Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
کشور های جهان؛آزمایشگاه­ِ آموزه های فریدمن | مدرسه اقتصاد

Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

ترجمه


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

پاتوق دانشجو


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298

جزوات


Warning: Parameter 2 to __search_by_title_only() expected to be a reference, value given in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 298
boxweb
معرفی کتاب "دکترین شوک: ظهور سرمایه ­داری فاجعه"/مرتضی مصطفوی

کشور های جهان؛آزمایشگاه­ِ آموزه های فریدمن

کتاب ماه علوم اجتماعی_شماره 50-51

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۲:۴۵ ۱۳۹۲/۰۶/۱۸

آنچه نئولیبرال­ها به آن معتقدند همان آموزه­های لیبرالی است که منطبق بر نظریه آدام اسمیت استوار است. دخالت حداقلی دولت و بازار آزاد سیاست­های اصلی این جریان فکری است که چشم امید به دست نامرئی بازار دارند

“دکترین شوک: ظهور سرمایه­داری فاجعه”؛ نئومی کلاین؛ مترجمان: مهرداد (خلیل) شهابی، میرمحمود نبوی؛ تهران؛ کتاب آمه؛ 1389

خانم نئومی کلاین، روزنامه ­نگار و پژوهشگر آمریکایی، از جمله مخالفان سرسخت نئولیبرالیسم است که سعی کرده تا با استفاده از قلم توانمند خود، سهمی در این افشاگری داشته باشد. کلاین که در عرصه روزنامه ­نگاری، نویسندگی و ساختن فیلم جوایزی بسیار را نصیب خود کرده است، در یکی از آثار اخیر خود به نام “دکترین شوک: ظهور سرمایه­داری فاجعه” به تبیین ابعاد نهان این جریان می­ پردازد. کتاب دکترین شوک عرصه فجایع و ستم­هایی است که طرفداران نئولیبرالیسم در چند دهه اخیر بر ملل مختلف جهت تامین منافع خود تحمیل کردند. در این کتاب کلاین به زیبایی به شرح آزمایشگاه­های مختلف نئولیبرالیسم در اقصی نقاط جهان می­پردازد و نشان می­دهد که چگونه آموزه­های فریدمن با ابزار ایجاد بحران، شوک، کودتا و زور در جوامع مختلف قربانی می­گیرد. قربانیانی که جز فقر، بیکاری چیز دیگری عایدشان نمی­شود.

تئوریسین مكتب اقتصادي شيكاگو میلتون فريدمن پيش‌بيني مي‌كرد كه سرعت، ناگهاني بودن و گستره دگرگوني‌هاي اقتصادي واكنش‌هايي رواني را ميان مردم برخواهد انگيخت كه تعديلات اقتصادي را تسهيل خواهد كرد.او براي اين راهكارِ دردناك عبارتِ «شوك‌درماني اقتصادي» را ابداع كرد که بر مبنای تثلیثی جادویی پیش می رود:: حذف حوزه عمومي/ دولتي؛  آزادي عمل كاملِ شركت‌ها؛ و كاهش شديد هزينه خدمات رفاهي و اجتماعي دولت تا جایی كه از دولت جز اسكلتي باقي نماند.

بعضی حكومت‌ها در تحميل برنامه‌هاي فراگيرِ بازار آزاد همواره روش «شوك‌درماني» را به کار بردند ،آنهم با ابتکاراتی خواندنی. در این روش بنگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ با استفاده از قدرت سیاسی و سیاست‌مداران وابسته به خود، با انجام طرحی برنامه ریزی شده و با تمهیداتی ویژه تغییرات رادیکال اقتصادی و سیاسی را اعمال می کنند و البته در این میان افرادی که با این موج، به مقابله بر‌خیزند با پلیس، ارتش، زندان و بازجوئی روبرو و سرکوب می‌شوند

 “دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه” کتابی است نوشته نائومی کلاین روزنامه نگار و فعال سیاسی کانادایی که در آن در یک بررسی تاریخی  کارنامه شيوه سرمايه‌داريِ «مكتب اقتصادي شيكاگو»این بلشویکهای تندرو نظام بازار آزاد ورق می خورد،بلشویکهایی که از طنز روزگار این بار به جای برنامه ریزی حداکثری اقتصادی بی برنامگی را در دستور کار خود دارند.

کلاین به دقت رهاوردهای سیاست های اقتصادی بروبچه های شیکاگو این شاگردان میلتون فریدمن را در کشورهایی مثل شیلی پینوشه، روسیه یلتسین، آمریکای پساکاترینا و عراق پساجنگ دنبال کرده و آن را سرمایه داری بنیادگرایی توصیف می کند که همچون کمونیسم اقتدارگرا و ساير ايدئولوژي‌هاي خطرناك مشتاق خلوصي دست‌نيافتني و لوح سپيدِ نانوشته‌اي است تا، بر روي آن، جامعه نمونه و نوين خود را كه با مهندسيِ اجتماعي شكل مي‌دهد بنا كند.     اين ميلِ از نگاه کلاین دقيقاً اين امر را تبيين مي‌كند كه چرا نظريه پردازان بازاراین “آرتیستهای واقعی دنیا” این‌قدر به بحران‌ها و فجايع گرايش دارند و موقعيت‌هاي عادي و غيرمصيبت‌بار با جاه‌طلبي‌هايشان ناسازگار است و به مذاقشان خوش نمي‌آيد .

پس از جنگ،سیلهای مرگبار،توفانهای ویرانگر ،وکودتاهای خشن است که  سروکله شوک درمانها پیدا می شود،زیرا فقط در این لحظات است که به قول کلاین ،مردم، با آن عادات تغييرناپذير و خواست‌هاي مصرّانه‌شان، از سر راه برداشته مي‌شوند و دموكراسي عملاً غيرممكن به نظر مي‌رسد

 در اولین گام این بررسی تاریخی، کلاین به سراغ نمونه شیلی می رود که در آن طي يك سال و نيمِ نخست، ژنرال پينوشه عيناً از قواعد «مكتب اقتصادي شيكاگو» پيروي كرد. پینوشه برخي از شركت‌هاي دولتي ( از جمله چندين بانك)، ولي نه همه آنها، را خصوصي‌ كرد؛ انواع جديدي از فعاليت‌هاي ماليِ سوداگرانه زيان‌بار به حال جامعه را مجاز دانست؛ مرزها را به طور كامل به روي واردات گشود و موانع تجاري را كه درازمدتي حامي توليدكنندگان صنعتي شيلي بود از ميان برداشت؛ و ــ به استثناي هزينه‌هاي نظامي، كه به ميزان قابل توجهي افزايش يافت ــ بودجه خدمات رفاهي و اجتماعيِ دولت را ده درصد كاهش داد. او همچنين كنترل دولت بر قيمت‌ها را لغو كرد.

     «بر و بچه‌هاي شيكاگو»، با اعتماد به نفس، به پينوشه اطمينان خاطر داده بودند كه اگر دخالت دولت در همه اين زمينه‌ها را سريع و يكباره قطع كند، قوانينِ به‌اصطلاح «طبيعيِ» اقتصاد تعادلشان را باز خواهند يافت، و تورم ــ كه آن را نوعي تب اقتصادي مي‌ديدند كه حاكي از وجود اندام‌واره‌هايي   ناسالم در بازار است ــ به‌گونه‌اي سحرآميز فروكش خواهد كرد.

اما آنان در اشتباه بودند. در سال 1974، به رغم قطعِ يكباره دخالت‌هاي دولت در بازار، تورم به 375 درصد رسيد ــ كه بالاترين نرخ تورم در جهان و تقريباً دوبرابرِ بالاترين نرخ تورم در دوران زمامداري آلنده بود.

آزمايش «تجارت آزادِ» پينوشه كشور را از واردات ارزان‌قيمت لبريز كرده بود، كارگران شيليايي از كار بيكار و واحدهاي اقتصاديِ محلي يكي پس از ديگري بسته مي‌شدند، زيرا قادر به رقابت با كالاهاي ارزان‌قيمت وارداتي نبودند. ميزان بيكاري ركورد شكست و گرسنگي پديده‌اي فراگير شد.

اقتصاد شيلي در سال 1982 فرو پاشيد: ميزان بدهي‌هاي شيلي به حد انفجار رسيد، اقتصاد يك‌بار ديگر با تورم لگام‌گسيخته رو به رو شد و ميزان بيكاري به 30 درصد رسيد ــ ده برابر بيشتر از ميزان بيكاري در زمان آلنده.

در چنین شرایطی تنها چيزي كه در اوايل دهه 1980 مانع از سقوط كامل اقتصاد شيلي شد به گفته کلاین اين بود كه پينوشه هيچ‌گاه كودلكو  (شركت دولتي مس، كه آلنده آن را ملي اعلام كرد ) را مشمول خصوصي‌سازي قرار نداد. همان يك شركت به تنهايي 85 درصد درآمد صادراتي شيلي را تأمين مي‌كرد. در نتيجه، هنگامي كه حباب مالي تركيد، دولت هنوز منبع ثابتي براي تأمين وجوه ماليِ مورد نياز در اختيار داشت.

بنابراین شيليِ تحت حكومت پينوشه و «بر و بچه‌هاي شيكاگو» يك كشور سرمايه‌داري با مشخصه‌هاي بازارِ آزاد نبود، بلكه شيلي در آن دوران به تعبیر کلاین كشوري صنف‌گرا  به سبک صنف‌گرايي  مدل موسوليني (پیشوای جنبش فاشيسم ايتاليا در زمان جنگ جهاني دوم) بود: اتحادي بين يك حكومت پليسي و شركت‌هاي بزرگ (و برخوردار از حمايت‌هاي دوجانبه آنان) كه، با تلفيق نيروهايشان، جنگي همه‌جانبه را عليه بخش سوم قدرت ــ يعني كارگران ــ به راه انداختند و، به اين طريق، شديداً سهم خود از ثروت ملي را افزايش دادند ،فرایندی که بر و بچه‌هاي شيكاگو آنرا «معجزه»ي اقتصادي شيلي خواندند.

 اما بررسی ها سخن از فلاکت بسیار مردمان دارند: سال 1988، كه اقتصاد نهايتاً تثبيت شده و سريعاً در حال رشد بود، 45 درصد جمعيت شيلي به زير خط فقر در غلتيده بود و اين درحالي بود كه بالاترين دهك جامعه به لحاظ ثروت شاهد افزايش درآمدي به ميزان 83 درصد بود.

 در سال 2007، نیز بنابر آمار، شيلي همچنان يكي از نابرابرترين جوامع جهان بود ــ از ميان 123 كشوري كه سازمان ملل متحد نابرابري را در آنها رصد مي‌كند، شيلي در رده 116 قرار داشت كه آن را در مقام هشتمين كشورِ فهرست مزبور از لحاظ شدت نابرابري‌ها قرار مي‌دهد.

کارنامه شوک درمانی در شیلی يعني مكيدن ثروت و تزريق آن در دهك‌هاي بالاي جامعه و به ورطه نيستي كشاندن بخش بزرگي از طبقه متوسط در اثر شوك‌هاي وارده فاجعه ای است که گویا قربانیان دیگری هم داشت.

مطالعه کلاین بیانگر این است که در اوروگوئه نيز وضع به همین منوال بود: نظاميان در سال 1973 كودتا كرده بودند و سال بعد تصميم گرفتند كه در مسير «مكتب اقتصادي شيكاگو» گام بردارند. به سبب ناكافي بودن تعداد فارغ‌التحصيلان اوروگوئه‌ايِ دانشگاه شيكاگو، ژنرال‌ها از آرنولد هاربينگر و لَري سياستاد استادان اقتصاد دانشگاه شيكاگو و تيمشان، كه شامل دانش‌آموختگان دانشگاه مزبور از كشورهاي آرژانتين، شيلي و برزيل بود، براي اصلاح نظام مالياتي و خط‌مشي بازرگاني اوروگوئه دعوت به عمل آوردند. تأثيرات اين اقدامات بر جامعه ی سابقاً مساوات طلبِ اوروگوئه بي‌درنگ عيان شد: دستمزدهاي واقعي به ميزان 28 درصد كاهش يافت، و براي نخستين‌بار جماعتِ زباله‌گردها در خيابان‌هاي مونته ويدئو   ظاهر شد.

  شيلي تحت حاكميت «مكتب اقتصادي شيكاگو» به عقیده کلاین تصويري موجز از آينده اقتصاد جهاني بود، الگويي كه قرار بود بارها و بارها تكرار شود، از روسيه گرفته تا آفريقاي جنوبي، ازآرژانتين تا عراق :يعني يك حباب شهريِ شكل گرفته از سوداگري‌هاي جنون‌آميز و شيوه‌هاي مشكوكِ حسابداري كه به آتشِ سودهاي كلان و مصرف‌گراييِ جنون‌آميز دامن مي‌زند، كارخانه‌هاي متروك و زيرساخت‌هاي در حالِ فرسودگيِ باقي‌مانده از دوران گذشته پيرامون آن حباب شهري را مي‌گيرد؛ تقريباً نيمي از جمعيت كلاً از اقتصاد كنار نهاده مي‌شوند؛ فسادِ خارج از كنترل و حاكميتِ روابط به جاي ضوابط؛ تعطيلي بنگاه‌هاي اقتصادي كوچك و متوسطِ تحت مالكيت سرمايه‌داران ملي؛ انتقال وسيع ثروت از بخش عمومي به بخش خصوصي؛ و به دنبال آن، بار كردن بدهي‌هاي فوق‌العاده هنگفتِ بخش خصوصي برگرُده بخش عمومي.

   نائومی کلاین با محکوم کردن کارنامه بلشویکهای تندرو بازار ، نسخه «شوك‌درماني اقتصادي»آنها را رد و تصریح می کند يك بازار آزادِ بخش توليداتِ مصرفي مي‌تواند با بهداشت و درمان دولتي، با مدارس دولتي، و با بخش بزرگي از اقتصاد ــ مثل يك شركت ملي نفت ــ كه در دست دولت است همزيستي داشته باشد.در چنين اقتصادي، امكان‌پذير است كه شركت‌ها ملزم شوند كه دستمزدهاي معقولي بپردازند، به حق كارگران براي تشكيل اتحاديه‌ها احترام گذارند، و دولت با كسر ماليات از ثروت، به بازتوزيع ثروت بپردازد تا نابرابري‌هايي كه مشخصه دولتِ شركت محور است كاهش يابد.

کلاین از تجربه های خوب و نوین تشکلهای مردمی میگوید که برای مثال در نئواورلئان با سامان دادن تعاونی های کشاورزی و تولیدی دست به کار شده اند،جنبشهای مردمی که از خرابه‌ها آغاز مي‌كنند، از ويرانه‌هايي كه هنوز دور و برشان مشهود است. اين طرح‌هاي مردمي ما را به راهي به‌دور از انواع بنيادگرايي‌ها رهنمون مي‌شوند. مردان و زناني كه ريشه در جوامع محل زيست خود دارند و فقط در سخت‌كوشي و عرصه عمل راديكالند، خود را در جايگاه مردماني مي‌بينند كه تنها اهل كار و بازسازي‌اند. آنچه را كه هست مي‌گيرند و رفع عيب مي‌كنند، مستحكم مي‌كنند و سپس بهتر و با مساوات بيشتر در اختيار قرار مي‌دهند.

سعی می شود در ادامه کتاب کلاین در سه سه سطح مورد بررسی قرار گیرد

1-    معرفی نئولیبرالیسم

دانشگاه شیکاگو مهد پرورش دانش ­آموختگان بسیاری به رهبری میلتون فریدمن است که داعیه سردمداری جریانی نو در جهان را با خود یدک می­کشد: مکتب شیکاگو یا همان نئولیبرالیسم. این نهاد صرفا یک دانشکده نیست؛ بلکه یک جریان فکری است. مکتب مذکور مولود ذهنی حلقه­ای از دانشگاهیان محافظه کار بود _ معروف به بروبچه­های شیکاگو _ که ایده­هایشان را مانند سدی در برابر تفکر غالب «دولتگرا»ی روز به کار می­گرفتند.(ص84) این جریان فکری از اواخر دهه 70 جانی دوباره گرفت. مکتب شیکاگو یا همان نئولیبرالیسم علی­رغم فرازونشیب­های زیاد خود در چند دهه اخیر بعد از عبور از آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا و آسیا بالاخره به زادگاه اصلی خود یعنی آمریکا بازگشت و در دوران ریاست­جمهوری بوش در بوته­ی آزمایش قرار گرفت.

آنچه نئولیبرال­ها به آن معتقدند همان آموزه­های لیبرالی است که منطبق بر نظریه آدام اسمیت استوار است. دخالت حداقلی دولت و بازار آزاد سیاست­های اصلی این جریان فکری است که چشم امید به دست نامرئی بازار دارند. این شکل نوظهور سه خط مشی دارد:1- حذف حوزه عمومی/دولتی 2- آزادی عمل کامل شرکت­ها 3- کاهش شدید هزینه خدمات رفاهی و اجتماعی دولت به حدی که  فقط اسکلتی از دولت باقی بماند.(ص35)

ئولیبرال ها در اوایل عمر خود به رهبری اقتصادی فریدمن و رهبری سیاسی ریگان و تاچر به سختی مورد پذیرش عام قرار گرفتند. ولی به تدریج با اعمال زور و فشار بر دولت­ها و سیاست­مداران توانستند در بسیاری از کشورهای توسعه ­یافته و در حال توسعه نفوذ کنند. مسلما این جریان هم هم­چون بسیاری از جریان­های فکری با مخالفانی همراه بوده است. در این سال­ها بسیاری تلاش کرده­اند تا ابعاد و لایه­های درونی­تر این جریان را بشکافند و روشن­گری کنند. چرا که ایشان بر این عقیده بودند که جریان نئولیبرالیسم، در یک نگاه افراطی به دنبال حداکثر­کردن سود سرمایه­داران بزرگ جهانی است که ارتباط تنگاتنگی با سیاست­مداران دارند.

2-    نقش بحران‌های اقتصادی در پیشبرد عقاید نئولیبرالیسم

کلاین معتقد است مکتب نئولیبرالیسم در طول حیات خود همواره در کمین بحران ­ها نشسته است تا با سوءاستفاده از آنان اقدام به مهندسی مجدد اجتماع یا “انقلاب­های اقتصادی” کند. به عبارت دیگر کلاین “بحران” را اصلی­ترین بستر برای پیاده­کردن تفکر نئولیبرالی می­داند. او معتقد است بحرانی فرا می­رسد، هول و هراس جامعه را در برمی­گیرد و نظریه­پردازان راست­گرا با رخنه­کردن در خلأ اجتماعیِ ناشی از بحران و جوّ ترس و نگرانی، دست به کار می­شوند و به نفع شرکت­های بزرگ، به مهندسی جوامعِ بحران­زده می­پردازند. این شگردی است که خانم کلاین آن را “سرمایه­داری فاجعه” می­نامد.(ص9)

عنوان “دکترین شوک” گویا همین مطلب است. در واقع شوک حاصل از فاجعه در جامعه از جمله کودتا، حمله تروریستی، فروپاشی بازار، جنگ، سونامی، یا توفان، هم­چون پتکی است که بر سر مردم و جامعه زده می­شود و انسان­ها را به اغماء می­برد. در چنین شرایطی است که گرگ صفتان نئولیبرالیسم کارشان شروع می­شود. درست مثل زندانی وحشت­زده­ای که نام رفقایش را لو می­دهد و از باورهایش روی­گردان می­شود، جوامع شوکه­شده نیز غالباً از چیزهایی که در حالت عادی سرسختانه از آنها محافظت می­کردند دست برمی­دارند.(ص10)

فریدمن و هم ­قطارانش که کلاین وی را “پیر اعظم جنبش خواهانِ «سرمایه ­داری بی­قید و شرط» می­نامد(ص19)، “بحران و فرصت” را دو روی یک سکه می­دانند و در شرایطی که همگان بر اثر شوک در بهت می­باشند، آنان با هوشیاری و سوءاستفاده از حالات روانی حاکم بر جامعه به بازسازی مناسبات اقتصادی و اجتماعی جامعه به نفع اقلیت خاص می­پردازند. کلاین در تشریح ایده ­ی فریدمن به شهر سیل­زده نیواورلیان اشاره می­کند و می­نویسد:” فریدمن معتقد بود که به جای هزینه ­کردن بخشی از میلیاردها دلار پول بازسازی برای ساخت مجدد و بهبود نظام موجود مدارس دولتی نیواورلیان، دولت کوپن ­هایی در اختیار خانواده قرار دهد که بتوانند آنها را در نهادهای آموزشی بخش خصوصی، که بسیارشان انتفاعی ­اند و از دولت یارانه دریافت خواهند کرد، خرج کنند.”(ص19)

در واقع بحران­ها فرصت خوبی برای ورود بخش خصوصی خاص به عرصه اقتصاد هستند، بخش خصوصی که منافع­شان با سیاست­مداران و دولت­مردان در هم­تنیده است: “نشستن در انتظار بحرانی عمده؛ سپس به حراج نهادن و فروش اجزای دولت به بازیگران بخش خصوصی و دائمی­کردن اصلاحات با سرعت هر چه تمام­تر.”(ص21) این یادگاری فریدمن بیان دیگری از توصیه ماکیاولی است که “صدمات را باید سریع و ضربتی وارد کرد.”(ص22)

البته همواره این رویدادهای تکان­ دهنده لزوما آشکارا خشونت­بار نبوده است: بحران بدهی دهه 1980 در آمریکای لاتین و آفریقا؛ بحران­های مالی سال­های 98-1997 در آسیا. فریدمن در مدت سه دهه با استفاده از روش شوک درمانی در سایر کشورها آموزه­های خود را مورد آزمایش قرار داد و سرانجام در یازدهم سپتامبر 2001 این فرصت را یافت تا ایدئولوژی­اش به زادگاه خود یعنی آمریکا بازگردد. کشف ارتباط بین سودهای کلان شرکت­ها و فجایع بزرگ انگیزه اصلی تحقیقات و مطالعات کلاین در مورد دکترین شوک است. برای کلاین اعمال سیاست­هایی از طریق اعمال فشار در سازمان­های بین­المللی هم­چون “سازمان تجارت جهانی” و تحمیل شروط اعطای وام­های “صندوق بین­المللی پول” در جهت تحمیل سیاست آزادسازی بازارها سوال برانگیز است. برخلاف گذشته صندوق بین­المللی پول با توجیه، سه خواست اصلی خود: یعنی خصوصی­سازی، حذف مقررات دولتی و کاهش شدید هزینه­های خدماتی و اجتماعی دولت – که همواره با مخالفت شهروندان مواجه می­شود- را بر کشورها تحمیل می­کند، اینک همین خواسته­ها را از طریق زور بر مردم تحمیل می­شود.

وی با مطالعه مدل بازار و نحوه اشاعه آن در جهان، دریافت که “این سرمایه­داری بنیادگرا برای پیش­تاختن همواره نیازمند فجایع بوده است”.(ص26) وی به این نتیجه می­رسد که مدل اقتصادی فریدمن تحت شرایط دموکراتیک به صورت نیم­بند ممکن است تحمیل شود، ولی پیاده­کردن این مدل به طور کامل و به شکل مورد نظر، نیازمند شرایط استبدادی است. (ص28) مصداق بارز این مدعا حوادث یازدهم سپتامبر 2001 است که دولت بوش به هراس پس از آن متوسل شد تا نه فقط جنگ (کذایی) با تروریسم را راه بیاندازد؛ بلکه طرحی کاملا سودآور و صنعت در حال شکوفایی جدیدی را برای اقتصاد آمریکا تضمین کند.

در این جنگ جهانی شرکت­های بخش خصوصی آمریکا عاملان پیشبرد آنند. جنگی که هزینه این شرکت­ها از محل منابع عمومی و از مالیات ­دهندگان آمریکایی تامین می­شود. در “مجموعه سرمایه ­داری فاجعه” دولت بوش بسیاری از وظایف عمومی دولت از جمله تامین امنیت، خدمات درمانی و بهداشتی را به بخش خصوصی واگذار کرد:”عملا دولت را خصوصی ­سازی کرد.”(ص31) علاوه بر جنگ­ها عرصه کمک ­رسانی انسان­ دوستانه و بازسازی یکی دیگر از صنایع “مجموعه سرمای ه­داری فاجعه” است که به الگوی جدید جهانی تبدیل شده است. مسلما بعد از هر حادثه طبیعی هم­چون سیل و توفان، شرکت­های بزرگ فراملی که خود را در پس ویرانه­ ها مخفی کرده­اند از راه می­رسند و با ژستی انسان ­دوستانه و با حمایت دولت ­های نئولیبرالی به بازسازی مجدد ویرانه­ها مشغول می­شوند.

3-    القای شوک

کلاین در تبیین نظام سرمایه ­داری فاجعه که به نابودی مرز بین “دولت بزرگ” و “موسسات اقتصادی بزرگ” منجر شده است، نه از واژه لیبرال و نه محافظه­کار و نه سرمایه­ دار استفاده نمی­کند بلکه واژه “شرکت­ محور” را به عاریت می­گیرد. نظام شرکت ­محوری که به دنبال انتقال ثروت کلان همگانی به بخش خصوصی به همراه بدهی­های زیاد برای کشور است. نظامی که شکاف رو به افزایش بین ثروتمندان و فقیران و ملی ­گرایی ستیزه ­جویانه­ای که توجیه­ کننده هزینه ­های پایان نیافتنی امور امنیتی است، در آن مشهود است.

مجموعه سرمایه ­داری فاجعه با القای شوک به جوامع منافع خود را پیگیری می­کند. دقیقا همان روندی که در شکنجه اتفاق می­افتد. هدف از شکنجه ایجاد نوعی توفان شدید ذهنی است. در شکنجه افراد به لحاظ روحی و روانی به قدری وحشت ­زده می­شوند که قادر نیستند منطقی فکر و از منافع خود دفاع کنند. پس از شنکجه فاصله­ای زمانی فوق ­العاده ­ای وجود دارد که فرصت بسیار مناسبی برای شنکجه­ کننده است. در این فرصت فرد زندانی دچار نوعی تعلیق بین زندگی و مرگ است که به نوعی یک شوک یا فلج روانی است. در چنین شرایطی فرد آماده تسلیم ­شدن، تبعیت و سازش است. کلاین به ارتباط بین ابداعات جدید شکنجه در آمریکا توسط دکتر کامرون و الگو برداری از این نوع جدید شکنجه با نوع رفتار سرمایه ­داری فاجعه اشاره می­کند.

دکتر کامرون باور داشت که می­توان با وارد آوردن یک رشته شوک به مغز انسان، ذهن­های معیوب را تهی کند واز هر چیز بزداید و سپس بر آن لوح پاک نانوشته شخصیت­هایی نوین را از نو بسازد.(ص54) وی با استفاده از شوک­های الکتریکی پی ­درپی «قالب­شکنی ذهنی» می­کرد. دکترین شوک نیز همین­گونه عمل می­کند. هرگونه فاجعه ­ای، جامعه را دچار شوک می­کند. در این حالت افراد در شرایط اغما قرار می­گیرند که رفتارها و باورهای حال خود را ممکن است فراموش کنند و یا هیچ مقاومتی در قبال تغییر آن از خود نشان ندهند. این­جا دقیقا همان­ فرصت فوق ­العاده ­ای است شکنجه ­گران اقتصادی به دست­ می­آورند تا با استفاده از آن سیاست­های اقتصادی خود را بر جوامع تحمیل کنند؛ دقیقا همان­طور موزیک کرکننده و ضربات درون سلول بازجویی زندانی را سست و تسلیم می­کند.

رویای فریدمن نیز قالب­شکنی جوامع و بازگرداندن آنها به یک وضعیت سرمایه­داری ناب فارغ از هرگونه مزاحمت­هایی هم­چون مقررات دولتی، موانع تجاری بود. وی هم­چون کامرون معتقد بود که اقتصاد نیازمند شوک­های عامدانه­­ای است تا بتواند انحراف موجود در آن را از بین ببرد. لذا وی به سیاست­مداران جسور رویکرد شوک درمانی خود را تجویز می­کرد.

کلاین در کتاب خود نشان می­دهد که سرمایه ­داری بنیادگرا نوزادی است که قابله­اش بی­رحمانه ­ترین شکل­ های قهر و اجبار بوده و ضربات این قهر و اجبار بر جامعه سیاسی و نیز بر تعداد بی­شماری از افراد جامعه وارد آمده است و تاریخچه بازار آزاد معاصر متاثر از شوک­ه ای بسیاری بوده است.(ص41) البته کلاین فقط مخالف با سرمایه ­داری فاجعه است. به عبارت دیگر معتقد است که همة اشکال نظام بازار ک4آزاد ذاتاً خشونت­ بار نیستند. وی وجود یک اقتصاد مبتنی بر بازار را محتمل می­داند که بتواند در کنار حضور دولت در حوزه­های عمومی همچون بهداشت و تامین اجتماعی هم­زیستی داشته باشد.

4-    جمع‌بندی

شاید بتوان طرز فکر کلاین را همان اندیشه ­های کینز نامید چرا که در کتاب خود می­نویسد:”کینز بعد از «رکود بزرگ» نوعی از اقتصاد مختلط و تابع نظم و مقررات را پیشنهاد کرد که موجب اتخاذ سیاست­های اقتصادی موسوم به «اصلاحات نوین» در آمریکا و دگرگونی ­هایی نظیر آن در اطراف و اکناف جهان گردید. این سیاست­ها سیستمی متشکل از مجموعة مصالحه­ها، کنترل­ها و موازنه­ ها بود که جنبش ضدانقلاب فریدمن برای برچیدن آن در کشوری پس از کشور دیگر علم شد.”(ص44) لذا آنچه که کالین معتقد است اقتصاد مختلطی است دولت و بخش خصوصی حضور پررنگی دارند. وی در کتاب خود به تفضیل به نمونه­های آزمایشگاهی مکتب شیکاگو در اقصی نقاط جهان از شیلی، آرژانتین، روسیه گرفته تا عراق و چین اشاره می­کند و نشان می­دهد که چگونه بروبچه­های شیکاگو با نفوذ بر دولت­مردان سیاست­های افراطی خود را بر جوامع تحمیل کردند.

کلاین در نهایت وی به زادگاه اصلی این تفکر یعنی آمریکا بازمی ­گردد و به تشریح حوادث که اقتصادی سیاسی بعد از 11 سپتامبر در دولت بوش می­پردازد. وی نشان می­دهد که چگونه دولت بوش با استفاده از شوک حاصل از 11 سپتامبر، بسیاری از خدمات حوزه عمومی از جمله امنیت داخلی به شرکت ­های بزرگ سپرد که سهام­داران ­شان همان دولت­مردان آمریکایی بودند. دقیقا همان پدیده­ای که دیدگاه بنیادگرای شیکاگو در هر جایی که پیاده شده به بار آورده است. در طول سه دهه گذشته در هر کشوری که سیاست­های مذبور را اعمال کرده است، ائتلافی قدرتمند از بین معدود شرکت بزرگ و طبقه­ای از سیاست­مداران غالبا ثروتمند به وجود آمده است. هر جا سیاست­های نئولیبرالی پیاده شده، فاصله فقیر و غنی تشدید شده است و سبب نابودی بسیاری از نهادهای دموکراتیک، اتحادیه­ها گردیده است.

دانلود بخشی از مقدمه کتاب

این مقاله توسط مرتضی مصطفوی نوشته شده و در مجله کتاب ماه علوم اجتماعی شماره 50-51 منتشر شده است 

۲ دیدگاه

  1. Fatal error: Uncaught Error: Call to undefined function mysql_query() in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php:219 Stack trace: #0 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php(457): ckrating_get_rating('295') #1 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php(300): ckrating_comment_class(Array, Array, '295', Object(WP_Comment)) #2 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/plugin.php(203): WP_Hook->apply_filters(Array, Array) #3 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/comment-template.php(525): apply_filters('comment_class', Array, Array, '295', Object(WP_Comment), NULL) #4 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-includes/comment-template.php(430): get_comment_class(Array, Object(WP_Comment), NULL) #5 /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-content/ in /home/oldmadres/domains/old.madreseeqtesad.ir/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219