توسعه بهتر است یا پیشرفت!؟ | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
سید سعید موسوی ثمرین

توسعه بهتر است یا پیشرفت!؟

سایت موسسه مبین

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۲:۳۵ ۱۳۹۲/۰۶/۳۱

آیا توسعه (Development) مفهومی‌ارزش‌­خنثی (Value-neutral) است؟ عقبه تاریخی مفهوم توسعه چگونه بر ماهیت فعلی آن بار می­شود؟ آیا می­توان در ضمن استفاده از مفهوم توسعه از آسیب­های آن مصون ماند؟ یا اینکه باید برای فرار از آسیب­های این مفهوم مفهومی‌جایگزین ارائه نمود؟ آیا پیشرفت (Progress) بهترین واژه جایگزین است؟ پیشنهادهای بدیل در این رابطه بر روی چـه مفاهیـمـی انگشت می­گذارند؟

سید سعید موسوی ثمرین  دانش آموخته اقتصاد دانشگاه تهران در یادداشتی که در سایت موسسه مبین منتشر شده به واکاوی مفهوم پیشرفت و توسعه پرداخته است

در این نوشته بر آنیم رویکرد گفتمان (Discourse) «الگوی اسلامی-ایرانیِ پیشرفت» (به اختصار:«ا.ا.ا.پ») را در زمینه مفهوم توسعه معرفی کرده و سپس در پرتو همین پاسخ­ها، سؤال اصلی نوشته را مطرح کنیم: آیا انتخاب مفهوم پیشرفت به ­مثابه مفهومی‌جایگزین برای توسعه، انتخابی بهینه است؟ اگر پاسخ این سؤال منفی است، جایگزین مناسب چه مفهومی‌خواهد بود؟

نویسنده مفهوم تعالی را به عنوان جایگزین انتخاب نموده است. برای تبیین دلایل این انتخاب، ابتدا موضع هستی­‌شناسانه گفتمان «ا.ا.ا.پ» در قِبال مفاهیم شفاف شده و سپس مفهوم پیشرفت در نهایت ایجاز به محک این موضع خورده است. در ادامه بر مبنای این دو مقدمه جایگزین کردن پیشرفت به­ جای توسعه امری خطا تلقی شده و در نهایت مفهومی‌جایگزین معرفی شده است.

بحثی هستی‌­شناسانه در باب مفاهیم

مفاهیم چه سنخ موجوداتی هستند؟ آیا مفاهیم نسبت به محیط انعقاد حساس هستند؟ اساساً نسبت محیط با مقوله «امکان انعقاد» مفهومی‌خاص چیست؟ آیا معانیِ مختلف بر یک مفهوم بار می­شوند یا این­که مفاهیم در مقابلِ بار شدن معانی -بعضاً متنافر و یا متضاد- بر روی خود مقاومت نشان می­دهند؟ آیا مفاهیم جانشین‌­پذیر هستند؟ اگر قبول کنیم که مفاهیم به ­طور کامل قابلیت جانشینی ندارند، این میزان جانشین‌­پذیریِ مفاهیم چگونه قابل شناسایی و تبیین است؟ رابطه بین مفهوم و واقعیت چیست؟ آیا انتخاب مفاهیم خاص بر رقم خوردن وضعیتی خاص در حوزه واقع موثر است؟ چگونه؟

رویکردهای مختلف پاسخ­های متفاوتی به این سؤالات می­دهند. نحوه پاسخ به سؤالات فوق -به همراه سؤالات بی­شمار دیگری که در این باب قابل طرح است-، تأثیر به‌­سزایی در رویکرد ما نسبت به سؤالات اولیه این نوشته دارد. ما در اینجا بیشتر به پاسخ­های گفتمان «ا.ا.ا.پ» خواهیم پرداخت.

گفتمان «ا.ا.ا.پ» مفاهیم را سنخی از موجودات می­پندارد که همانا زمینه­‌مند، ساختارمند، تاریخ‌­مند، دارای حساسیت نسبت به انتقال مکانی و زمانی، دارای انحصار نسبیِ معنا و وابسته به مسیر تطور (Evolution) می­داند. به عبارت دیگر از منظر این گفتمان،

–         مفاهیم در قالب یک بستر تاریخی (زمانی و مکانی) یا یک «زیست­‌بوم معنایی» خاص زاده می­شوند؛

–         اگر لایه‌­های معانی برای مفاهیم در نظر بگیریم، هر چه از هسته سخت (Hard core) دورتر می­شویم، تحمیل معنای لایه­‌های دورتر بر مفهوم سخت­تر و سخت­تر می­شود؛

–         معنای مفاهیم در سیر تاریخ همراه با تطور واقعیت متطور می­شود؛

–         مفاهیم در مقابل پذیرش معانی مختلف از خود مقاومت نشان می­دهند؛

–         مفاهیم فقط در یک شبکه معناییِ به­ هم ­­تنیده زاده می­شوند؛ با انتخاب هر یک از مفاهیم در یک شبکه، سایر مفاهیم مرتبط نیز خودبه‌خود انتخاب می­شوند.

–         مفاهیم به راحتی قابلیت انتقال را از یک زیست­‌بوم معنایی به زیست­‌بومی‌دیگر به دست نمی‌­آورند؛

–         مفاهیم صرفاً در زمینه­‌هایی که مشابه زمینه‌­های انعقاد آن­هاست، قابلیت ورود دارند؛

–         مفاهیم با ورود خود به زمینه­‌ها و زیست‌­بوم­های غیرمشابه کم­کم ماهیت زیست­‌بوم را از معنای اصلی تهی و معنایی را که در شبکه مفاهیم تازه‌­وارد مستتر است بر زیست‌­بوم مستولی می­دارد.

دغدغه­‌های گفتمان «ا.ا.ا.پ» و مفهوم توسعه

گفتمان «ا.ا.ا.پ» میراث­‌دار بزرگ­ترین انقلاب معنوی قرن بیستم است. دغدغه‌­های بومیِ این گفتمان دریافت شبکه­‌های مفهومیِ بدیل اسلام را محدود می­سازد. وقتی انقلاب اسلامی‌دریافت شبکه‌­های معنایی ضد سرمایه‌داری نظیر امپریالیسم را نمی­پذیرد، چگونه می­توان انتظار داشت یکی از شبکه‌­های معناییِ اساسیِ سرمایه‌­داری یعنی گفتمان توسعه را بپذیرد؟

توسعه را از چند منظر می­توان مورد واکاوی قرارداد. در واقع رویکرد این گفتمان نسبت به توسعه از اساس فلسفی است، اما گفتمان «ا.ا.ا.پ» در سپهر عمومی‌عمدتاً رویکرد تاریخی را برمی­گزیند.

از این منظر توسعه مسئله‌­ای است که بعد از جنگ جهانی دوم، از سوی کشورهای جهان اول به مسئله­‌ای جهانی بدل شد تا همه کشورهایِ در معرضِ تفکراتِ رقیبِ سرمایه­داری، در گیرودار برخورد و مواجهه با این مسئله حیاتی و جهانی، از فکر افتادن در دامن رقیبِ تفکرِ مسلط بر جهانِ اول یعنی سوسیالیسم بر حذر باشند (برای مطالعه بیشتر نک: «گفتمان توسعه: سرابی ویرانگر»نوشته حسین کچویان، نشریه راهبرد یاس، سال اول، شماره سوم). چه بسا، اگر این ترفند از سوی ایالات‌متحده  طرح نمی­شد، تاریخ صد ساله اخیر جهان طوری دیگر رقم می­خورد و مظاهر عقب­‌ماندگی کشورهای «عقب نگه داشته شده» مثل بیکاری، فقرِ فراگیر  طوری دیگر صورت­‌بندی می­شد.

از این منظر انگاره توسعه، نرم‌­افزاری با امکاناتی وسیع در دستِ جهانِ سرمایه‌­داری بود تا ادامه حیات این نظام مسلط را برای سالیانِ سال تضمین نماید. در چارچوب پارادایم توسعه، جهان سرمایه‌­داری کلیت خود را به مثابه مثالی بی­بدیل در تاریخ مطرح می­کرد و از این طریق هزینه‌های عدول از این نحوه خاص مواجهه با مسایل را افزایش می­داد. البته این تئوری­ها پس از تأسیس نهادهای جهانی مثل سازمان ملل، دیگر به صورت تئوریِ صِرف باقی نمانده و در قالب دستورالعمل‌­های کاربردی به سوی کشورهای جهان سوم سرازیر گردیده و ضمانت اجرای آن‌ها نیز از سوی این سازمان‌ها دریافت می­گردید.

از منظر «دید شبکه‌­ای به مفاهیم» اما مفهوم توسعه امکان بسط معناییِ دنیای غرب را فراهم می­کرد. صدور یک مفهوم اساسی توسعه، سایر مفاهیم پیشینی (Backward) و پسینی (Forward) این مفهوم یعنی مفاهیمی‌مثل عقلانیت (Rationality)، سود (Interest)، دموکراسی، جامعه مدنی  را نیز به دنیای غیرغربی وارد کرد.

آیا پیشرفت جایگزین مناسبی برای توسعه است؟

گفتمان «ا.ا.ا.پ» مفهوم پیشرفت را جایگزین مفهوم توسعه نموده است. در این قسمت تلاش می­کنیم نشان دهیم اگر دغدغه‌­های بومی­‌سازی مدنظر است، مفهوم پیشرفت نیز محکوم به سرنوشت توسعه است. تلاش­هایی که در زمینه جایگزینی مفهوم پیشرفت به جای توسعه شده است، عمدتاً در غفلت از موارد ذیل انجام گرفته است:

–         معانی نزدیک به هسته سخت و لایه اول مفهوم پیشرفت؛

–         شبکه معنایی مفهوم پیشرفت؛

–         مفاهیم پسینی و پیشینی پیشرفت؛

–         زمینه، زمان و مکان –زیست­‌بوم- تولد مفهوم پیشرفت؛

–         سیر تطور مفهوم پیشرفت؛

–         ادبیات علوم اجتماعی کلاسیک قرون پیشین؛

پیشرفت یکی از قطعات مفهومیِ مهم پازل علوم اجتماعی در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی است. پیشرفت مفهومی‌است که خیلی زود صفتش، یعنی واژه پیشرفته (Progressive)، در بین جوامع اروپایی بر سر زبان­ها افتاد. اطلاق این صفت به یک جامعه و یا یک کشور، برای وصف‌کنندگان توأم بود با نوعی تحسین ضمنی؛ نوعی حسرت فروخورده؛ آرزویی دور و دراز. اما وصف­‌شدگان با تبختری تمام سعی در تبیین فرآیند پیشرفت داشتند: پیشرفت حداقل در ابتدای بازتعریفش از سوی روشنفکران اروپایی عمدتاً مترادف بود با گذار از دوره کودکیِ بشر به دوره بلوغ. اگرچه اقتصاد حوزه اصلی اقتصاد موضوع پیشرفت تلقی می­شد، اما ادعا می­شد اسرار مربوط به پیشرفت نه با اقتصاد که با درک «میل عمومی‌انسان­های اروپایی به انفصال از عالم بالا» کشف می­شود. از این منظر پیشرفت اساساً ماهیتی فلسفی داشت. اما دیری نپایید که این ماهیت فلسفی خود را در علوم اجتماعی اعم از جامعه­‌شناسی، اقتصاد و علم سیاست بازتولید نمود. پیشرفت فی‌­الواقع مفهومی‌بود که در یک لِوای خیرخواهانه مناسبات عقیدتی، اجتماعی و اقتصادی طبقه بورژوازی را نمایندگی می­کرد. بنابراین ماهیت طبقاتی، شبکه به ­هم تنیده مفاهیم هم­بند، ساختار سیاسیِ مقتضی و روابط قدرت مفهوم پیشرفت در این ساختار پنهان می­شد.

اما رفته ­رفته با اوج­گیری اعتراضات مردمی‌از سوی عقب­ افتاده­‌ها از قبیل آلمان، ادبیات داروینیستی نیز در زمره حلقات پیشینیِ این مفهوم قرار گرفت: فرآیند پیشرفت یک فرآیند طبیعی (Natural)، صوری (Formal)، خطی (Linear)، حتمی‌(Imminent)، کمّی (Quantitative) و بنابراین دارای مسیری مشخص است. هر کس از این قافله عقب افتاد، لاجرم موجودی  ضعیف و بی­‌بنیه است و بدین ترتیب مشکلی در مناسباتِ بین جوامع و در رتبه­‌های مختلف نیست: آلمان حق اعتراض نسبت به انگلستان ندارد؛ در انگلستان فقرا حق اعتراض نسبت به ثروتمندان ندارند. از طرفی خصوصیات بر شمرده‌شده برای پیشرفت یک اثر ویژه در پی داشت: احساس سرخوردگیِ طیف­های عقب­‌مانده از غافله پیشرفت –از این­که چرا از تحقق هر چه سریع­تر وضعی که طبیعی است؛ ساده است؛ معادله و الگوریتم مشخص دارد؛ یقیناً سرنوشت محتوم آن­هاست، ناتوان‌اند-، آن­ها را به تقلید بیشتر و دقیق­تری از فرآیند پیشرفت کشورها و طبقات پیشرفته وادار می­نمود. این امر خود باعث افزایش عمق استراتژیک شبکه معناییِ پیشرفت در بین این طبقات می­شد. بدین ترتیب پیشرفت در ابتدای قرن بیستم متأثر از فضای ادبیاتی و معنایی قرون هجده و نوزده میلادی مفهومی‌بود که اگرچه یک مفهوم بیش نبود، ولی به زبان آوردن آن مساوی بود با مرور خاطره­ای دویست ساله از تاریخ اروپای مدرن؛ خاطره­ای که یاد سال­های توأم با رشادتِ روشنفکران، صنعت­گران، سرمایه‌­داران و سایر نیروهای اجتماعی رنسانس را زنده می­کرد؛ خاطره­ای که روند منزوی کردن دین و نیروهای سیاسی-اجتماعیِ پشتیبان آن را به یاد می­‌آورد؛ خاطره­ای که با خود مرور یک گنجینه واژگانیِ نو از علوم اجتماعی، فلسفه و سایر مفاهیم جدید را تسهیل می­کرد.

بدین ترتیب انتخاب مفهوم پیشرفت از سوی گفتمان «ا.ا.ا.پ» متأسفانه با دغدغه‌­های مبناییِ این گفتمان هم­خوانی ندارد. اگر دلیل کنار گذاشتن مفهوم توسعه، بار معناییِ مستتر در آن عنوان شود، این دلیل برای کنار گذاشتن مفهوم پیشرفت نیز کافی است. بر این مبنا اگرچه تشخیص حکم از سوی این گفتمان به درستی صورت گرفت است -این­که بر اساس دغدغه­‌های مبنایی گفتمان، توسعه مفهوم بایسته­ای برای اطلاق «الگوی اسلامی‌ایرانی» بدان نیست-، در حوزه مصداقی یعنی تعیین جایگزین برای مفهوم توسعه اشتباه صورت گرفته است.

البته عده­‌ای از بزرگان این گفتمان، رازِ «دو عملکرد متفاوت در شرایط یکسان» را در «جا افتادن مفهوم توسعه در قالب شبکه‌­ای از معانیِ مشخص» عنوان می­نمایند. از نظر ایشان توسعه بر خلاف پیشرفت مفهومی‌جا­افتاده است، بنابراین نمی­توان به راحتی پروژه «قلب معنا» را در مورد آن به کار برد. پروژه‌­ای که می­توان به راحتی در مورد پیشرفت به کارش برد. لازم به ذکر است این اظهارنظر کاملاً اشتباه است. معنای پیشرفت اگرچه مانند توسعه فراگیر نیست، اما در حوزه تخصصیِ علوم اجتماعی یادآور همان تاریخی است که در بالا بدان اشاره شد. بنابراین «فراگیریِ کمتر» مفهوم پیشرفت، منافیِ وجه تخصصی و بنابراین جاافتادگیِ آن نیست.

تعالی: مفهومی‌جایگزین

ارائه یک مفهوم جایگزین به جای توسعه کاری بس صعب و دشوار است. با توجه به دغدغه­‌های گفتمان «ا.ا.ا.پ» مفهوم تعالی بهترین جایگزین به نظر می­رسد. تعالی یک واژه قرآنی است که علاوه بر توجه به رشد سطوح معنویِ آدمی‌به رشد مادی نیز قابل اطلاق است. در واقع این مفهوم از حیث هستی‌­شناسانه بیش‌ترین تطابق را با شاخصه­‌های مبنایی گفتمان «ا.ا.ا.پ» داراست. این مفهوم در یک چارچوب و زمینه اسلامی‌و بنابراین بومی‌زاده شده است؛ مفاهیم پسینی و پیشینی این مفهوم همگی قابلیت قرار گرفتن در گفتمان «ا.ا.ا.پ» را دارند؛ این مفهوم از آنجا که مأخوذ از کلام الهی و مطابق با فطرت انسانی است، به راحتی قابلیت بازنشر در زیست‌­بوم­های غیر اسلامی‌را نیز داراست.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب