توسعه و تضاد | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

توسعه و تضاد

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۲۲:۱۹ ۱۳۹۲/۰۶/۳

انقلاب اسلامی ایران توجه اندیشمندان و جامعه شناسان مختلف را جلب کرده است و تلاش­های مهمی در باره­ی وضعیت اجتماعی ایران صورت پذیرفته است، و هر کس از جنبه­های مختلف آ­ن را تحلیل کرده است.

کتاب توسعه و تضاد، تألیف دکتر فرامرز رفیع پور، استاد دانشگاه شهید بهشتی، توسط شرکت سهامی انتشار نخستین بار در شهریور 1376 به بازار آمد. روش کتاب، ترکیبی از میدانی و کتابخانه اي و بر پایه رهیافت نهادي است. کل مفاهیم و مباحث کتاب را می توان در واژه توسعه خلاصه کرد؛ به طوري که مؤلفّ معتقد است که ریشه همه مشکلات کشور در وجود تضاد در توسعه ما است. سؤال کلیدي این کتاب این است که چرا توسعه اي که در غرب سبب پیشرفت، امنیت، کمال، ثروت و در نتیجه حصول رضایت نزد مردم شده است، در که اشکال در نداشتن قدرت تفکر منسجم و علم » : کشور ما نتیجه عکس می دهد؟ وي در پایان به این سؤال خود این گونه پاسخ می دهد.

کل کتاب در چهار بخش تنظیم شده است که به ترتیب به مهم ترین مباحث به طور خلاصه اشاره می شود:

در بخش اول مؤلف بر این عقیده است که کوششهایی که تا کنون برای تبیین انقلاب اسلامی ایران انجام گرفته است، عموماً یا پایه­ی قوی تئوریکی ندارند و یا از نظر اطلاعات تجربی ناقصند. و فقط می­توانند جنبه­هایی از انقلاب ما را تبیین کنند. فرضیه اساسی اساسی در این بخش این است که اقدامات در جهت مدرنیزه کردن و به اصطلاح توسعه جامعه در ایران شرایطی را فراهم کرد که نتیجه آن نارضایتی و انقلاب بود. مدرنیزاسیون از یک طرف نابرابری را تشدیدو از طرف دیگر امکانات و توانایی درک این نابرابری را نیز فراهم نمود. و از آن­جا که مدرنیزاسیون نظام ارزشی را تغیر داده نابرابری احساس و ادراک شده از نشر مردم دیگر مشروع به نظر نمی­رسید و برعکس غیر قابل تحمل بود.

مدرنیزاسیون باعث به وجود آمدن طبقه متوسط شد که بین طبقه بالا و پایین قرار گرفتند، که ارزش­های طبقه بالا را به طبقه پایین انتقال دادند، که از این طریق امکان مقایسه به وجود آمد که قبل از این در اختیار طبقه بالا بود، نیاز به کالاهای جدید افزایش یافت و عدم موفقیت آنها در ارضاء آن­ها احساس محرومیت نسبی را در بین مردم گسترش داد. با افزایش محرومیت نسبی نابرابری اجتماعی آفزایش پیدا کرد. با در نظر گرفتن خطراتی که در غرب از جانب کمونیسم برای از دست دادن ایران احساس می­کرد، آن­ها را واداشت تا با سیاست حقوق بشر و فشار وسائل ارتباط جمعی غرب، آزادی سیاسی بیشتری در ایران فراهم گردد. در نتیجه این آزادی و کاهش فشار، موانع ابراز نارضایتی آشکار برداشته شد و نارضایتی به سرعت بین همه اقشار اشاعه و گسترش یافت. توهین به شئونات مردم نیز باعث انفجار نارضایتی گردید. اقدامات مدنیزاسیون و توسعه تعداد کافی از ناراضیان در کلیه قشرها، بالاخص قشر متوسط تولید گردیده بود. بنابراین مدنیزاسیون و توسعه نهایتاً شرایط تضاد و انقلاب را فراهم آورد. -2دوران بعد از انقلاب: به نظر مؤلفّ بعد از کناره گیري بازرگان و عزل بنی صدر، روحانیون به این نتیجه رسیدند که خود رهبري، جریان انقلاب و قدرت را به دست گیرند که پیامد این اقدام با شعار سیاست عین دین و دین عین سیاست روحانیون و در حقیقت، دین در عرصه جهانی به محک کشیده شد. بنابراین با انتخاب این مسير، موفقیت نظام در حد زیادي به شخصیت هاي روحاني سیاست مدار حاضر در صحنه و میزان توانایي هاي آنها بستگي دارد(ص ١٨٩)

مؤلف در کوششی براي ارزیابی شخصیت هاي راهبر در ایران نتیجه می گیرد که: بعد از انقلاب تا پایان جنگ و رحلت امام، در كنار عواملي چون رهبري، ایدئولوژي امید بخش، بسیج مردمي و غیره، قدرت تفكر و تخصص براي اداره كشور از عوامل حیاتي بود. پتانسیل تفكر و تخصص در حد زیادي حذف یا ترور شدند. از آن پس، مسير انقلاب بیشتر در پي اقدامات  دشمنان و كوشش در جهت خنثي كردن آن تعیين شد (ص ١٢٣)

نویسنده معتقد است که کشور در یک حالت ناموزون سیر می کرد تا اینکه: ادامه حمله عراق به ایران با پشتیباني تمامي قدرت هاي جهان و فعالیت وصف ناپذیر مردم باعث شد كه كشور تا حد زیادي آرامش، وحدت

و هم سویي خود را حفظ كند. از طرف دیگر، با وصف ترورهاي زیاد، خوشبختانه باز هم افراد متفكر براي اداره كشور وجود داشت یا به وجود آمد(ص ١٢٤).

پدید آمدن انسجام اجتماعی و تغییر ارزش ها و پیدایش نظام ارزشی جدید نیز از پیامدهاي اصلی انقلاب و رفتار رهبران آن بود. از سویی دیگر، داشتن پتانسیل قوي هوشی و فکري مردمی و ذخایر غنی معدنی، از جمله نفت در کنار عواملی دیگر، مانند مغایرت نظام ارزشی امام و انقلاب با نظام ارزشی غرب، منطق قوي و فطري اسلام انقلابی و اقدامات جوانان انقلابی بر ضد آمریکا (شعارهاي توهین آمیز، گرفتن سفارتخانه، بستن دست و چشم کارکنان، آتش زدن پرچم آمریکا و غیره) و تأیید این اقدامات از سوي رهبران مذهبی – انقلابی و برانگیخته شدن نفرت عمومی در غرب و آمریکا بر ضد ایران، همگی این عوامل دست به دست هم دادند تا کشورهاي جهان بر علیه حکومت جدید ایران برخیزند.

مؤلفّ، جنگ را عامل به وجود آمدن چهار چیز در سطح جامعه می داند: تقویت ارزش ها، انسجام ملی، شهادت و توجیه مذهبی مردم و بسیج مردم براي انقلاب. وي صلح را به ضرر انقلاب ارزیابی می کند:  جنگ پایه هاي اجتماعي انقلاب را مستحكم كرد و بر اساس تئوري( كوزر مبني بر مقابله با دشمن مشترك هم بستگي را بیشتر مي كند) اگر جنگ پایان بگيرد، انسجام اجتماعي و نيروهاي دروني هنجار، خاموش و مسائل عدیده اجتماعي آغاز خواهد شد… بنابراین، پایان جنگ… به معني تهدید واقعي انقلاب خواهد بود (ص ١٤٥).

در فصل سوم مؤلف مسائل به وجود آمده­ی بعد از سال 1368 را در ایران بررسی می­کند. در اینجا با بررسی سه مؤلفه­ی متغیر درآمد، شغل و تحصیلات بع این نتیجه می­رسد که نابراری در ایران نه تنها کاهش پیدا نکرده است بلکه میزان نابرابری افزایش پیدا کرده است. او معیار کشور را ظواهر مدنیزاسیون نمی­داند، بلکه ملاک پایه­ای را نابرابری اجتماعی می­داند که نفقط آن­را با آمار دولتی، بلکه به صورت مستقیم به صورت جمع آوری آمار و غیر مستقیم ( مانند تعداد گدایان،…) می­توان سنجید. او اشاره می­کند که در جامعه یک فرایند تغییر ارزش به وجود آمد که باعث بع وجود آمدن نابرابری شد و در پی نشان دادن این است که نابرابری چگونه به وجود آمد و چه اندازه است. بعد مشخص می­کند که اقداماتی را که در سال­های بعد از 1368 شد بالخص در زمینه­ی اقتصاد و آموزش انجام گرفته، موجب افزایش نابرابری گشته و در نتیجه آن ( به علت گسترش فقر )، ثروت در جامعه با ارزش شده است. و وقتی نابرابری در جامعه زیاد می­شود، ارزش­های مادی جامعه را فرامی­گیرد، اقدامات در جهت ایجاد نیازهای جدید باعث افزایش نیازها و درامدها کفاف ارضای نیازها را نمی­دهدو یا کاهش می­دهد و وقتی راههای رسیدن به اهداف مسدود باشد وکنترل­های درونی و بیرونی ضعیف باشد، انواع کارهای خلاف و انحراف در جامعه روی می­دهد، و سپس این انحراف در جامعه گسترش و تبدیل به هنجار می­شود. “با توجه به نتایج این معرف و معرفهای قبلی … مشخص می‌شود که از سال 1365 به 1371 (و سالهای بعد) یک تغییر ارزشی در زمینه پایبندیهای مذهبی و اعتقادی در جامعه روی داده است. از یک طرف میزان تمایل مردم به دین و روحانیت و سمبلهای مذهبی (مانند حجاب) کاهش و از طرف دیگر تمایل آنها به مادیات افزایش یافته است. بنابراین در اینجا کاملا مشهود است که در شرایط جامعه ما (!) یک تضاد مشخص بین ارزشهای مادی و ارزشهای مذهبی وجود دارد، چنانکه ماکس وبر  نیز قبلا بر آن تأکید کرده است: هر چه که در یک جامعه (بالاخص با روشهائی که در ایران در پیش گرفته شده است، در چنین زمان کوتاهی) ارزشهای مادی بیشتر گسترش یابند، میزان پایبندی‌های مذهبی-اعتقادی مردم کاهش می‌یابد”. رفیع‌پور دو دسته عوامل را در “تضعیف نقش دین” مؤثر می‌داند: عوامل درونی و عوامل بیرونی. عامل درونی مورد بحث که از نظر رفیع‌پور سبب “تضعیف نقش دین” در ایران شده است، عبارت‌اند از: “1) نظام و سازماندهی دین: روحانیت” (همان: 324). و عوامل بیرونی، لذا حداقل در دوران جدید، عوامل بیرونی تأثیر بیشتری بر روی تضعیف نقش مذهب در جامعه و پایبندیهای مذهبی مردم داشته‌اند” (همان: 319).  در این قسمت رفیع­پور نتیجه می­گیرد عوامل اجتماعی باعث تضعیف کارکرد دین و این نیز باعث فروپاشی جامعه می­شود. تغییر در سلسله مراتب قدرت، دگرگونی دوبارة ارزش هاي جامعه، نابرابري اجتماعی، ارزش شدن ثروت و حقوق اجتماعی بیشتر براي ثروتمندان که این خود عامل تقویت نقش بیشتر ثروت در جامعه می شد ، تغییر ارزش هاي دیگر و پیدایش تضاد ارزشی، تغییر گروه مرجع، بی تعادلی و آشفتگی افراد و کل نظام، هزینه هاي بالاي ایجاد نظم و انحرافات اجتماعی و غیره. مؤلفّ در آخر این فصل نتیجه می گیرد که:

… در زمان كنوني عقل و علم ايجاب مي كند كه ما بر روي مسائل خود متمركز شويم و براي خود دشمن نسازيم، در عين حال از دشمنان بي نیاز باشیم و با آنها در صورت دشمني، مستحكم و با صلابت، با تمام قوا و به

طور همه جانبه برخورد كنیم(ص ٥٣٢).

در بخش چهارم پروفوسور رفیع­پور نتیجه می­گیرد که الگوی پیشرفت غربی در کشورهای جهان سوم کارساز نیست و آن­ها را به کشورهای پیشرفته وابسته می­کند. و برای انتقال تکنولوژی از کشورهای پیشرفته باید حداقل این سه شرط را داشته باشد: داشتن برنامه­ی منسجم و متفکرانهاز نظر علمی، و باید یک نظام منسجم داشته باشیم، و این نظام منسجم باید اولین و مهمترین هدف باشد، چون پیشرفت آن­ها درونی بود که در طی سال­های طولانی به دست آمد. ایشان معتقد هستند اگر کشور ما می­خواهد تکنولوزی را از کشورهای دیگر وارد کند باید آن را بر اساس ویژگی­های فرهنگی و اجتماعی انطباق دهد.

دانلود خلاصه کتاب و نقد بررسی ان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب