ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

ابراهيم رزاقى

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۰:۱۸ ۱۳۹۲/۰۶/۱۲

افزون بر چهار دهه به تحصيل، تحقيق، تدريس و تأليف در حوزه اقتصاد و توسعه اقتصادى پرداخته و كتاب اقتصاد ايران او همچون آينه تمام نماى اقتصاد كشور ما است.

رزومه علمی دکتر ابراهیم رزاقی

  • ابراهيم رزاقى، متولد1331 تهران
  • اخذ مدرك ليسانس اقتصاد از دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران، 1348
  •  اخذ مدرك دكتراى تخصصى توسعه اقتصادى از دانشگاه سوربن پاريس، 1355
  •  عضو هيأت علمى دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران از سال 1356 به بعد
  • استاديار دانشگاه تهران از سال 1358 تا سال 1383 – دانشيار دانشگاه تهران از سال 1383 به بعد

تأليف مقالات متعدد تخصصى و علمى و تأليف كتاب هاى:

1- قراردادهاى نفتى يا اسناد خيانت (1351)

2- مدخلى بر اقتصاد انرژى (1358)

3- اقتصاد ايران (1368)

4- آشنايى با اقتصاد ايران

5- نقدى بر خصوصى سازى ايران1361))

6- الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى (1374)

7- اقتصاد ایران زمین(1392)

8- ترجمه كتاب «نتايج اقتصادى و اجتماعى مسابقه تسليحاتى»

افزون بر چهار دهه به تحصيل، تحقيق، تدريس و تأليف در حوزه اقتصاد و توسعه اقتصادى پرداخته و كتاب اقتصاد ايران او همچون آينه تمام نماى اقتصاد كشور ما است.

سه سال اول دبستان را در «جامعه تعليمات اسلامى» مشغول تحصيل مى شود و بقيه سالهاى تحصيل در اين مقطع را به خاطر الزامات شغل پدر در نيشابور ادامه مى دهد. «خاطرات جالبى از معلمان جغرافيا و تاريخ به ياد دارم. طرز بيان و شيوه برخورد احترام آنها با دانش آموزان تأثير عجيبى روى ذهن ما گذاشت. آنها به گونه اى با عشق و احساس از ايران صحبت مى كردند كه من هنوز آن عشق گرم كننده را پيش خودم احساس مى كنم». در زمان تحصيل در كلاس نهم با انتقال كار پدر، به همراه خانواده به تهران بازمى گردد.

معلم ورزشى داشته كه با مهربانى دانش آموزان را به ورزش كردن تشويق مى كرده و رزاقى پس از چند دهه كه از آن ايام گذشته مى گويد: «از بس كه خوب تشويق مى كرد، الآن من در سن 66 سالگى هر روز حداقل، چندين دقيقه ورزش مى كنم و تشويق هاى آن معلم هميشه در ذهنم تداعى مى شود». به معلم ديگرش به نام آقاى يزدانى هم اشاره مى كند و مى گويد به گونه اى با ما صميمانه برخورد مى كرد كه ما احساس مى كرديم فاصله عاطفى كمى بين ما وجود دارد.

رفتار خشن معلم رياضى و ناظم جامعه تعليمات اسلامى – آقاى گلشن – را هنوز فراموش نكرده، در حالى كه به جذاب درس دادن آقاى قهرمان معلم زيست شناسى اشاره مى كند. به ياد مى آورد كه در سنين نوجوانى، پدرش كتاب هاى داستان سنتى مثل امير ارسلان نامدار و حسين كرد شبسترى را شبها يكى دو ساعت مى خوانده و اين فرزند خانواده هم در زمان استراحت و به خواب رفتن آن داستان ها را در ذهن خود ادامه مى داده و به اين طريق ذهنيت انتزاعى او تقويت مى شود.

در 13-12 سالگى هفته نامه هاى مختلفى از جمله هفته نامه ترقى را كه حاوى موضوع هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى بوده مطالعه مى كرده و در جريان ملى شدن صنعت نفت بر مطالعاتش مى افزايد. مدتى هم خانواده اش با مشكل مالى مواجه مى شود و او هم مزه فقر را مى چشد و در اين حالت است كه كم كم سؤالاتى براى او مطرح مى شود كه چرا يك عده در رفاه و نعمت كامل هستند و يك عده محتاج نان شب. مى گويد ما براى اينكه كفش مان پاره نشود در كوچه و خيابان كفش مان را به دست مى گرفتيم تا پاره نشود و روى سنگفرش هاى كوچه و خيابان راه مى رفتيم. با اينكه به ادبيات علاقه داشته ولى تحصيلات دبيرستانش را در رشته رياضى ادامه مى دهد و ديپلمه رياضى هم مى شود. «از سال نهم كه از نيشابور به تهران آمديم، انشاى همه بچه محل ها را من مى نوشتم. دست به قلم ام خوب بود. دفترچه انشايى از آن موقع دارم كه 60-50 انشاى مختلف را در آن يادداشت كرده ام.

من به دلايلى ذهن گرا بار آمدم ولى برخلاف ميلم به رشته رياضى رفتم و البته اين كار باعث شد كه زندگى متعادلى پيدا كنم و از حالت انتزاعى گرايى هم خارج شوم». در دوره «دهيارى» وزارت كشور وقت در سال1340 شركت مى كند و درسهاى مختلفى از جمله مبارزه با آفات نباتى، بيمارى هاى دامى، شناسايى خاك، نحوه نفوذ در روستا و رهبرى روستايى و مسائل بهداشتى به افراد شركت كننده در آن دوره آموزش داده مى شد و او تا سال 1346 به كار در روستاها مشغول مى شود و متوجه مى شود كه فقر واقعى در روستاها به چشم مى خورد و بدين طريق او با فقر اجتماعى آشنا مى شود. با اينكه ديپلمه بوده ولى با عنوان سيكل (كلاس نهم) در آن دوره ثبت نام مى كند. حقوق معلمان ديپلمه روستا حدود 250 تومان بوده و حقوق رزاقى حدود 400 تومان.

مدتى كوتاه حدود 15 روز درگيرى ذهنى براى او به وجود مى آيد كه درآمدش را پس انداز كند يا بايد بخشى از آن را به اعضاى خانواده اش بدهد و بالاخره به اين نتيجه مى رسد كه بخشى از درآمدش را به خانواده بدهد. حدود 2 سال هم در مؤسسه عالى مالى وزارت دارايى تحصيل مى كند كه مدرك تحصيل آن در حد فوق ديپلم به حساب مى آمده و با فارغ التحصيل شدن در سال 1343 به مدت 14 سال در وزارت دارايى مشغول به كار مى شود و تداوم آموختن زبان فرانسوى مقدماتى در مؤسسه زبان هاى خارجى دانشگاه تهران را ناتمام مى گذارد و از سال 1344 براى تحصيل در رشته اقتصاد دانشگاه تهران در آزمون ورودى دانشگاه شركت كرده و موفقيت كسب مى كند.

بعد از فراغت از تحصيل مقطع ليسانس، در كنكور اخذ مجوز بورسيه «توسعه» كه در سفارت فرانسه برگزار شده بود شركت مى كند و بالاخره به عنوان يكى از نفرات اعزامى به آن دوره عازم پاريس مى شود. همزمان با گذراندن آن دوره كه به مدت 14 ماه تداوم يافت، تحصيل در رشته اقتصاد دانشگاه سوربن پاريس را شروع مى كند. يكى از استادانش پروفسور لودوك بوده كه دروس توسعه، توسعه آفريقا و توسعه خاورميانه را ارائه مى داده و رزاقى تز دكترايش را با عنوان «اثر نفت در توسعه اقتصادى» زيرنظر او گذرانده بود. پروفسور لودوك فرانسوى به رزاقى كه در حال تنظيم مطالب رساله اش بوده، گفته: «در رساله ات به يك سؤال جواب ندادى. ما از شما نفت مى خريم و نفت هم اقتصاد ما را احيا مى كند و شما هم پول نفت را به خريد كالاهاى توليد شده توسط ما اختصاص مى دهيد و چرخه اقتصادى ما را مجدداً فعال مى كنيد. چرا راجع به اين دوباره چرخه مطلبى ننوشته اى؟».

اين سؤال باعث مى شود كه رزاقى به خاطر يافتن پاسخ صحيح، مطالب جديدى را به رساله اش بيفزايد. به ياد مى آورد كه در كنار تحصيل در دانشگاه سوربن، در كلاسهاى آموزشى دانشگاه هاى ديگرى كه سبك آموزش آنها آزاد بوده شركت كرده. «در اين كلاسها موضوع بحث هفته بعد مشخص مى شد و يك يا چند دانشجو بايد درباره آن مطلب كنفرانس مى دادند و ديگران هم به بحث و مباحثه مى پرداختند. امكان داشت خانمى با بچه خردسالش در كلاس درس حاضر شود و در مواقعى هم براى شير دادن بچه اش به بيرون كلاس برود يا دانشجويان غذا و آب و قهوه مى گرفتند و به داخل كلاس مى آوردند و يا اگر دانشجويى پيشنهاد مى كرد كه در بيرون كلاس، بحثها را ادامه دهيم با پذيرش دسته جمعى بيرون مى رفتيم و يا حتى روى چمنهاى دانشگاه مى نشستيم و با حضور استاد مباحثه مى كرديم.

اين نوع نحوه كلاس و دموكراسى در سالهاى بعد از حوادث 1968 فرانسه بود و من در آن ايام به صورت مرتب لوموند ديپلماتيك را مطالعه مى كردم». رزاقى در تزش مى خواهد نتيجه بگيرد كه كشور ما با درآمد نفت محصولات و ماشين آلاتى از كشورهاى توسعه يافته خريدارى مى كند و بعد اين وسايل كهنه مى شوند و مجدداً ماشين آلات جديدى وارد مى كنيم و به طور كلى او مى خواهد بگويد كه اگرچه در زمينه توسعه شهرى و ? برابر شدن توليد ناخالص ملى موفقيت هايى حاصل شده ولى اين نوع افزايش امكانات به معناى واقعى توسعه نخواهد بود. او از مبلغ پولى كه تحت عنوان «بورسيه توسعه» هر ماه به او داده مى شد حدود دو سوم آن را يعنى 600 فرانك را پس انداز مى كرده و چندين بار با قطار بين ايران و فرانسه رفت و آمد داشته و يك زمان هم به عنوان راننده وانت يك شركت تبليغاتى كه آگهى هاى تبليغاتى پخش مى كرده كار كرده است.

او كه چند سال پيش مدارك مربوط به ارتقاى سمت را پر كرده بود تا در سالهاى پايانى خدمتش به اصطلاح «استاد» شود، بعد از دو سال متوجه مى شود كه خبرى از ارتقاى سمت از دانشيارى به استادى نيست. وقتى پيگير قضيه مى شود و از مسؤول مربوطه سؤال مى كند، پاسخ مى شنود كه مدارك اش ناقص بوده است. رزاقى از همان شخص علت ناقص شدن را مى پرسد و باز پاسخ مى شنود كه نام يك كتاب را به عنوان تأليف ذكر كرده ايد ولى هنوز اين كتاب به چاپ نرسيده است. رزاقى با تحير مى پرسد كه چرا اين موضوع را به او نگفته اند، مسؤول مربوطه جواب مى دهد كه فراموش كرده و اينگونه مى شود كه ابراهيم رزاقى با سمت دانشيارى بازنشسته مى شود.

رزاقی بازنشته دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران است و در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، نقد برنامه هاى توسعه را درس داده است و مدتى هم مبانى فلسفى تئورى هاى اقتصادى را در دانشكده مديريت دانشگاه تهران تدريس كرده و دو ترم هم در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامى دروسى را ارائه داده است. «بعضى از دانشجويان هستند كه يك ربع مانده به آخر كلاس به ما مى گويند «خسته نباشيد» و در واقع تمام شخصيت كيفى آدم را زير سؤال مى برند. يك دانشجو هم به من مى گفت استاد به جاى اينكه در كلاس درس بدهيد، شما دنبال كار خودتان برويد و ما هم دنبال كار خودمان. يعنى انگار كه استاد يك فروشنده است كه مى توان با او معامله كرد. البته برخى از دانشجويان اينجورى هستند و نه همه آنها.

«من معتقدم كه دانشجو بايد تحليلگر بار بيايد و شجاعت آموزشى و تحقيقى هم داشته باشد» رزاقى مى گويد: در زمان تحصيل در فرانسه، فقر را از ديد غربى خواندم و وقتى به ايران آمدم از ديد شرقى به آن نگاه كردم. با عرفان حافظ و مولوى هم آشنا شدم و برداشت شورانگيز عرفا از دين توجهم را جلب كرد. او معتقد است با منابع و امكانات جامعه تحصيلاتش را ادامه داده و از اين بابت كار تدريس را هم يك نوع اداى دين به مردم مى داند و باور دارد كه براى خوديابى به اين نياز دارد كه وطن و تاريخ كشورش را بيشتر بشناسد و درس توسعه هم به او در اين راستا كمك مى كند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب