مي‌شوند كه چه فايده، فقط فكر كنيم و نظريه توليد بكنيم كه ممكن است كاربرد آن شصت هفتاد سال ديگر باشد. تازه در حوزه صنعت. البته آن خوب است و بايد هم همين طور باشد. بايد كساني در رياضي محض كار بكنند. در اين هيچ شكي نداشته باشيد. بايد كساني باشند كه در فيزيك محض كار بكنند. اما بعضي‌ها با مغزهاي قوي مي‌گويند كه ما برويم و اثر آن را در زندگي مردم ببينيم. اين فكرمان را در خدمت مدل‌سازيها بياوريم و نظريه‌پردازيهايي كه آثار آن را ببينيم. اين افراد آمدند و در اين حوزه‌ها كار كردند. همزمان فلاسفه بزرگي بودند كه وارد اقتصاد شدند. گفتند بگذاريد اين دانش فلسفه ما آثار خودش را عملاً در عينيت ظاهر بكند.

اما يك نكته جالب براي شما بگويم. وقتي فلاسفه وارد حوزه اقتصاد مي‌شوند، فقط توانمندترين‌هايشان مي‌توانند جلو بيايند. مي‌ايستند. به قول خودمان نمي‌توانند بكشند. فقط توانمندهاي جامعه‌شناسان مي‌توانند اقتصاد را جلو بيايند. بر عكس. اقتصاددانها مي‌توانند وارد حوزه جامعه‌شناسي بشوند. وارد فلسفه بشوند. وارد حوزه سياست بشوند. قصد من تضعيف رشته جامعه‌شناسي يا فلسفه يا سياست نيست. دارم يك حقيقتي را بيان مي‌كنم. كمتر ديده شده كه يك جامعه‌شناس بتواند يك اقتصاددان بزرگ بشود. چون بلافاصله با اين مواجه مي‌شود كه بايد از رياضيات استفاده بكند. بايد مدل‌سازي ياد بگيرد. بعضي‌ها نمي‌كشند. اما اقتصاددانها وارد حوزه جامعه‌شناسي مي‌شوند. اقتصاددانها وارد حوزه فلسفه مي‌شوند. اقتصاددانها وارد حوزه روان‌شناسي اجتماعي مي‌شوند. اقتصاددانها وارد حوزه سياست مي‌شوند. توان دارند. يعني هر كتاب جامعه‌شناسي جلوي يك دانشجوي دكتري اقتصاد بگذاريد، مي‌تواند بفهمد. هر كتاب در تئوريهاي علوم سياسي جلويش بگذاريد درك مي‌كند. برعكس آن امكان‌پذير نيست. يعني يك دانشجوي دكتري علوم سياسي نمي‌تواند كتاب دوره دكتري اقتصاد را بفهمد. محال است. مگر اين كه چندين سال كار كند اما يك دانشجوي دكتري اقتصاد مي‌تواند بفهمد. اين توان اقتصاددان است. براي اين كه اول يك قابليت بالايي را توليد مي‌كند. به خاطر همين است كه الآن اقتصاد مي‌گويد، من بيشتر ديپلم رياضي مي‌خواهم. ديپلم تجربي هم مي‌تواند بيايد. مانعي ندارد. حتي رشته‌هاي اقتصاد هم مي‌توانند بيايند. بايد كار بيشتري بكنند. بايد خودشان را آماده كنند. براي اين كه با يك بحثهاي خيلي جدي مواجه بشوند. بحثهايي كه وقتي اين دانشجو به دوره دكتري مي‌رسد، توان مطالعه دروس دكتري علوم سياسي و جامعه‌شناسي را دارد. ما كم نداريم دانشجويان دكتري كه براي خيلي از درسها به دانشگاه شريف مي‌روند و سر يك كلاس مي‌نشينند و هيچ كس متوجه نمي‌شود كه اين يك اقتصاددان است. مثلاً در تئوري احتمالات مي‌روند و سر كلاس علوم دانشگاه تهران مي‌نشينند. در رشته‌ها حسابان و معادلات ديفرانسيل يا ديفرنس يا انتيگرالها يا تئوري مجموعه‌ها يا توپولوژي سر كلاسهاي فوق ليسانس و دكتري دانشكده‌هاي رياضي و پيشرفته مهندسي مثل صنعتي شريف يا دانشگاه تهران مي‌نشينند و درس مي‌خوانند. كم نداريم. خيليها دانشجويان خود ما بودند كه رفتند. از آن طرفش هم هست. يعني فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي مهندسي براي دكترا به اقتصاد مي‌آيند يا بعد از ليسانس مي‌آيند و فوق ليسانس اقتصاد مي‌خوانند. از دانشگاه شريف كم نداريم كه به دكتراي اقتصاد آمده. به چند دليل. نه اين كه خداي نكرده رشته‌هاي دانشگاه شريف ضعيف باشند. نه. آنها خيلي مهم است. ما به مهندس نياز داريم. نياز به اين داريم كه جاده‌هاي خوب، اتوبانهاي خوب، كارخانه‌هاي خوب، پلهاي بزرگ، اسكله‌ها، در مسائل الكترونيك، در مسائل هوافضا.

اما بعضي از اين دانشجويان علوم مهندسي هستند كه ذهنيت اينها ذهنيتي نيست كه بشود اينها را محدود كرد. يك ذهنيت بالنده دارند. نمي‌توانند خودشان را با اينها ارضا بكنند. به حوزه اقتصاد مي‌آيند. يعني مي‌خواهند به علوم انساني بيايند و هيچ رشته‌اي در تناسب با آنها نيست الا اقتصاد. مي‌آيند و وارد اقتصاد مي‌شوند و كارهاي بزرگي هم انجام مي‌دهند. الآن در حوزه فاينانس يا مالي ما به كساني نياز داريم كه رياضيات مالي را در سطوح بالا بخوانند. الآن دوره‌هاي فوق ليسانس مالي رياضي شكل گرفته. در همين دانشگاه دارد سطوح پيشرفته مالي رياضي تدريس مي‌شود. منتها بعضي‌ها كه ذوقشان هست، مي‌آيند و اين را مي‌خوانند. بعضي‌ها كه ذوقشان نيست، اين رشته را نمي‌خوانند. يعني چيزي است كه براي همه ذوقها مطالب علمي دارد.

اين قسمت اول بحث من بود كه طولاني هم شد. ديگر بيشتر از اين فرصت ندارم كه براي اهميت علمي رشته اقتصاد صحبت بكنم. حالا باز براي اين كه يك جمله ديگر هم خدمت شما گفته باشم، خيلي‌ها هستند كه اعتقادات ديني دارند. مي‌گويند ما مي‌خواهيم اقتصاد اسلامي بنا كنيم. مگر نه اين است كه دين ما براي زندگي است و براي اين كه يك تمدني را شكل بدهد. مي‌گوييم بله. مي‌گويد مگر اقتصاد جزئي از اين زندگي نيست. مي‌گوييم بله. مي‌گويند چرا ما در قسمت سياستش توانستيم جمهوري اسلامي درست بكنيم، در اقتصادش هم بايد اقتصاد اسلامي داشته باشيم. مي‌گوييم بله. مي‌گويد بسم الله. مي‌خواهم كار كنم. مي‌بينيم چه دنياي عظيمي است. فقط در حوزه اقتصاد اسلامي. كار آنها ديگر مشكل‌تر مي‌شود. هم بايد تئوريها را بدانند، در سطحي كه دانشگاههاي تراز اول دنيا مي‌دانند. اين را فراموش نكنيد. دانشگاه امام صادق عليه‌السلام اولين دانشگاه در كشور بود كه دروس كليدي اقتصاد را به انگليسي تدريس كرد و از همان منابع تدريس كرد. يعني كتابي كه در دانشگاه لندن يا دانشگاه پنسيلوانيا تدريس مي‌شد، همان را گرفت و گفت من اين را درس مي‌دهم. و آن موقعي بود كه نسبت به اين نحوه نگرش در آموزش عالي خيلي حساس بودند اما دانشگاه امام صادق عليه‌السلام با توجه به رسالت خودش، گفت من به انگليسي درس مي‌دهم. منبع به انگليسي بود، سؤال امتحاني به انگليسي بود. هنوز هم هست ولي اين مسأله به سي سال پيش مربوط مي‌شود.

پس وقتي كه مي‌گويند، دانشگاه امام صادق عليه‌السلام رسالت اسلامي دارد، نه اين كه علوم را فراموش كند. سي سال پيش اينجا اولين دانشگاهي بود كه اقتصاد خرد را تدريس كرد. دانشگاههاي ديگر جزوه درس مي‌دادند، در دانشگاه امام صادق عليه‌السلام خود كتاب اصلي آن زمان را مبناي درسي گذاشتند. ما استاداني را به اينجا دعوت مي‌كرديم كه به انگليسي درس مي‌دادند. برايشان مشكل بود. بعدش هم خوشحال مي‌شدند. مي‌گفتند انگليسي كه قبلاً خوانده بودند تمرين مي‌كنيم. با علاقه مي‌آمدند. بعدش هم گفتند كه مشكل است و فقط آنهايي مي‌آمدند كه علاقه داشتند.

در اين شرايط مي‌بينيم كه اقتصاد اسلامي نياز دارد كه هم معارف اسلامي بداند، هم انگليسي بداند. حالا بعضي‌ها فرانسه مي‌خوانند. هم فرانسه بداند. هم عربي بداند. هم راجع به مسائل فلسفه اقتصاد فكر كنند. هم مسأله مدل‌سازيهاي اقتصادي را بدانند. پس رياضيات بايد بدانند. براي اين كه بتوانند مدل‌سازي كنند. بتوانند بر اين اساس سياست‌گذاري بكنند.

مي‌بينيم كسي كه مي‌خواهد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و در مسيري گام بردارد كه خدمت به امام زمان باشد، كار او صد برابر مشكلتر از كساني مي‌شود كه مي‌گويند، من فقط اقتصاد مي‌خوانم كه بروم و به يك شركت بزرگ كمك بكنم. يا بروم در سازمان برنامه يا بانك مركزي خدمتگزاري بكنم كه لازم هم هست اما كسي كه مي‌خواهد در اقتصاد اسلامي قدم بردارد، كارش خيلي مشكل است. خيلي مشكل است. دليل آن هم روشن است. هر حركتي براي خدا ساده نيست. چرا. براي اين كه اجر بزرگي دارد. اجر الهي كه به راحتي در اختيار افراد گذاشته نمي‌شود. بايد از خودشان قابليت نشان بدهند تا پاداش الهي بيايد. بهشت كه ارزان نيست.

بنابراين كسي كه در حوزه اقتصاد اسلامي گام برمي‌دارد، واقعاً مشكل است. بايد خودش را براي همه كوششها آماده بكند. به نظر من بسيار مشكل‌تر از يك دوره الكترونيك است. بسيار مشكل‌تر. چون شما همين گستره را نگاه بكنيد و در ضمن دقت از اين كه در تحليلهايش به خطا نيفتد.

حالا ممكن است كه شما بگوييد، بعضي‌ها هستند كه مي‌خواهند در چندين حوزه علاقمند باشند. هيچ مانعي ندارد. مي‌توانند. اقتصاد يك رشته‌اي است كه همه چيز را براي شما در هر ذوقي كه داشته باشيد را جواب مي‌دهد.

شخص خود من. رشته تخصصي من در دوره فوق ليسانس و دكتري اقتصاد رياضي و اقتصادسنجي بود اما من مي‌ديدم كه پاسخ من در اين نيست. من از دوره دبيرستان به مسائل اسلامي علاقمند شده بودم. حالا قبل از انقلاب اسلامي بود. منظورم يكي دو سال قبل از انقلاب اسلامي بود كه به مباحث اسلامي علاقمند شده بوديم. يك كتاب جامع المقدمات بود. معلم ما آن را گرفته بود و به ما داده بود. كمك مي‌كرد كه ما اين را بخوانيم. كتاب خيلي زيبايي است. الآن ديگر قديمي شده اما كتابي است كه به فارسي شروع مي‌شود و همين طور كه مي‌خواني، آخرش مي‌بيني همه‌اش عربي شد. مثل اين كه اين كتاب را يك نابغه‌اي نوشته. اين كتاب خيلي عجيب است. يعني هم به شما معارف درس مي‌دهد، هم عربي شما را قوي مي‌كند. حالا كتابهاي خيلي بهتري درست شده. تكنولوژي آموزشي پيشرفت كرده اما هر كسي كه آن جامع المقدمات را نوشته، واقعاً نابغه است. بنابراين ذوق من اين بود اما همه مي‌گفتند كه برو مهندسي. برو رياضي. خب رياضي خواندي. ولي ذوق من به اين بود. بالاخره به اقتصاد آمدم ولي باز ذوق من رياضيات بود. فوق ليسانس و دكتري رفتم و اقتصاد رياضي خواندم. الآن مدرك دكتري من ارزيابي شده، يكي در وزارت علوم بود و مي‌گفت، تنها مدركي است كه ارزيابي شده،‌ اقتصاد رياضي و بهينه‌سازي رياضي. يك همچين چيزي. يعني تمامش رياضي بود اما از همان موقع هم اين جواب من را نمي‌داد. اصلاً جواب نمي‌داد. اقتصاد اسلامي مد نظر من بود. طبعاً فلسفه اقتصاد مد نظر من بود. طبعاً متدولوژي مد نظر من بود. طبعاً تاريخ اقتصاد مد نظرم بود. نظامهاي اقتصادي مد نظرم بود. وقتي كه به ايران برگشتم، بعد از شروع انقلاب اسلامي و سال هفتاد و نه كه انقلاب شد، من يك ماه بعدش آمدم. بهمن كه انقلاب شد، من اسفند ايران بودم. اسفند سال پنجاه و هفت. آن موقع دانشگاهها تعطيل بود. بعد حوزه بازگشايي شد و در حوزه دانشگاه رفتم. من نظامهاي اقتصادي را شروع به تدريس كردم. در واقع تخصص من اقتصادسنجي و بهينه‌سازي اقتصادي بود. به اصطلاح متدلوژي اقتصاد علاقه من است. الآن نوارهاي سال شصت و دو من هست. در قم نظامهاي اقتصادي درس مي‌دادم. در همين دانشگاه امام صادق عليه‌السلام سال شصت و دو نظامها درس دادم و همزمان اقتصادسنجي درس مي‌دادم. الآن هم همين طور است. الآن من اقتصادسنجي درس مي‌دهم. الآن پانزده سال است كه به حوزه نفت علاقمند شده‌ام. براي اين كه مشكل مملكت حل بشود. آمديم روي اقتصاد انرژي. مي‌بينيم كه اقتصاد انرژي چه دنيايي است. نياز به مطالعه قراردادهاي نفتي دارد. وارد مي‌شويم. كسي كه بخواهد براي خدا كار بكند، از هيچ چيز نگران نيست. هر چه باشد وارد مي‌شويم و مي‌گوييم هستيم. قراردادهاي نفتي را مطالعه مي‌كنيم. چه اشكالي دارد. مگر مطالعه نكرديم. با هفت شركت بين‌المللي نفتي كه طرف قرارداد بيع متقابل با ايران بودند، ما مصاحبه كرديم. مجموعه آن را براي رياست جمهوري تدوين كرديم. همان باعث شد كه قراردادهاي نفتي نسل جديد نوشته شد.

پس ملاحظه كنيد. يك نفر در حوزه اقتصادسنجي و اقتصاد رياضي تخصصش را گرفته، ذوق او اقتصاد اسلامي بوده، در تاريخ انديشه‌هاي اقتصادي و نظامهاي اقتصادي به خاطر ضرورت مملكت توي نفت رفته و كار كرده. نتيجه‌اش اين شد كه قراردادهاي نفتي ما متحول شد.

اين چندتا چيز را نشان مي‌دهد. البته قابليت من كم است. ديگران خيلي بالاتر از من هستند. اقتصاددانها قابليت دارند و مي‌توانند در هر حوزه‌اي وارد بشوند. و دوم، كشور منتظر نظريات كارشناسي شما است. من قوياً با اين نظر مخالف هستم كه اي آقا، حرف ما را كسي گوش نمي‌كند. من اصلاً مخالف اين نظر هستم. اگر حرفي باشد، گوشهاي شنوا كاملاً در كشور ما باز است. من تجربه كردم. در همين نفت. بسته‌ترين سازمان و پيچيده‌ترين سازمان دستگاه نفت است ولي چقدر استقبال كردند. چقدر تشكر كردند و چقدر حرفها را به گوش گرفتند. چقدر حرفها را به گوش گرفتند و گفتند، روي همينها كار مي‌كنيم.

پس ملاحظه مي‌كنيم كه حتي تخصصي‌ترين دستگاههاي كشور مثل نفت، گوش شنوا به حرف اقتصاددانها دارند. مي‌گويند نظرات‌تان را به ما بدهيد. در همه حوزه‌ها همين طور است. الآن بانك مركزي، شما نظر ارائه بدهيد. نه حرفهاي روزنامه‌اي. نه حرفهايي كه فقط براي توده‌هاي مردمي كه در مغازه نشسته‌اند و حالا يك روزنامه‌اي هم بخوانند. نه. نظر كارشناسي دقيق ارائه بدهيد. الآن مشكل كشور ما فقدان نظريه‌هاي دقيق كارشناسي است. ما الآن واقعاً نياز داريم.

قسمت دوم عرايض من. من تقريباً همه اهميت كاربرديش را گفتم. در كشور ما، ما به شدت نيازمند مطالعات اقتصاد هستيم. در هر حوزه‌اي كه شما نگاه بكنيد. در شبكه بانكي كشور، در بورسها و مؤسسات مالي كه بحمدالله به سرعت دارد در كشور رشد مي‌كند، اينها همه اقتصاددان مي‌خواهند كه بتواند اينها را آناليز كند. نكند بحراني در كمين باشد. در بانك مركزي، در وزارت صنايع و معادن و تجارت، در وزارت كشاورزي، در وزارت امور خارجه به خاطر روابط بين‌الملل و تجارت بين‌الملل و روابط بين‌الملل اقتصادي، همه اقتصاددان مي‌خواهند. خداي نكرده رشته‌هاي مهندسي را تضعيف نمي‌كنم اما يك مهندس عمران بايد در يك حوزه خاصي كار بكند. بعضي از اين دوستاني كه در دبيرستان همكلاسي من بودند و خيلي بهتر از من بودند، آنها به راه و ساختمان رفتند. آن موقع راه و ساختمان خيلي مد بود. حالا برق است. آن موقع راه و ساختمان بود. الآن مي‌بينيم، همين كه مي‌آيند و پيش من مي‌نشينند، بحث اقتصادي مي‌كنند. چون يك كمي خسته هستند. مثلاً چقدر بروند و يك كار روتيني را انجام بدهند. مغزهاي قوي‌اي كه آنها داشتند و خيلي قويتر از من بود، من در دوره دبيرستان مي‌ديدم. خيلي از من قويتر بودند. ارضاء نشدند. حتي پزشكاني كه شما نگاه مي‌كنيد. كافي است كه يكي از استادان اقتصاد پيش يك پزشكي برود و او بفهمد كه اين استاد اقتصاد است. در مورد خودم اتفاق افتاد. من چهار ماه وقت داشتم كه يك دكتري را ببينم. تا نوبتم رسيد. دست كم يك ساعت و نيم در اتاق انتظار منتظر بودم كه بروم و داخل بشوم. تا ديد و معرفي شديم. گفت شما استاد دانشگاه هستي. گفتم بله. گفت چه رشته‌اي. گفتم اقتصاد. اين شروع كرد از اقتصاد صحبت كردن كه حالا فكر مي‌كنيد چه مي‌شود. چطوري است. آقا به حرفهاي من گوش بده. من اين همه منتظر بودم كه شما را ببينم ولي مثل اين كه او بيشتر منتظر بود كه من را ببيند و حرفهايي را كه دلش مي‌خواست، از زبان يك اقتصاددان بشوند. نمي‌خواهم پزشكي را تضعيف كنم اما مي‌خواهم بگويم، حتي يك پزشك عالي‌مقام كشور ما، مي‌بينيم كه پتانسيل مغزي او اين قدر بالا است كه دوست دارد وارد حوزه‌هاي اجتماعي بشود و مسائل جدي را تحليل كند. حداقل مجهز به يك تحليلي بشود. آن وقت ببينيد كه خود اقتصاددانها از اين كار چقدر لذت مي‌برند. من هيچ وقت تقاضاي عمر طولاني نكرده‌ام اما نگراني من اين است كه خيلي چيزها هست كه من نخوانده‌ام. عمر من زيادش نمانده. تنها نگراني من همينها است. مي‌گويم خيلي چيزها است كه مانده. من نگران اين مسأله هستم. گاهي وقتها به دانشجوها مي‌گويم، كاشكي دويست سال عمر مي‌كرديم و اينها را مي‌خوانديم. ما اين زيبايي‌ها را نديده‌ايم. اين خدماتي كه مي‌توانيم به كشور خودمان و به دنيا بكنيم، نكرده‌ايم. نقشي كه اقتصاددانها در تمدن جهاني داشتند، دست‌كم نگيريد. اين كه امروزه من و شما اين جور زندگي مي‌كنيم و نوع زندگي ما اين است، كمابيش متفق القول هستند كه به خاطر تفكرات يك اقتصاددان انگليسي به نام كينز است. خيلي كمتر متوجه هستند كه انديشه‌هاي او چطور زندگي مردم جهان را تغيير داد. بحرانهاي بزرگي كه شما در دنيا مي‌بينيد. همين بحران بزرگ مالي را ببينيد كه در سال دو هزار و هشت ميلادي اتفاق افتاد و هنوز ادامه دارد. دو هزار و هشت ميلادي تا الآن، نزديك چهار پنج سال گذشته ولي اين بحران هنوز هست. هنوز زندگي مردم را در تمام اروپا تحت تأثير قرار داده. زندگي مردم عادي را در آمريكا تحت تأثير قرار داده. چرا به وجود آمد. جواب آن در مالي بين‌الملل است. جواب آن در نظريات كارشناسان اين حوزه است. ببينيد چقدر ذي‌قيمت هستند، اقتصاددانهايي كه بتوانند به شركتهاي بزرگ هشدار بدهند كه در معرض خطر هستيد. همين كارخانه ايران خودرو، شايد دوازده سال پيش بود. از من خواستند كه من بروم و ريسكي كه در مقابل اين شركت عظيم هست را مطالعه كنم. چه ريسكي ايران خودرو را تهديد مي‌كند. ريسك مالي. البته من اين كار را به خاطر دلايلي انجام ندادم. شايد اين بود كه سوادش را نداشتم. شايد دلايل ديگر هم بود. آن كار واقعاً تيم خاصي مي‌خواست. حالا بهتر از من انجام دادند.

ببينيد، يك شركت بزرگي به نام ايران خودرو، اقتصاددانهاي قوي مي‌خواهد. كه نكند بحرانهايي كه در اروپا و آمريكا اتفاق افتاد. بانكهاي ما اقتصاددانهاي قوي مي‌خواهند. شركتهاي بيمه ما، اينها ممكن است كه در معرض خطرات جدي باشند.

حالا در اين فضا اگر كسي بخواهد با رويكرد اسلامي به اينها نگاه بكند، آن وقت ببينيد كه مسأله چقدر حساس، عميق، به لحاظ علمي معتبر و به لحاظ اجر اخروي بااهميت خواهد بود. من از اين حدم تجاوز كردم. نه دقيقه فرصت داريم. در خدمت شما هستيم. با صلوات بر محمد و آل محمد سؤالاتتان را مطرح كند. در خدمت هستم.

امکان دارد رابطه ریاضی و اقتصاد مهندسی را توضیحی بفرمایید؟

رابطه اقتصاد و مهندسي كه ايشان مي‌گويند فراتر از رياضياتش بگوييد. كه نكته بسيار معتبري است. من فرصت نكردم كه براي شما بگويم. ببينيد، در تمام دانشگاههاي معتبر دنيا دروس اقتصاد حداقل در حد ده واحد يعني سه درس براي رشته‌هاي مهندسي الزامي است. براي رشته مهندسي صنايع دروس اقتصاد ضروري‌تر است. اين نشان مي‌دهد كه تا مهندسها اقتصاد بلد نباشند، در كارشان چندان موفق نخواهند بود. پس تقاضا از رشته مهندسي است كه اقتصاد بداند. اما چه اقتصادي بداند. اقتصاددانها بايد براي آنها طراحي كنند. خودشان كه نمي‌توانند براي خودشان درس طراحي بكنند. پس اقتصاددانها بايد با ساختار مهندسي آشنا باشند. با ساختار صنعت آشنا باشند.

دوستان عزيز، هم اكنون كشور ما فاقد استراتژي توسعه صنعتي است. يعني اقتصاددانهاي ما به اندازه كافي همت نكرده‌اند كه استراتژي توسعه صنعتي كشور را بنويسند. هنوز به طور جدي مطالعه نشده كه آيا قطب توسعه صنعتي كشور ما بايد خودروسازي باشد. بايد صنايع الكترونيكي باشد. بايد هوافضا باشد. بايد چه باشد. مقام معظم رهبري كه اين قدر راجع به نقشه راه علمي كشور تأكيد مي‌فرمايند، اين است كه تمام اينها به دقت بررسي بشود. به دقت بررسي نشده است. چرا نشده. همت نبوده؟ علاقه نبوده؟ نه. همه اينها بوده. كار بيشتري بايد بشود.

ما الآن فاقد استراتژي توسعه كشاورزي هستيم. الآن ببينيد، مرتب صحبت مي‌كنند ديپلماسي نفت. يعني ما چطور با اقتصاد نفت بر روابط بين‌الملل تأثيرگذار باشيم. كار درست انجام نشده. هنوز در تجارت بين‌الملل ما كار نكرده‌ايم. اين كه مي‌گوييد رابطه‌اش با مهندسي، بايد صنايع دقيقاً مورد بررسي قرار بگيرد. در حوزه اقتصاد. كه ما بتوانيم براي آنها الگو درست بكنيم تا بر اساس آنچه اقتصاددانها مي‌گويند، دانشكده‌هاي فني رشته‌هاي تحصيلي‌شان را تأسيس بكنند. آنها كه نمي‌توانند ببيند، چه چيزي به نظرشان بهتر است. آنها همه بايد در راستاي مصالح كشورمان هم‌جهت باشند. در راستاي امكانات كشورمان. والا اتفاقاتي كه مي‌افتد، همين اتفاقاتي است كه هم اكنون دارد مي‌افتد. آمار رسمي دانشجوي صنعتي شريف. من از تلويزيون ديديم. رئيس دانشگاه مي‌گفت، نزديك به چهل درصد آنها به خارج از كشور مي‌روند. البته ايشان مي‌گفت، كار بدي نيست. خب به خارج مي‌روند و بعد هم باز به ايران كمك مي‌كنند. ايراني در هر جا باشد به ايران كمك مي‌كند اما يكي از دلايلش قصور و كم‌كاري ما اقتصاددانها است كه الگوي حركت و نقشه راه را براي دانشگاه شريف در حوزه مهندسي ترسيم نكرده‌ايم. كه اين آن چيزي است كه ما مي‌خواهيم. نه ما. آن چيزي است كه كشور مي‌خواهد. با توجه به امكانات ما، سابقه ما، آينده ما، اهداف ما، وضعيت منطقه ما، ما در مهندسي بايد در اين حوزه‌ها رشد بكنيم.

در واقع رابطه آن با مهندسي ترسيم الگوي توسعه رشته‌هاي مهندسي است. چرا كه توسعه رشته‌هاي مهندسي، زمينه‌اي براي توسعه كشور است و الگوي توسعه صنعتي كشور يا به اصطلاح ماها استراتژي توسعه صنعتي كشور را اقتصاددان بايد بنويسد. سالها است كه ما وابسته به نفت هستيم. سالها است. خودمان را چگونه از اين وابستگي به درآمد نفت خارج بكنيم. وظيفه اقتصاددانها است.

الآن صحبت از اقتصاد مقاومتي است. مقام معظم رهبري در اين مورد بسيار تأكيد كرده‌اند. اقتصاد مقاومتي يعني چه. يعني محاسبه، اندازه‌گيري، سنجش. اندازه‌گيري چي. محاسبه چي. سنجش چي. سنجش ريسكهايي كه دارد اقتصاد ملي را تهديد مي‌كند و برنامه‌ريزي براي مقابله با اين ريسكها. به اين اقتصاد مقاومتي مي‌گوييم. مهمترين ريسك ما چه است. وابستگي به درآمد نفتي. بايد برنامه‌ريزي كنيم. مهمترين ريسك ديگر ما چه است. مسأله توسعه صنعتي كشور، ضربه‌پذيري از اين جانب. وضعيت كشاورزي ما، ضربه‌پذيري از آن جانب. وضعيت دانشگاههاي ما. تمام ريسكها بايد به دقت سنجش بشوند تا بتوانيم اقتصادي را درست بكنيم كه در مقابل تهديدات مقاوم باشد.

ببينيد، در آمريكا يك تحريم نفتي اتفاق افتاد. سالهاي هفتاد و دو. در سال هفتاد و سه آژانس بين‌المللي انرژي تأسيس شد. مقرر شد كه ذخائر استراتژيك نفتي را تا نود روز داشته باشند. يعني كشورهاي صنعتي الآن تا نود روز ذخيره استراتژيك نفت دارند. كه اگر اتفاقي در حوزه خليج فارس بيفتد و جريان نفت با مشكل مواجه بشود، تا نود روز بتوانند مقاومت بكنند. البته مطمئن باشيد كه نود روز حد آن است. وقتي كه به بيست سي روز رسيد، تمام نظام غرب به لرزه در مي‌آيد. اما بحث من آنها نيست. بحث من تفكر استراتژيك است. يعني اقتصاد مقاومتي. اقتصاد مقاومتي يعني تفكر استراتژيك اقتصادي. اون اين كار را انجام مي‌دهد اما كشور ما را نگاه كنيد. ما چقدر تحت بمباران رژيم بعثي بوديم اما در اقتصاد مسكن هيچ گاه ساخت پناهگاه اجباري نشد. يعني توصيه نشد. استراتژي توصيه بخش مسكن. به اين مي‌گويند،‌ عدول از ديدگاه استراتژيك اقتصادي. يعني عدول از اقتصاد مقاومتي. حتي بحث اقتصاد مقاومتي كه مورد تأكيد مقام معظم رهبري است، مي‌بينيم كه در نهايت به دانشكده‌‌هاي اقتصاد برمي‌گردد. بايد يك تفكر استراتژيك حاكم بشود.

اقتصاد اسلامي در اين مقطع يعني تفكر استراتژيك در مقابل كساني كه مي‌خواهند به كشورهاي اسلامي فشار بياورند و فشار از ناحيه اقتصاد است. رهنمودهاي مقام معظم رهبري را در اين چندين سال اخير ببينيد. غير از بحث حماسه اقتصادي كه اين بار مطرح شد، در خلال پنج شش سال گذشته، رهنمودهاي ساليانه مقام معظم رهبري فقط اقتصاد بود. حتي ايشان به صراحت گفتند، نظام سلطه نمي‌تواند از حوزه سياست وارد بشود، نمي‌تواند از حوزه فرهنگ وارد بشود، فقط و فقط از حوزه اقتصاد است. مقابله با اين فشار بين‌المللي را چه كسي بايد طراحي كند. شما و ما اقتصاددانها. آن وقت ببينيد چه اجري خواهد داشت. چه ثوابي خواهد بود. وقتي كه شما سكه‌اي در صندوق صدقات مي‌اندازيد، احساس ثواب مي‌كنيد اما وقتي كه در اقتصاد مقاومتي فكر كنيد، ببينيد كه چه ثوابي اين خواهد داشت. وقتي كه خدا براي يك سكه در صندوق صدقات اجر مي‌دهد، بدانيد كه براي او چه اجري مي‌دهد. اين اجر دنيوي، اين نياز فعلي جامعه ما به اقتصاد در همه رشته‌ها و اهميت علمي رشته اقتصاد كه الآن عرض كردم. اين تنوع و زيبايي كه گفتم مثل يك بوستان و گلستان است كه هر چقدر برويد و آشنا بشويد، لذت شما بالاتر است.

به همين دليل است كه اقتصاددانهاي بزرگ از شغلشان خيلي راضي هستند. يعني از اقتصاددانهاي بزرگ كه سؤال شده، گفتند اين همان چيزي بود كه ما مي‌خواستيم. يعني كسي كه با اقتصاد آشنا بشود، ديگر نمي‌تواند از آن دل بكند. چون همه چيز در آن هست. هر چيزي را كه شما فكر بكنيد در آن هست. تا جايي كه يك رياضيدان توي اقتصاد مي‌آيد. آن رياضيدان نه اين كه ليسانس رياضي يا دكتراي رياضي، فويبرمن يعني كسي كه نابغه رياضي بود. به حوزه اقتصاد مي‌آيد.

از اين كه شما را خسته كردم و زياد صحبت كردم و براي شما وقت كم گذاشتم، بالاخره بحثي بود و طولاني شد، عذر مي‌خواهم. انشاءالله كه در زندگي موفق باشيد و در هر كجا كه هستيد و خواهيد بود، انشاءالله و تعالي در پناه اميرالمؤمنين باشيد. هر جا كه خواهيد بود. در هر رشته‌اي كه درس مي‌خوانيد، توكل شما به خدا باشد. براي امام زمان خدمت كنيد كه اجر و پاداش هيچ چيز به اين صورت نيست كه شما براي خدا يك گامي برداريد، براي خدا تأمل كنيد و فكر كنيد و انشاءالله تعالي كه در پناه اميرالمؤمنين باشيد و توفيقات الهي براي شما باشد. بدانيد كه مشكلات نه تنها كشور ما، كشورهاي اسلامي در دست شماها است. من اين را جاهاي ديگر هم گفته‌ام. در دست شماها است. يعني فقط در جمهوري اسلامي ايران است كه ما مي‌توانيم براي جهان اسلام فكر كنيم. فكر نكنيد كه شما در كشورهاي ديگر هم مي‌توانيد فكر كنيد. اصلاً اين طور نيست. اصلاً اين طور نيست. تفكر براي رشد كشورهاي اسلامي فقط در اين كشور امكان‌پذير است و فقط توسط شماها ممكن است. اين فرصتي را كه خدا به شما داده قدر بدانيد. اين جواني را كه به شما داده و اين سالهاي زيادي را كه انشاءالله و تعالي در پيش رو داريد. در هر رشته‌اي درس مي‌خوانيد، براي خدا باشد.

صلوات

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب